216 :: توسط Brin در 2007-12-03 18:02

Hello, nice site :)

215 :: توسط Brin در 2007-12-03 18:02

Hello, nice site :)

214 :: توسط حاجی واشنگتن در 2007-03-27 23:58

زیتون جان عیدت مبارک!
بعضی ها یک عادت بدی دارن که می آن یک کامنتی می نویسن، بعدش هم می گن:"با قلان مطلب آپ هستم .." .
شرمنده که این رو می نویسم. من هم با یک مطلب جدید آپ هستم. از اونجایی که سوژه این مطلب از کامنت دیروز تو اومده، وظیفه دیدم خبر کنم.
آپم!!!

213 :: توسط خنگ خدا در 2007-03-26 08:19

زيتون جان نوروز و فرا رسيدن سال نو را شادباش می‌گويم. اميدوارم که سالی خوب پر از شادی و کامروايی در پيش داشته باشی.
شاد باشی

212 :: توسط زیتون در 2007-03-25 01:44

م.رضای عزیز- کامنت شماره ۱۹۰
فکر کنم یک‌بار دیگه هم بهت گفتم که خیلی کنجکاوم بدونم کی‌هستی...
با این‌که با اسم مستعار کامنت می‌نویسی و اصلا نمی‌دونم وبلاگ داری یا نه اما همیشه متین و قشنگ می‌نویسی...
البته خیلی‌ها مثل شما هستن. اما برای شناختنشون این‌قدر کنجکاو نیستم...

211 :: توسط دیگه اسمی مانده !؟ در 2007-03-24 21:35

سر راهی یک کافی گرانده - دارک از استار باکس گرفتم امدم کافی اینتر نتی که در لوکیشن
محشری قرار گرفته فاصله این بیزینس با کتابخانه دیستریک ما یک رودخانه تقریبا
پر ابی یکنواخت غرش کنان در تمام فصول !!( اینم از نعمات پر آبی کاناداست که اب شرب
شمال امریکا و حتی کالیفرنیا را تامین میکند ) سرازیرست ٬ وقتی پشت کامپیوتر میشینم
و کافی را جرعه جرعه مینوشم اول ایرنا را کلیک میکنم تا ببینم خبری مهم در ایران
اتفاق افتاده که برای خبرگزاری رسمی اش خبر ساز بوده باشد بعد خبرگزاری پارس
که متعلق بافکار مصباح - احمدی نژاد و کل محافظه کاران خط امامی اصیل ٬ سوم
بی بی سی فارسی که اگر اندو قبلی را کلیک نکرده باشم مشکلست حدث بزنم!!!؟وگرنه
لا اقل هفتاد در صد بی بی سی قابل تطابق با ایرنا و پارس میباشد ٬ چهارم کلیکم
رادیو فرداست که حال و هوای دوران سلطنت !!را و رادیو تلزیون شاهنشاهی ٬ مطالبش
اکثر قابل اعتماد نیست مثل کیهان دوران امیر - طاهری و مجله جوانان !!که
معنی و مفهوم خبر و خبر گزاری را نمیدانند اقای برزگر مدیر رادیو فردا یک
بنجل ساز بد بیزینس است....فعلا در زیتون که غیبش زده باید بدعوای احمد ف و حمید پوریان توجه داشت ٬ بالاخره احمد . ف موفق شد این رباط را
بحرف و نوشتن وادارد !!؟ پوریان عجیب ترین کامنت !؟ (ماشین کپی برداریست ) گزاریست
که شاید همتا نداشته باشد یکروند و دایم ...و عجیبست زندگی مورچه و زنبور عسل وار
این بشر ...اما دو سه کامنتی مجادله وار با احمد. ف پیدا کرده سر ملوانان انگلیسی
مبارک است بعلت ته کشیدن کافی ام بایست که چندتا وبلاگی را هم بیحوصله سر بزنم
زندگی تکرارست وای اگر یکنواختی اش ادامه دار باشد
زندگی کردن من مردن تدریجی بود

210 :: توسط A nutral Obesever در 2007-03-24 21:18

Dear Mr or Ms Door:!!!
Why you did not pay attention to the writer,s name of
Commment #107, that was written be a person who is Degarandish !! You expect he thinks like u . In that case his name would be DOOR or widow or some thing else....
Observer

209 :: توسط در 2007-03-24 21:02

کامنت 207 دگراندیش،ممکنه بگی چه چیز انسانی در تفکرات نیچه عقده ای دیدی!!؟؟

208 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-24 20:27

اراذل و اوباش
همه جا و هميشه
اراذل و اوباش
******
دستگیری صدها تن از
برپا کنندگان جشن نوروز در ترکیه
http://www.iranglobal.dk

ناراضيان کرد ترکيه ادعا می کنند حدود يک هزار نفر در جريان آيين های نوروزی دستگير شده اند. اما وزارت کشور ترکيه با صدور اطلاعيه ای گفته است: ۴۳۲ نفر در جريان ۲۰۶ حرکت اعتراضی در شهرهای مختلف ترکيه دستگير شده و بر اثر ضد و خورد ميان پليس و برگزارکنندگان عيد نوروز ۷مامور پليس و ۴ شهروند کرد ترکيه زخمی شده اند.
********
مليجک ما
جا در پای
آل محمد، آل علی، خمينی، خامنه اي
نگهدار،

207 :: توسط دگرانديش در 2007-03-24 20:20

آلبرت انيشتين، زکريا رازي، آيزاک نيوتن ، ماکس پلانک، نيچه،ابوعلي سينا،من و ديگر انديشمندان بزرگ جهان، نوروز را به تو تبريک مي گوييم

206 :: توسط اینجا لینکِ britishmuseum در 2007-03-24 20:04

آقای حميد پوریان...
نمونه فهم و درک شما کامنت های شماست.
علاوه بر ملیجک نامیدن و فحش ارازل و اوباش دادن، از فحش خواهر و مادر هم استفاده کن.

از نظر تو آقای حمید پوریان... تمام پرسنل نیروی دریایی ایران ارازل و اوباش هستند.
خودت آقای حمید پوریان در کامنتِ ۱۹۷ نوشته ای:اراذل و اوباش ج. ا ـ ۱۵ ملوان اينگليسی گرفته اند.

برای تو آقای حمید پوریان... توضیح خود انگلیسی ها هم مهم نیست.
کامنت شماره ۲۰۱ را بخوانید و لینکِ ۲۰۲ را کلیک کنید

205 :: توسط حمید پوریان در 2007-03-24 18:05

مليجکان در اينجا خوش رقصی ميکنند.

پشت سر فرخ نگهدار قايم ميشوند.
ای پی کشف ميکنند.

کم کم پشت سر ملوان گيرها هورا ميکشند.

ملوانها اقرار کردند.
*****
افسون نانِوشته بابل (۱)
مزدک بامدادان

mazdakbamdadan@arcor.de

برای آن که راستی را می ستاید،
برای نیکزنان و نیکمردان،
و چشم براهان روز نو!
نوروز باد،
خجسته،
و ایدون باد!

باز هم بمانند این چندین هزار سال دیر می رسم. می خواهم پیش از آنکه زمستان بسر رسد، افسون آنروز شگفت انگیز بهاری را بسرایم، هر سال، هر سال در این هفت هزار سال، تا واپسین دم دست نگاهداشته ام و گذاشته ام تا بوی دل انگیز پیکرش به در خانه ام برسد و از پنجره ام سر فرا کشد و پنجه بر در بساید، تا خامه در دستم بگردد و آن جادوی جاودانه را بسرایم و بر کاغذ برنشانم.
...
نه خِرَدم بجای می ماند و نه هوشم، تا باز روز کهنه سپری می شد و روز نو فرا می رسید و من همچُنان بی آنکه واژه ای بر سنگ کوفته باشم، جادو زده برجا می ماندم، تا بهاری دیگر.

دنباله دارد ...

خداوند دروغ، دشمن و خشکسالی را از ایران زمین بدور دارد
نوروز هشتادوشش
مزدک بامدادان

204 :: توسط saeid در 2007-03-24 16:15

فرا رسیدن سال نو و عید باستانی نوروز را خدمت شما دوست وبلاگ نویس عزیز تبریک عرض می کنم .
با آرزوی به روزی و سالی خوش و خرم.

203 :: توسط در 2007-03-24 15:53

توده ایها کی میخواند دست از سر این مردم بردارند!!؟؟

202 :: توسط ...لینکِ بی بی سی در 2007-03-24 15:27

تصحیح لینکِ بی بی سی

مربوط به کامنتِ ۲۰۱
احمد.ف

201 :: توسط ...لینکِ بی بی سی در 2007-03-24 15:20

بی بی سی

اختلاف بر سر محل بازداشت ملوانان بریتانیایی توسط ایران

...نيروی دريايی ارتش ايران از روز پنجشنبه 22 مارس تمرين نظامی ده روزه ای را در آبهای خليج فارس در استان بوشهر آغاز کرده است اما مشخص نيست که ميان برگزاری اين تمرين نظامی و بازداشت ملوانان بريتانيايی ارتباطی وجود داشته باشد.

مقام های بریتانیایی می گویند بازداشت شدگان در دو قايق کوچک در عمليات نيروهای ائتلاف تحت رهبری آمريکا برای جلوگيری از قاچاق اسلحه و نيروهای شورشی به داخل عراق شرکت داشتند و در بخش شمالی خليج فارس در نزديکی سواحل عراق دستگير شدند.

اما مقام های ایرانی می گویند این چندمین بار است که نیروهای بریتانیایی وارد آبهای ایران شده اند.
نقل از بی بی سی

لینکِ بالا را کلیک کنید
...............................

حمید پوریان کامنت ِ ۱۹۷ نوشته: «اراذل و اوباش ج. ا ۱۵ ملوان اينگليسی گرفته اند.»

آقای حمید پوریان شما کجایی هستید؟

بو اندرسن، گزارشگر وزارت امورخارجه سوئد - مترجم: محمود حسینی شوشتری
نقل از اخبار روز

چهار سال از اشغال عراق توسط آمریکا ومتحدینش که به بهانه اینکه صدام حسین تهدیدی برای امنیت جهان است، می گذرد. در این چهار سال بطور متوسط روزانه صد نفر عراقی به اشکال مختلف جان عزیز خود را از دست دادند. و این کشور به ویرانه ای تبدیل شده است .
درتحقیقی که ازطرف بنگاه های خبری آمریکا وبریتانیا صورت گرفته روشن شده است که امروز ۷٨ درصد مردم عراق معتقد هستند که نیروهای خارجی باید هرچه زودتر عراق را ترک کنند. ۶۹ درصد ازمردم معتقد هستند که حضورنیروهای خارجی نه تنها به برقراری امنیت در عراق کمک نمی کند بلکه باعث تشدید شرایط ووخیم تر شدن نا امنی درعراق خواهند شد. دراین رابطه ۶٣ درصد ازمردم عراق معتقد هستند که نیروهای خارجی باید بلافاصله بعد از بهبود شرایط امنیتی در عراق کشوررا ترک کنند.
دراین رابطه بد نیست بدانید که رئیس جمهور آمریکا جورج بوش معتقد است که عقب نشین سریع نیروهای آمریکائی از عراق پی آمدهای سنگینی برای امنیت آمریکا بهمراه خواهد داشت .
جنگ عراق، یک افتضاح ایدئولوژیک!ادامه...
لینکِ بالا را کلیک کنید

خانم یا آقایی که با نام آزادی مطلبی را از نویسنده: رها در کامنتِ شماره ۱۹۵ خود نقل کرده اید.

آیا شما به نام رها در وبلاگِ خبری می نویسید و مطلبِ مربوط به دستگیری بروجردی را شما نوشته اید؟

اگر شما نویسنده مطلب نیستید، لطف کنید طوری مطالب دیگران را در کامنتدونی زیتون منتقل کنید که خواننده به اشتباه فکر نکند که مطلب منتقل شده توسطِ کامنتِ شما، به قلم شما نیز می باشد و شما نویسنده آن مطلب می باشید .
کافی است که در ابتدا یا آخر کامنت تان بنویسید: نقل از وبلاگ یا نویسنده فلان در این آدرسِ فلان.


لینک بالا را در ارتباط با این کامنت کلیک و بخوانید

احمد.ف

198 :: توسط sheida mohamadi در 2007-03-24 06:28

نوروزت مبارک زيتون عزيزم .اميدوارم با سي با عزی سالی سرشار از عشق و اميد داشته باشيد.

197 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-24 01:37

احمدی نژاد به نيويورک نيامد.

شنبه رای گيری در شورای امنيت.

اراذل و اوباش ج. ا ۱۵ ملوان اينگليسی
گرفته اند.

خامنه ای خط را داده بود.

بند از کجا اب ميخورد.
*****
دکتر اسماعيل نوری علا
نویسنده و تحلیل گر مسایل سیاسی
http://www.iranglobal.dk
بازگشت خونين به اجتهاد


اغلب، دلايل "غير دينی" ضرورت تغيير مکاتب فقهی را توضيح نمی دهند، و کوشش می شود که به اين مطلب تنها در حوزهء تنگ "قبض و بسط نظريهء فقهی" نگريسته شود. امروزه کسی به ريشه های عميق اجتماعی ـ اقتصادی کشتار خونينی که در اين مورد در کربلای دويست سال پيش اتفاق افتاد توجهی ندارد؛ کشتاری که سيه روزی 28 سالهء اخير ايرانيان مستقيماً ريشه در آن دارد.
....
بدينسان، آخوندهائی که به دست نادرشاه افشار از حقوق دولتی محروم شدند، پنجاه سال بعد توانستند به چنان قدرت متفرق اما عميقی برسند که ملتی را در قلاده کرده و به دنبال خويش روانه سازند و فتحعليشاه را وادارند که از آنان بخواهد تا تاج شاهی را بر سرش بنهند، به نشانهء اينکه حکومت و قدرت در اصل از آن «نايبان عام» امام زمان است و آنها شاه را بعنوان بازوی شمشيرزن خويش بر تخت می نشانند.

آخوند امامی، با احيای اجتهاد، از آن پس قدرتی را بهمرساند که در تاريخ فقه شيعه و سنی سابقه نداشت و توانست از مهالک عمده ای چون سرپيچیخطرناک شيخ احمد احسائی از اجتهاد و ادعای «رکن چهارم» بودن، قيام باب، پيدايش بهائيت، انقلاب مشروطه، و پادشاهی پهلوی ها جان سالم به در برد و، برای اولين بار در تاريخ اسلام، آخوندی را بر تخت سلطنت يک کشور اسلامی بنشاند.



196 :: توسط آزادی در 2007-03-24 00:30

کیانوش سنجری از ایران خارج شد.

195 :: توسط آزادی در 2007-03-24 00:22

شانزدهم مهرماه 1385 منزل آیت ا... بروجردی و دستگیریهای پیامد آن

من که دیربازی است شرارتهای این نظام را دیده ام (از همان اوایل انقلاب) و سعی کردم هرگز لب فرو نبندم این بار به خاطر زندانی بودن دوستی در اوین تا امروز در این باب سکوت کرده بودم ولی حالا می نویسم :

غروب به آنجا رسیدم ، برای دیدن و شناخت بیشتر نسبت به آیت ا... بروجردی که نامبرده چه می خواهد و عقایدش چیست ؟ تا آنجا که به یاددارم می نویسم .

کوچه و خیابانهای منتهی به منزل ایشان شلوغ بود، هر کس وارد کوچه ایشان می شد راه بازگشتی نداشت چرا که از دو سو کوچه محاصره نیروهای انصار حزب ا... و نیروهای امنیتی و لباس شخصی و انتظامی بود.

ساعت 30/21 (15 مهرماه 1385) درگیری از سوی انصار شروع شد آنان مسلح به اسلحه سرد بودند (چاقو ، خنجرو اسید و ... )اگر دوربین را از دست نمی دادیم عکسها نمایانگر خوبی برای این حمله وحشیانه بود، مردی که از پشت تا رانهایش با اسید سوخته بود ، دیگری خنجر خورده بود و آن یکی سرش با آجر شکسته شده بود.

با خود اندیشیدم آیت ا... بروجردی هم لباس اینان چه می گوید و خواهان چیست ؟ ( او خواهان جدایی دین از سیاست بود) که نظام تا این حد برایش گران تمام شده است . به یاد سخنان خمینی در بهشت زهرا افتادم که به شاه گفت : مگر این مردم چه می گویند و چه می خواهند که اینچنین گورستانها را آباد کردی؟ خود آبادترش کرد

حالا بروجردی هم لباس آنان و پناه دهنده آسیب دیدگان اجتماعی بیش از 70 روز بود که رژیم را به چالش کشانده بود و باید در نطفه خفه می شد.

بنا به دستور نیروی انتظامی 3 دقیقه وقت دادند برای خروج مردم از کوچه ، ولی هنوز یک دقیقه نشده بود که حمله وحشیانه نیروهای سرکوب از دو طرف خیابان شروع شد ، دود و تاریکی همه جا را فرا گرفت ، منزل آیت ا... بروجردی ویران شد همسر و فرزندش و خودش دستگیر شدند اما به وضع اسفباری!!! ما در آپارتمان مجاور منزل ایشان پناه گرفتیم که ناگهان درب پارکینگ با شلیک گلوله شکسته شد و نیروهای سرکوب وارد شدند . صدای تیراندازی و فریاد با هم آمیخت ، مرگ را حس کردم ولی چه بیم اینجا ترس معنایش مرگ بود پس نباید هراسی به دل راه می دادم زیرا می خواستم کاملا ببینم و در حافظه ام بسپارم.

جمعیت فریادزنان به سوی پله ها دوید و بالارفت ، ناگهان از بالا قفل درب پشت بام شکسته شد و گاز اشک آور به داخل شلیک شد، چشمها می سوخت و اشکها جاری بود به طرف پائین رفتیم بعبارتی از بالا و پائین محاصره شدیم و این آخر خط بود ولی فقط دستگیری نبود که آنان با هتاکی و فحاشی به زنان و کودکان و ضرب و شتم ، همه را دستگیر کردند . کیف خانمها همانجا توقیف شد و کیف من که از روی شانه ام کشیدند منجر به افتادن روسری ام شد و تا می آمدم روسریمو درست کنم با ضربه ای روبرو می شدم و بالاخره تاب نیاوردم و گفتم این است نظام اسلامی ؟!!!! ناگفته نماند دوباره هم کتک خوردم

خانمها با آمبولانس و آقایان با اتوبوس به اوین منتقل شدند.

و اینجا با خود عهد کردم که خود را نبازم و به هر ترفندی است لبخند از لبانم دور نشود و سعی کنم مرحم زخم اطرافیانم باشم . موفق هم بودم

در آمبولانس خانمی هپاتیت داشت و دیگری افت شدید فشار پیدا کرده بود که سعی در معالجه سرپائی آنان نمودند و خانمی فرزند کوچکش آسم داشت و... من خود نیاز به دارو داشتم که موجود نبود ، درخواست آرام بخش کردم و در این چند روز مدام آرام بخش میخوردم داروهای من متاسفانه پس از 24 ساعت و اصرارهای زیادم به دستم رسید و زمان بازجویی که هم از داشتن عینک بی بهره بودم و هم دارو نخورده بودم برای فشار عصبی ام کافی بود برای چون منی که پرونده ای هم نداشتم 3 ساعت بازجویی با شرایط بالا صورت گرفت و در نهایت بازجو گفت میخواهد مرا باور کند ولی نمیتواند و علت را نحوه صحبت و رشته تحصیلی من عنوان نمود ( مسخره نیست ؟!) 3 نفر را بالای سرم آوردند که همگی با بازجوی پرونده ام موافق بودند . نفر سوم خود را فرمانده عملیات ساعت 13 همانروز به بعد معرفی کرد و گفت که بارها تذکر داده شده برای متفرق شدن و وقتی دید من میگم 3 دقیقه و آنهم مبدل به یک دقیقه شده بود گفت دروغ میگویم و من با داشتن شرایط فوق ناگهان عصبانی شدم و گفتم دیگر چیزی نمی نویسم و خودکار و کاغذ را به کناری گذاشتم ، ولی بازجویی شدیدتر ادامه داشت آنها از هر حرف و سخن من سئوال می ساختند از مسائل خصوصی و کاری و اینکه یک خانم چرا ساعت 9 باید در خیابان باشد و پاسخ من این بود مگر نمی گوئید امنیت هست من هم هر ساعتی و هر جایی بخوام میرم و اجازه نمیگیرم

خانمها که اکثرا گریه می کردند یکی بچه در بیرون داشت ، دیگری با بچه اش دستگیر و در اوین بود و آن یکی دختری جوان و دانشجو بود که با شوهرش از همان مجتمع مجاور منزل آیت ا... بروجردی با لباس خواب دستگیر شده بود البته سکنه اون مجتمع همه دستگیر شده بودند. من باید آرام می بودم پس آرام بخش می خوردم و شب به بهانه گرفتن دارو از دکتر بیرون از سلولم اومدم .آقایان را در راهرو با چشم بند در بند 240 آورده بودند برای بازجویی تعداد زیاد بود و جا کم آورده بودند و خودم با چشم خود دیدم چطور به آنان هتاکی می کنند و کافی بود کمی فقط کمی پاسخشان قانع کننده نباشد کتک می خوردند ( چشم آقایان روشن ) حالا اکثرا هم سر یا دست یا پای مجروح داشتند ( باید تبریک گفت به آقایان )

فکر می کنم پس از 72 ساعت آزاد شدم قرار من بیش از قرار بقیه بود و وقتی دلیلش را جویا شدم گفتند پرونده ام مشکوک است و این به خاطر این است که هر موقع تو را خواستیم به دادگاه بیایی !!!!!!!!!!!!!! وقتی بیرون اومدم اولین قطره اشک را بر گونه ام حس کردم هوا برایم دیگر دلچسب نبود من اومده بودم بیرون ولی خیلیها هنوز بلاتکلیف از بابت همون شب یا سالها پیش هنوز اسیر دست ضحاک بودند دوستی که او در بازداشتگاه بود خواسته بود کاری برایش انجام دهم به محض رسیدن منزل اول قولم را انجام دادم . حالا دیگه تلفن همراه و منزل هر دو کنترل بود و به کرات به هر دو تلفنها تماسهای مشکوک گرفته می شد ولی من برای کمتر اذیت شدن اون دوست عزیز که برایتان ناشناس نیست باید حرکتهایم را بصورت ناشناخته انجام می دادم

اما امروز این عزیز آزاد شده است و من هم دیگر نیازی به بستن پر و بال خود نمی بینم

این قصه ای کوتاه از دلهای به درد آمده در آن شب سرد پائیزی بود و اینک آیت ا... کاظمینی بروجردی در زندان و زیر سخت ترین شکنجه به خاطر گفتن عقایدش روزها را سپری می کند

لازم به ذکر است با توجه به اینکه من از طرفداران ایشان نمی باشم ولی داشتن حقوق شهروندی و ابراز عقاید نامبرده را از حقوق قانوی وی دانسته و بنا به میثاق حقوق بشر کوروش کبیر آنرا مقدس دانسته و برای همه انسانها لازم الاجرا می داند!!

http://www.rhazad.blogfa.com/

194 :: توسط نیما در 2007-03-23 23:44

زيتون جان! سال نو شما مبارک ها باشد/ واقغاْ بعد از مدتها از خواندن وبلاگت لذت بردم. جالب است بدانی که با ديدن وبلاگ کدام ابوالبشر ياد شما افتادم :)) چون واقعاٌ شرمم می آيد که اسم شما را در کنار اسم آن بشر ذکر کنم سال نويی پس بيخيال ميشوم.

