احمدی نژاد اخرین مهره نظام. برای دریافت کد لوگوی = جمهوری اسلامی در تاریخ = به وبلاگم سر بزنید
خيلی ممنون.
بادرودبه زيتون وزيتونيان گرامي.
تازه دوساعت است که از ايران برگشته ام اينقدردلتنگ همگيتان بودم که برای عرض ادب نشد بيشترصبرکنم.
راستی زيتون جان درهمان توفانی که گفتی منهم در باغ باصفائی درکرج داشتم عکس يادگاری می گرفتم.
برای جناب سرهنگ وشايان خان وبقيه همفکرانم هم کلی تعريف دارم ازايرانمان.
شادباشيدوبرقرار
یعقوبی ...وقتی صحبت از شرف !!میکنی یادت میره بگی پنجاه سال بتوده ایی ها
خائن وطنفروش گفتند و هرگز توده ایی نه با پیشه وری همفکر شد ( که تو با شرف
صد دل عاشق پیشه وری هستی و قبلا تو کامنتهایت نوشته ایی !!) نه هر گز خواهان
اشغال ایران ت.سط شوروی بود ...اما نگفتی باقر اوف را چرا دوست داشتی !!؟ شرف
کسی دارد که ایران را دوست داشته باشد و بخاطر ایران این شیخ و شاه ها هزاران بار
امدند و رفتند و میروند اما ایران هر گز نخواهد مرد ...ضد ایران یکپارچه بودن
عین بیشرفیست هر که باشد
فقط یك چیز باعث شد دوبار بنویسم ، وبه این احسان الله خان طبری های كیانوری حالی كنم ...
ادم های بی شرف كه حتا خیلی از توده ای ها را می شناسم كه نمیچه شرفی دارند ، شما ان را هم ندارید ...
من هیچوقت و هیچ جا نگفته ام زیتون مزدور رژیم است و یا اصلن مزدور است ، این حرف كثیف شما مزدور های رژیم است كه از ازادی سوئ استفاده می كنید ، كه حتا با جرئت می توانم بگویم كه توده ای هم نیستید ....
اختلاف من و زیتون به شما ربطی ندارد ، شما از دین و دلار و تریاك و بازار خودتان دفاع كنید ...
من هر چه هستم هم و یا نیستم به شما مزدورها ربطی ندارد ...
سلطنت هم شرفش می ارزد به جمهوری اسلامی ولایت فقیهی شما ، نه شما شرف دارید و نه جمهوری جنایت اسلامی تان ....
آقایِ عجب آقا،انگاری ادبِ ادبيات هم سرش نميشه،طنز که هیچ.
به به كه بعد از معصومي مجددا چشممان به شعروشاعري برادر فضله روشن
گشت چه شده احمد ؟ مجيزگوي سلطنت طلبها كه شدي حال نوبت زيتون است؟
خيالت راحت باشد بااين مجيزي كه گفتي اجازه خواهدداد همچنان چرندياتت
را بنويسي او همچو من نيست كه تو را از نزديك شدن به خود نهي كنم
جـان جهان بمن چه کـه دوش کجا بوده ای
کیف و کلیـدم چرا براداشته با خود برده ای
به جهان نبود ست دیواری کوتاه تر از زیتون
پهن دیـواری است ، به وقت اش دیوار چین
مه لقا علیزاده
روانشناس اجتماعی و مشاور خائواده
http://www.iranglobal.info/
ناگفتنی ها دربارۀ دلشوره و اضطراب
حرف زدن و آرام کردن شخص برای این دلشوره ها و اضطراب ها مثل آسپیرینی است که فقط تب را پایین می آورد یعنی دوای موقت. این احساس را اگر بتوانیم روی کاغذ بیاوریم می توانیم به نامه ای تشبیه کنیم که خوانا نیست مثل مِه ای که نمی گذارد جلوی خودمان را ببینیم یعنی مسائل مبهم عاطفی گذشته را مِه ای غلیظ می پوشاند و هر چقدر این مسائل پیچیده تر باشد مِه غلیظ تر است و نمی گذارد دلیل اضطراب و تنش را تشخیص دهیم. نامه وقتی خوانا می شود که بکمک افراد متخصص کم کم دلائل اضطراب را بیابیم.
...
نمونۀ محسوس آن رسیدن نیکولا سارکوزی به مقام ریاست جمهوری فرانسه است. او در 21 سالگی تصمیم گرفت در ابتدا شهردار شهری شود که در آن بعنوان مهاجر احساسِ تفاوت زیادی با اهالی آن شهر کرده بود. در 28 سالگی این آرزو را برآورده کردو سپس برای آرزوی بزرگتری جنگید، در کودکی هنگامی که پدرش وارد خانه می شد، بجای هر صحبت دیگری، نمره های بچه هایش را از مدرسه می خواست، و او چون شاگرد درخشانی نبود همیشه دنبال پدری بود که او را تحسین کند. ژاک شیراک نیز بندرت تحسین خود را نسبت به او ابراز کرد. او با پشتکار خارق العاده در ثابت کردن لیاقت های خویش و با ورزش و بخصوص دوچرخه سواری، توانست خشم هایش را تبدیل به انرژی نماید. مثال دیگر "دیوید دویه" قهرمان کشتی فرانسه است، که توانست (بنا بر گفته خودش) خشمهای درونیش را بجای هرز رفتن در یک هدف بزرگ جمع آوری کند و از این مثالها فراوان داریم.