193 :: توسط از میان کامنتها در 2007-03-23 22:07

توسط این سرکار استوار هم فضولباشی نیستا!!! در 1386-01-03 19:16
خب سرکار استوار آی پی شما هم که ۲۰۷.۲۱۶.۱۳۶.۲۳۳ است! :) جل الخالق!
خب میفرمودید پروفسور! :) آها پس اینهمه که آی پی هاشون با فضولباشی یکیه توی همون کافی نت که فضولباشی میره اونا هم میرن؟ میگما واقعا فکرکردی همه مثل تو بیکارند واسه کامنت گذاشتن بدوند بروند کافی نت هرنیم ساعت یکبار؟ :))) چقدر جالب!
خب واقعااز علمتون بهره مند شدیم جناب فضولباشی :))
میگما خوب شد شما توی امریکا نیستید وگرنه صددرصد ناسا شمارو میدزدید! اینهمه اطلاعات را کی جمع کردی فضولک بابا؟ :) ببین بهتر نیست بری همون کامنتهاتو به طرفداری از جمهوری اسلامی بگذاری و توی علم و دانش خودتو قاطی نکنی؟ :)))))

پ.ن : نترس دیگه جوابتو نمیدم چون فهمیدم که با چه مشنگی طرفم! آدم دشمن هم داشته باشه ولی دشمن دانا داشته باشه نه دشمن خنگ مشنگ ! :) برو خوش باش !

192 :: توسط جهت اطلاع احمد ف در 2007-03-23 22:04

از میان کامنتها

کامنت شماره ۱۸۳ :
...
جهت اطلاع آي پي دوم فضولباشي اين است:
۲۱۶.۱۲۹.۶۸.۸۸


191 :: توسط بینام !؟ در 2007-03-23 21:38

با پوزش از زیتون جواب این ابله بی ادب و نزاکت را بدهم
یعنی کامنت گزار ۱۸۷ و ۱۸۸ که انشاء هر دو یکبست

اگر خواهر یا مادر یا زن و بچه داشتی در جمع اینگونه قلم نمیزدی
وقتی زیر پل بزرگ شدی ( بقول فضولباشی مرحوم ) دیگر شرم و حیا

و شرف و حیثیت نداری خب هم با اسم دیگران بر علیه دیگران مینویسی
مگر شایان سلطنت طلب نیست مگر دیگران نیستند همه لا اقل شرف دارند

اخه بیشرف تا حالا انها با اسم دیگران کامنت گذاشته اند !؟ تو فکر کردی زرنگی
یا تخم دو زرده کردی که با اسامی دیگران دنبال شهرتی !؟ اخه عقده ایی اگر

وبلاگ زدی برو گورتو گم کن چرا اینجا مثل سگ پرسه میزنی !؟ اخه بدبخت بیچاره
خودتو باسم گوز و چس ...( که هر دواش هستی )معرفی میکنی که بخوانندت!؟

انکه ترا پاساتیک !فضله ! لقب داد شاهکار کرد ...برو برو بزار این بوی گند و کثافت
ازین سایت بره برو هر چه زودتر بهتر
برو انجا که نادر رفت
باد از ..ون قاطر رفت

این آی پی را هم بنویس

190 :: توسط م.رضا در 2007-03-23 20:20

زیتون جان !
سال نو ی خوبی داشته باشی !
تندرست و سرحال بمونی !
خوش بگذره !

189 :: توسط yek gharibeh در 2007-03-23 19:34

زيتون جان بهار و نوروز مبارک. با آرزوی بهترين ها.

188 :: توسط این سرکار استوار هم فضولباشی نیستا!!! در 2007-03-23 19:16

خب سرکار استوار آی پی شما هم که ۲۰۷.۲۱۶.۱۳۶.۲۳۳ است! :) جل الخالق!
خب میفرمودید پروفسور! :) آها پس اینهمه که آی پی هاشون با فضولباشی یکیه توی همون کافی نت که فضولباشی میره اونا هم میرن؟ میگما واقعا فکرکردی همه مثل تو بیکارند واسه کامنت گذاشتن بدوند بروند کافی نت هرنیم ساعت یکبار؟ :))) چقدر جالب!
خب واقعااز علمتون بهره مند شدیم جناب فضولباشی :))
میگما خوب شد شما توی امریکا نیستید وگرنه صددرصد ناسا شمارو میدزدید! اینهمه اطلاعات را کی جمع کردی فضولک بابا؟ :) ببین بهتر نیست بری همون کامنتهاتو به طرفداری از جمهوری اسلامی بگذاری و توی علم و دانش خودتو قاطی نکنی؟ :)))))

پ.ن : نترس دیگه جوابتو نمیدم چون فهمیدم که با چه مشنگی طرفم! آدم دشمن هم داشته باشه ولی دشمن دانا داشته باشه نه دشمن خنگ مشنگ ! :) برو خوش باش !

187 :: توسط گوزی در هنگام وداع در 2007-03-23 17:53

زیتون عزیز :اگر باد گران بودیم و رفتیم.
اگر نامهربان بودیم و رفتیم.
لحظه خداحافظی است،پیامی برای
کامنت گزاران مزاحم از قبیل فضولباشی،سرهنگ،احمد.ف،مانی و ..........دارم.خاک کاهو برسرتان(۱).
با مرور کامنتهای شما به این نتیجه
رسیدم که ۱۰۰٪تان بیریخت و بدلباس
هستید.۸۰٪تان قدرت جذب جنس
مخالف را ندارید.۵۰٪تان انحراف و نا
رسایی جنسی دارید و دچار اعتیاد
مخصوصاً به الکل هستید.
٪۱۰۰تان ارزشش از چُس خر کمتر است.
(۱)در خاک کاهو مدفوع(اَن) بعنوان
کود استفاده میکنند(در ایران)

186 :: توسط Roya - Minor Lady در 2007-03-23 15:10

تبریکات صمیمانه سال جدید مرا پذیرا باشد.
با آرزوی بهترین‌ها!

185 :: توسط سر کار استوار در 2007-03-23 15:09

کامنت گزاران با شعور و با معرفت زیتون بغیر از مانی عقده ایی و فضولباشی معرف این دلقک که وبلاگش بیمشتری
مانده و شب و روز تو وبلاگ زیتون پرسه میزند و حسرت یک کامنت بدلش مانده !! همگی مشغول کامنت گزاری هستند
و محل گه موشی بمانی سوزمانی نمیگزارند ... اما آنچه این دلقک وبلاگ دار بی مشتری نمیداند اینست که
هر کافی اینترنتی با صد کامپیوترش فقط یک آی پی دارد و این دلقک انرا با لپ تاپ یا کامپیوتر شخصی
اشتباه گرفته !!!احمق جان الان که دارم این کامنت را میگزارم لا اقل ده نفر کره ایی ٬ کانادایی ٬ مکزیکی و..دارند
چیت و چت میکنند یا موزیک گوش میکنند ...تا انجا که من میشناسم چند تا ایرانی جوان هم مشتری این کافی
اینتر نت هستند حالا کدامشان مانی دلقک را هدف قرار میدهند نمیدانم ...تازه این یکی از کافی اینتر نتهاست
تو این خیابون پنج یا شش اینتر نت کافی دیگر هست که توسط کره ای ها بیزینس پر رونقیست
حالا آی پی انها بماند ... مانی بیسواد دیدی بیخودی وبلاگ زدی !؟؟؟

184 :: توسط نسرین در 2007-03-23 09:45

ای مارمولک! کجا دیدی منو؟ منم تو رو دیدم؟ یعنی باهام حرف زدی؟ وبلاگ احمقانه ها رو می خونی؟(امید) اونم تویه جلسه ای اموده بود و خیلی هم به من نزدیک بوده و همه حرفایی که به نیما زده بودم رو برام گفت و حتا تو وبلاگش هم نوشت ! ولی من ندیدمش! امان از دست شما مستعارنویسها
به هر حال سال نوت مبارک عزیزم.

183 :: توسط لقمان باشي( كه اصلا فضولباشي نيست!) در 2007-03-23 09:34

جهت اطلاع احمد ف

كامنت ۱۱۸ كه براي تمسخر ماني نوشته شده آي پي اش را چك كنيد و بعد آي پي فضولباشي در كامنتهاي پستهاي آرشيو را چك كنيد. به چه عددي رسيديد؟
۲۰۷.۲۱۶.۱۳۶.۲۳۳
!!!!

لقمان حكيم اگر ميدانست قرنها بعد از او فضولباشي از اسمش استفاده ميكند همانكاري را ميكرد كه صادق هدايت كرد!

جهت اطلاع آي پي دوم فضولباشي اين است:
۲۱۶.۱۲۹.۶۸.۸۸

182 :: توسط لقمان باشي( كه اصلا فضولباشي نيست!) در 2007-03-23 09:02

بقول احمد ف از ميان كامتها:

توسط لقمان در 1386-01-02 16:31
آقای احمد . ف ...شما کامنت گزار مودبی هستید ...این جرثومه را فقط فضولباشی حریفش میشود که نه تنها از جنس خودش است بلکه بسیار هم بد ترو هتاک تر و خبره تر در در لجن نویسی است ٬ مطمئن باش هر دویشان برای زیتون و کامنت گزاران با شعورو مسئولش دو روی یک سکه اند
آي پي: 207.216.136.233
جدي ميگي لقمان؟! واي او چقدر عاقلي درست مثل لقمان حكيم!
احكد ف را خيلي دوست داري؟ آخي! ميگم تصادفا خودت نبودي كه بهش
يه كلمه ديگري را ميگفتي؟
فضولباشي هتاكتر و لجن نويستر بود؟ جدي؟ ميگم پس چرا آي پي تو بااون
يكي شده؟ ددددد لقمان! روم سياه! بعداز دوسال كامنت نويسي و فحش دادن به اين و اون تازه يادت افتاده
كه هتاك و لجن نويس هستي؟
لقمان جان به كمي اعتماد به نفس داشته باش ۵۵ سالته آدم كه خودش نمياد با يه اسم ديگه به خودش فحش بده ! اين ميدوني از نظر روانشناسي
يعني چي؟!
البته درمورد فضولباشي كاملا چيزهايي كه گفتي درسته ولي خب اينو
همه ميدونستند و ميگفتند ديگه لازم نبود خودت بگي . واقعا خودتو كه توي آينه نگاه ميكني
چه تصويري ميبيني كه مياي اينجوري از خودت بد ميگي؟

181 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-23 04:49

سوزاندن کريم پور شيرازی يک افسانه از مغز عليل و بيمار دکتر حسين فاطمی است.
خود پرويز خطيبی که در کنار اطاق کريمپور شيرازی زندانی بوده است می نويسد که کريمپورشيرازی بخاری را روی خود برمی گرداند که آتش سوزی راه بياندازد و از اين راه فرار کند.
قبل از آن هم کريمپور شيرازی خودش را از پنجره اطاق بازرسي پرت کرده بود پايين و پايش شکسته بود.
دکتر فاطمی می گويد ( و فقط و فقط دکتر فاطمی در زندان لشگر زرهی ۲ شاهد اين ماجرا بوده است!!!!! نه زندانی ديگری!!!) که کريمپور را در حياط در هنگام جشن چهارشنبه سوری به دستور اشرف و عليرضا به آتش کشاندند!!!!

180 :: توسط امیر در 2007-03-23 03:52

سلام.
سال نو مبارک.
امیدوارم سالی پر از موفقیت داشته باشید.
امیر

179 :: توسط binam در 2007-03-23 03:34

نگاه کنيد به اين افراد
http://www.iranliberal.com/zanan%20bar%20zanan/Sarkobgaran%20zanan.htm

178 :: توسط هانی در 2007-03-23 00:52

۱۴۱

177 :: توسط هانی در 2007-03-23 00:49

برای ازادی ..کامنت (۱۳۲) :نام مقدس ازادی بر خود گذاشته ای و اینچنین گستاخانه ارزوی مرگ دیگر انسانها را می کنی ...! و در (۱۴۲) بلاهت وار این ایده شوم را توجیه می کنی...می ترسم..می ترسم از لحظه ای که فرزندان و نواده گانمان چشم در چشم ما می پرسند (پس شما چه کردید..)(پس ان توده میلیونی برای استقبال از ان پیر بی احساس! چه کسانی بودند..)(پس این چندین هزار مهندس تکنیسین و عمله بنا روسی چطور به ایران امده بودند...با تانک و نفر بر و یا از طریق خطوط هوایی امن ایران..).........رابطه ما با روس ها برای من یاد اور ان دخترک ۱۶ ساله باکره ست که در اندیشه اسب سوار سفید پوش و البته کام گرفتنی اتشین و هوسناک تن خویش میسپارد به پسر همسایه....ما در سیاست خارجه نقش مفعول را بازی می کنیم در ارزوی ان روز که...... ان سفید پوش بر اسب سوار ما را با خود ببرد...!

176 :: توسط یعقوب معصومی در 2007-03-23 00:46

گلهای بازاری و ادمهای بازاری ....
سلطنت ، توده ، فحاش ، لوده ..با گلهای بازاری ، در سال نو هم ...
به فحاشی و بازاری و به به و چه چه و زنده باد ومرده باد و بقالی و چغالی مشغول خواهند بود ...
و بازار دلار اسلامی فقر و فحشا و تریاك و رانت خواری ولمپن بازی را گسترش خواهد داد ..
زیتون وزیتونستان به ارزوی خود رسیده اند ، سوسیالیسم سلطنتی با غرو و لند توده اكثریتی بر قرار است ، اخ چشم ای پی خوانی را هم از شیوا سانسورچی قهار سلطنت طلب وزارت نفتی اموخته اید ...
با و بی یاداشت ای پی در سال جدید لمپن های سلططنتی و نیمه اسلامی توده ای به فحاشی مشغول خواهند بود .. ایرانی بازی و خاك پرستی و مال پرستی ، اریا نژادی ، در سال جدید ركورد دار خواهد بود ...
عرض باند زیتون هم برای دوستان سلطنتی دراز است ..
ایا سلطنت به ایران باز خواهد گشت ؟؟

کامنتدونی زیتون... و «نظرات، انتقادات و پيشنهاد ها»

کامنتدونی زیتون واقعآ در بین همه کامندونی های وبلاگ ها و وب سایت ها بخاطر کامنت هایش بی نظیر است و من بهترین اش می نامم، در بالای کامندونی زیتون اگر نگاهی بیاندازید نوشته شده :«نظرات، انتقادات و پيشنهاد ها» اما فحاشی و سخیف نویسی و با نام دیگران کامنت نوشتن، نوشته نشده است.
هر چند که من بار ها در کامنت هایم نوشته ام با فحش ها مشکلی ندارم اما دیگرانی که کامنت ها را می خوانند به احتمال زیاد موافق فحاشی و سخیف نویسی نیستند با نام دیگران نوشتن که جای خود دارد و من هم مخالفم و سخیف و جلف می دانم ،بطور مثال همین مانی که وبلاگ خمینی را می نویسد و به خیال خودش لوده نویسی را مبارزه سیاسی می داند.
..................
آقای حمید پوریان بسادگی فحاشی می کند و شاید نمی داند ارازل و اوباش نامیدن از لزومات کامنت نویسی نیست. همین آقای پوریان در کامنت های گذشته اش بطور مثال بار ها فرخ نگهدار را ملیجک نامیده است خوب آقای حمید پوریان که مخالف فرخ نگهدار هستی شما هم مانند همه مخالفین فرخ نگهدار، نوشته اش را در همین کامندونی چند خطی به نقد بگیر حتی اگر هم ملیجک اش می نامی. هر چند که تاییدیه از آقای شایان هم بگیری کار شما را نمی توان کار سیاسی و نقد نوشته های فرخ نگهدار نامید.
................................
از لطف آقای داریوش آگاه و سرهنگ متشکرم و عید نوروز را تبریک می گویم
............
در لینک بالا اگر کسانی مایل اند و کلیک کنند می توانند به سادگی شماره هر آی.پی را داده و شهر و کشور دارنده آی . پی را ردگیری و پیدا کنند.
با رد گیری آی.پی شاید جلوگیری شود از ادعای کسانی که مدعی هستند از ایران کامنت می نویسند.

عید نوروز به همه و زیتون مبارک

احمد.ف

174 :: توسط آرزو در 2007-03-22 23:18

زيتون جون اينجا هم که شير تو شير شده که!!!!!بايد بيام يه تکانی هم به اينجا بدم!!!اصلا فکر کنم نقل مکان کنم اينجا!!!!!موافقی؟//

173 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-22 21:50

اراذل و اوباش در هر لباس در همه جا حتا همينجا مشغول انجام وظيفه مقدس
از ميان آنان نمونه خوبی
با چند وبلاگ، قطار کردن ۵۰۰ نغر ديگر
هر چند دوستی او مثل خاله خرسه ميماند.
******
برهنه تا ظهر
از اول تا آخر مطاطب ايشان

ماشالله به "بویش گران" گو"+" یا نیوز هفتاد دو ملت "ایران خارج از کشور "!

Friday, March 02, 2007

ماشالله به "بویش گران" گو"+" یا نیوز هفتاد دو ملت "ایران خارج از کشور "!

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج

جمعه گردی های
حاج آقا اسماعيل نوری گوز- یا - نبوزعلا

جمعه شب ۱۱ اسفند ۱٣٨۵ - ۲ مارس ۲۰۰۷

جمعه گردی «کارآگاهانه (!) " و " پويشگرانه (!) " حاج آقا اسماعيل گوز- یا - نیوزاعلا

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج
*****
و نیروی دریائی چ.ا که زمانی حزب توده
تا سطح رهبری آن نفوذ کرده بود، جاسوس روسی آنرا به به دستگاه جاسوسی اینگلیس فروخت، آنان با آخوندها تاخت زدند.
مشغول رزمایش
و اما اراذل و اوباش در همه جا و اینجا
مشغول کارشان.

172 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-22 21:47

کامنت ۱۱۷ داريوش آقای عزيز اگر با معذرت خواهی من احمد.ف به راه راست می آيد من معذرت می خواهم.

171 :: توسط لقمان واقعي كيست؟ در 2007-03-22 20:27

آقاي احمد فضله كه خودرا خيلي زرنگ ميداني نگاهي به آي پي اين
لقمان هم بينداز و با آي پي فضولباشي كامنتهاي پستهاي ماههاي قبل زيتون
در آرشيو مقايسه كن آنوقت ميبيني كه لقمان همان فضولباشي است كه تو
را بدجوري مچلت كرده آنوقت ببين اين چه آشغالي است كه خودش به خودش ميگويد
فضولباشي لجن نويس.تا حالا چنين آدم بدبخت و حقيري ديده بودي؟ اين فقط از يك
مازوخيست رواني بر ميايد كه خودش بخودش بگويد بي چاك و دهن و لجن

براي راحتي جنابعالي آي پي جناب لقمان را برايت مينويسم
207.216.136.233
حال برو به آرشيو مثلا آذر و دي مراجعه كن

170 :: توسط لقمان-فضولباشي اصلي در 2007-03-22 19:44

فضولباشي قلابي همينكه خودت به خودت يعني فضولباشي فحش ميدهي
براي خودت كه تااين حد خودرا سبك و لجن نويس ميداني كافيست هرچند
ازابتدا هم ميدانستم كه لجن هستي و خود به خاطر مجيزگويي احمد بدان
اعتراف كردي و بقول معروف خنده مرا فرا گرفت
زيتوني پيشنهاد من اين است كه آي پي اين لقمان قلابي كه همان فضولباشي قلابي است كه
خودش به احمد فحش ميداد حالا خودش دارد به خودش ميگويد فضولباشي لجن نويس
وجود چنين ديوانه هايي را به وبلاگت بلاك كن

169 :: توسط فضولباشي در 2007-03-22 19:30

لقمان فضله كه از اسم من براي كامنتت استفاده كرده اي هركه هستي تو اگر با
آن سلطنت طلب دلقك مشكل داري وجرات نداري بانام خويش بنويسي
يااگر ميخواهي خودرابه احمد فضله نزديك كني چرا پاي مرا پيش ميكشي
شايد بهتر باشد بتو نيز مثل احمد نام فضله نهم آخر اي سگ چاپلوس
من مگر كاري بتو داشته ام؟ من شمشيرم مستقيم بسوي منافقيني چون احمد بوده
فيهاخالدون تو چرا ميسوزد؟ نگذار تا شمشيرم تو را هم بدرد شايد هم خوشت ميايد
از دريده شدن مثل يار جديدت كه مجيزش را ميگويي من آنقدر شجاعم كه
مسئوليت تمام كامنتهايم را به عهده ميگيرم نه مثل تو ترسو كه بانام من آمدي

168 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-22 17:58

شب عيد هم اراذل و اوباش
در همه جا حضور خود را با افتخار
اعلام ميکنند.
*********
صدور حکم اعدام برای يک مدعی عرفان


فرد مذکور ده ها مورد اغفال و تجاوز به زنان شوهردار را در پرونده خود دارد و در سال 85 پس از محاکمه، به اعدام محکوم شد. این حکم به زودی صادر خواهدشد

با گسترش افراد سودجوی مدعی عرفان و ارتباط با اولیا و سوء استفاده آنان از اعتقادات مردم، برای یکی از این افراد حکم اعدام صادر شد.


به گزارش خبرنگار «بازتاب» فردی موسوم به سید محمد که مدعی عرفان و ارتباط با اولیا بود و به این نام تعداد زیادی را به عنوان مرید گرد خود جمع کرده بود، در محله دروازه ری قم دستگیر و محکوم گردید.


فرد مذکور ده ها مورد اغفال و تجاوز به زنان شوهردار را در پرونده خود دارد و در سال 85 پس از محاکمه، به اعدام محکوم شد. این حکم به زودی صادر خواهدشد
*******
کوروش گلنام
تحلیل گر مسایل سیاسی
دروغ نوروزی!
http://www.iranglobal.d

حق مسلم مردم ایران آزادی، نان، کار، مسکن، امنیت و احترام به مقام انسانی آنهاست نه هزینه کردن همه ذخیره ها و اندوخته های ملی مردم برای دست یابی به بمب اتم که تازه اگر هم به دست آید با عمامه و ریش و تسیح وتکبیر و پناه بردن به چاه جمکران نمی توان از آن نگاهداری کرد
از "تهدید"، "اعمال زور و خشونت" جهانیان می گوید گویا کسی خبر ندارد که آقایان برای بودن و حکومت کردن در این 28 سال شوم، به چه آدمکشی ها و جنایت ها دست زده اند. کار وزندگیشان بر "بی قانونی و سرکشی"استوار است آنگاه می خواهند چنین نمایانند که تا کنون بی قانونی نکرده اند و آدمهای بسیار قانونمند و سر براهی بوده اند!

167 :: توسط احمد.ف در 2007-03-22 17:18

نویسنده کامنتِ ۱۶۵ آقای لقمان...

می دانم که مانی کسی که با نام خمینی وبلاگ لوده ای دارد و کاربر رضا فاضلی و سلطنت طلب است به اسم شما و دیگران هم کامنت می نویسد.


کامنتِ ۱۲۹ و ۹۸ را هم همان مانی هزار اسمِ هزار آی .پی یا همان رضا فاضلی لوده کامنت کرده است.

166 :: توسط احمد.ف در 2007-03-22 17:00

امروز کشور پاکستان همسایه ایران یک موشکِ میان بردِ قادر به حمل بمب اتمی با موفقیت آزمایش کرد.

پاکستان نیز مانند اسرائیل ، هند، چین، آمریکا و روسیه سازنده و نگهدارنده بمب های اتمی می باشد.

فکر می کنید این آزمایش دلیلش چه بوده؟
آیا توسط کسی یا کشوری اعتراضی می شود؟

165 :: توسط لقمان در 2007-03-22 16:31

آقای احمد . ف ...شما کامنت گزار مودبی هستید و قادر بمبارزه با جرثومه و فضله ایی بنام مانی هزار آی . پی
نیستید لطف کنید کماکان بکار خود ادامه بدهید هرچه چاله مستراح را هم بزنید بویش بیشتر میشود

شما مثل ان هرزه و یاوه نویس عقده ایی نیستید و بهترین روش چسمحلی بایشانست ٬ از شخصیت خود نکاهید
و حتی استفاده ناجوانمردانه اش از اسم شما نه تنها اشتهاری برایش کسب نمیکند که بیشتر منزوی و مظطربش
میکند ٬ این جرثومه را فقط فضولباشی حریفش میشود که نه تنها از جنس خودش است بلکه بسیار هم بد تر
و هتاک تر و خبره تر در در لجن نویسی است ٬ مطمئن باش هر دویشان برای زیتون و کامنت گزاران با شعور
و مسئولش دو روی یک سکه اند

فحش دادن خود زنی ست...

فحش دادن بدترین دفاع است، چیزی مثل خود زنی. فردی که عصبانی ست و نمی تواند حرفش را بزند یا بنویسد فحش میدهد، فحش ها را نظر کسانی بدانید که از گفتن و نوشتن درمانده اند و فحش کامنت می کنند.

فحش میدهد و می بیند که فحش هم کاربردی ندارد تهدید می کند و کامنت با اسمِ من هم از درماندگی اش می نویسد. به طور مثال این نویسندهِ کامنتِ 120 که با نام من کامنت تقلبی هم نوشته است.

لینکِ کامنت شماره ۱۲۰ که با نام من کامنت نوشته را دربالا کلیک کنید

توسط احمد.ف

163 :: توسط آزادی در 2007-03-22 15:52

معلمان و زندان اوین

تشکل های صنفی فرهنگیان از سال 78 حرکت جمعی خود را به صورت مستقل وغیر دولت ی با شتاب بیشتری آغاز کردند و تا به امروز دست آورد ها ی موفقیت آمیز زیادی داشته اند. فرهنگیان در ادامه فعالیت های صنفی خود و با توجه به عدم التفات مسئولان به مطالبات معلمان و نیز سبک شمردن نمایندگان برگزیده آنان و بازداشت تنی چند از آنها در تهران و شهرستان ها به صورت خود جوش در اقدامی کاملا صنفی و قانون ی تصمیم گرفتند روز چهارشنبه در برابر خانه ملت گرد هم آیند. اما روز چهارشنبه 23 اسفند 85 چه اتفاقاتی رخ داد ؟

معلمان دستگیر شده چه کسانی بودند؟ تعداد آنها به چند نفر می رسید؟

واقعا چه کسانی امنیت ملی کشور را به خطر انداخته بودند؟

در زندان اوین بر معلمان چه گذشت؟

بنده خبر نگار هفته نامه قلم معلم این سعادت را داشتم که در این مراحل گوناگون همراه معلمان باشم. در نوشتن اخبار:

1. سعی کرده ام که به نوشتن آنچه با چشمان خود دیده ام بپردازم، با اینکه برخی مطالب به کرات از شاهدان عادل نقل می شد از ذکر آنها پرهیز کرده ام.

2. ممکن است که پس از درج این خبر ، مدعی العموم ، نیروی انتظامی ، نیروهای امنیتی و... به شاکیان پرونده بنده اضافه گردند ولی آنچه خود دیده ام را نمی توانم کتمان کنم. نمی توانم آنچه وجدانم را می گدازد و می سوزاند را پنهان کنم " ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون"
سوره بقره آیه 43
چگونه می توان آن حقوق تضییع شده را دید و دم بر نیاورد؟

3. آنجا که قلمم از نوشتن شرم داشته نقطه چین ....... گذاشته ام.

خدایا چنانچه تنها بمانم و از شاهدی برای نوشتارم بپرسند چه بگویم؟ " قل کفی باالله شهیدا بینی و بینکم انه کان بعباده خبیرا بصیرا "
سوره بنی اسرائیل آیه 96
معلمان ، از خانه ملت تا زندان اوین
چهارشنبه 23 اسفند 85 روز تجمع نیروهای انتظامی و امنیتی بود نه تجمع معلمان. خصوصا جلوی درب شمالی مجلس که محل ازدهام نیروهای انتظامی بود. خیابان های بهارستان و جمهوری و تمام خیابان های اطراف مجلس پر بود از نیروهای انتظامی و امنیتی. خانه خرابه بزرگی که جلوی درب شمالی خانه ملت است محل نگهداری تعدادی از معلمان دستگیر شده بود.

بنده خبرنگاری هستم که به زور و اجبار نیروهای لباس شخصی دستگیر شدم. کارت خبرنگاری و دوربین عکاسی ام د ر حالی ضبط شد که هیچ مدرک قانونی ارائه نکردند و حتی رسیدی هم به من داده نشد. به لطف خدای مهربان این سعادت را داشتم که به عنوان خبر نگار در بطن ماجرا همراه خبر سازان باشم.

ساعت در حدود 10 بود که مرا وارد آن خرابه کردند در حدود 100 نفر سرباز وظیفه، 50 عدد موتور سیکلت به همراه راکب ، تعدادی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی، دو خودرو پلیس زن و تعدادی از نیروها ی لباس شخصی خرابه را پر کرده بودند. طبقه اول ساختمان مخروبه انتهای حیاط، محل نگهداری موقت معلمان زن و مرد دستگیر شده بود.

در حالیکه تعدادی را با اتومبیل پلیس، اتوبوس شرکت واحد و وسایل نقلیه دیگر برده بودند. از همان اوایل صبح دستگیری ها شروع شده بود (7:30 صبح) در میان دستگیر شدگان خانم خانه دار، راننده آژانس، پیک موتوری و دانشجو نیز دیده می شد.
از اینکه می توانستم به عنوان خبر نگار، خبرسازان را همراهی کنم خوشحال بودم. معلمان مهربان، اساتید درس های ایثار و شجاعت و شهادت و دفاع از حق و حقیقت بودند.

هر از چند گاهی درب بزرگ خرابه باز می شد و فردی یا افراد ی را به داخل می کشاندند. من به چشم خود دیدم که زنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. برخی از نیروها ی لباس شخصی الفاظی را به کار بردند که قلم از نوشتن آن شرم دارد. برای دستگیری خانم محجبه ای که مقاومت می کرد و به راحتی وارد خرابه نمی شد چادر از سرش کشیده شد .

بنده دیدم که مردان قوی هیکل لباس شخصی زنان معلم و مردان معلم را از خیابان و پیاده رو به زور و اجبار به داخل خرابه می کشیدند وزنان را به دست پلیس زن می سپردند و مردان را روانه طبقه اول ساختمان می کردند. چهره های گلگون معلمان، خبر از ضرب سیلی ها و باتوم ها داشت. لباس ها ی پاره پاره شده، آستین ها ی چاک چاک شده، شلوار و کت خاک آلود شده و ....
وااسفا
وااسلاما
وا محمدا

کجاست روح غیرتمندی که از درد این غم جانکاه بمیرد؟
چه فحاشی هایی که شنیدم و چه الفاظی که ای کاش هرگز نمی شنیدم. برخورد های تند و زننده و اعمال خشونت بر علیه زنان معلم و مردان معلم.
آری اینها را دیدم.
پیرمردان و پیر زنان عرصه دانش را که به اسارت گرفته بودند، دیدم.
تا ساعت 13 تمام افراد دستگیر شده را که در آن خرابه نگهداری می شدند از آن خارج نمودند تعدادی از زنان را آزاد کردند و تعدادی را هم بردند. مردان را هم دسته دسته کردند و با اتوبوس شرکت واحد زودتر از بنده و چند نفر معلم همراهم به آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی بردند. حیات بزرگ بازداشتگاه اداره آگاهی محل انتظار برای ورود به بازداشتگاه بود بنده که آخرین نفر بودم شماره 151 را داشتم . پس از نوشتن اسامی به همراه مشخصات کامل و تلفن و ... ما را به محوطه هوا خوری بازداشتگاه بردند. کمبود امکانات رفاهی، نبود موکت و فرش کافی برای نشستن، هوای سردآخرین روزهای زمستان و برخی رفتار ها ی بی ادبانه نسبت به مقام معلم، اعتراض معلمان بازداشت شده را موجب شده بود. فریاد ها ی الله اکبر و صلوات های پی در پی نشانه ای از این اعتراضات بود. اما آنچه واقعا زیبا بود روحیه بسیار عالی و شاد و خندان و مهربان معلمان بود.

بالاخره غروب بود که دو نفر قاضی آمدند. ابتدا باید برگ بازجویی را پاسخ می گفتیم .

اتهام ما اختشاش ، اقدام علیه امنیت ملی و تمرد بود. از 151 نفر مردی که در بازداشتگاه آگاهی تهران بودیم برای 35 نفر قرار بازداشت در زندان اوین صادر شد و ما بقی با قید کفالت های 2 و 5 و 6 و 7 میلیون تومانی آزاد شدند .

از ساعت 13 یا 13:30 که نهار داده بودند، معلمان جز آب خنک چیز دیگری نداشتند که بخورند. قضاوت ها ی چند دقیقه ای قضات انجام شد. پاسخ های محکم و استوار معلمان هر یک بسیار گفتنی و شنیدنی است.
بامداد روز پنجشنبه 24 اسفند 85 آغاز شده بود که از اداره آگاهی به طرف زندان اوین حرکت کردیم. یک اتوبوس شرکت واحد با 34 معلم و یک خبرنگار دستگیر شده و شش نفر مامور و سه بیز الگانس و چند ماشین و موتور که گرداگرد ما می گشتند.

در حدود ساعت 1 بامداد وارد زندان اوین شدیم. در زیر زمین ساختمان ورودی تفتیش و جست و جوی بدنی ما انجام شد. وسایلی از قبیل تلفن وپنل ضبط را تحویل گرفتند. عکس یادگاری زندان را هم گرفتند.

تنها چند سوال در اذهان معلمان قوی ودل شاد وجود داشت. همین طور که در مینی بوس منتظر نشسته بودیم می پرسیدند:
مگر معلم چه کار کرده که باید زندانی شود ؟
مگر ما چه کرده بودیم که سزاوار آن رفتار ها ی خشونت آمیز بوده باشیم ؟
آن لباس شخصی ها خودشان زن و بچه نداشتند؟
آیا آنها داستان زندگی فاطمه الزهرا (س) را نشنیده بودند ؟
مگر دین نداشتند؟
اگر دین نداشتند لااقل چرا آزاده نبودند؟
این چه رفتاری بود که با زنان و مردان معلم کردند؟
پس از عبور از کنار، ساختمان ورزشگاه در حال ساخت، هتلینگ، سالن ملاقات ها و زمین بازی و ... از درب ورود به بخش زندان ها عبور کردیم و به طرف دامنه کوه بالا رفتیم. بند 205 محل قرنطینه ما بود. دور تا دور آن دیوارهای بلند و داخل آن یک ساختمان Z شکل چهار طبقه بزرگ وجود داشت که هر طبقه آن بیشتر از 50 سلول را در خود جا داده بود. به طبقه چهارم راهنمایی شدیم و هر سه نفر سه نفر در یک سلول اسکان یافتیم. ساعت 3 بامداد بود و ما گرسنه و تشنه.

در حدود 14 ساعت بود که غدایی نخورده بودیم.
پنجشنبه 24 اسفند 85 – زندان اوین
هم سلولی های بنده، استادان ارجمند آقایان مهندس محمد علی شکیب دبیر فیزیک و محمد محمدی محقق و نویسنده و صاحب چند عنوان کتاب و دبیر عربی و علوم قرآنی بودند.
مباحث بسیاری در باب تفکر و تعقل در خلقت و علوم طبیعی و علوم اسلامی و دینی و روش های تدریس خلاقانه مطرح شد.
بعد از ظهر هم از تمام انگشتانمان اثر انگشت گرفتند.

شب مرا به سلول شمار ه 1 بردند نزد آقایان جلیل تبیان مدرس مکانیک و محمد قاسم شفیعی مدرس ریاضی .
آقای رسول بداقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران را هم پس از شناسایی شبانه به محل دیگری بردند.
جمعه 25 اسفند :
استحمام و صبحانه نان و پنیر.
آقایان سید صاحب انوشه و خاکبازان که هردو رزمنده دفاع مقدس بوده اند نیازمند درمان ویژه پزشکی هستند اما خبری از پزشک نیست. آقای خاکبازان هر روز باید چهار قرص مخصوص بیماران شیمیایی مصرف کند در صورتیکه اجازه نمی دهند قرص ها یی را که همسرشان تا درب زندان آورده به این معلم جانباز برسد. ایشان از نبود کپسول اکسیژن در رنج بود بالاخره آخر شب بود که به بهداری رفتند و آنجا اکسیژن استنشاق کردند.
شبانگاه به خانواده ها هم تلفن کردیم . قرار شد که فردا بروند دادگاه انقلاب و وثیقه بگذارند تا قرار آزادی صادر شود.
شنبه 26 اسفند
مطالعه، گفت و گو ، قرائت قران و ذکر خاطرات روز دستگیری و تلفن مجدد به خانواده ها .
ساعت 17 برگ ترخیص آمد و بعد از غروب در حدود ساعت 20 از زندان خارج شدیم .

چگونه می توانم خدای متعال را به خاطر کسب این تجربیات گران قیمت شکر کنم؟

برخی دیگر از اخبار :
در سه روزی که در زندان اوین بودیم بازجویی نشدیم و یا هتک حرمت واضحی در کار نبود اما مریضان ما با دردها ساختند و سوختند به عنوان مثال تا آخرین لحظه هم قرص و کپسول اکسیژن به آقای خاکبازان نرسید.
یکی از آقایان معلم که در جریان دستگیری جلوی خانه ملت و ورود به آن خرابه روبروی درب شمالی مجلس به شدت مورد ضرب و شتم ناجوانمردانه قرار گرفته بود اندامش ضرب دیده و کوفته شده بودند.

بنده شاهد بودم که از هر طرف نیروهای امنیتی بر سر و رویش ریختند و او را زدند و نقش بر زمین کردند. ایشان در این باره می گفت :" بدن کوفته مرا آرام آرام به داخل ساختمان بردند و از من عکس گرفتند. بعد دیدم که یکی از آنها برای ساکت کردن زنی که داشت جیق می زد و ناراحتی می کرد گفت: " ساکت می شوی یا بیایم ................................ ."

آنقدر ناراحت شدم که گفتم : شما ها مگه دین ندارید؟

شما از کجا آمده اید ؟

شما اصلا ایرانی هستید ؟

باز هم شروع کرد به فحاشی به ناموس مردم. بلند شدم و با آنها بزن بزن کردم. چندین چند مامور ریختند سرم و به چشمانم گاز اشک آور زدند. دیگه جایی را نمی دیدم افتادم روی زمین معلم ها هم فریاد می زدند که :" رهایش کنید ، ولش کنید "

آنهاهم می زدند. لگدی که توی کمرم زدند کاری کرده که هنوز دارم می لنگم و کمرم درد می کند اما ما به همه آنها نشان دادیم که اصلا ازشون نمی ترسیم. این درس را به آنها دادیم که هزاران نفر نیرو هم که بیاورید ما از شما نمی ترسیم. معلم تو سری خور نیست. معلم شجاع است و با غیرت. معلم ناموس دارد و شرف. "

سید صاحب انوشه بامتانت و آرامش می گفت : " جدم حضرت عباس است . سپردمشان به حضرت عباس ، خودش داد مرا از اینها بگیرد . توی گوش من می زنند ؟

بنده ای که برای ناموس این کشور و برای حفظ دین جنگیدم و ترکش توی بدنم است . آیا جرم من معلمی است ؟

محمود قربانی از دیگر بازداشت شدگان بود او می گفت : هشت سال عمرمان را در جبهه گذراندیم ، ما کجا و زندان اوین کجا. اما من ناراحت نیستم، خوشحا ل هم هستم آمدم واین مسائل را دیدم و این تجربیات را کسب کردم.

یک از سربازان وظیفه زندان می گفت: آقا ما شرمنده ایم، همه ما شرمنده ایم که شما را این طرف و آن طرف می بریم. ما را ببخشید ما معلم ها را خیلی دوست داریم.

سید کمال زنده دل مردی خوش خنده و قرص و محکم و مهربان در جواب سرباز گفت: نه جانم چرا شرمنده ای ؟ مگه ما که آمدیم اینجا شرمنده ایم ؟ آنهایی شرمنده باشند که آن بی احترامی ها را به معلم کردند.

رزمنده جنگ تحمیلی و معلم منطقه 16 در آن غروب شنبه پیش از آزادی از زندان می گفت:

" من می خواهم بدانم که این چه جور عدالتی است؟

این چه جور مهرورزی است؟

چطور می توانیم بی تفاوت باشیم؟

فلان فلان شده نامرد دست روی زن معلم، خانم معلم محجبه بلند کرد. ؟!!

مگر امام علی (ع) نگفت هر کس از شنیدن این خبر که خلخال از پای زن یهودی باز کرده اند بمیرد جا ی هیچ ملامت نیست؟

ما خودمان دیدیم که زن مسلمان، شیعه و معلم مدرسه را هتک حرمت کردند ناسزا گفتند، چادرش ر ا کشیدند و توی سرش زدند. چگونه می توانیم بی مسئولیت باشیم؟

محمد علی شکیب می گفت: اول که دستگیر شدم از خودم سوال می کردم که چرا؟

چرا ما باید بی گناه دستگیر شویم و چه اتهامات بزرگی را هم به ما وارد کرده اند؟

خلاصه کمی ناراحت بودم اما حالا که می بینم سه روز فرصت پیدا کردم که در مباحث علمی و فکری و تحقیقی به کمک استاد محمد محمدی هم سلولی ام کندوکاش علمی کنم و ذهنم را پالایش کنم و پاسخ بسیاری از شبهات را بیابم و مفاهیم مذهبی ام را عمیق تر و اصیل تر درک کنم خیلی راضی و خوشحا ل هستم . خیلی افسوس می خورم به حال کسانی که از این مباحث محروم بودند .


همه آزادشدگان از زحمات شبانه روزی فعالان صنفی خارج از زندان در ملاقات با برخی نمایندگان مجلس و مسئولان قوه قضائیه و فعالیت های نمایندگان کانون ها ی صنفی شهرستان ها و به خصوص خانواده ها ی خودشان که با صبر و استقامت و گردهمایی در مقابل دادگاه انقلاب موجبات آزادی آنها را فراهم آورده بودند کمال تشکر را داشتند. بعلاوه خواسته فرد فرد ایشان آزادی هرچه سریع تر دیگر فعالان صنفی باقی مانده در زندان های تهران و شهرستان می باشد. آقایان باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران ، محمود بهشتی ، قشقاوی ، رسول بداقی و ...

یکی از زندانبان ها در لحظه های خداحافظی به محمد رضا بیگلر خانی معلم شاد و سرزنده می گفت:" آنقدر شماها می خندید و گل می گفتید که من آرزو کردم ای کاش می توانستم می آمدم توی سلول شما ببینم شما چه می گویید که اینقدر می خندید .

........ – خبرنگار

162 :: توسط آزادی در 2007-03-22 15:48

کامنت 144 آقای جاوید:
من فقط خبر رسانی کردم و قضاوتی در مورد اینکه اون سایت ساخته اپوزیسیون هست یا دیگران نمیتوانم بکنم! چون نمیخوام مثل شما به روش توهم توطئه عمل کنم. اما لازم به ذکر میدونم که اون سایت تست شده و adware یا spyware نداره و این گفته شما کاملا مشکوکه!!!
به نظر من مهم اینه که این سایت وجود داره و در داخل ایران هم فیلتر نیست!! قضاوت درباره خبر پیک ایران و سایت منتشره با خوانندگان و بینندگان اون سایت!

161 :: توسط آزادی در 2007-03-22 15:46

کامنت 144 آقای جاوید:
من فقط خبر رسانی کردم و قضاوتی در مورد اینکه اون سایت ساخته اپوزیسیون هست یا دیگران نمیتوانم بکنم! چون نمیخوام مثل شما به روش توهم توطئه عمل کنم. اما لازم به ذکر میدونم که اون سایت تست شده و adware یا spyware نداره و این گفته شما کاملا مشکوکه!!!
به نظر من مهم اینه که این سایت وجود داره و در داخل ایران هم فیلتر نیست!! قضاوت درباره خبر پیک ایران و سایت منتشره با خوانندگان و بینندگان اون سایت!

160 :: توسط لقمان در 2007-03-22 14:56

زیتون خانم ...اگر آی پی های مانی را بنویسی وبلاگ زیبا و پر مشتریت را از ویروسی
مهلک نجات داده ایی ٬ مانی نشان داد که انسان نیست و خواهان پاشیده شدن وبلاگت است

دلیلش را در هجو نویسی باسم اما خمینی دامت ...چندین بار گوشزد کرده از طریقه مبارزه مسالمت امیزت
با رژیم عقده دارد نووشته که با رای دادنت مبارز که نیستی هیچ بلکه همکار رژیمی ...متاسفانه وقت و حوصله

کم داری تا تک تک کامنتهای پر شمار این عقده ایی را با اسامی مختلف دیگر کامنت گزارهای وبلاگت بخوانی
مانی از چندین کافی اینتر نت پیام میگزارد و کارت مشکلست تا بلاکش کنی تنها چاره کار بیمحلی و جواب ندادن
کامنت گزارانست . کار عالی شما هم همین است که بکامنت گزارانی که بموضوع مطرح شده توسط خودت
نوشته اند جواب میدهی که باعث عصبانی شدن بیشتر انها را که یاوه مینویسند میشود پلیز دو ایت
د سیم وی از یوژوآل . هپی نیو یرز

159 :: توسط jay در 2007-03-22 14:25

مثل ماهی زنده ، مثل سبزه زیبا ،مثل سمنو شیرین ، مثل سنبل خوشبو ، مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید . سال نو ایرانی و نوروز مبارک باد
جاوید

158 :: توسط احمد.ف در 2007-03-22 14:08

کامنتِ شمارهِ ۱۴۲ را به طنز و یا گله ننوشتم ...

معتقدم که کامنتدونی زیتون بین همه کامنتدونی های وبلاگستان ایرانی از هر نظر بی نظیره برای اینکه هرکس هرچی به فکرش میرسه می نویسه یا اینکه فحش میده که اشکالی هم نداره چون عصبانیه و نظرش فحشه، مگر نه اینکه فحش ها هم نظر هستند؟
به طور مثال این نویسندهِ کامنتِ 156 :: توسط سوز ماني - فضولباشي هميشه در صحنه در 1386-01-02 12:00

157 :: توسط ... لینکِ ادوار نیوز در 2007-03-22 13:46

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

ادوارنیوز ضمن تبریک عید نوروز،سال خوبی را برای تمامی ایرانیان آرزو می کند

******
از روسیه، با عشق
نوشته: سامان صفرزايي
- برخلاف نظر برخی از تحلیلگران که روسیه را کشوری موذی می دانند و از دولت ایران برای اعتماد به روسیه انتقاد می کنند من بر این باور هستم که روسیه در روابط با تهران شیطنت خاصی نکرد و در واقع تا آنجا که در حیطه ی قدرتش بود تلاش کرده است که پرونده ی هسته ای...ادامه در آدرس:
http://www.advarnews.us/article/4357.aspx

یا لینکِ ادوار نیوز را در بالا کلیک کنید

کامنت: توسط احمد.ف

156 :: توسط سوز ماني - فضولباشي هميشه در صحنه در 2007-03-22 12:00

زيتوني تهديد بيهوده نكن اگر منظورت از تهديدهايت من يعني فضولباشي
است خود ميگويم كه كامنتهاي لقمان و پرويز-ثابتي وسالومه و فضولباشي و يكي از
كامنتها كه بنام امام دامت ماني؟! گذاشتم يعني كامنت 118 همه خودمن بودم
و براي آن هم دليل داشتم. بايد دو نفر را رسوا ميكردم كه كردم و نتيجه
اين شد كه يكي از آنها يعني آقاي احمد فضله را آنچنان ديوانه نمودم كه
ابتدا بانام گوز و سپس نامهاي مختلف بر عليه خودش كامنت گذاشت تا شايد
دست از او بردارم و همين آبروريزي او برايم فعلا كفايت ميكند اما نفر دوم
كه بسيار مورد علاقه شماست هنوز واكنش نشان نميدهد كه او هم بزودي
توسط من مفتضح خواهد شد

ضرر نکرده است

گزارش ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا گفته است پاکستان با کمک به آمریکا در جنگ علیه طالبان در افغانستان حدود ده میلیارد دلار ضرر کرده است.