ماخذ: "ناگفتنی ها روی احساسات و هیجانات" « Le non dit des émotions », Claude Olievenstein, Edition, Odile Jacob, Paris, 2000
اینو یادم رفت بیعقوب مفلوکی !!گوشزد کنم
نوشته زیتون کامنت دونیش را ول کرده بامان خدا هر کی هر چی میخواد مینویسه
و تازه ضد شوروی هم خودشو جا میزنه ...اخه الدنگ اگر امریکایی هستی که گه
خوردی غلط کردی و نیستی اگر این آزادی نیست پس چیه !؟ این وبلاگ زیتون
بیشترین خواننده و کامنت گزار را داره و تازه کامنت دونیش هم ازاد ازاده یک یالقوزی
مثل تو صد بار جفنگ نوشتی ...اکثر وبلاگها که اصلا خواننده هم ندارند کامنت دونیشان
بسته و با بازبینی صاحب وبلاگ فقط چاپ میشه که میخوام صد سال سیاه نشه..
حالا این مفلوکی از دقش !!میگه چرا هر کی هر چی میخواد مینویسه !!!بتوچه طرفدار
باقراوف !!بتو چه عاشق بریا !!! و استالین ٬ سر زمین زیتون سرزمین آزادیست
کامنت ۷۰خب که چی !؟ مش قاسم توده اییه و سرهنگ سلطنت طلبه و زیتون
بقول تو مزدور رژیم ....تو چه گهی هستی !؟ تو چی میخوای !؟ جمهوری خواهی یا
کمونیستی یا مجاهدی اخه چه انی هستی !؟ خوب مگه میمیری یکدفعه بنویسی
چه پخی هستی ...هی از کون این و اون خوردن و نق زدن بابا سیلتو اروم میکنه !؟
عقده مقعدی داری !؟ ضد همه کامنت گزارها مینویسی از کدام طویله ایی ( قبیله ایی !)
برای نوشتن یک کامنت سواد زیادی لازم نیست نداری ببم نداری
جان و جهان! دوش کجا بوده ای؟
نی ،غلطم ؛در دل ما بوده اي
آه كه من دوش چه سان بوده ام؟!
آه كه تو دوش كرا بوده اي؟!
رشك برم كاش قبا بودمي
چون كه در آغوش قبا بوده اي
زهره ندارم كه بگويم ترا:
«بی من بیچاره کجا بوده ای؟»
رنگ رخ خوب تو ،آخر ، گواست
در حرم لطف خدا بوده اي
آينه اي ، رنگ تو عكس كسي است
تو ز همه رنگ جدا بوده اي.
خوب زیتون كه ازادی هر دری وری نوشتن را به همه سلطنت طلب ها و توده ای ها داده ، و از اول هم همین را مد نظر داشته و من بارهانشانش داده ام و حذفم كرده و ... رفته اسمان كه به شما ربطی ندارد ، كجاهایی دیگری شما سرمی زنی ؟؟
شاید مامور و مزدوری و معذور ؟؟
كامنت دانی را بهم ریخته و التماس و .... شاید هم از ته دل می نویسد كه كنترل از دستش خارج شده ...
پس ...
اخه مش قاسم توده ای خجالت هم خوب چیزی است كه نداشته و نداری ، تز اسلام انقلابی احسان خان طبری با امپریالیست خونخوار سر مذاكره نشسته اند ، كه اسلام انقلابی طبری شورایی را از روسوایی بیشتر نجات دهند ، تو هنوز توی گور ساخته برادر بزرگ شوروی خواهیت غلط می خوری ، سلطنت از كی تا حالا ضد دین ان هم اسلام بوده و شده است ...
فكر می كنی و میدانی كه در حفظ قدرت مذهب و بازار برای تونان و ابی و برای سلطنت حكومت خواهد ماند ... خطت توده ایت را از بری ، هم روسری هم قباله هم توسری ...
قباله ازدواجتان را اماده كنید ، جعلی اصلی اش هم به قیمت یك تومان در پشت پاسدارخانه ها و محل تجمع بسیج به بازار ارائه شده است ، اقدام فوری صرفه جویی در هزینه است و گرنه در اینده نزدیك كه مش قاسم ها كنترل بازار را در دست گرفتند گران تر خواهد شد ... بشتابید ...
آخه اين هاله اسفندياری با آن قيافه کج و کوله و شوهر يهوديش رفته بود ايران چه غلتی بکند؟؟ واقعا در حماقت آدمها حدی نيست؟
آخه اين هاله اسفندياری با آن قيافه کج و کوله و شوهر يهوديش رفته بود ايران چه غلتی بکند؟؟ واقعا در حماقت آدمها حدی نيست؟
آخه اين هاله اسفندياری با آن قيافه کج و کوله و شوهر يهوديش رفته بود ايران چه غلتی بکند؟؟ واقعا در حماقت آدمها حدی نيست؟
خبر دیگر سی ان ان و بی بی سی موافقت ایران برای گفتگوی سفیران امریکا و ایران
در بغداد فقط در باره عراق !!!؟ سناتور اوکانل که بشدت از بوش طرفداری میکند در
جواب ولف بلیتزر (بیو گرافی اش در گوگل میگوید از بازماندگان هلو کاست
لهستانیست که در اسراییل خبرنگاری را شروع کرد و بعد باستخدام سی ان ان در امد ) که
رندانه خواست سناتور جنگ طلب !!را بجان ایران بیاندازد پرسید فایده این گفتگو
چیست وقتی پنتاگون میگوید ایران بتروریست ها در عراق کمک میکند !؟ سناتور
گفت بالاخره گفتگو بدون واسط !!شاید پنجره ایی بگشاید و تا حالا عدم گفتگو میوه ایی
نداشته ....بیچاره خاتمی !!!؟
احمدی نژاد بکشور امارات رفته یعنی دعوت شده و این برای انگلیس !!و بی بی سی اش
شده سر خط خبر !!!با اینکه آمریکایی ها انجا حرف اول را میزنند اما انگلیس
یک پسر عمو بازی تاریخی با این شیوخ پولدار دارد ...البته امیر آصفی بسیار پخته
و آبدیده که سخنگوی دولت خاتمی و احمدی نژاد بوده بعنوان سفیر در امارات نقش
اساسی داشته وگرنه بعد از انقلاب اماراتی ها بخاطر تنب و ابو موسی !!دایم انق بودند
و انگلیس هم از همین جاست که لجش گرفته ...امارات از عربستان سعودی هم برای
غربی ها عزیز تر شده و دبی اش داره میشه هنگ کنگ خاورمیانه و تلوزیون الجزیره
هم مایه دلگرمی غربیهاست
ایران در آمار جستجوي سکس در اينترنت!
http://londoners.blogfa.com/
آقای مش فاسمِ کامنتِ ۵۹ ...
حمید پوریان جواب بدهد و ندهد چندان اهمیتی برایم ندارد، من از تلاش مداوم ایشان برای بالا بردن خردجمعی اهالی کامنتدونی زیتون با گزینه نویسی از نوشته های یک خط خاص از مابهتران به منظور ارشاد دیگران و بالا بردن بار فرهنگی سیاسی کامنتدونی، تشکر کردم.
در ضمن، از فحش ات ناراحت نشدم و امیدوارم که با فحش دادنت دلت هم خنک شده باشه.
زیتون عزیز!
اینهمه دوگانگی اینهمه ریا و تزویر ما را به کجا میبرد
اینها بیل را به دست خود مردم داده اند
تا با دست خود قبر خود را بکنند
تو را هر روز در مقابل خودت تحقیر میکنند.
تحقیر و پذیرش دوگانگی و هراس ما را به کجا که نکشانده است!!!!!!!
آناني كه دل به امريكا خوش كرده اند اگر به اخبار ديروز گوش ميداديد ميفهميديد
كه حتي جمهوريخواهان هم تصميم گرفته اند همينطور كجدارومريز بگذرانند تا دوران
رييس جمهور ديوانه شان تمام شود و خودبهتر ميدانند كه هيچ شانسي براي جمهوريخواهان
در انتخابات آينده نيست و نتيجه آن خواهد بود كه باز دموكراتها كه عاقل اند از اصلاحات
در ايران حمايت خواهندكرد و نهايتا گروهي با رهبري كسي مشابه خاتمي
روي كار خواهد آمد و اين اجتناب ناپذير است
احمد فضله درزماني كه پاي من در ميان باشد جناق ميگيرد ولي همچنان
خودرا يار من مينامد و براي اثبات مزورانه اين رياكاريش از خميد پوريان ايراد
ميگيرد كه نهايت حماقت اوست چون خودبهتر ميداند كه حميدپوريان جوابي
نداده و نخواهدداد اما سايرين كه امكان جواب دادن دارند حتي اگر سلطنت طلب
باشند مريدشان است
آقای حميد پوریان کامنتِ ۵۶ ...
بدینوسیله و با احترام و تشکر
شما امروز از سایتِ iranglobal ، خبر برگزاری همایش فرهنگی ایرانیان در دانشگاه کپنهاک را که میخواهد رها از وابستگی سیاسی ؛ نژادی و میهنی ؛ به برگزاری شبهای شعر و داستان خوانی و برپایایی سنخرانی هایی در زمینه زبان و ادب فارسی بپردازد... را پیدا کرده و در کامنتدونی زیتون کامنت کردید.
توسط تلاش شما به بار کامنتدونی زیتون اضافه گردیده و باریکه ای هم از پهنای باند کمتر نشده است.