اما شوکت عزیز وزیر دارايی پاکستان گفته پاکستان ضرر نکرده است، چون آمریکا کشورش را از پرداخت وام یک میلیارد دلاری معاف کرده است.

لینک بالا را کلیک کنید

154 :: توسط gisoo در 2007-03-22 10:46

زيتون جان سال نو مبارک و تعطيلات هم خوش بگذره. بوس بوس

153 :: توسط اختر در 2007-03-22 07:53

زیتون جان سلام
سال نو و بهارت مبارک باد به امید اینکه سالی سرشار از موفقیت و پیروزی و سلامتی برای تو و خانواده گرامیت باشد
سال صلح و دوستی برای ملت ایران
قربانت
اختر

152 :: توسط sima در 2007-03-22 07:17

زيتون جان

سال نو تو هم مبارک. هميشه خوش باشی. :)

151 :: توسط زيتون در 2007-03-22 05:31

ببخشيد كه نمي‌تونم تك‌تك به كامنت‌ها جواب بدم و تشكر كنم...
دست همگي شما را با مهر مي‌فشارم.
چه آقا و چه خانم:))

150 :: توسط زيتون در 2007-03-22 05:22

واقعا متاسفم كه يكي دو نفر با اسامي مختلف كامنت‌هاي توهين آميزي گذاشتن.
نمي‌تونم بشينم دونه دونه پاك كنم... تازه كامنت‌ها رو نشستم كامل خوندم و هنوز دست به اي‌ميلام نزدم...
صبح شده و بايد برم بخوابم...
سخني با كامنت‌نويس فوق‌الذكر:
همون‌جور كه روي اتوبوس‌ها نوشته (نمي‌دونم هنوزم اين شعار هست يا برش داشتن) كه دادن بليت نشاندهنده‌ي شخصيت شماست...
كامنت‌هاي شما هم نشون‌دهنده‌ي شخصيت شماست:)
نمي‌دونم خودت مي‌خوني خجالت نمي‌كشي؟ من جات بودم از خجالت مي‌مردم... بعدا آي‌پي‌تو اعلام مي‌كنم...

149 :: توسط کوروش در 2007-03-22 05:17

عيدت مبارک زيتون بانو!‌ (: بهترين آرزوها برای شما و سی با‌(:

148 :: توسط شاگرد ولتر در 2007-03-22 04:35

بیانیه کانون وب‌لاگ‌نویسان ایران در دفاع از جنبش معلمان

در روزهای اخیر معلمان سخت کوش کشورمان با تکیه بر حق آزادی بیان و اجتماعات مسالمت‌آمیز، برای بیان خواسته‌های صرفا صنفی‌شان در مقابل مجلس اجتماع کردند .
اما دولت مهرورز حتی این حرکت مسالمت‌آمیز را نیز تاب نیاورد و با شدیدترین وجه ممکن شرکت‌کنندگان در این اجتماعات را سرکوب کرد. معلمان را مورد ضرب و شتم قرار داد و بسیاری از آنان را دستگیر و زندانی کرد.
کانون وب لاگ نویسان ایران _ پن لاگ از خواست‌های برحق معلمان حمایت کرده و برگزاری تجمعات را حق همه‌ی اقشار جامعه از جمله فرهنگیان و معلمان می‌داند.
فیلتر کردن سایت رسمی کانون صنفی معلمان حرکت دیگری بود که در جهت سرکوب جنبش حق طلبانه‌ی فرهنگیان برداشته شد. پن‌لاگ هرگونه اهانت و هتک حرمت به مقام معلم را محکوم کرده و خواهان آزادی هر چه سریعتر معلمان دستگیر شده و رفع فیلتر از سایت کانون صنفی معلمان است .
کانون وب‌لاگ‌نویسان ایران توجه همه‌ی مجامع بین‌المللی مدافع حقوق بشر را به نقض حقوق اولیه همه‌ی اقشار مردم از جمله معلمان در ایران جلب کرده و خواستار حمایت گسترده آنان از معلمان، و تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی برای آزادی معلمان دستگیر و زندانی شده است.


کانون وب لاگ نویسان ایران_ پن لاگ

147 :: توسط شاگرد ولتر در 2007-03-22 04:34

با درود
زیتون جان
نوروز را به شما دوست گرامی ام شادباش می گويم .
به اميد داشتن سالی پربار برای شما و هر آنکه يار شماست .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر روزتان نوروز ** نوروزتان پيروز

146 :: توسط شاگرد ولتر در 2007-03-22 04:34

با درود
زیتون جان
نوروز را به شما دوست گرامی ام شادباش می گويم .
به اميد داشتن سالی پربار برای شما و هر آنکه يار شماست .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر روزتان نوروز ** نوروزتان پيروز

145 :: توسط زيتون در 2007-03-22 03:54

ســــــلام گرم من بر دوستان عزيزم:*
ممنون از كامنت‌هاي خوبتون.
يه مسافرت فوري پيش اومد.
يعني فرداي شبي كه اين پستو نوشتم سي‌با از سركار زنگ زد كه بدو حاضر شو بريم مسافرت.
گفتم خونه‌تكوني تموم نشده... گفت كه تموم عيد بايد سركارش كشيك وايسه و فقط مي‌تونه دوسه روز قبل از عيدو مرخصي بگيره..
خلاصه كه جنگي حاضر شدم و جاتون خالي رفتيم شمال...
الان كه اومدم اول رفتم سراغي از شادي و محبوبه در سايت زنستان گرفتم. خيلي خوشحال شدم..( تو اين دوسه روز به ا ينترنت دسترسي نداشتم)
و بعد اومدم ديدم چقدر خجالتم داديد... چقدر كامنت... خبر آزادي رو اينجا هم برام نوشته بوديد:) مرسي...

فرزانه جون.
آره... اون رنگ ياسي درسته... تو اخبار ديدم رز هفت رنگ هم اومده.. يعني هر گل‌برگش به يك رنگ..
رز نارنجي هم هست. من يه روز براي دوستم يه باكس پر از رز نارنجي بردم ... ولي بعدا كه رفتم براي خودم بخرم ديگه نبود... اين مهندسي ژنتيك چه مي‌كنه!! :)

شيواي عزيز
مرسي بابت اين همه اطلاعات..
من هم معتقدم بيشتر ماهي‌هاي قرمز در اثر بي‌اطلاعي ما مي‌ميرن.
هيچكي حاضر نيست براشون غذاي مخصوص بخره. يا اينكه براي عوض كردن آبش نيم ساعت بگذاره كلر آب بره...


ولگرد عزيزم
چه كنم كه اينقدر اي‌ميلت قشنگ بود كه اينجا گذاشتمش... تازه، خودتون اجازه داديد بگذارمش:)

آذر جانم
منم خيلي قولا به خودم مي‌دم. اما من زودي يادم مي‌ره. كم خوردن يكي از اصلي‌ترين آرزوهامه هر سال... اما مگه مي‌شه؟:)
كاش يه شاخه گل ياس هم براي من كنار بگذاريد...


آرش عزيز- كامنت شماره ۴۹
چقدر شعرت قشنگ بود:

چه با وقار
سر به آسمان می سايد
اين فلات پر شکوه!
چه عاشقانه
نفس می کشد
اين سرزمين پاک!
چه شکيبانه
فرو می خورد
بغض های نجيب
رويش ما را
اين مادر عزيز!

بنفشه ها
با آرامش علف ها،
پونه ها
با آهنگ جويباران،
و شقايق ها
با صدای پای دختران کوهسار،
متولد شده اند...

بر هر کوه و دشت
فرش شقايق گسترده ايم!
در هر خانه
بر هر نهال
هزار جوانه رسته است!
در هر کوی
هزار درخت
جامه ی عروسان پوشیده اند!
تن خيس هر ديوار
مجمر عطر ياس هاست!

نگاه کن
ياسمن و نسرين و نسترن،
همه جا
چه سرخوشانه
پای کوبانند!

آی
عروس آزادی
قدم بگذار!
عروس آزادی
قدم بگذار!
عروس آزادی
قدم بگذار! قدم بگذار! قدم بگذار...

--------------------
اميدوارم همگي سال خوبي داشته باشيد عزيزانم:*

144 :: توسط آرمان جاوید در 2007-03-22 03:52

اون سايتی که شخصی به نام آزادی لينکش رو داده يک سايت ساختگی و دروغيه که بيشتر عکسهای دخترهايی که توش گذاشته شده عکسهاييه که از سايتهای دوست يابی توی اينترنت برداشته شده. از همه مهم تر اين که اين سايت روی دستگاه شما يک spyware یعنی یک جور برنامه مشابه ویروس هم نصب میکنه. خلاصه آدم باید خیلی ساده و ابله باشه که فکر کنه این سایت واقعیه. دشمنی با رژیم نباید با دروغ پردازی همراه باشه. اون هم دروغهایی اینقدر ناشیانه. مسلما رژیم ایران عاشق اپوزیسیونی مثل شماست.
در پایان هم به خاطر اینکه عکس یک سری دختر خانم بی گناه توی این سایت وجود دارند از
زیتون
خواهش میکنم که اون لینک رو از کامنت ها پاک کنن.

143 :: توسط ماهی سیاه کوچولو در 2007-03-22 03:31

دختر مردم تا توی اين بخش نظرات از اون بالا برسم به اين پايين يک فکری بکن يا بگو اين قسمت نوشتن کامنت رو بگذارند بالای باقی نظرها يا بگو يک کمی کمتر نظر بگذارند .
ببين خوشحالم که از اين نو روشنفکر بازيها که دم عيدی همش
اه و ناله می کنن در نياوری از معدود نوشته های مربوط به عيد بود که خبری از اين حرفا توش نبود .
سال نو را برايت آرزو می کنم
به قول اين نو روشنفکرها : با مهر

142 :: توسط احمد.ف در 2007-03-22 03:22

این کامنتدونی زیتون خیلی با حاله...

کامنت دونی زیتون در همه کامنتدونی های وبلاگستان بی نظیره، فرح پهلوی و رضا پهلوی واسه خودشون بیانیه صادر می کنند، اسماعیل نوری علا تحلیل گر مسایل سیاسی حمید پوریان از ۱۴۰۰ سال ناراحتی اش از محمدِعرب و اسلام و مسلمون می نویسه، حمید پوریان فحش ارازلی و اویاشی می نویسه، مولوی برای شایان تاییده وگواهی از فایده های سلطنت شعر می کنه،فایده های آمریکا و اسرائیل توسط آزادی کامنت میشه، بدی ها و جنایات رو سیه کامنت میشه، سرهنگ شاهنشاهی عاشق ساواک، کامنت میشه،هزار اسمِ مانی،خمینی میشه، رضا فاضلی شا پرست توسط مانی لوده میشه، جمهوری اسلامی در کامنتدونی زیتون مرتب سرنگون میشه .

کامنتِ ۸۵ و ۹۷ من را بخوانید و اگر عصبانی شدید شما هم به من با خیال راحت هر فحشی که خواستید بدهید.

141 :: توسط آزادی در 2007-03-22 01:53

جناب سرهنگ!
من خبر رو توی سایت پیک ایران دیدم و چون اسم سایت رو نذاشته بود زیاد به موثق بودنش اعتبار نکردم! ولی متاسفانه سایت مورد اشاره رو با اندکی جستجو پیدا کردم که به آدرس زیر است:
http://kosfooroosh.4t.com/

نکته جالب و غم انگیز هم اینه که سایت تو ایران فیلتر هم نیست!!!!! حالا یکی از دوستان خارج نشین (چون من داخل ایران هستم میترسم که آش نخورده و دهن سوخته بشه!) یه ایمیل به این یارو شیخه بزنه و صحت و سقم قضیه رو در بیاره که اگه درست باشه توی وبلاگشهر پرچمش کنیم تا آبروی ج.ا بیشتر بره! گرچه ج.ا قبلا با قضیه "خانه سبز" کرج و صادرات دختران توسط یک روحانی بانفوذ رفته، ولی این مورد هم درجای خودش میتونه جالب باشه!!

کامنت 135 جناب ایران!
من قبول دارم که ممکنه عده ای از کشته شدگان مخالف سیاستهای روسیه باشند، ولی انتخابات در روسیه آزاد هست و مردم اون کشور سالهاست که همین سیاست کثیف دولتمردانشون رو پذیرفتند و ازش حمایت میکنند. همینطور بلاروس (روسیه سفید) هم تا حد زیادی از این ایده کثیف پشتیبانی از ج.ا داره حمایت میکنه و این نشاندهنده ذات کثیف ملت روس هست که هنوز فکر استعمار و فرصت طلبی هستند! هیچ فکر کردید که چرا تاجیکستان و گرجستان و آذربایجان و ... از این رژیم حمایت نمیکنند؟؟ به نظر من هر بلایی که به سرشون بیاد حقشون هست و من یکی دلم خنک میشه!!! همونطور که اگه بلایی سر هم میهنان و دانشمندان احمق کشورم در سایتهای هسته ای رژیم بیاد نه تنها ناراحت نمیشم، بلکه خوشحال هم میشوم!! همونطور که دوست دارم جنگ با آمریکا اتفاق بیفته و حداقل چند ده هزار نفر از این حزب اللهی های دوآتشه و احمقهایی که هنوز معنی میهن رو نمیدونن و فکر میکنن میهن پرستند بروند و کشته بشن و شرشون از سر این مملکت کم بشه!!! همونطور که وقتی اتوبوس سپاهی ها منفجر میشه، با اینکه از خشونت و ترور متنفرم و در ظاهر ناراحت میشم ولی ته قلبم از کشته شدنشون خوشحال میشم!
شاید یه عده دلیل بیارن که اینها مجبورند و به خاطر شکمشون دارن به نظام خدمت میکنند، ولی وقتی یه نگاه به خودم و همفکرام میندازم که چطور حاضریم زندگی سگی داشته باشیم، ولی به ج.ا باج ندیم، اونوقت ته قلبم به این فکر میکنم که نباید به خاطر مرگ عده ای احمق احساسات نشون داد و ناراحت شد!!!
به نظر من هیچکس نمیتونه عقیده ای رو بر خلاف میل باطنیش بپذیره، مگر اینکه ذاتا انسان پست و دورویی باشه! مثل همون عرقخورهای سال 57 که تو سال 58 یه شبه شدن حاج آقا!!

140 :: توسط haji washington در 2007-03-22 01:49

عید شما مبارک

139 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-22 00:33

تبريک و هزار تبريک به جمهوری اسلامی.

در همين رابطه :
حراج نوروزی دختران ایرانی در دوبی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سن : 18 سال
قيمت پيشنهادي : 7000 درهم
اصليت : همدان
اين دختران در صورت مريضي پس گرفته مي شوند*

قيمت پيشنهادي خود را به ما ايميل كنيد ما به بيشترين پيشنهاد جواب خواهيم داد

دختر هاي بيشتري به زودي آماده فروش خواهند شد

***************************************
وعده ما هر سال عيد نوروز هتل كرون پلازا و فجيره
***************************************
نكته

دفاتر .... در دوبي و اوكراين مي باشد بنابر اين
خريداران ساكن دوبي يا اوكراين هزينه حمل جنس مورد
نياز خود را پر داخت نخواهند كرد
نكته

گروه هاي مافيايي كه مايل به همكاري با گروه ما هستند مي توانند از طريق ايميل
با ما تماس بگيرند تا در اصرع وقت ترتيب همكاري نزديك با آنها داده شود .از جمله
گروه هاي مافيايي كه تا كنون با ما همكاري كرده اند مي توان به اسامي زير اشاره كرد

شكارچي هاي جنت آباد
كركس هاي خاك سفيد
كفتار هاي جواديه
عقرب زرد
شيطان 2000
كفتار پير
گروه زهير ازبك
خفاش خون آشام

نكته
اسپانزر سايت
اسپانزر اين سايت عثمان شيخ يكي از شيوخ دبي بوده كه رابطه نزديكي با امير دوبي
دارد . وي در سال 1333 در دوبي متولد شده و هم اكنون ساكن فجيره مي باشد حراج
ساليانه دختر هاي ايراني در دوبي به همت وي و با همكاري گروه ....در پايان هر سال
برگزار ميشود.

http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=38242

زمان محمدرضاشاه یک دختر اهوازی را
یک شیخ کویتی دزدید نیمه شب خود محمدرضا شاه به شخصه فرمانده زرهی لشگر اهواز را پای تلفن خواست و بدترین فحش های خواهر و مادری را نثارش کرد.
در عرض۱۲ساعت ناوگان ایران لب ساحل کویت بود و کویتی ها شیخ را کت بسته به ایران تحویل دادند و دختر را فرستادند به خانه اش!!!

138 :: توسط دكتر ايرج گلي در 2007-03-22 00:25

ببين دختر عيدت مبارک .... کجايی ؟

137 :: توسط حمید پوریان در 2007-03-21 23:57

شعرهای اسماعيل نوری علا
http://www.puyeshgaraan.com
از چاپ نشده ها

بشارت

بشارتی، خفته در شراب ساکت

دقيقه ای، که در آن سوسنی تازه به فرياد می آيد

حسی، از چيزی بطـئی و شتابنده

خوابی، که از دستانم سراغ عشق را می گيرد

کوزهء شرابی، گمشده در ظلمات

شطی، که از پيچ هر ترانه می گذرد

و آفتابی، جاری بر بستر سپيده

با عطر ياسمنی

که مشام باستانشناسان را

از هيجان و خلسه پر می کند.

ببين:

در آسمان زادگاهم زخمی کهنه بر ماه چيره است

و شب ِ شراب در گلوی سپيده ماسيده.

من برگ و زينم را به آسيابان بخشيده ام

و از نقطه ای که تير زن

بر بال آرزو

بر می گزيند

تا غروبگاه آبگير هميشه مه زده

بر هراس و تشويش گواهی داده ام.

آی...

دستم را بگير

من از نسيم نيزار بوی شوق می شنوم؛

بوی بهار شتابناکی می شنوم

که ساعت گل

وعده ام کرده است.

بيا، دستم را بگير

به پيشباز سفری

که از کوچه های دشوار کلمات می گذرد.

ببين:

از کوزه خون تازه می تراود

وحش در من بيدار است

و غار وحی و نقاشی

از چشم هايم

بسوی فراسوهای ناشناخته

نقب می گشايد.

بيا، ببين

که رخش من آن سوی آبگير

در انديشه ای فراری می چرخد

و نسيم نيشابور

در يال بی مضايقه اش

پيچيده ست.

136 :: توسط آرمان جاوید در 2007-03-21 23:50

واقعا کسی يه بار راجع به نوروز شنيده باشه مياد ملت ايران رو توی يه فيلم اونطوری نشون ميده که تو ۳۰۰ نشون دادن؟ بی سوادی و کج فهمی يه بيماری جهانيه ربطی به اين کشور و اون کشور نداره. به هر حال سال نو همتون مبارک. داشتم توی کانالهای هاتبرد بالا و پايين ميرفتم ديدم آذری ها جشن گرفتن (لیدر آذر تی وی) . تلوزيون تی آر تی ترکيه هم جشن نوروز گرفته. کردها همه تلوزيون هاشون جشن گرفتن. افغانها در آريانا تی وی جشن گرفتن. تاجيک ها هم که توی هاتبرد تصويری ندارن ولی جشن گرفتنشون برای نوروز آشکار تر از جشن ما ايرانيهاست. شنيدم توی ازبکستان و قزاقستان و گرجستان هم جشن می گيرن. واقعا جالبه که اين همه ما نفوذ فرهنگی داريم توی منطقه ای که زندگی ميکنيم. فکر کنم اگه با اين وضعی که داريم پيش ميريم ادامه بديم همينطور که قطری ها ابوعلي سينا و فارابی رو مصادره کردن فردايی هم برسه که نوروز رو ترکيه مصادره فرهنگی کنه و شايد عجيب نباشه که يه روز بشنويم چهارشنبه سوری هم يه رسم سوريه ايه! به خاطر سوری ته اش گفتم!!

135 :: توسط ايران در 2007-03-21 23:43

بادرود.
به نظربنده خيانت دولت روسيه به ايران ماکه پديده ای ديرپااست وبا آرزوی دستيابي به خليج فارس شروع شدوتاامروزادامه داردکاملاروشن است.امامنصفانه نيست که ماازدرآتش سوختن عده ای بی گناه شادمانی کنيم. شايدهمه يا تعدادی ازاين قربانيان مخالف سياستهای روسیه بوده اند؟

134 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-21 23:21

بفرماييد بعد هم می خواهند فناوری هسته ای از چنين کشور عقب افتاده و ناقصی بخرند!!!! ريدم به روسيه٬ ۲۰۰ سال است جز نکبت از اين کشور کثافت چيزی به ما نرسيده است.

133 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-21 23:19

به ديدگاه من پاسخ حمله ناجوانمردانه و بی ربط آزاده فرقانی به شهبانو فرح پهلوی همان نوشته آقای مجيد زهری می باشد که دقيقا طبيعت و هدف اين زنيکه مسخره را شناسايی کرده است و پاسخی دندان شکن به خزعبلاتش داده است. سپاس های فراوان من به آقای مجيد زهری دستشان را از دور می فشارم.

132 :: توسط آزادی در 2007-03-21 23:17

میگما، مثل اینکه آه ملت ایران بدجور یقه روسیه کثیف رو گرفته!!! به نظر من که حقشونه هرچی سر وجود کثافتشون بیاد!
اون از قضیه خانوم کمالفر که اونجور تو فرودگاه مسکو آواره بود و آخر هم کانادایی های بامرام نجاتش دادن؛ اون از 80 میلیارد دلاری که امسال محمود هسته ای (هسته = تخم) خرج کرده و قسمت عمده اش صرف انرژی تخمی تخیلی شده و بخش اعظمش به جیب روسهای کثیف رفته!! این از حمایت همه جانبه ای که از حکومت پلید ج.ا چه تو شورای امنیت و چه در جاهای دیگه میکنند!!!

الهی همچنان جیز جیگر بزنند کثافتها!!!!!! به خبر زیر دقت کنید:

***********************
صدای آمریکا: امروزچهارشنبه به عنوان روزسوگواری درسراسر روسيه برای قربانيان سه فاجعه اخير روسيه اعلام گرديده است که درجريان آن ها دست کم ۱۷۵ نفر جان خود را ازدست دادند. فاجعه ها مشتمل هستند برسقوط يک هواپيما، آتش سوزی دريک آسايشگاه سالمندان وانفجار در يک معدن زغال سنگ که شديدترين انفجار در۱۰ سال گذشته بوده است.