فراموش نکنيم در اين مملکت همه خواهر و برادرند. البته اين قانون فقط در ميان مردم عادی حاکم است و ما از کمی آن طرف تر بی خبريم.
بسيار خوشحال خواهم شد که امکان تبادل لينک وجود داشته باشد.
موفق و پاينده باشيد.
همایش فرهنگی ایرانیان در دانشگاه کپنهاک
http://www.iranglobal.info/
نخستتین همایش فرهنگی ایرانیان با شرکت جمع کثیری از ایران در دانشگاه کپنهاک که توسط ""کانون دوستداران زبان فارسی" برگزار شد
کانون می خواهد رها از وابستگی سیاسی ؛ نژادی و میهنی ؛ به برگزاری شبهای شعر و داستان خوانی و برپایایی سنخرانی هایی در زمینه زبان و ادب فارسی بپردازد
****
داریوش برادری -د.ساتیر
روانشناس/ روان درمانگر
http://www.iranglobal.info
سوگنامه بره ها، ادیپ و نارسیسم، طنز
و جیگر در رمان رضا قاسمی
تنها با تن دادن به این ملاقات همه جانبه با گذشته و حال و آینده خویش و تلاش برای دست یابی به جهان سمبلیک و تلفیق سمبلیک خویش است که فردیت ایرانی و هنرمدرن ایرانی ساخته میشود.و طبیعتا این تلفیق سخت است. زیرا این گذشته،حال و آینده با یکدیگر درجنگند
با تن دادن به این اشتیاق نهایی و به دیالوگ و چالش، با تن دادن به سرنوشت خویش، آن بشویم که هستیم. مهاجر خندان، رند زمینی خندان، عاشق زن و مرد زمینی خندان و شرور، فردیت خلاق و متفاوت ایرانی شویم
یک نقد و تاویل روانکاوانه رمان جدید رضا قاسمی بنام « وردی که بره ها می خوانند»
شخصیت هر انسان در معنای روانکاوی لکان، نقطه تلاقی میان من و دیگری، میان من و احساساتم،فانتزیهایم، میان من و واقعیتهای بیرونیم و درونیم بر روی یک نوار مویبوس است. نوار مویبوس در نقطه ای پشت و رویش به هم تبدیل میشود و این نوار بدور یک هیچی در حرکت است. (1) محل تلاقی پشت و روی نوار، محل تلاقی من و دیگری و چگونگی این تلاقی و ارتباط من با دیگری خویش، نقطه شخصیت ماست و بیانگر کاراکتر و خصوصیات فردی و یا جمعی ما. طبیعی است که این نقطه تلاقی در عین حال قابل تحول است، زیرا
...
شماره ۴۳ و ۴۴ شما هردو يك نفريد و صددرصد سلطنت طلب چراكه دشمني با من
فقط از سوي آنهاست كه حرفهايم برآنها گران ميايد شما فضله هايي هستيد
كه بايد پاكتان كرد و من خواهم كرد دست از سرشمابرنخواهم داشت حتي اگر
لازم باشد ۲۴ ساعت توي كافي نت هاي كلگري بمانم
salam bar hame doostan
negaran nabasheed
bezoodii agha khodeshoon zohoor mikonan
hame chiz dorost mishe
inshalah
agha ke biad masale hejab ham raf mishe
be OMid didar
salam bar hame doostan
negaran nabasheed
bezoodii agha khodeshoon zohoor mikonan
hame chiz dorost mishe
inshalah
agha ke biad masale hejab ham raf mishe
be OMid didar
خوشم میاد از این نکته سنجی های تو زیتون نازنین.
سلام
خودت خوب می دونی که هم چقدر خودت رو دوست دارم و هم همیشه مطالبت رو می خونم اما چه کنم که همیشه شرمنده ی شما عزیزانم و کامنت نمی نویسم
دیگه این بار به خودم گفتم " زن " از رو برو !
برو به زیتون بگو که خیلی با معرفتی به خدا
همیشه باش
همیشه
می بوسمت
مینو
حجاب از کجا آمده است؟
مثل تقریباً تمام سایر باورهای اسلامی این باور اسلامی نیز ریشه ای زمینی دارد، یعنی میتوان رد و پای آنرا در کتابهای تاریخی پیدا کرد. یافتن دلیل اینکه حجاب برای چه ایجاد شد بسیار آسان است و به دو موضوع اساسی برمیگردد. میدانیم که محمد پس از فرار به مدینه و پیش از کسب موفقیت های اقتصادی بواسطه غارت یهودیان و دستبرد به کاروانها در وضعیت اقتصادی بسیار بدی بوده است و مسلمانان در فقر شدید بسر میبردند. از اینرو امکان اینکه درون خانه هایشان مثل امروز دستشوئی و توالت بسازند برای آنها میسر نبود. لذا زنان محمد و خود او و دیگران باید برای تخلی به خارج از خانه میرفتند. این مسئله تنها بهانه ای بود که محمد را مجبور میکند به زنانش اجازه خروج از خانه را بدهد تا آنها به جایی که میتوانند در آن تخلی کنند بروند و سپس بازگردند. این مسئله در کنار مسائلی دیگر از جمله اینکه محمد در سنین بالا به سر میبرده است و احتمالا قدرت ارضای جنسی زنانش را نداشته است باعث میشود که دیگران چشم به زنان محمد داشته باشند و زنان محمد نیز چندان بی رغبت نسبت به این مسئله نبودند، این است که عمر به محمد پیشنهاد میکند که به زنانش دستور بدهد خود را بپوشانند تا مبادا دیده شوند.
شاید این مسئله برای قربانیان حجاب و مسلمانان و حتی غیر مسلمانان باورکردنی نباشد و این مسئله آنقدر مسخره به نظر برسد که مسلمانان عمری به دلیل اینکه آقای محمد در خانه اش توالت نداشته است مجبور شده اند زنانشان را کفن پوش کرده باشند، که شاید تصور کنید این قضیه ساخته ذهن نگارنده است، اما قدیمی ترین و معتبر ترین کتب اسلامی نشان میدهند که دلیل ظهور حجاب چیزی جز این نبوده است. در زیر این منابع و اسناد تاریخی را به ترتیب خواهم آورد.
محمد به زنانش اجازه میدهد برای دستشویی کردن به خارج از خانه بروند (عجب انسان روشنفکری بوده است این محمد پیامبر).
واقعا حق ما همينه
وقتي توي همين اظهار نظرها عكس خاتمي رو در نمايشگاهي كه درباره نحوه شكنجه هاي ساواك بود گذاشتند و ميگند چهره واقعي خاتمي اينه
پس حق ما هم همينه كه بر سرمون ميگذره
واقعا دوره خاتمي با اين دوره فرقي نداشت
پس با همين دوره حال كنيد
اون دلبنداني كه ميگفتند محمود جون بياد كار اينها تمومه پس ببينند كه همين افراد با آمريكا پاي ميز مذاكره هم ميشينند
سلام!
خیلی جالب بود!
بعضی تفکرها خیلی ساده شکل میگیره! :
(یادش رفت بگه این ساناز خانم غلط کرده که دوش بغل شوهرش نبوده و یکجای دیگر بودهاست)
(بهنظر من بایداول کپی عقدنامه رو با فکس میخواستن بعد آهنگ پخش میکردن. شهر هرت که نیست. اینجا ایران است صدای جمهوریاسلامی!)
خدا رو شکر شما مجری نشدی!!:))
الله حافظ!
سلام!
خیلی جالب بود!
بعضی تفکرها خیلی ساده شکل میگیره! :
(یادش رفت بگه این ساناز خانم غلط کرده که دوش بغل شوهرش نبوده و یکجای دیگر بودهاست)
(بهنظر من بایداول کپی عقدنامه رو با فکس میخواستن بعد آهنگ پخش میکردن. شهر هرت که نیست. اینجا ایران است صدای جمهوریاسلامی!)
خدا رو شکر شما مجری نشدی!!:))
الله حافظ!
چه می توان گفت که خود آینه تمام نمایی است از آنچه هست . . .
از زیتون عزیز بسیار سپاسگزارم
شماره ۳۸مجسمه بلاهت .
ساکت.
کسو شعر ننویس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
كامنت براي دكتر كاشي درباره دانشگاه:
یه مشت آخوند جاهل و غلام هایشان ایران را به گند کشیدند. خب دانشگاه هم بخشی از آن است. بیش از دو دهه طول کشید که اندیشمندان به بخشی از غلام-آخوندها که اتفافا بسیاری از آن ها دانشگاهی و تحصیل کرده هم بودند؛ بفهمانند که این معجون گند ولایت فقیه شیعه که هویت آن ها شده است... سرطانی است که ملک و ملت را بباد خواهد داد.
حالا هم حضرات در خواب زمستانی فرو رفته، موقع نمایش انتخابات از خرناسه در می آیند و کیسه گدایی صندوق رای را دوباره می دهند دست یکی دو تا آخوند تیتش مامانی بی عرضه که وکالت وزارت غلام_آخوندی شان را تکرار کنند.
حالا چند دهه طول بکشه که راست هایشان را بشود آدم کرد الله اعلم!!