ولاديميرپوتين رئيس جمهوری روسيه دستورداده است پرچم های کشوربه حال نيمه افراشته درآيد وکليه برنامه های تفريحی تلويزيون و راديو لغو شود.

درانفجار روزدوشنبه درمعدن زغال سنگ منطقه کمراوف Kemerovo درسيبريه دست کم ۱۰۷ نفرجان خود را ازدست دادند. تا شامگاه روزسه شنبه همچنان سه تن ازکارگران اين معدن مفقود بودند. ماموران امداد گزارش داده اند که شرايط سخت معدن زغال سنگ، عمليات جستجو برای نجات بازماندگان را بسياردشوارساخته است.

مقامات مسئول درجستجوی هرگونه خطای انسانی هستند که احتمالا باعث وقوع حادثه شده باشد. به گفته اين مقامات، تجهيزات عدن جديد بوده است و بعيد به نظرمی رسد که باعث انفجارشده باشد.

آقای پوتين دستورداده است نسبت به اين حادثه وهمچنين فاجعه آتش سوزی روزسه شنبه دريک آسايشگاه سالمندان درنزديکی دريای آزوف درجنوب روسيه که درجريان آن دست کم ۶۲ نفر جان خود را ازدست دادند، تحقيقاتی رسمی به عمل آيد.

مقامات مسئول همچنين درحال تحقيق درباره احتمال اشتباه خلبان وشرايط جوی نامساعد درمورد سقوط روزشنبه يک فروند هواپيما در سامارا هستند که درجريان آن هفت نفرکشته شدند.

***********************

الهی که بیشتر بلا به سر ملتشون بیاد که چنین حکومت کثیفی دارند که آیینه تمام قد ملتشون هستند!! اونجا که مثل ایران حکومت از طرف خدا نیومده، همون ملت عوضی روس انتخابش کردند!!

131 :: توسط Atoosa در 2007-03-21 20:22

نوروز مبارک. اميدوارم سال خوب و پر از کاميابی در انتظارت باشه.

130 :: توسط احمد.ف در 2007-03-21 18:05

اخطار نویس و نویسندهِ کامنتِ 91 ... دلت خنک شد؟

کامنت هایِ شماره - 91 -120 -121- 122- 123- 124- 125- 126- را هم که با اسامی مختلف فحش کردی همان اخطاری بود که در کامنت شماره 91 ات گفتی؟

اگه هنوز آروم نشدی، باز هم فحش بده، فحش خواهر و مادر هم بده.
اما لااقل ضمن فحش دادن بنویس از کدام نوشته من انقدر ناراحت وعصبانی شدی.

129 :: توسط فضولباشی ( نویسنده کامنت 118) در 2007-03-21 17:50

منظور من از گذاشتن کامنت 118 دادن درس عبرتی به آن
پسرک سلطنت طلب بود و بهمین دلیل آنچه خواندید را من از زبان
او گفتم تا بدانید در دل او چه میگذرد بروید و کلیکی بر وبلاگ
بی مشتریش کنید شاید دلش خوش شود و جوابی هم به من دهد شاید
دست از سرش برداشتم . مانی!؟ تا زمانی که جواب ندهی همچون
احمد فضله که بی آبرو شد بی آبرویت خواهم کرد با کامنتهایی نظیر 118
که بجایت میگذارم تو با پیامی که بعنوان تبریک عید گذاشتی نشان دادی که اینجا میایی
پس کامنتهای مرا میخواندی که از تو میخواستم بخاطر اینکه یک سال پییش مرا در
کامنتهای وبلاگت بطور غیر مستقیم مسلمان بدبو خوانده بودی عذر بخواهی که
نخواستی تا قیام قیامت هم که باشد دست از سر تو برنخواهم داشت و همینطور
که در شماره 118 نوشته ام بجای تو و بااسم تو مسخره ات خواهم کرد تا آن
غرور کثیفت را کنار نهی و با من وارد بحث شوی

128 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-21 17:27

انسان و پيچيدگيهای باورش:
*****
امیر مومبینی
نویسنده و تحلیل گر سیاسی
http://www.iranglobal.dk
چشمی که بوم هنر نیست


خوب رسیدیم به یک جای حساس. چشم شما چشم طبیعت است و جانب دار نیست و پیش‌داوری ندارد و گل را با همه‌ی پیچیدگی رنگ‌هایش می‌بیند. اما عقل شما چشم جامعه است. چشم فرهنگ اجتماعی و تاریخی است. عقل شما چشم فرهنگ شما است. متاسفم که چشم فرهنگ شما رنگ‌ها را ترکیب نمی‌کند بلکه به ساده‌ترین اجزاء آن تجزیه می‌کند و بعد همه را به دو دسته و دو دسته را فقط به دو رنگ بدل می‌کند. چشم اجتماعی شما دچار کور رنگی است. چشم اجتماعی شما از چشم طبیعی شما عقب‌تر مانده است.
...
بهتر است

که هنرمند چیزی هم از علم و فلسفه بگوید. شما آن مثال معروف فلسفی را که سهروردی دانشمند ایرانی برای رد واقعیت مادی آورده است می‌دانید؟

­ شاید آری، شاید نه.

ذغال گداخته‌ای

را در گردونه‌ای بگذارید و با سرعت بچرخانید. چه می‌بینید؟

­ یک دایره‌ی درخشان. دایره‌ای از نور.

اما شما می‌دانید
...
اشکال کار

این است که یک پدیده‌ی مادی نمی‌تواند در عین حال هم دایره باشد و هم نقطه. یا این است یا آن. یا نقطه، یا دایره. تنها و تنها یکی از این دو می‌تواند واقعیت داشته باشد. از آنجایی که ممکن نیست که یک چیز مادی همزمان هم نقطه باشد و هم دایره، ثابت می‌شود که کل قضیه روی هوا است و آن ماده مجازی است. وهم است. پندار است. این است حکم شیخ پارسی. و بر همین قیاس، اصلاً واقعیتی در بساط نقاشی شما نیست که ما ثابت کنیم این نقطه‌های پراکنده‌ی رنگ است یا خطوط همپیوسته‌ی تصویر.
...
دوست من، دانشمند برای تبدیل یک فرضیه به تئوری ناچار است مجموع شرایط و احتمالات و امکانات را بسنجد. دانشمند برای اثبات علمی یک پدیده اول خود به بزرگترین منتقد ممکن خود تبدیل می‌شود و تنها اگر بتواند بر خویشتن منتقد خویش غلبه کند آن وقت وارد مبارزه ی بیرونی می‌شود. هنرمند برای تبدیل یک خیال ذهنی به یک آفریده‌ی هنری و یک تصویر جان می‌کند و می‌کوشد تا آنجا که ممکن است تصویر و توصیف خود را رنگین و مرکب و چند جانبه کند. تولستوی بزرگ، وقتی ناتاشای زیبا را تصویر می‌کند مویرگ‌های گرم و معطر و تپنده‌ی کف پایش را هم فراموش نمی‌کند. اما کار شما جماعت بر عکس است. مغز شما کارخانه‌ی تبدیل بغرنج به ساده است. چشم شما کارخانه‌ی انهدام طیف‌های نور و رنگ در دو قطب سفید و سیاه است.
...
سیاستمدار. . .

- ماسک قدرتی که از آن حذر نیست.

- سپر نفرتی که حق بشر نیست.

­ صاحب چشمی که بوم هنر نیست.


127 :: توسط نانا در 2007-03-21 16:37

این را خطاب به احمد . ف مینویسم . منظور تنها این نام نیست بلکه منظور خود شخصی است که نویسنده نظراتی با نام مستعار احمد . ف میباشد بنابراین مستقیم به آن شخص مجهول الهویه بر میگردد

دوباره همه جا جشن و سروره
دل ایرونی پر از شادی و شوره
آخه ما احمد کونی نمیخواییم
احمد. ف ؛ هوی روتو کم کن مگه زوره
لایق ننت کیره کیر تو هوا میگیره
میگه بکنید چون که دیره دیره
رئیس همه جنده ها بوده
تا چشمش به کیر ایرونی سپرده
کنار آسیاب جاکش کونی
عجب کیری از ایرونی خورده
ای احمد خارکسده کون تاقار
لای لای لای لای
خود زنانی تو صد هزار
لای لای لای لای
بابات اُبی ؛ ننت بذار
لای لای لای لای
کس کش کیر خر سوار
لای لای لای لای
اُبنه ای خانم بیار
لای لای لای لای
خودم میام میکنمت خودم میام میکنمت
کش کش بی مروت کون تو بند کیره
هنوز تا ته نکردم نفست داره میگیره نفست داره میگیره
ای احمد پست دنی
لای لای لای لای
کونی سر تا پا اَنی
لای لای لای لای
ساک میزنی چو بستنی
لای لای لای لای
دوای تو آب منی
لای لای لای لای
رفتی به عشق کیر خر
لای لای لای لای
تو آسیاب شیر نفت
لای لای لای لای
خوردی کیر و گشتی دمر
لای لای لای لای
سوختی تو از پا تا به سر
لای لای لای لای
خودم میام میکنمت خودم میام میکنمت
خودم میام میکنمت خودم میام میکنمت
خونه ماتم و غم سر اومد قاصد شادیا از در اومد
بچه ها از ته دل بخندین جون احمد ز کس ننش در اومد
کس ننش شده پاره پاره بعد عمری هنوزم میخاره
ای مادر جنده چو مرد مردی با کیر ما هنوزم در نبردی
تا که اون سگ پدر قد علم کرد کس ننتو با کیر ما چاره کردی
مشکل ننتو حسابی چاره کردی جنده ها رو تو آواره کردی
ابنه احمد ابنه احمد ابنه ای احمد
ابنه احمد ابنه احمد ابنه ای احمد

126 :: توسط نانا در 2007-03-21 16:33

احمد.ف،اسهال داغ ،همراه با
سندهء پشمالو درون حلقت.پریود.

125 :: توسط شیوا در 2007-03-21 16:28

احمد.ف،خاک بر سرت که کونی شدی
برو دویست سیصد پوند پول بده یک
دیلدوی کلفت بخر و بشین روش.
تکبیر.

124 :: توسط حسین درخشان در 2007-03-21 16:15

احمد.ف،متاسفانه تو دچار پدیده
کونیالیزم شده ای که این پارادیمی ضد
بکنیالیزم و درست همسان با
لاشییالیزم است.

123 :: توسط مجید زهری در 2007-03-21 15:49

احمد.ف،جان بعد از خواندن کامنتی که
در آن به کونی بودنت اعتراف کردی
ناگهان حالی بحالی شدم.رعشه به
جانم افتاد،در اولین روز بهار آرزو داشتم
که غنچه ات را میچیدم.آه آه آه.......

122 :: توسط جواد یساری در 2007-03-21 15:33

احمد.ف،عزیزم درسطر اول یک لغت جا افتاد.گریه کن شاید اشکهایت..........................................................................................................درست است.

121 :: توسط جواد یساری در 2007-03-21 15:22

احمد.ف،عزیزم گریه شاید اشکهایت اُبنه درونت را فرونشاند و فریاد دردآلودت خواب غفلت از چشم کون کُنها بزداید.گریه کن ...گریه کن....گریه کن.

120 :: توسط احمد.ف در 2007-03-21 15:14

هیچوقت فکر نمیکردم که گوزی در اول سال زندگی مرا عوض کند.دوستان مرا
ببخشید،اشکم از دیده روان است.
گوز جان همیشه مدیونت هستم و از راه دور میبوسمت.تو چشمان اشک آلودم را باز کردی.
من کونی هستم.من کونی هستم.

119 :: توسط abi در 2007-03-21 15:13

زهری هميشه مورد نفرت وبلاگستان بوده چه در قبل جه حالا يه مرد با هزار بيماری روانی از درون اين شخص دون مايه هميشه نفرت و حقارت دو عاملی است که موج ميزند او ساخته سزکوفتگی نسل ميان سال ايرانی است که با ژست کلمات قلمبه سلنبه دزديده از اين و ان پز روشنفکری ميدهند تا بچه خوردها را به خود جذب کنند او عاشق معروف شدن است ولو به بدنامی او همنام اسمش زهر گذشته پز درد ماست که مسموم کننده است هرچند برايش ضمه و کسره بگذارد

118 :: توسط امام خمینی دامت مانی !؟ در 2007-03-21 14:36

ای بابا ...مجید زهری کیه !؟ پس من چی !؟ اصلا کسی بمن توجه نمیکنه !؟ رفتم با هزار بدبختی وبلاگ زدم
هر چه نشستم دیدم کلیکی نکردید !؟ هی اومدم زیتون انگاری مور و ملخ کامنت پشت کامنت خب معلومه

حرثم در میاد معلومه دق میکنم از حسادت ...مگه میمیرید یک سری هم بوبلاگ سوت و کورم بزنید نه !؟
چرا من اینقدر بد شانسم خدا جون !؟ کارتن خواب کمی موفق شد و مشغوله اما من بیچاره هر چی میشینم

یکی در نمیزنه ...مجبور میشم بیام اینجا با اسم خمینی بهمه اتان فحش چاله میدانی نثار کنم
اخطار میکنم بهمه شما اگر بوبلاگم سر نزنید میام زیتون با ده اسم کامنت گزار ها برای همه کلک و فحش و ناسزا

مینویسم حالا خود دانید پاشید اول سالی یه دشت بمن بینوا بدهید و کلیک کنید

اسم وبلاگم را هنوز نمیدانید !؟؟؟؟؟

117 :: توسط dariushagha در 2007-03-21 13:27

سرهنگ جان این قسمت فحش به شماره 97 را قبولات ندارم... اولین شرط آزادی... احترامه... بیاد زود معذرت بخواه... احمد ف هر کسی باشه حقش فحش نیست. اتفاقا سوال درستی کرده از رضا پهلوی.

116 :: توسط حمید در 2007-03-21 11:54

عید عالی متعالی

115 :: توسط آزادی در 2007-03-21 11:37

سال نو بر تمامی دوستان مبارک باد،

دوستان متن ضعیف و بحث برانگیز آقای زهری را گذاشته بودند که در نظر من اصلا پاسخ یا نقد شایسته ای درباره خانم فرقانی نبوده و نیست؛ درست است که ایشون در مقاله اخیرشون سخنان بی ربطی درباره گنجی و فرح دیبا عنوان کردند ولی این دلیل نمیشود که جناب زهری با استفاده از عنصر زنانگی ایشون سعی در تخریب شخصیتی نمایند، چرا که این کار قبل از نقد یا توهین به خانم فرقانی، توهینی به جامعه زنان مبارز میهن محسوب میشود!!

بد نیست بر نوشته زیر اندکی تامل کنیم:

پست آخر مجيد زهري درباره‌ي نوشته‌ي آزاده فرقاني ناراحت‌کننده بود؛ نه فقط ناراحت‌کننده، که آزاردهنده بود. ما در وبلاگ‌شهر، سعي مي‌کنيم هم‌زيستي مسالمت‌آميز را ياد بگيريم؛ ياد بگيريم که هر کدام، فکر ِ خودمان را داشته باشيم و رعايت صاحبان تفکر ديگر را بکنيم. لازمه‌ي اين کار، احترام است، آن‌هم احترام متقابل. امروز، همان‌قدر که مجيد موافق سلطنت است، من مخالف آنم. به همين نسبت، جماعتي که در وب‌لاگ‌شهر مي‌نويسند و فعاليت مي‌کنند، موافق و مخالف افکار مختلف سياسي و اجتماعي هستند. من شديدا مخالف سلطنت هستم؛ شديدا مخالف مجاهدين خلق هستم؛ شديدا مخالف گروه‌هايي که خود را از نظر فکري و مادي وابسته به دولت‌هاي غربي و شرقي مي‌کنند هستم؛ شديدا مخالف زورگويي و استبداد به هر شکل و صورتي هستم.

ولي سعي کرده‌ام و مي‌کنم که در مقابل موافقان اين گروه‌ها و شيوه‌ها، رگ گردن کلفت نکنم؛ صدايم را بالا نبرم. جنبه‌هاي مثبت غيرسياسي اشخاص را تحت‌الشعاع جنبه‌هاي سياسي‌شان قرار ندهم. همان‌طور که همسايه‌ي ديوار به ديوار سلطنت‌طلب من مي‌تواند به عنوان يک آدم غيرسياسي برايم قابل معاشرت و محترم باشد، همسايه‌ي وب‌لاگي من هم بايد بتواند چنين باشد. اما دوام و بقاي اين رابطه به هر دو طرف بستگي دارد نه به يک طرف.

من در مقابل زورگويي مي‌ايستم. زورگو، هر که مي‌خواهد باشد. من در مقابل کسي که بخواهد به زور چادر از سر زنان بردارد مي‌ايستم. من در مقابل کسي که بخواهد به زور چادر به سر زنان بکند مي‌ايستم. مادربزرگ من، عمه‌ي من، خاله‌ي من، چادري بوده‌اند. من اگر کسي به آن‌ها به خاطر چادري بودن تعرض کند، مسلما سکوت نخواهم کرد و شديدترين واکنش‌ها را نشان خواهم داد؛ گيرم، خودم مخالف چادر باشم.

من در مقابل تحقيرکنندگان زن مي‌ايستم. کاري که زهري در نوشته‌ي آخرش کرده است، نوعي تحقير و تجاوز کلامي‌ست. در همان کانادا که محل زندگي ايشان است، اگر همين جملاتي که به خانم فرقاني نوشته است، در محل کار، به همکار زن ايشان گفته شود، تعرض به حساب مي‌آيد. خود مجيد هم قطعا اگر کسي به يکي از خانم‌هاي اهل قلمي که ايشان قبول دارد با چنين جملاتي برخورد کند، شديدا اعتراض خواهد کرد. پس نفس اين کار زشت است. فرق هم نمي‌کند که طرف سلطنت‌طلب باشد، يا جمهوري‌خواه. خود ِ برخورد، غلط است.

مجيد مي‌تواند در مقابل مخالفتي که با او مي‌شود موضع بگيرد و بر درستي حرفي که زده است پاي بفشارد. اين به ميل خودش بستگي دارد. ولي شيوه‌ي کم‌ضررتر، همان هم‌زيستي مسالمت‌آميزي‌ست که با کمي ملاحظه امکان‌پذير است. مي‌توان در همسايگي يک‌ديگر با آرامش زندگي کرد. مي‌توان هم، فضا را متشنج کرد. قطعا تشنج خوب نيست. بد است که طرف مقابل هم از همان شيوه استفاده کند.

114 :: توسط سیاهکل در 2007-03-21 10:02

سال نو مبارک زيتون عزيز

113 :: توسط mar mar در 2007-03-21 07:51

خوب سال تحويل شده .زیتونی عيدت مبارک .اومدم عيدديدنی .(لطفا عيدی هم فراموش نشود.)

عيد همه خوانندگان هم مبارک.

112 :: توسط حواننده وبلاگ ها در 2007-03-21 05:18

منهم نوشته اقای مجید زهری را درباره خانم فرقانی خواندم .سعی کردم این کامنت را در وبلاگ ایشان بگذارم .
و لی متاسفانه صفحه کامنت شان ان چنان قفل و بند داشت . که به اسانی ممکن نشد در ان وارد شوم بنابراين بااجازه سرکار خانم ريتون در اينجا نطر م را مینویسم امیداوارم انرا بخوانند ..
اقای مجید زهری:
وقتی نوشته اروتیک شما را در باره خانم فرقانی خواندم فراموش کردم که این نوشته را در وبلاگ شما میخوانم فکر کردم نوشته ای است از يک وبلاگ / پورنو /
اقای زهری اگر بانوشتن اين مقاله قصدتان نشان دادن توانايی قلمتان در به تصوير کشیدن و حالات شهوانی و جسمانی يک زن بی نام به طور اعم او روی مرد بود و می خواستید
و انرا جهت شرکت در یک مسابقه نوشتاری اروتیکی بفرستید حرفی نبود . شاید جایزه ای نصیب خود میکردید .
و لی رذالت سر کار از چايی شروع شد که این نوشته را درباره رنی نوشتتید که بجهتی چه حوب و چه بد برای مردم چهره ای اشنا بود . و بقول فرنگیها /پابلیک فیگور است / .
شما با نوشتن در باره این خانم نشان دادید که در ضمیر بیمار تان چه جیزی سیلان دارد ..
واقعا کلمه نویسند ه لایق شما نیست خود را تا سر حد/ پ م پ/ پایین اوردید .. که برای جلب مشتری
از متاع اش با اب و تاب تعریف میکند
خواندن ان نوشته در وبلاگتان مرا بیاد اجناس پشت ویترین خانه های محله فرمز امستردام انداخت که سرکار در انجا فروشنده گی میکنید.

111 :: توسط negin در 2007-03-21 05:03

زيتون عزيز عيدت مبارك
برات سال خوبی در كنار خانواده و كسانی كه دوستشون داری ارزو میكنم . امیدوارم همیشه پاینده و شاد باشی

110 :: توسط nokhostin در 2007-03-21 04:13

زيتونکم و سي با (ی) عزیز همراه با پسر نازتان سالی زيبا برايتان آرزو ميکنم. عيدتان پيروز.

109 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-21 03:24

مجيد زهری می گويد:

موضوع دستگيری زنان که پيش آمد، آن‌چه در ذهنم جرقه‌ای زد، تصوير متفاوتی بود که در ميان ديگر تصاوير خودنمايی می‌کرد. برای کسانی که مسائل سياسی ايران را پی‌گيری می‌کنند، خود حرکت و دستگيری اهميت داشت؛ برای من که سالی است از اين وادی بدورم، بيرون‌کشيدن نکته‌ی چشم‌نواز و نو ماجرا از ميان تکرار مکررات مهم‌تر بود. اخبار بد، توليد فرسايشی ايران ماست و من ديری‌ست مصرف‌کننده‌ی اين محصول نيستم.
در ميان گروه زنان، چهره‌ای وجود داشت که با Fashion زنان دوره‌ی قاجار (روبنده‌ی سفيد خاص و چادر مشکلی...) و نيز آرايش غليظ، خودنمايی می‌کرد. دوگانه‌گی اين چهره، از يک‌سو پوششی که نمایندگی از طرز فکری عميقاً مذهبی و Old Fashion می‌کرد و از سوی ديگر آرايش کامل و غليظ وی که زن جوان امروزی را به ذهن تداعی می‌کرد، به انگيختن مخاطب بيش‌تر دامن می‌زد: هر سمت، ديگری را نشانه می‌گرفت و هر سمت، هم‌چون شگرد ساختِ يک ديالوگ در نمايشنامه، در کارِ برجسته‌کردن و معنی‌بخشيدن به دیگر سمت بود. از جدال و برخورد دو هويت مختلف، هويتی‌ دوگانه سر-بر-می‌آورد که يکتا بود. اين دوگانه‌گی، ذهن مخاطب را غلغلک می‌داد.

اگر تصوير و طرز خودنمايی (Show Off) آزاده فرقانی نبود، نشر سخن او چندان گستره نمی‌يافت. ابتکار حضور در دادگاه با اين هويت دوگانه و هم‌چنين هنر عکاس دست به دست هم دادند تا اين زن گمنام بيش از بقيه در مرکز توجه قرار گيرد. به راستی کدام سرگذشت‌نامه یا نوشته‌ی زنان بازداشت‌شده به اندازه‌ی نامه‌ی آزاده فرقانی بازتاب داشت؟ در واقع اين نکته‌ی کليدی ماجراست: برای رساندن بهتر پيام بايستی فرم را به‌خدمت گرفت. به اين مسئله کاری ندارم که اين خانم کدام طرز فکر را نمايندگی می‌کند و اصولاً حرفش چيست (اين‌ها وظيفه‌ی تحليل‌گران سياسی است نه من). به اين احتمال هم کاری ندارم که ممکن است جریان و سيستمی پشت طرح ماجرا باشد (که باز موضوع مورد علاقه‌ی من نیست). آن‌چه برايم مهم است امّا نحوه‌ی رساندن پيام است، يعنی جنبه‌ی هنری ماجرا. او در اين کار موفق شد.