بعد از این همه رنج و مرارت و خسارات فراوان و عقب ماندگی هایی که به این سادگی ها جبران آن ممکن نیست، این بار مردم ایران باید چنان اردنگیی در ماتحت این ملاها بزنند که بروند برای هزار سال در حجره های جهل شان گم بشوند و بگذارند این ملت نفسی بکشد و خود را باز بیابد؟؟
سلام خیلی خیلی خوشحال شدیم که قدم رنجه کردید و همچین روزی هم اومدید که اصلا یادمون نمیره دست تون درد نکنه ممنون شما از دوستان قدیمی ما هستید خیلی خوشحالم که از سال دیگه وبلاگ شما رو خواهم خوند تا اون موقع گیر این سانسورچی اسیرم بهم گفته اول دبیرستان که رفتی آزادی
از تیرداد کوروس بابایی
ای تو آن شهر سپید رویاها
شهر سروها و صنوبرها
ای تو خاک خوب مهربانی ها
زادگاه زرتشت و سهروردی ها
ای تو خاکت رزمگاه رستم ها
میهن کاوه و مازیار و بابک ها
ای تو دماوندت همسر با آسمان
لانه ی سیمرغت گشته جولانگاه کرکس ها
ای تو خلیجت عروس دریاها
ای تو شکوه هزاران ساله ی تاریخ ها
جز تو مرا وطن نیست که نیست
گر چه جهان به زیر پای من است
جز تو مرا دلیل گفتن نیست
گر چه این گفتن همزاد غم است
ای تو خاکت سرخ ز خون لاله ها
گشته پرپرشقایق هایت در بهار
ای تو چشم امید بسته ای بر دستهای ما
کی شود من های من مای ما
ای تو میراث گرانسنگ نیا
ذره ای از خاکت مباد از هم جدا
ای تو نامت تکیه گاه فردای ما
شماره ۱۱ تو همان ماني سلطنت طلب هستي كه با وبلاگش دين را
تمسخر ميكرد و حال با وبلاگ ديگري بازگشته اي تا مارافريب دهي زهي خبال باطل
كه نام منفورت كه اصراردربكاربردنش داري بخوبي نشانگر سوابق كثيف سلطنت طلبانه
و دين ستيزانه توست عرض خودميبري و زحمت ما ميداري
چه معنی داره تو این مملکت برنامه زنده پخش بشه ؟حروومه
رنگ خاکی
http://www.iran-emrooz.net
عباس خیدر / برگردان: علیمحمد طباطبایی
...
من به او توضیح دادم که در جستجوی یافتن شعر غنایی و نثرهایی که برای صدام تالیف شده بودند هستم. فروشنده با پوزخندی چنین گفت: « آیا با خودت یک ماشین باری هم آوردهای؟ ». من ابتدا منظور او را درک نکردم. سپس او چنین ادامه داد: « من یک انبار پر از این آت و اشغالهایی دارم که شما دنبالش میگردید».
این قبیل آثار ادبی در بارهی صدام حسین و جنگهای او بخشی از یک جریان طولانی از نظامی کردن زندگی عمومی در عراق بودند که زنگها را برای خاتمه دادن به تمدن و آغاز وحشی گری در عراق به صدا در آورده بودند. این جریان در اوایل دههی هشتاد میلادی آغاز گردید. در آن زمان صدام حسین در تلویزیون عراق نشان افتخاری را به سینهی یک مرد نصب نمود. علت آن: آن مرد فرزند خودش را شخصا به قتل رسانده بود، زیرا پسرک نمیخواست که در جنگ شرکت کند. اکنون دیگر به طور قانونی مقدور شده بود که هر کس به دلایل میهن پرستانه فرزند ذکور خودش را به قتل رساند (1).
خشونت روزانهی فعلی در عراق که از سال 2003 در تلویزیون شاهد آن هستیم همین جوری از آسمان نیفتاده است، بلکه بخشی است از یک جریان طولانی که آغاز آن به جنگ ایران و عراق باز میگردد. حکومت عراق در 1980 تصمیم گرفت که این جنگ نه تنها باید در مرزها انجام گیرد که درمدارس و در خیابانها. نظامی گراکردن زندگی بالاترین اصل اساسی حزب بعث و رهبری آن حزب بود. به این ترتیب طی سالها فرهنگی از خشونت عمیقا در خودآگاهی جامعه عراق و البته در ناخودآگاه آنها جای گرفت و به بخش دائمی آن تبدیل گردید.
...
عباس خیدر متولد 1973 در بغداد در حال حاضر به عنوان نویسنده در مونیخ زندگی میکند. کتاب او « خاکیسم: جنایت روشنفکرانه در عراق » در 2005 و توسط انتشارات Al-Kamel در کلن منتشر شده است.
1: به خاطر بیاوریم صحنهی بسیار هولناک گفتگوی آن مادر (؟) اصفهانی بسیار مومن را با پسر مجاهد یا کمونیستش که اکنون نادم شده بود و در شرف اعدام قرار دشت (در تلویزیون جمهوری اسلامی در سال 60 یا 61). مترجم.
2: نویسنده هیچ توضیحی نمیدهد یا اشارهای نمیکند که این فرهنگ عشق و زندگی بالاخره از کجا باید بیاید. در ضمن در بارهی دموکراسی به کمک لولهی تفنگ بیش از اندازه مبالغه میکند. هرچه باشد پیشتر از این با همین روش در آلمان، ژاپن و نقاط دیگر دموکراسی برقرار گردیده و بساط فرهنگ خشونت برچیده شده است. مترجم.
چهره واقعی خاتمی و اطلاح طلبان را در عکس زیر ببینید. بد نیست بدونید که دانشگاه آزاد که مستقیما زیر نظر رفسنجانیست هم شدیدا سختگیری در پوشش و فعالیتهای دانشجویی را شروع کرده. دوره احمدی نژاد تموم شد نرید به رفسنجانی و خاتمی و کروبی و دارو دستشون رای بدید!
یه خورده هم از درد مردم بنویسید!
http://i6.tinypic.com/5zmnqmv.jpg
واقعا این اتفاق افتاد/-:
واقعا دیگه شور همه چی در اومده!!احساس می کنم شبیه بوتیفار!!شدم!باید واسه همه چی حرص! بخورم!!
بعد از اون نمایشنامه آماتوری و سطح پایین ،پست این دفعه دیگه معرکست!!؟؟ واقعا نمی دانم چه کامنتی بذارم ،مگه تو جمهوری اسلامی بزن و بکو هم هست !!؟؟ در ضمن یک عده ای خودشون به خودشون میگن آقا و دکتر و مهندس و خانم ...........ما هم اسممونو گذاشتیم هوشنگ آقا اونم به فرنگی.........
حیف...واقعا که حیف این کشورمان زیر دست حیوانی بنام امام و کوفت و زهرماری... مرده شور این اسلامشونو ببرند که باعث بدبختی کشورمان شده....
دروغ چرا !!!؟
اینو دیک - چنی روی عرشه ناو اینتر پرایز (شایان جان خوشحال شدی !) در حالی
بیان کرد که کتش را هم دراورده بود !!مثل ناصر ملک مطیعی در قیصر !!که با کمک
دیگران ( یعنی امریکا بتنهایی بیضه یخدور !)بایران اجازه دست یابی ببمب اتمی و
تسلط بمنطقه ( این تسلط مختص امریکا - انگلیسه !) را نمیدهیم و توسل بنیروی
نظامی اگر لازم شد در نهایت ....خب باقیش زرهای مفته که هزار بار تکرار شد و با رفتن
بلیر و بوش اوضاع بر میگردد بدوره مک فارلین و رفسنجانی !!!!و یازده سپتامبر
با ان جنایت هولناکش یقه صدام سکولار را گرفت و نه کس دیگر...افغانستان با ان
طالبان های از غار برگشته داستان دیگری داشت ٬ اما آنچه باعث حیرت بود ادمهای
پر و با سوادی مثل شایان ها چرا هفت سال ببوش چنی دلخوش کرده بودند !؟
تا قبر آآآآآآ
این شیطون (زیتون )چه جوری این سوژه ها را پیدا میکند خدا میداند ٬ گاهی
میزند توی خال !!! البته این هم تخیلیست ولی سوزش داره برای دست اندرکاران
رادیو و تلوزیون ایران ....البته مثل قدیم نیست که رئیس اقای قطبی در منهاتن
نیو یورک بود و مرتبط عوامل امنیتی - سیاسی واشنگتن و دربار شاهنشاهی و هر
ابدارچی ان سازمان دوره دیده امریکا ( نقل قول از علیرضا نوریزاده ) وتازه با ان
همه کمک ان چنان بود برنامه هایش ٬ حالا که نه دوره ایی نه آموزش غربگرایانه ایی
نه تحصیلات تخصصی و از همه مهمتر دست انها در محدوده دینی - اجتمایی انقدر
بسته است که انگاری مثل بند بازها روی طناب باریک و لغزش اگر بیکار کردن
و بیکار شدن باشد زیاد مشکل نیست اما دچار امنیتی ها شدن ....اقا / خانم بوجور که
واردی ...دوست نداری بیا غرب پیش ما و خوش بگزران بکش بیرون از ابران
چه جالب، صداشو داری؟
تنها حکومتی در جهان که که هر شب و هر روز هر ساعت و دقیقه و ثانیه را با وحشت و هراس می گذرانند همانا حمهوری محترم اسلامی آخوندی است اول شماره تلفن و آدرس و اسم و رسم تلفن کننده را میگیرند بعد با استفاده از دستگاه تاخیر و سانسور به شما اجازه میدهند یک آهنگ برای عمه تان درخواست کنید میگید نه همین حالا امتحان کنید معلوم نیست اینان که مستحضر به حمایت میلیونی امت همیشه در صحنه هستند ایقدر از همه چیز و همه کس می ترسند
الهی بميرم واسه جوونهای ايران كه نميتونن اهنگ در خواستيشون رو هم با خیال راحت در خواست كنند واقعا چه اوضاع بدی ):
براو زيتون
بعد از نمایشنامه ات دوباره این نوشته تو هم در سايت بالاترين
http://balatarin.com/permlink/2007/5/9/1053681
خيلی جالب بود(((((((((:
وای... مردم از خنده!! :)
زيتون جان
خيلی جالب بود. کاش ميتونستی يه لينک از آهنگ" جان جهان دوش کجا بودهای" را هم ميگذاشتی تا با آواز شجریان حال کنیم و به ريش آقايان بخنديم!