در نوشته‌‌ی آزاده فرقانی، فقط يک چيز برايم مهم بود: اين‌که دختر است! وقتی فهميدم "مجرد است" و رسيدم به اين اعتراف که «متولد 1357» است، خواندن را رها کردم. يعنی چشم‌هام می‌خواند، امّا ذهنم نمی‌شنيد. واقعاً چه فرق می‌کرد که او چه می‌گويد و عقايدش چيست؟

صورت تب‌دار او -آن‌طور که نور می‌افشاند- از هر چيز مهم‌تر بود. رنگ شفاف پوست و حالت خمار چشم‌هاش، کشش عجيبی در من ايجاد می‌کرد. فاصله‌ی باز لب‌هاش و هرم زبانش به دلم چنگ می‌زد. بينی خوش‌ترکيب و ابروهای خوش‌ساختش رعشه به جانم می‌انداخت. نگاهش به جايی خيره بود که شايد قاضی آن‌جا بود، امّا از او عبور می‌کرد و از مانيتور من به فضايم پرمی‌کشيد. می‌شد حدس زد که در مقابل اين نگاه، پای قاضی چطور سست شده بود. بوی تنش، بوی زنانه‌گی‌اش، در درونم پيچيده بود و ریه‌هايم از کرختی آن، نزديک بود که از تنفس باز بمانند. و آن صورت تب‌دارش...
دست‌های ظريف، آراسته و کشیده‌اش را نمی‌شد ناديده گرفت؛ به سپيدی بلور و نرمی حس مادرانه. از خود می‌پرسيدم: اين دست‌ها چقدر هنر نوازش می‌دانند؟
حجاب از او طرح غنچه‌ای ريخته بود که در انتظار شکفته‌شدن لحظه‌شماری می‌کند. صورت‌گر اين غنچه هنرها داشت.
آيا روزی کسی اين گل را خواهد بوييد؟

108 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-21 03:21

سال نو را شادباش می گوييم. من ايمان دارم امسال آزادی را برايمان ارمغان خواهد آورد. جاويد ايران زنده باد ايرانی.

کامنت ۹۷ - احمد-ف. خيلی جاکش و زن قحبه می باشی.

107 :: توسط Shirin در 2007-03-21 03:06

Z8un jan sale no mobarak. omidvaram sale jadid sali por az khoshi, shadi va khabar haay khoob baray to va khanevadeye azizet bashe. man Australia zendegi mikonam va az moshtarihay paro pa ghorse webloget hastam. Keep up the good job azizam

106 :: توسط خرس مهربان در 2007-03-21 01:54

سلام زيتون عزيز سالی سرشار از شادی، تندرستی و کامیابی برای شما و سی با و سالی سرشار از صلح آزادی دموکراسی ،حقوق بشر و رفاه و برکت برای مردم میهنم آرزو می کنم.

105 :: توسط مانی ب در 2007-03-21 01:04

زیتون گرامی
سال نو مبارک!
شادکام و تندرست باشید.

104 :: توسط مارمالاد در 2007-03-21 00:07

سال نوحسابی مبارک خوشمزه ی مارتینی!

103 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-20 22:40

... به از این سال‌ها


میدانهای پر تردد و مرکزهای خرید، به ویژه لباس فروشی‌ها، پر ازدحام‌ترین روزهای سال را تجربه کردند. به‌نظر می‌رسید همه‌ی مردم شهر از خانه‌ها بیرون ریخته‌اند تا آخرین فرصت را برای تهیه‌ی ملزومات سال نو از دست ندهند. دستفروشان نیز همه چیز عرضه می‌کنند از سبزه و ماهی هفت‌سین تا پوشاک و خوراکی. روزهای پایانی سال، مثل همیشه شلوغ بود و شاهد شهروندانی که، سواره و پیاده، تلاش می‌کنند از آخرین دقایق خود حداکثر استفاده را ببرند.
....
در روزهای گذشته هوای اغلب نقاط ایران با باران و برف و سرما توام بود. اما نوروز می‌آید و در نشانه‌های همیشگی خود نوید آغاز سالی نو را همراه می‌آورد. سالی که بسیاری آرزو دارند به از این سالها باشد.


بهزاد كشميرى‌پور، گزارشگر صداى آلمان در تهران

102 :: توسط تنها در 2007-03-20 21:40

سلام زیتون جان..
سال نو مبارك باشه براي همه..
شادباشين..

101 :: توسط دختر همسايه در 2007-03-20 20:21

زيتون عزيز سال نو بر تو و سيبای عزيزت مبارک سالی پر بار و پر از موفقيت بران آرزو دارم.....همیشه شاد باشی و هیچوقت هم با سیبات قهر نکنی:-X

در خوابم هم نميديدم که روزی امام خمينی بهم تبريک عيد بگه
:-))...مرسی ای امام ....به بهشتی هم سلام ما را در جهنم برسان ....همينطور به آن ۷۲ تن که با رجايی به پيشوازت آمدند....
داريوش آقا : الهی آمين

سال نو بر همگی مبارک

100 :: توسط آرمین گیله مرد در 2007-03-20 20:14

سلام و سال نو مبارک

99 :: توسط پرویز-ثابتی در 2007-03-20 20:11

کامنت 91 هرچند میدانم به زودی خدمت تو نیز باید رسید اما مزاحی تلخ
با تو دارم و آن اینست که روی احمد اسم دیگری نگذار چرا که لقبی که فضولباشی سابق
وی را بدان مفتخر کرده روی ایشان ماندگار و از سوی سایرین هم پذیرفته شده
خوداحمد هم به اختصار خود را ف مینامد بیاد کلمه فضله که فضولباشی ساده دل
پس از شناخت ماهیت واقعیش بر او ارزانی داشت

98 :: توسط پرویز- ثابتی در 2007-03-20 20:02

احمد ف تو هم لطفا گاله را ببند و زحمات مبارزاتی مرا هدر نده تو خود از کامنتهای
امام در عذاب بودی حال که من با شمشیرآخته ام مانی را ازوسط
چنان بدو نیم کردم که جرات پاسخ به مرا حتی ندارد هرچند انقدر سبک مغز است که
مثلا میخواهد بگوید در شانش نیست با من به گفت و گو بنشیند تو دیگر با لودگی
بیش از حدت حال مرا بهم مزن. دهان به دهان شدنت از موضع ضعف با سلطنت طلبان
برای من که روزی تو را در جبهه خود میدانستم گویای یک چیز است
اول ضعف و دوم دورویی. من آنقدر شجاعت دارم که درزمان مبارزه با سلطنت طلبان
به خودم لقب فضولباشی حرامزاده میدهم بااینکه خود میدانم که حرامزاده
نیستم ولی تو هنوز نمیتوانی مثل یک مرد روددرروی سلطنت طلبان بایستی و از
دین خود به دفاع برخیزی لذا لحظه ای فکرنکن که در جبهه من هستی حتی یک اپسیلون

97 :: توسط احمد.ف در 2007-03-20 17:47

آقای رضا پهلوی..

به گفته خودش بعنوان یک ایرانی در کامنت شماره ۹۴ بیانیه نوشته:« من در این آغـاز سال متعهد می شوم که در این راه به عنـوان یک رهنما و ره پیما در کنار شما و با شما باشـم و به دور از هرهـدف و نظری جـز ادای وظیفۀ میهنی، تا هـرجا کـه شمـا خواسته باشید و هر اندازه که از دستم ساخته باشـد، راه را با هم ادامـه دهیم و به سوی مقصد پیش برویم. »
.....................................
آقای رضا پهلویِ بیانیه نویس به عنوان یک ایرانی ...
لطف کن و خودت بگو در کجا؟ و تا کجا؟ کنار شما و با راهنمایی شما؟ بدون هر هدف ونظری ؟ ادای وظیفه و ره پیمایی کنیم و بفرمائید چه کاری از شما بر میاد؟

96 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-20 17:34

محسن کردی
تحلیل گر مسایل سیاسی
چراغ دوم را کدام شهر روشن میکند؟
آفرین به گوتمبرگ!
http://www.iranglobal.dk

در حمایت از کارگران شرکت واحد تنها به دادن اعلامیه پشتیبانی بسنده نکردند بلکه با تلاش خستگی ناپذیر به جمع آوری کمک مالی هم پرداختند که چیزی حدود شش تا هفت هزار دلار ظرف یک هفته فراهم آمد. چه خوب بود اگر سایر دوستان اهل سیاست و فرهنگ و یا تلاش گران اجتماعی در سایر شهرهای جهان نیز دست بکار میشدند و با استفاده از ایام پیش و پس از نوروز در محل برگزاری جشنها و مراسم و حتا مغازه ها و سوپر مارکتها صندوقهای جمع آوری کمک برقرار میکردند و برای مردم توضیح میدادند تا پولی برای کمک به کارگران شرکت واحد جمع شود
*******
سفر احمدی‌نژاد به آمریکا و…. وظیفه‌ی خطیر ایرانیان بر
بابک جاودان خرد
http://www.iran-emrooz.net
احمدی‌نژاد در آستانه‌ی سال نو راهی آمریکا و سازمان ملل است تا بار دیگر با سخنان فتنه انگیزانه و "عسس مرا- و ایران را- بگیر" خود دل جناح جنگ طلب دولت بوش و متحدان خاورمیانه‌ای واروپای وی را شاد و ما ایرانیان را نگران تر و سرافکنده‌تر سازد.
....
" فرصت کوتاه" است و "مقصد جانکاه"، اما "یگانه" است و شاید تکرار ناشدنی¬
سال نو و بهارطبیعت برهمه‌ی ایرانیان درون و برون مرز خجسته باد، وامید که در پایان سال روسیاهی بر زغال ماند وبس.

95 :: توسط احمد.ف در 2007-03-20 17:05

آقا یا خانم کامنتٍ شماره۹۱ که خودت را گوزی در اول سال معرفی کرده ا ی...
اخطار اول شما را خواندم، میدانم اخطار شما به خاطر کامنتِ شمارهِ ۸۵ است.
جواب شما: کامنت من را در همین پُستِ زیتون در کامنتِ شماره ۸۵ بخوانید.

94 :: توسط ايران در 2007-03-20 16:51

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت نوروز ۱۳۸۶

1 فروردین 1386 ایران ب ب ب

دبيرخانه رضا پهلوي ،دوشنبه 28 اسفند 1385
هم میهنان عزیزم،

نوروز جشن زندگانی نواست، جشن بهارکه پایان دورۀ سرما و خـواب زمستانی طبیعت را مژده میدهد و پیک تازگی ها، نو رویی ها و نوآفرینی هاست.

نوروز یـادآور همیشگی آنست که هیچ نیرویی هرچند قدرقدرت و اهریمنی و واپسگرا قادرنیست از رونـد انسانهـا به سـوی خوشی ها و شادیهـا در آزادی و بسوی رفـاه و آسـایش در پناه قانون و داد، ممانعت بعمل آورد.

نـوروز طی هـزاره هـای تاریخ و با همـۀ تلاشی که بیگانگـان برای تسلط بـرما کردنـد، همچنان مظهر پایداری، میهن پرستی و گرامیداشت آئین باستانی نیاکان ما بجا مانده است.

من، بـا تـاسف بسیـار، خـود را درچنـان احـوالی نمی بینــم که جشن نــوروز را شـادمانـه بـه شما هموطنـان عزیـز شادبـاش بگویم. وطـن ما، ایـران عزیــزما، این ســرزمین اهــورایی و خاستگاه زیباتـرین و طبیعی تـرین عیـد ملی، در خطـراست. در خطر از هـم پاشیـدگی، در خطر انحطـاط و زوال، در خطرتهاجم خارجی و جنگ و جدال داخلی.

رویداد شومی در زمستان ۵۷ راه براین خطرها گشود، زمستانی که هرگز بهاری در پی نداشته و ارمغـان آن درطـول ۲۸ سـال جـز نفـرت و خشـونت، جنــگ و خونـریـزی، محنت و مصیبت، طغیان جهل و زوال عقل، فساد مالی و اخلاقی، فقر، عقب ماندگی و محرومیت نبوده است.

چه نظـام حاکم بـه غوغـاگـری و حادثه آفرینـی ادامه دهـد و ایـران را بـه تحریم و انــزوا محکوم کند، چه در زیـرفشار و از سر اجبار به سـازش تن سپارد و تضمین بدهد و تامین بگیرد، مسائلی که ایـران را به این غرقـاب بـلا کشانـده است حل نخواهـد شد. این مسائل، نـه سطحی و گـذرا که عمقی و بنیانی و ریشه گرفتـه از طبیعت و سرشت رژیم است. تا این رژیم باقی است این مسائل نیزبرجای خواهد بود.

رژیم کنونی قادراست برای رهیدن از بحران های حاد داخلی یا خارجی، هرزمان به رنگی درآید و ترفنــدی تـازه بکـار بنـدد امـا قــادر بـه تغییـر سـرشت و طبیعت خـود نیست. حادثــه آفرینی، تفرقـه افکنی، عوامفریبی، نیرنگ بازی، بی کفایتی در حل و عقـد امور سیاسی و سامان بخشیدن به امـور اقتصـادی و فرهنـگی و اجتمـاعی و در نهـایت امـر، متزلــزل سـاختـن پیونـدهـای قومی و مذهبـی کـه ضامن همبستگی ملـی و یکپارچگـی ارضـی و امنیت مـرزی است از خصلت های ذاتـی این رژیم مایـه میگیـرد و تا وقتـی این رژیم، با این مشخصات، بـرایـران حاکم باشـد نه تنها هیچ مشکلی به طور نهـادی و بنیادی حل نخواهد شد بلکه هر زمان خطر برخورد با بحران های تازه و تازه تری وجود خواهد داشت.

سرنـوشت کشــوری بـا چنـان سابقــۀ تمــدن و فــرهنگ کـه در طـول تــاریخ زادگــاه و خاستگـاه شخصیت هایـی با شهـرت و اعتبار جهانی در همۀ زمینـه ها بوده است، و امروز نیز خوشبختانه از مدیران و کارگزاران کـاردان و کارساز و کارآمد تهی نیست، نباید دردست گروهی فریبکار و فاقد لیاقت و کفایت باقی بماند.

ایـران شایستـۀ حکومتی است از نـوع دیگر، حکومتـی سازنـده، حکومتی دنیا پسند بـا قواره های امـروزین. حکومتی قـادر به درک مسائـل و مقتضیـات زمان. حکومتی آینده نگـر و نه واپسگرا. اسـم حکومت مهم نیست. مهم، فطرت و خصلت و دید و تفکـر و نوع برخـورد حکومت با مسائل است.

من، به نـام یک ایرانی، نسبت بـه سـرنوشت وطنـم دراین بــرهه از زمـان عمیقـا احسـاس وظیفه می کنم. وظیفـۀ خود می دانـم ایرانیـان را به حساسیت و وخامت اوضاع توجـه دهم و همـه را به همفکـری و همـراهی و همیاری برای رهیـدن از دامی که بـه هـر دلیل، همگـی درآن افتاده ایم، فرابخوانـم برای قـدم گـذاردن در راهی کـه به روشنایـی، به شکوفایـی، به بهـار واقعـی بپیوندد و زندگی شاد و پرنشاط را برای نسل امروز و نسلهای آینده مان به ارمغان آورد.

هموطنانم،

فـرصت هـا بــرای حـرکت هــای سرنـوشت سـاز تاریخــی همیشـگی نیست. مـا در مرحلـۀ یک تصمیم گیـری و استفاده از یک فـرصت تاریخـی قــرارداریـم. بایــد تصمیم بگیــریم و راهمان را برگزینیم. راهی که پیمودنش به عزم جزم و قدمهای استوارنیاز دارد.

من در این آغـاز سال متعهد می شوم که در این راه به عنـوان یک رهنما و ره پیما در کنار شما و با شما باشـم و به دور از هرهـدف و نظری جـز ادای وظیفۀ میهنی، تا هـرجا کـه شمـا خواسته باشید و هر اندازه که از دستم ساخته باشـد، راه را با هم ادامـه دهیم و به سوی مقصد پیش برویم.

نوروزتان پیروز
خداوند نگهدارایران باد
رضا پهلوی

پیام شنیداری شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت نوروز ۱۳۸۶
http://www.rezapahlavi.org/audios.php?id=163#163

93 :: توسط sami در 2007-03-20 16:40

سالی پر از آزادی وسلامتیی را برای تو و عزیزانت آرزو می کنم.
دوستت دارم

92 :: توسط حمیده در 2007-03-20 15:44

آزادی شادی و محبوبه رو تبريک ميگم.
هم چنين پيشاپيش سال نوت مبارک.
راستی شمع روشن کردی؟نتيجه داشت؟جای وسايلت چه طور؟ميشه لطفا بگی اثری ديدی يا نه؟اصلا انجام دادی يا نه؟
سال خوبی داشته باشی سر شار از لذت و خنده:)

91 :: توسط گوزی در اول سال در 2007-03-20 15:32

اولین اخطار به احمد ف.
در سال نو کمی فکر کن .این همه لوسی به خاطر چیست؟واقعاً کمی فکر کن،برو جلوی آینه.آیا قیافه زشت و یا کله کچلت باعث شده که ساعتها پشت کامپیوتر بشینی و از اَن همه بخوری و جلب توجه کنی.
با عرض معذرت از کونی ها آیا ف مخفف فَگِت است.آیا کونی هستی؟و البته به نظر می آید که هستی.
عوض احمد ف بگو احمد غ.
احمد غینی(بر وزن بینی)قشنگتر است.در سال جدید گوزم به کله کچلت.

90 :: توسط نیما در 2007-03-20 15:19

زیتون عزیز سلام.
سال نو مبارک.امیدوارم سال جدید سالی پربار برای تو،عابر بانک(سیبا) و زیتون ناپرورده( نی نی کوچولو) باشه.
........................
Zertan is the rose, the red Rose.
nima(1977-....) Happy new year

89 :: توسط پرویز- ثابتی در 2007-03-20 15:07

این بدبخت (مانی را عرض میکنم )مدتی بود کامنت نمیگذاشت اول فکر کردم حتما چندتا مشتری برای
وبلاگش جمع کرده که مشغوله !؟ اما دیدم این الاغ میرزا همش اینجا ویلان بوده و کامنتها را با دق دلی میخوانده

اما زراجی نمیکرده !!نتونست طاقت بیاره اگر انن فضولباشی حرامزاده نبود هیچکس نمیدانست این مانی

سوزمانیه که با اسم خمینی عقده بیرون میریزه ...البته با اسم خمینی اول عقده هایش را بزیتون خالی میکند
با ضعیفه و نصف مرد و نیمه عقل (هرچه که لایق مامانشه )بزیتون لقب میدهد و بعد ستایش از خود گهش!!که

حال بهم میزند که مانی زبل شاهدوست چه و چه ....اقا/ خانم نمیشه با پسرکی این چنین زیر پل بزرگ شده
دهن بدهن شد چون دهنش بچیزهای دیگری عادت کرده !؟ شعور و درک نداره که هستند خانم های با فهم و ادراکی

توی این وبلاگ زیتون که نوشته های مانی برای انها عذاب اوره ...واقعا با دو سه نفر اگر سر شاخ هستی بوبلاگ بی مشتریت
دعونشان کن و از این وبلاگ پر خواننده بکش بیرون و گورت را گم کن

88 :: توسط آزادی در 2007-03-20 13:51

کیانوش سنجری:

به کار بردن قوانین برای ظلم!
در این فکر بودم که نامه ای بنویسم به رهبر و رییس جمهور و رییس مجلس اسلامی، و آن ها را توجه بدهم به رفتار غیر متعارف دادیار دوم دادگاه ویژه روحانیت. اما با اندکی تامل، به این فکر پوزخند زدم و حالا بسنده می کنم به نوشتن پیشامدی که در دادگاه رخ داد؛

پس از آزادی از زندان با سپردن قرار وثیقه به دادگاه، یکی از مسئولین دفتر دادیاری دوم دادگاه ویژه روحانیت به خانه مان تلفن کرد و به من هشدار داد که پیرامون بررسی شدن پرونده ام در دادگاه ویژه روحانیت به کسی و جایی حرفی نزنم و خبری ندهم. به او پاسخ سر راستی ندادم. می شود گفت یک جوری گذاشتم اش سر کار. این حق من بود که در گفتگو با رسانه ها بگویم که به چگونه دادگاهی احضار شده بودم؛ دادگاه ویژه روحانیت! و این در شرایطی بود که من روحانی نبوده ام و ارتباطی با روحانیت نداشته ام و دادگاه ویژه روحانیت صلاحیت بررسی پرونده ام را نداشته و ندارد.
بازگو کردن ِ این ماجرا در رادیو فردا و تلویزیون صدای امریکا قاضی دادگاه را دچار برآشفتگی مزاج کرده بود. او بار دیگر به خانه مان تلفن کرد و مرا به دادگاه فراخواند.
صبح روز پس از تلفن قاضی، به دادگاه رفتم. هنگام ورود به دفتر دادیاری دوم، آقای بروجردی را دیدم که روی صندلی نشسته بود و روی برگه بازجویی چیزی می نوشت. لباس زندان به تن اش بود و ریش اش کوتاه شده بود. معلوم بود که از زندان به دادگاه آورده شده بود.
روی صندلی کناری اش نشستم. پیش از بازداشت، او مرا در مقابل خانه اش دیده بود. با او مصاحبه کرده بودم. بار گذشته که از زندان به دادگاه احضار شده بودم، او نیز همراهم بود. در آن روز مقداری با هم حرف زده بودیم. می گفت در بازداشتگاه 209 به طرز وحشیانه ای کتک اش زده اند. می گفت بر اثر ضربات باتون مغزش آسیب دیده و دچار یک نوع بیماری مغزی شده. راست می گفت. یک جوری شده بود. کمرش خمیده شده بود. معلوم بود که به شدت بیمار است و درد می کشد.
او این بار هم من را شناخت و به آهستگی پرسید: در بیرون بلاخره فهمیده اند که توی زندان شکنجه ام کرده اند؟ سرم را تکان دادم و به او فهماندم که بله این موضوع مطرح شده است.