ممنون
شاد باشي
سلام ... مردم از خنده ...تا اون باشد دیگر حداقل زنگ بهشان نزند ...حالا گوش کردن پیشکش
راستی بگير بگير بد! حجابها چی شد؟
به ارادهِ آزادِ ملت تن بدهید!
کمال ارس
Kamalaras@aol.com
...
هشدار
این نوشته استفاده از فرصتها برای زمین زدن حریف نیست. "مانیفستی" هم نیست که در آن با ژستهای توخالی علمی چک سفید به جناحهای جمهوری اسلامی بدهد. این نوشته هشداریست برای همه ایرانیانی است که دغدغه میهن در سر و در دل دارند. برای آنهائیست که کمی دورتر از نوک بینی خود، واقعیت را میبینند وتوان آنرا دارند که منافع و غرور ملی را بر خواستها و غرور شخصی و گروهی خود ترجیح دهند. حتی آنهاییکه تاکنون دانسته و یا ندانسته کشور را بازیچه و اسیر منافع مادی و تاریک اندیشی مذهبی خود کرده اند، دیگر باید دریابند که بر شاخه نشسته اند و بُن میبُرند. در چنین شرایط خطیری که بوی نابودی ایران در هواست، آمریکاییها میخواهند از چاههای نفتیشان در خاورمیانه دفاع کنند، برای اسراییل ایران کشوری بیش از اندازه بزرگ شده است، بخشی از کردها فیلشان دیگربار یاد هندوستان کرده و بازهم خواب کردستان 40 میلیونی را میبینند و بقایای "فرقه" حسرت "جمهوری دمکراتیک آذربایجان" را میخورند، بایستی بتوانیم، دستکم در کنار یکدیگر، در رفع و دفع بلا بکوشیم. در شرایط کنونی نگارنده نمیخواهد شعار "همه باهم" را بدهد. من صحبت از اتحاد ملی هم نمیکنم، اینجا سخن از همسویی و همزیستی ملی و بین المللی است. فراموش نکنیم که ملت بزرگمنش ایران همواره بیشتر مداراجو بوده است تا انتقامجو، منشی که شاید هم راز بقایش گشته است.
...
براستی که در برابر حکام جمهوری اسلامی تنها سه راه بیشتر نمانده است:
راه جنگ و نابودی.
راه کُرنش و زد وبند با آمریکا در آخرین لحظه و با بهای زیاد.
راه تن دادن به حاکمیت ملت و نجات حاکمیت ملی ایران.
*****
سنگسار تا کی؟
http://www.iranglobal.info
در ٧ آوریل٢٠٠٧ دعا خلیل اسود ١٧ ساله در شهر بشیقه در کردستان عراق سنگسار شد. او به یک خانواده یزیدیها تعلق داشت و عقدش را با پسرعویش در آسمانها بسته بودند. اما او به مرد دیگری دل بست که عرب مسلمان بود. وقتی رابطه آن دو کشف شد، به قرارگاه پلیس برده شدند و مورد بازجوئی قرار گرفتند. مرد عرب از ازدواج با دعا سرباز زد. مردان خانواده با سنگسار دعا از «ناموسشان» دفاع کردند.
...
وقت برای نجات دعا وجود داشت. وقتی معشوق مسلمان از ازدواج با دعا خودداری کرد، دعا باید به خانه باز میگشت. مگر جای دیگری بود که او را پناه دهد؟ همه میدانستند که چه سرنوشتی دخترک را در خانه تهدید میکند. یکی از نمایندگان دین یزیدی شهر بشیقه پنج روز دعا را در خانه اش پناه داد. مردان خانواده، دخترک را از آن خانه بیرون کشیدند با این قول که دخترشان را سنگسار نخواهند کرد. اما وقتی جنایتی که ظاهرا خیلی هم پنهان نبود، صورت گرفت، اینکه ما چه زمانی از آن آگاه شویم، زندگی را به دعا بازنمیگرداند. شاید هم در گوشه ای از روزنامههای ایالتی در کردستان این خبر مندرج شده بود ولی کسی برای خبر اهمیتی قائل نشده بود. دولت کردستان عراق شش نفر را در ارتباط با سنگسار دعا دستگیر کرده است. آیا آنها را مجازات خواهند کرد؟ ماموران پلیس که مامور بودند تا نظم این «انتقام ناموسی» را حفظ کنند، مورد بازخواست قرار خواهند گرفت؟ چه اقداماتی صورت خواهد گرفت تا ساختارهای دینی، سیاسی و اجتماعی تغییر یابد و آن صدها تماشاچی وادار به چون و چرا شوند؟ کی قتلهای ناموسی به عنوان جنایت به رسمیت شناخته خواهد شد؟
Bravo
!!!!!!
آرمین: ديشب اومدم خونه تون نبودی
راستش بگو کجا رفته بودي
ساناز:بخدا.بخدا رفته بودم سقا خونه دعا کنم
شمعی که نذر کرده بودم واسه تو ادا کنم
jaleb bood
واقعیه؟