پس از چند دقیقه انتظار، قاضی اسمم را صدا زد. در اتاق دادگاه، قاضی که آخوند بود، پرونده ام را ورق زد و قسمتی از گزارش وزارت اطلاعات را که ضمیمه ی پرونده شده بود برایم خواند و گفت اگر پرونده ام در دادگاه انقلاب نزد قاضی حداد – که به معاونت امنیت دادستان تهران منسوب شده – بررسی شود، او (یعنی قاضی حداد) حکم سنگینی را برایم صادر خواهد کرد.
\"با ما کنار بیا تا بتوانیم در مجازاتت تخفیف بدهیم.\"
و در توضیح چگونگی این کنار آمدن گفت شب گذشته در این فکر بوده که چطوری می شود دست اش باز شود برای دادن تخفبف به من. خلاصه صبح که از خواب بیدار شده به این نتیجه رسیده که: \"تو که وبلاگ نویس هستی و مطالبی که می نویسی بازتاب پیدا می کند و با رسانه ها هم در ارتباط هستی بیا برو یک مطلب بنویس درباره بروجردی و اشاره کن به جلسه ی مناظره ای که دفعه ی قبل در این جا برگزار شد و خودت شاهدش بودی. برو بنویس بروجردی شیاد است و آیت الله نیست تا دستمان باز شود برای دادن تخفیف در مجازاتت.\"

در نوشته ی دیگری به تفصیل توضیح خواهم داد که جلسه ی مناظره ی مورد اشاره ی آقای قاضی چگونه و در چه شرایطی برگزار شد و چطوری آقای بروجردی منکوب شد و بر علیه خودش سخن گفت. ولی خیلی کوتاه اشاره می کنم به آن جلسه:
پس از 70 روز که در بازداشتگاه 209 محبوس بودم، به بند عمومی زندان اوین منتقل شدم. یک روز صبح من را با دست بند به دادگاه احضار کردند. در آن روز آقای بروجردی نیز به دادگاه آورده شده بود. قاضی هر دوتا مان را به اتاق اش فراخواند و به آقای بروجردی امر کرد که در مورد فعالیت های مذهبی اش (که قاضی آن ها را شیادی توصیف می کرد) توضیح دهد و اعتراف کند به فریب کاری در دین خدا. حتی قاضی کتاب فلسفه اسلامی را داد به دست آقای بروجردی و از او خواست از روی کتاب بخواند و تفسیر کند. اما آقای بروجردی که پیش از ورود به اتاق دادگاه، برایم تعریف کرده بود که چطوری به طرز وحشیانه ای در بازداشتگاه کتکش زده بودند، از بحث کردن با قاضی سرباززد و سکوت کرد. قاضی کتاب فلسفه را از دست او گرفت و فصل اول را که پیرامون فلسفه وجود و ماهیت نوشته شده بود خواند و تفسیر کرد و خلاصه می خواست به من بفهماند که سوادش زیاد است و آقای بروجردی بی سواد است. سپس نظر من را پرسید و گفت آیا از ایشان (منظورش بروجردی بود) سوالی داری یا خیر؟ و من پاسخ دادم خیر سوالی ندارم و اساسا من فردی مذهبی نیستم و هیچ علاقه ای به مباحث مذهبی ندارم. اما فکر می کنم کسانی مانند ایشان (منظورم بروجردی بود) باید این آزادی را داشته باشند که مراسم مذهبی خود را برپاکنند و حکومت هم باید امنیت شان را تامین کند. و بعد قاضی دوباره رفت پای منبر و کتابچه هایی که از منزل آقای بروجردی جمع آوری شده بود را روی میز کارش چید و با خواندن بخش هایی از هر کتابچه، به توصیف اقدامات آقای بروجردی (که فریب کارانه توصیف اش می کرد) پرداخت.

این توضیح کوتاهی بود از چگونگی برگزاری جلسه ی مناظره ی مورد اشاره ی قاضی دادگاه ویژه روحانیت. اما ادامه ماجرا که مربوط می شود به واکنش قاضی دادگاه به پاسخ منفی من به درخواست مسخره اش از من؛
با کمال ادب به او گفتم درست است که در جلسه ی مناظره ای که بار گذشته با حضور شما و آقای بروجردی در دادگاه برگزار شد (و توی دلم گفتم حالا می فهمم چرا من را نیز در آن جلسه شرکت دادید) ایشان نخواست با شما بحث کند و اساسا پس از اینکه یک نفر مانند ایشان درون سلول اش در بازداشتگاه امنیتی 209 کتک می خورَد و به اصطلاح منکوب می شود، دیگر نباید از او انتظار داشت در جلسه ی دادگاه از عقایدش دفاع کند. و گفتم این انتظار زمانی بجاست که زندانی مورد نظر در بیرون از زندان و با برخورداری از امنیت پس از بیان، عقایدش را بیان کند و یا آن عقاید را رد کند.
به خیال خودم حرف بدی نزده بودم. اما نمی دانم چرا قاضی محترم دادگاه از حرف هایم برآشفته شد و یکهو از پشت میزش بلند شد و آمد طرف من و دو سه بار مشت اش را به سینه ام کوبید (البته نه خیلی محکم، بلکه کوبیدن این مشت یک جور هشدار بود به من که باید مراقب حرف زدنم باشم) و چند تا ناسزا بارم کرد و گفت: \"خودت خواستی، حالا برو تا دوباره احضارت کنم!

این پیشامد را به این خاطر نوشتم که بگویم نباید خیال کرد کتک زدن ِ زندانی سیاسی و ناسزا گفتن به او فقط در درون بازداشتگاه های امنیتی رخ می دهد، بلکه فساد در ژرفای وجود قضات لانه کرده است. من بر این باور هستم که کتک زدن زندانیان سیاسی و شکنجه های روحی و روانی و حتی مقدار زمانی که برای زندانی کردن ِ یک متهم در سلول انفرادی در نظر گرفته می شود، با هماهنگی و دستور مستقیم قضات دادگاه ها و به خصوص دادستانی صورت می پذیرد.
آخرین درجه ی فساد، به کار بردن قوانین برای ظلم است. \"ولتر\"

*****************

http://ks61.blogspot.com/

4 :: توسط مانی شاپرست افتضاحته در 1385-12-25 14:53
بسمه تعالی


زن نابکار! ببين با من چه کرده ای که از اين جهنم سوزان چه ذوقی ميکنيم که بالاخره توی اين کامنتدانی ملعون تو يک رقمی شديم. مار غاشيه و هيتلر هم اينجا هستند و به تو زن بی حيا سلام ميرسانند

86 :: توسط لینک به کامنتِ زیتون در 2007-03-20 11:58

5 :: توسط زيتون در 1385-12-25 15:00
امام خمينی جون
:))) کشتی منو با اين کامنتات.

به همه کسانی که مانی هستند، کامنت ۸۴ را دارند عاشق اسرائیل هستند شاه و شاه بازی دوست دارند رضا فاضلی هستند هزار اسم دیگر هم دارند خاطرخواه فرح پهلوی هستند از رضا پهلوی هم خوششان می آید در بهشت حوری های خوشگل اسرائیلی کنارشان دارند اما هزار و چهارصد سال است که ناراحت از مسلمانان هستند و ضد عرب و ضد ایرانیان مسلمان هستند و عید نوروز را به مسلمان تسلیت می گویند اسرائیل اشان را تبریک می گویم.
کامنت ۸۴ را بخوانید یا لینکِ بالا را کلیک کنید

بسمه تعالي

ما هم اين عيد نجس ملعون را به همه كفار از جمله زيتون خبيث، شايان زبان دراز، ضعيفه آذر فخر نامسلمان ، سرهنگ حمايت طاغوتي ، مرمر ناشزه ، آزادي لعنتي ( كه از اسمش متنفرم) ، داريوش آقاي لامذهب ، دختر همسايه بيدين، ولگرد بي همه چيز ، ناناي بي چاك و دهن ( مثل خودمان) و ساير اعضاي غيرقابل تحمل (كه فعلا مغز پوسيده ام ياري نميكند بقيه شان را يادم بيايد) و از همه بدتر آن ماني شاه پرست! كثيف سلطنت طلب كه مرا بيماررواني ميخواند تبريك و به همه مسلمانان تسليت ميگوييم. من و استاد مطهري خيلي تلاش كرديم كه عيد و چهارشنبه سوري را ازبين ببريم ولي نميدانيم چرا نشد كه بشــــَـــد!

اينهم از هفت سين بنده در ناف دوزخ ! كه خداي تبارك و تعالي برايم در سفره اختصاصي ام در طبقه هفتم چيده:

1- سرب داغ

2- ســـيخ ( ترجيحا داغ و دراز جهت لذت بيشتر هنگام استعمال! )

3- ستـــــون ( به بلندي ستونهاي مرقد مطهرمان در قمبلعظيم جهت استعمال و ارضاء بنده)

4- ســنگ سياه كعبه ( اين يكي براي اينكه هي ببينم و به ريش امت ابلهم بخندم ! )

5- سكينه ( تنها حوري بهشتي كه حاضر شده از وقتي اينجا آمده ام با من جماع كند! و بسيار هم زشت است صدرحمت به بتول خودمان ! همانطور كه دستغيب ميگفت اين از آن 10 كيلومتريهاست و بايد براي كام گرفتن از اين مادر فولادزره هربار كلي راه برويم تا برسيم به مكان مقدس! )

6- سلمان فارسي (‌اينهم تنها كسي است كه توي لواط با من حاضر است مفعول شود همه غلمانها فقط در نقش فاعل عمل ميكنند بي انصافها! )

7- سمــاق ( تنها چيزي كه باآن هفت سين ملعون شما مشترك است و از وقتي آمده ام دارم ميمكم البته بجز سماق چيزهاي ديگر هم ميمكم ! از جمله اعضاي مقدس غلمانها را ! )

و تتق تقون متتق تقون
روح الله الموسوي الخميني
عيد كثيف 1386 ه.ش
دوزخ السفلي

83 :: توسط لات اينترنتي در 2007-03-20 10:03

ببين زيتون ! خب عيدت مبارک ديگه

در سال جدید بایس مرامت رو بیشتر کنی وخیلی مواظب آقا تون یعنی سیبا باشی و ایشون رو به وفور ناز و نوازش کنی

گرفتی چيچی شد ؟
وگرنه يه کاری می کنیم که از خونه فرا کنه بياد پيش ما

82 :: توسط ابوالهول در 2007-03-20 05:48

امسال هم بهــار
با قامت کشیده و با عطر آشنا
بیهوده در محله ما پرسه می زند
در پشت این دریچه خاموش هر سحر
بیهوده می کشاند شاخ اقاقیا
بر او بنال بلبل غمگین که سالهاست
"شادی"
آن دختر ملوس ازاین خانه رفته است...

81 :: توسط lakomeh در 2007-03-20 03:39

سال نو ونوروز بر شما مبارک
.ارزو میکنم ،سال جدید ،سال براورده شدن آرزو های تان باشد
با مهر وشاد باش بهاران
لاکومه

80 :: توسط فرزانه در 2007-03-20 01:38

سلام زيتون جان. مرسی بابت این عکسهای زيبا. اون رزهای عکس اول رنگشون واقعا ياسيه؟
اميدوارم سال خيلی خوبی داشته باشی عزيزم :)

79 :: توسط mardetanha در 2007-03-20 01:05

اين دوستاتون خانوما امروز با وثيقه ی ۲۰۰ ميليونی ازاد شدند.

78 :: توسط mar mar در 2007-03-20 01:03

بابهترين شادباشهای نوروزی به زيتون عزيز وتمامی خوانندگان وبلاگ زيتون به خصوص عزيزان کامنت گذار.
سال نو برهمه شماوبرهمه ايرانيان ازهرقوم ومذهب مبارک باد.

اميدوارم درسال جديدهفت سين وجود تان سرشاراز:سيادت-سعادت-سلامت سروروسرخوشي-سرفرازی وسربلندی سازندگی و سعه صدر باشد.

اميد که سال جديد برای کشوروملت دربند ايران آزادی و دموکراسی رابه عيدی بياورد.

زيتون عزيز ممنون از تقسيم شاديهايت باهمه ما.برای تو و سيباو پسر عزيزت سالی پربرکت و مبارک آرزومندم.

77 :: توسط negin در 2007-03-20 00:34

تجارت مرگ ماهی ها

ماهى هاى قرمز كه بدون هيچ گونه نظارتى از سوى سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان دامپزشكى و حتى شيلات در استخرها و حوضچه هاى غيراستاندارد پرورش داده مى شوند در حالى به شهرهاى بزرگ از جمله تهران منتقل مى شوند كه در حين انتقال به دليل تكان هاى شديد سكته كرده و درصد قابل توجهى از آنها مى ميرند. ماهى هاى باقى مانده نيز هنگام سايزبندى شدن براى قرار گرفتن در ظروف مختلف و تعيين قيمت سكته ديگرى را تجربه مى كنند. حضور در ميدان مادر (تره بار) تهران و مشاهده تقسيم بندى ماهى هاى قرمز دليل فوت سريع ماهى هاى قرمز را بعد از قرار گرفتن در تنگ هاى ماهى خانه هايمان نشان مى دهد. فروشندگان با چنگ زدن در سطل هاى ماهى و جداسازى آنها براساس اندازه هاى كوچك و بزرگ و پرتاب آنها از فاصله دور درون ظروف ديگر منجر مى شوند تا تنه ماهى ها آسيب ديده و زخمى شده و اين ماهى بعد از رسيدن به تنگ هاى ماهى ما روى آب قرار گرفته و به پهلو دراز مى كشد. دكتر مهرناز عطرى مديرگروه زيست محيطى مهر ايران كه به مدت سه سال براى ممانعت از فروش مارهاى آبى و لاك پشت ها در ايام عيد تلاش كرده و توانست با موافقت برخى ارگان ها و سازمان حفاظت محيط زيست قانون مجازات و جريمه هاى گزاف، تا حدودى جلوى فروش مارهاى آبى و لاك پشت ها را بگيرد، معتقد است: ماهى قرمز و كشتار ميليونى آنها در ايام عيد هنوز در دستور كار هيچ سازمانى قرار نگرفته و به همين دليل ما هر ساله قبل از سال تحويل و پس از آن در تنگ هاى كوچك منازل شاهد مرگ سريع ماهى هاى قرمز هستيم. وى با اعتراض به شيوه نادرست رهاسازى ماهى هاى قرمز در ايام بعد از عيد در رودخانه ها و حوض هاى بوستان ها گفت: اين شعار نادرست رهاسازى عملاً به مرگ دوباره ماهى ها منتهى مى شود.
دكتر عطرى با اعتراض به عدم همكارى رسانه هاى جمعى به ويژه شبكه هاى راديو براى اطلاع رسانى درباره اين ماجرا گفت: مردم ما تصور مى كنند ماهى قرمز ركنى از سفره هفت سين است. به همين دليل خود را ملزم به خريد اين آبزى آسيب پذير مى كنند، غافل از اينكه اين ماهى فقط عاملى براى تجارت و افزايش سود براى گروهى سودجو است. وى تاكيد مى كند: در صورتى كه مردم بدانند ماهى قرمز كه در فرهنگ چينى نشانه مرگ است هرگز در سفره هفت سين ايرانى كه همه عناصر آن نشانه بارورى و زندگى است آن را وارد نمى كردند. از سوى ديگر بسيارى از خانواده ها به اجبار ماهى قرمز را براى سفره هفت سين خود تهيه مى كنند و در پايان تعطيلات در انتظار مرگ ماهى قرمز و رهايى از تعويض آب وى مى مانند.
دكتر عطرى معتقد است: سنت و فرهنگ و پويايى و صحت آن را بايد از مراسمى كه هنوز در روستاها جريان دارد پيگير شد. به همين دليل مشاهده مى كنيم در هيچ كدام از سفره هاى هفت سين روستايى ما، ماهى قرمز جايى ندارد. حتى در فرهنگ چينى نيز تاكيد شده است ماهى را براى عيد تهيه مى كنند تا با رهاسازى آن در بركه حيات را به خانواده خود بازگردانند. دكتر عطرى تاكيد مى كند: با نخريدن ماهى هاى قرمز براى سفره هاى هفت سين، سفره هايمان هيچ كسرى نخواهد داشت علاوه بر اينكه موفق خواهيم شد راه انتقال انواع بيمارى ها را به منازل خود گرفته و جلوى سودآورى گروهى سودجو را كه فقط به خاطر پول ماهى قرمز بيمار و سكته كرده پرورش مى دهند، خواهيم گرفت.

76 :: توسط دانشجو در 2007-03-20 00:10

نوروز بر همگي دوستانم خجسته باد. به اميد سالي پر از دوستي و شادي و آزادي. در سال جديد ايران عزيزمون را دست در دست همديگه ميسازيم

75 :: توسط shirin در 2007-03-19 23:58

salam

sale not mobarak!

74 :: توسط آرزو در 2007-03-19 23:56

سلام زيتون جانم!صد سال به اين سالهآ !صد سال به اون سالها! چند تا شعر واسه دل کوچيک من می نوشتی بد نبودا!يه خورده هم گنده تر بنويس چشام ذره بينی شدن!دست درد نکنه!سال نوت مبارک !خوب وخوش باشی..........

73 :: توسط آهنگ در 2007-03-19 23:38

دوستان با درود وتهنيت نوروز باستانی وبهارو سال نو به همه شما

اميدوار باشيم وکوشش کنيم سال جديد سالی توام با آزادی و رفاه وسريلندی برای همه ايرانيان باشد.

يک خبر دوستان شنيدم که امريکايی ها تصميم گرفته اند ازروی احمدی نژاد همانند سازی کنند وسفر ايشان هم به همين منظوراست.
دانشمندان جهان متفق القول شده اند براين نکته که ديگرمانند احمدی نژاد مادرفلک نخواهد زائيد پس برای جلوگيری ازانقراض اين نمونه کم ياب و استثنايی بايد حتما يکی ديگرساخته شود..... درضمن رژيم شروع کرده بع تهديد ازهم اکنون که عکس العمل نشان خواهند داد!! فکرمی کنيد چه چيزی درمغزمعيوب اينها می گذرد؟؟

وديگراينکه هنوز معلمان ورهبران صنفی دستگيرشده آزاد نشده اند
اگرچه از آزادی شادی ومحبوبه خيلی خرسند شدم... نازنين دوستان تلاشگر
شما تنها نيستيد لشگری ازنويسنده تلاشگز همراه شماست.. موفق باشيد

زيتون جان موفق باشی

72 :: توسط احمد.ف در 2007-03-19 23:18

آقای مهرداد درويش پور کامنتِ ۷۱

فحش ارازل و اوباش هم قسمتی از سر تیتر مطلب شماست؟

71 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-19 22:44

اراذل و اوباش با پول نفت بر
سفره هايشان تا توانستند بر سر مردم از هر دسته و قماشی کوبيدند.

احمدی نژاد و ۳۷ نفر از هواريون عازم
سازمان ملل.

دکتر مهرداد درویش پور
تحلیل گر مسایل سیاسی
http://www.iranglobal.dk/
در باره صدای سوم
در برابر ملیتاریسم و بنیادگرایی


صدای سوم زمانی به راه سوم بدل خواهد گشت که نیروهای طرفدار صلح و دمکراسی با همکاری با یکدیگر بدیل جایگزین نیرومندی را ایجاد کنند. اپوزیسیونی که خود را جدی نگیرد و در این شرایط بحرانی در جستجوی همکاری و ایجاد بدیل فراگیر بر نیاید، نه از جانب مردم ایران و نه مجامع بین المللی به جد گرفته نخواهد شد ...


70 :: توسط negin در 2007-03-19 21:41

شادی صدر و محبوبه عباسقلی‌زاده ظهر امروز به وقت تهران با قید وثیقه آزاد شدند.

برايشان ارزوی نوروز خوشی در كنار خانواده دارم.
شادی و محبوبه عزیز سال نو مبارك

69 :: توسط ققنوس در 2007-03-19 21:30

زیتون خانم عزیز و محترم

با عرض سلام

فرا رسیدن نوروز باستانی را خدمت شما تبریک عرض می‌کنم. امیدوارم سال نو برای شما و عزیزانتان سالی پر از موفقت و خوشی و سلامتی و برکت و خلاصه همه چیز‌های خوب باشد.

نیز امیدوارم سال نو آنقدر خبرها و مطالب خوب و جالب و امیدوار کننده داشته باشد که شما زیتون خانم عزیز روزی چند پست آپ کنید و ما مشتاقان نوشته‌های زیتونی بخوانیم‌شان و افتخار کنیم که هموطنی چون زیتون داریم که نور امید را در دلها زنده نگاه می‌دارد.

با تقدیم احترام
ققنوس

یک نظرسنجی سراسری در عراق که به توصیه چهار سازمان رسانه ای عمده تهیه شده، چهار سال پس از سقوط صدام حسین، تصویر نومید کننده ای از زندگی روزانه مردم عراق به دست می دهد. این نظر سنجی همچنین نشان می دهد که عراقی ها به طور فزاینده ای احساس عدم امنیت کرده و نسبت به آینده نومید هستند.

با این وجود ۵۶ درصد عراقی ها معتقد نیستند که عراق درگیر یک جنگ داخلی است و ۵۸ درصد آنها موافق با حفظ یک پارچگی عراقند. همچنین هیچ کس نمی خواهد که عراق بر اساس ملاحظات قومی تقسیم شود.

برخی از یافته ها:

۷۱ درصد عراقی ها در سال ۲۰۰۵، فکرمی کردند زندگی خوبی دارند این رقم در سال ۲۰۰۷ به ۳۹ درصد کاهش یافته.
هنگامی که سئوال شد در حال حاضر چه کسی عراق را کنترل می کند؟ تنها ۳۴ درصد در پاسخ، از دولت عراق نام بردند در حالی که ۵۹ درصد معتقدند کنترل عراق در دست آمریکاست.

67 :: توسط Mitra در 2007-03-19 19:17

محبوبه عباسقلی زاده و شادی صدر، دو فعال جنبش زنان ایران که از سیزدهم اسفند در بازداشت سر می بردند با قرار وثیقه آزاد شدند.

66 :: توسط شاگرد ِ وُ لتِر در 2007-03-19 18:11

زيتون مهربان ام
درود
هنوز که نوروز نيامده بانو
بگذار بيايد
برای شادباش گفتن خدمت خواهيم رسيد !
پاينده باشی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

65 :: توسط ايران در 2007-03-19 17:12

زيتون گرامي.

فرارسيدن نوروزآغاز دوباره رويش وسرزندگی را به شما وجمله ايران دوستان ازهر قوميت وباهرباوری شادباش می گويم.
باشدکه سال نوسال رهائی اسيران .بهبودی بيماران وجلای قلبهای يکايک ما باشد.

نوروزتان شادباد.

64 :: توسط SHIVA در 2007-03-19 17:02

به به آذر خانم گل گلاب .. دیروز دوست امروز آشنا :) بابا میگفتین گوسفندی چیزی میکشتیم ...
راستی اسم علی رو که میشنوم یاد اون هات داگ فروشی فرانکفورت می افتم که پپرونی با گوشت خر میفروشه و کلی هم طرفدار داره . اتفاقن صاحبش هم یه افغانی به اسم علی هست !!!!! فقط امیدوارم اون هات داگ ها از گوشت خرهایی به اسم علی نباشه که اونوقت آلمانی ها به خر علی خور معروف میشن :)

ماهی طلایی یا ماهی قرمز یا ماهی گلی , انواع و اقسام گوناگونی داره و جالبه بدونین بیش از 100 نوع مختلف از این ماهی رو پرورش دادن . زیستگاه اصلی این ماهی ها چین هست . در ایران اغلب انواع معمولی یا دراز و کشیده اون رایجه که در حوض ها و استخرها نگهداری میشن . این ماهی ها نسبت به شرایط آب مخصوصن دمای آب خیلی مقاوم هستن و در دمای زیر صفر و حتا زیر لایه های یخ حوض ها در زمستان هم میتونن زندگی کنن اما بهتره در دمای 20 تا 22 درجه نگهداری بشن . pH مناسب برای این انواع معروفی که وجود داره شامل :

کله شیری – چشم آبگونه ای – چشم تلسکوپی – پولک مرواریدی – دم ستاره ای – Red Cap و نوع معمولی اون هست .

این ماهی ها تنوع رنگ زیادی دارن . از سرخ تا نارنجی و از زیتونی تا آبی و خالدار و سفید و سیاه و خاکستری . ماهی های صلح طلبی هستن که با همه انواع ماهی ها , بجز انواع گوشتخوار قادر به زندگی هستن . جزو ماهی های همه چیز خوار هستن و هر نوع غذایی رو میخورن . از غذاهای خشک تا زنده انواع غذاهای گوشتی و کته برنج و زده تخم مرغ آب پز و کلن پر خور هستن . بهتره در آکواریومی که این ماهی ها رو قرار دادین فیلتر قوی گذاشته بشه و هر هفته 25% از آب آکواریوم با آب تازه تعویض بشه . این ماهی ها گیاهان کوچک رو از ماسه در میارن و ماسه ها رو جابجا میکنن . صبور و آروم هستن حتا انواع بزرگ اونها . برای اینکه سلامت اونها حفظ بشه خیلی خوبه که در هفته یکبار به مقدار خیلی کم بهشون پودر کاکائو داده بشه . انواع معمولی و کشیده اونها نیاز به بخاری ندارن و در دمای معمولی آب هم میتونن زندگی کنن . اما انواعی مثل کله شیری و چشم آبگونه ای نیاز به بخاری دارن و دمای 26 تا 28 درجه .
تولید مثل در فصل بهار تا اوایل فصل تابستان صورت میگیره و ماهی نر رو تنها در این موقع میشه از نقطه های ریز و سفید رنگی که روی دریچه آب شش هاش ایجاد میشه و دالبُرهای سفید روی باله شنای سینه ای تشخیص داد . در بهار , آکواریومی که پر از گیاه باشه به محض انداختن این ماهی ها , شروع به تخم گذاری میکنن . بهتره ماهی ها رو شب قبل در آکواریومی که با گیاهان انبوه پوشیده شده بندازیم تا صبح زود اقدام به تخم گذاری کنن . والدین رو بعد از تخم گذاری باید از تخم ها جدا کرد چون تخم ها رو میخورن . تخم گذاری صبح زود انجام میشه و تا قبل از ظهر ادامه داره که بستگی به بزرگی یا کوچکی ماهی ماده داره . ماهی نر به شدت ماهی ماده رو تعقیب میکنه . ماهی ماده متوسط تا پنج هزار تخم میذاره . بعد از تخم گذاری لازمه جریان هوای ملایمی رو برقرار کنیم و کمی محلول متیل بلو در آب بریزیم تا تخم ها قارچ نگیرن . بعد از 4 تا 5 روز لاروها از تخم خارج میشن و به مدت 2 روز بی حرکت باقی میمونن و به گیاهان یا سنگها میچسبن . وقتی که کیسه زرده تحلیل رفت کم کم شروع به شنا کردن می کنن و باید بهشون آنفوزوئر داد . وقتی که ماهی ها از حالت کرمینه خارج شدن شدن میشه با نوزاد آرتمیای تغذیه شون کرد . زمانیکه بطور کامل شکل گرفتن میتونیم از کرم خونی و دل و میگوی چرخ شده و سایز غذاهای خشک و ریز تغذیه شون کنیم . معمولن بعد از 6 ماه تا پنج سانتیمتر رشد میکنن در صورت تغذیه مناسب و بعد از یک سالگی هم آماده تولید مثل میشن . تمام بچه ها در ابتدا سیاه رنگ هستن اما بعد از یک سالگی کم کم رنگدانه ها شکل میگیرن و رنگ میگیرن و زیبا میشن .
در محیط استخرها این ماهی ها با گرم شدن آب شروع به تخم گذاری میکنن که معمولن بسته به نواحی سردسیر متفاوته . در استخرها چند جاروی بزرگ می اندازن و ماهی ها لای اونها تخم میریزن . بچه ماهی ها از پلانگتون ها و آنفوزوئر تغذیه میکنن و کم کم از کرمینه حشرات در کف استخر و حشرات ریز .
بیماری ای که این ماهی رو تهدید میکنه چاقی درونی هست که باید سعی کنید غذاهای خشک کمتر بهشون بدین و در هفته یکبار گرسنگی یا حتا 2 بار گرسنگی بهشون بدین . تغذیه باید روزانه یکبار باشه و یا دو بار به مقدار کم . از اسفناج پخته یا کاهوی خشک شده اگر تغذیه کنن بطور متناوب , در سلامتیشون خیلی موثره . بر خلاف تصور عموم , این ماهی ها نیاز به غذا دارن و غذا ندادن به اونها در طولانی مدت باعث مرگ ناگهانی اونها میشه ! این ماهی ها همه چیز خوار هستن ولی باید دقت بشه برای داشتن ماهی سالم حتمن مثل تغذیه انسان باید مخلوطی کلی از انواع غذاها رو بهشون داد . از گلوله های خمیر نون جو تا کته برنج و ماکارونی و کرم خاکی قطعه شده و گوشت بی چربی و جگر و سبزیجاتی مثل اسفناج پخته و بلغور جو پخته شده و حتی ماهی های ریز زنده و زرده تخم مرغ پخته و قطعات ریز میگو . تغذیه طبیعی این ماهی ها در طبیعت از لارو حشرات و فیتو پلانگتون های محلول در آب استخرها و حوضچه هاست . آب سبز یکی از منابع تغذیه این ماهی هاست و سرشار از فیتوپلاگتون و آنفوزوئر . از کته برنج بدون روغن و نمک و یا خمیر نون جو و قطعات ریز گوشت میشه اونها رو تغذیه کرد ولی دقت کنید و فقط باید به اندازه ای غذا بدید که خورده بشه و باقی رو از تنگ و یا ظرف ماهی سریع خارج کنید چون ذرات باقی مونده غذا فاسد میشن و باعث ایجاد گاز متان در آب میشه که مرگ آوره برای ماهی و اکسیژن آب رو از بین میبره و همینطور باعث ایجاد پارازیت های خطرناک میشه . از غذاهایی مثل پولکی که بصورت ورقه های نازک و رنگی در بازار به فروش میرسه به شدت خودداری کنید چون هم خورده نمیشه و هم باعث خراب شدن آب میشه و بهتره از فروشگاههای مخصوص ماهی های آکواریوم غذاهایی از نوع گرانول که مخلوطی از دل گوسفند و اسفناج هستن بخرین . در خارج از کشور غذاهای بسیار معروف شرکت آلمانی TETRA به فروش میرسه که بسیار مناسب ماهی ها هستن . نوعی غذا مخصوص ماهی های قرمز ساخته شده بنام Tetra Fin که هم دارای آنتی بیوتیک هست و هم باعث تقویت رنگ دانه های ماهی میشه و انواع و اقسام ویتامین های مورد نیاز ماهی رو در خودش داره و از طرفی این غذاها مقداری از مواد مغذیشون رو از طریق اُسموز انتقال میدن و زمانیکه در آب حل شدن ماهی اونها رو جذب میکنه از آب . مثل خاکستر – فیبر – روغن ماهی – ویتامین ای – ویتامین بی یک – پروتئین – منیزیم – شیر – جلبک ! میتونین از غذاهای دیگه هم مثل Tetra Prima یا Tetra Min هم استفاده کنین . موقع خرید این ماهی ها خیلی باید دقت بشه !!!
اگر ماهی های سالم رو انتخاب کنید به نگهداریشون کمک کردین چون ماهی بیمار به ندرت بهبود پیدا میکنه و باید ازش مراقبت ویژه کرد ! ماهی هایی سالم هستن که در طبقه میانی آب قرار دارن و فرز هستن و باله های شنای اونها کاملا بازه و گسترده هست و تنشون هیچ لکه ای نداره . مخصوصا لکه های سفید و قرمز رنگ که نشون از زخمی شدن ماهیه و میتونه مرگ آور باشه . ماهی هایی که روی آب هستن و یا تلو تلو میخورن و زیر آب رفتن و یا باله هاشون جمع شده و کم تحرک هستن , بیمارن و شانس زیادی برای زنده موندن ندارن . حتمن سعی کنین از جایی ماهی بخرین که تعداد بسیار زیادی ماهی رو توی هم نریخته باشه و هم اینکه در آکواریوم تمام شیشه ای ماهی ها رو نگه داری بکنه که بتونین بطور کامل ماهی رو برانداز و شکلشون رو ببینین ! در ضمن دقت کنید که ماهی های قرمز هم بر اثر جفتگیری با ماهی هایی به رنگ های مختلف دارای رنگهای زیبایی میشن . بعضی از این ماهی ها رنگ های سفید وق رمز دارن و بعضی قرمز و سیاه . دقت کنین که این ماهی ها در شرایط تنگ و یا آکواریوم رنگ ماهی های قرمز و سفید به رنگ سفید و رنگ ماهی های سیاه و قرمز به رنگ قرمز و رنگ ماهی های سیاه به برنزی یا قرمز تغییر پیدا میکنه !!!!! این تغییر رنگ بعلت تناسب نداشتن p.H آب هست که باید برای این گونه ماهی ها آب با نیم درجه اسیدی باشه یعنی با پی اچ 6 و نیم تا هفت و نیم ! هفت خنثی هست !

راز نگهداری این ماهی ها اینه که تنگشون توی منزل باید در جایی باشه که خنک باشه و دور از شوفاژ و بخاری و شومینه و آشپزخونه و همینطور از آب تازه برای عوض کردن تنگ پرهیز کنید ! بهترین کار اینه که شب قبل از عوض کرد آب ماهی , یک سطل رو آب کنید و بذارید کنار و صبح از اون آب برای پر کردن تنگ استفاده کنید و با این روش میتونید تا سالها ماهی هاتونو نگهداری کنید که این کار 80% باعث طول عمر ماهی میشه . آب وقتی در طول شبانه روز راکد میشه به تدریج کلر و فلزات سنگینی که موقع تسفیه آب بهش میزنن رسوب میکنه و به اصطلاح سبک میشه . آب شهری چون دارای کلر هست و رسوب کلر 24 ساعت طول میکشه تا بطور کامل از آب خارج بشه به همین خاطر باعث آسیب رسوندن به آب شش های ماهی میشه و به تدریج باعث ضعف و بعد هم مرگ ماهی میشه . میتونین از محلول های ضد کلر هم استفاده کنین ولی برای افراد عادی همون نگهداری آب به مدت 24 ساعت در یک ظرف تمیز کفایت میکنه . تاثیر کلر روی آب شش ماهی اینه که میزان جذب اکسیژن رو پایین میاره و آب شش ها رو رشته رشته یا به اصطلاح میپوسونه و فاسد میکنه ! بعضی از انواع این ماهی ها دارای شکم تپل و باد کرده ای هستن که این نژاد اونهاست و ربطی به چاقی یا آماده بودن برای تخم ریزی نداره . این ماهی ها در محیط آکواریوم تا 15 سال عمر میکنن و همینطور در محیط آکواریوم باله های شنای اونها بزرگ و زیبا میشه . این ماهی بعد از مدتی در آب آکواریوم رنگشون تغییر میکنه که دلیل اون نبودن نور طبیعی آفتاب هست که رنگدانه ها کم کم بی رنگ میشن و میشه با غذاهای مخصوص این رنگدانه ها رو فعال کرد . رنگ این ماهی ها خیلی متنوعه و بستگی به شرایط محل و نوع آبی که توش هستن داره . ماهی هایی که در جنوب ایران هستن رنگشون به نارنجی کمرنگ میزنه بخاطر آهکی و بودن آب و ماهی های مناطق شمالی و غربی کشور رنگ قرمز پر رنگ دارن . اما عامل اصلی در رنگ این ماهی ها نور خورشیده که رنگدونه ها رو تقویت میکنه .

نکته بسیار جالبی که در تولید مثل این ماهی ها وجود داره اینه که ماهی ماده در زمانیکه ماهی نر در کنارش نباشه میتونه از اسپرم ماهی های دیگه برای تخم گذاری استفاده کنه . برای مثال شما میتونید ماهی های کپور و سفید و دریایی رو در کنار این ماهی قرار بدید . ولی در این صورت تمام بچه ماهی ها بدون استثنا تبدیل به ماهی ماده میشن و دلیل بقای این ماهی در طول قرنها این قابلیت عجیب بوده !

در مورد بیماری این ماهی , اگر احساس میکنید ماهی شما بعد از مدتی شادابی خودشو از دست داده درجه اول چاقی درونی میتونه باشه و بعد سایر بیماریهایی که ناشی از عوامل ظاهری هستن . میتونید یک چهارم قرص آنتی بیوتیک تتراسیکلین رو پودر کنید و توی یک استکان آب حل کنید و به آب ماهی اضافه کنید . اگه روی بدن ماهی زخم ایجاد شده و زخم سفید هست , میتونید مقداری نمک خوراکی ید دار به آب اضافه کنید . 2 گرم در نیم لیتر آب . اما اگه زخم های قرمز روی بدن ماهی بود مدتی صبر کنید و اگر زخم گسترش پیدا کرد و بزرگتر شد , ماهی رو به دامپزشک معرفی کنید چون از درمانهای خانگی کاری بر نمیاد و در صورت ادامه بدن ماهی مثل جزام خورده میشه . میتونین از محلول غلیظ پرمنگنات پتاسیم هم استفاده کنین و مقداری از اون رو در کمی آب حل کنین و ماهی رو از آب بگیرین و توی یک ظرف تمیز با دست بگیرن و با آغشته کردن تنزیف به محلول پرمنگنات , روی زخم ماهی رو روزانه 2 بار شستشو بدین و بعد مدت 5 دقیقه در محلول رقیق پرمنگنات پتاسیم ماهی رو حمام بدین و به آب اصلی برگردونین ! حمام نمک در بیماریهای قارچی کاربرد داره و میزان 10 گرم نمگ در یک لیتر آب به مدت 5 دقیقه 3 بار در روز و در دمای 30 درجه بمدت یکهفته ! دارویی هم به نام متیل بلو هست که اون هم برای ضد عفونی کردن بدن و آب ماهی خیلی خوبه و برای هر نیم لیتر آب 2 قطره باید انداخته بشه . بهترین روش اینه که بعد از هر بار تعویض آب ماهی , از فروشگاههای آکواریوم محلولی بخرین به اسم Aqua safe و هر بار 2 تا 3 قطره توی تنگ اب ماهی بچکونین و بعد از ده دقیقه ماهی رو توی تنگ بندازین . این محلول تمام فلزات سنگین و کلر آب رو از بین میبره و در ضمن حاوی ویتامین B1 هست که باعث از بین رفتن استرس ماهی میشه و همینطور نوعی ماده ژلاتینی داره که زخم های احتمالی و خراش های پوست ماهی رو درمان میکنه و روشون رو میپوشونه !!!! اگه به این مواد دسترسی ندارین بعد از هر بار تعویض آب , مقدار خیلی کمی نمک به آب اضافه کنید ( یک گرم در نیم لیتر آب ) . برای نگهداری حرفه ای این ماهی ها استفاده از فیلترهای اکسترنال و زغال اکتیو و بیو سرامیک و و کپسول باکتوزیوم و مخزن دی اکسید کربن و لامپ هایی با طیف کامل 7500 کلوین و محلول مالاشیت گرین به اندازه یک میلی گرم در 100 لیتر آب و غذاهای زنده ضروریه که به بحث ما هم ربطی ندارن !!!!!
یکی از ویژگی های منحصر به فرد این ماهی هم اینه که چشم های این ماهی در تاریکی مطلق میتونه طیف انرژی گرمایی و همینطور اشعه ماورا بنفش رو تشخیص بده و نسبت بهشون عکس العمل نشون میده !! هر چند این خاصیت در بعضی از ماهی ها مثل اسکار بطور پیشرفته تر وجود داره و اونها صاحبانشون رو بطور کامل تشخیص میدن و از این نظر با سگ برابری میکنن !!!!!
این ماهی به روش مصنوعی هم تکثیر میشه ولی نیاز به آگاهی و تجربه کافی هست و خواهش میکنم اصلن امتحان نکنین و فقط محض اطلاع مینویسم !!! در فصل مناسب اگر شکم ماهی بزرگ ماده رو کمی فشار بدین تخم ها خارج میشن و همین کار رو هم با ماهی نر باید انجام داد تا اسپرم ترشح بشه و با یک پر تمیز تخم ها رو در مقدار کمی آب که مخلوطی از آب مقطر و اب جوشیده و اب سنگین هست به هم زد و در آکواریومی با جریان تهویه کامل , سنگ هوا و فیلتراسیون متوسط و حاوی زغال اکتیو و منبع روشنایی آنتی باکتریال قرار داد تا تخم ها شکفته بشن . در صورت بی دقتی و فشار بیش از اندازه , ماهی های مولد میمیرن . نکته آخر اینکه از رها کردن این ماهی ها در رودخونه ها و یا کانال ها و مسیل های آب خودداری کنید چون این ماهی ها , ماهی های آبهای راکد هستن و بادکنک های شنای اونها در آب پر تلاطم و جاری میترکه و باعث مرگشون میشه !!!!!!! اگر میخواهین ماهی ها رو توی حوض پارک ها رها کنید توی حوض هایی بندازید که بزرگ باشه و یا آب اونها دائم تعویض نشه و فواره نداشته باشه ! فکر کنم نتیجه 7 سال تحقیق و چند میلیون تومن پول ناقابل روی این ماهی رو مفت و مسلم دادم بهتون :)

ایران طی نامه ای به یونسکو خواهان واکنش این سازمان در برابر فیلم ۳۰۰ و محکومیت آن از سوی این نهاد وابسته سازمان ملل متحد شد.

62 :: توسط احمد.ف در 2007-03-19 14:07

آقای رسوا خودتان را دارید با این شیوه ها مچل می کنید داستان های مزخرفِ فطیر پختن با خون بچه ها ساخته متعصبین مسیحی ست.
من مذهبی نیستم و ضد یهود هم نیستم اما با سیاست های تجاوز گرانه اسرائیل مخالفم و هم با نژاد پرستی از هر نوعش از جمله ادعای قوم برگزیده بودن قوم یهود از جانب خدا.
این روزه ها عید است من نمی خواهم عید بر کسی تلخ شود صبر داشته باشید بعد از ایام عید از خود روشنفکران یهودی در مورد سیاست های اسرائیل و مسائل مربوط به نژاد پرستی یهودیان که خود را قوم برگزیده خدا می دانند نه برای شما بلکه برای روشن سیاست های جنگ افرورانه و تجاوز گرانه اسرائیل مطلب خواهم آورد .
اگر با شیوه های مزورانه وغرض آلود ادامه بدهید دیگر به کامنت های شما جواب نمی دهم.

61 :: توسط dariushagha در 2007-03-19 13:42

به کوری چشم دشمنان کشورم.... عید نوروز را به زیتون عزیز و همه دلباختگان میهنم تبریک گفته....و دعا کنیم....شر هر چی آخوند و آدمهای بد از کشورمان کنده بشود....

60 :: توسط Rosva در 2007-03-19 12:47

احمد اقای عزيز
اگر درباره سلطه يهوديان بر هاليوود يا هنرهای ديگر و بطور کلی بر جهان دنبال مطلب ميگرديد خودتان را بيخودی خسته نکنيد.به لينک بالا مراجعه کنيد تا ببينيد تمامی هنرپيشه ها و هنرمندان دنيا از الويس پريسلی تا مايکل جکسون سياهپوست را يهودی نشان ميدهد!:)
مطالب ْ مستند ْ ديگری هم در تائيد نظرات خودتان انجا پيدا خواهيد کرد از جمله ْ پروتکلهای زعمای يهود ْ يا ْ فطير درست کردن يهوديان با خون بچه سيد ْ
Enjoy yourself

59 :: توسط رازقی در 2007-03-19 09:45

زيتون خانومی ... با اين گلايی که اينجا گذاشتي کلی حال و هوای عيد آوردی با خودت .... سال خوبی برات آرزو ميکنم ... کنار سيبا و بچه زيتون !‌ با يه بغل گنده ...

58 :: توسط Saloomeh در 2007-03-19 08:44

رسوا ...ی زمانه منم
دیوانه منم
خواننده مرحومه هایده

سناتور جو لیبرمن که جرج بوش هنگام سخنرانی سالانه اش بگونه هایش دو تا ماچ آبدار
انداخت سناتور حزب دمکرات از ایالت لیبرال زده !!کانتیکت بود (حالا بلطف رای دهنده های
جمهوری خواه و یهودیان هم مسلک سناتور لیبرمن از دمکرات اخراج شده !!بعنوان مستقل
اما بشدت طرفدار بوش - چنی شده شاهین ترازوی سنای آمریکا !!همین یک رای مخالفش
لایحه خروج ارتش امریکا در سال ۲۰۰۸ یکهو رید!! بان چهل و نه رای سناتورهای دمکرات
رسوا خان آذر خانم ...ان خانم واریس پا گرفته را شق القمر نکن !!قدرت مافوق خدا گونه
انجاست عزیز محترم سال نو بر شما مبارک اگر هم
نوروز را قبول ندارید هپی هانوووکا!!!؟؟؟

57 :: توسط هادی در 2007-03-19 06:08

سلام دوست عزيز .
يک سال ديگر گذشت، و قدم به قدم به سال نو نزديک می شويم . فرا رسيدن سال نو و نوزوز شاد و دوست داشتنی را که همسفر بهار شور انگيز است به شما تبريک می گويم و اميدوارم سال خوبی برابتان باشد.
به اميد اينکه در سال آينده شاهد آزادی همه زندانيان سياسی و حقوق بشر، شادی و بهروزی مردم ايران باشيم .

56 :: توسط Ali. Frankfurt در 2007-03-19 05:59

شيوا خانم آخر پرورش دهندگان ماهی! خوب شد شما هم موقعيتی پيدا کردی هم با داناييهای ماهی شناسيت يک مانور بدی و هم نشان بدی که دانا هستی ولی آدم نيستی. اين ديگه چه جور جواب دادنه؟ تازه بماند که با دلايلی که خود آوردی ، اصل حرف را تاييد کردی، حالا نميشد اين همه حرف را در قالبی دوستانه تر بيان کنی؟ کاش يک توضيح هم راجع به پرورش نهنگ ميدادی، شايد مشکل ژاپن و نروژ با بقيه دنيا حل ميشد.

55 :: توسط azar در 2007-03-19 04:13

شيوای نازنين .. خوشم امد از اطلاعات زيادی که در مورد ماهی ها داری . کاش تو خودت برای سفره هفت سين ماهی پرورش بدهی و بفروشی چون حتما متهی های تو نميميرند و در نتيجه بچه ها با مرگ انها اشک نميريزند . ولی عزيزم ايا در جوا ب به نظر ان کامنت نويس نميتوانستی مهربان باشی ؟ بهر حال حق اموزش ماهی به گردنم داری و مرسی . ضمنا برايت سالی خوش پر از تندرستی و رفاه و شادی همراه با .. کمی مهربانتر بودن ارزو ميکنم .

54 :: توسط مهاجر در 2007-03-19 02:47

با عرض تبریک سال نو به خانم زیتون و تمامی خوانندگان این وبلاگ، قرار دادن تنگ ماهی قرمز در صفره هفت سین ،از یک اعتقاد قدیمی نشعت میگیرد ،و آن اینستکه ماهی قرمز در موقع تحویل سال شروع به حرکت رقص مانند میکند.

در مورد قیلم 300 (کامنت 52) هم باید بگویم که این فیلم تحریف تاریخ است و اگر در ایران یک دولت ملی و دل سوز روی کار بود میتوانست از کمپانی سازنده این فیلم شکایت کند ولی افسوس که تمام نگرانی این رژیم اینستکه این فیلم در کشور مالزی به نمایش در نیاید چرا که شاید جلو نفوذ بیشتر اسلامیون را در مالزی بگیرد!!؟؟

53 :: توسط احمد.ف در 2007-03-19 02:08

"موریس معتمدی" نماینده جامعه یهودیان ایران در مجلس شورای اسلامی:
یهودیان ایران برای سفر به اسرائیل آزاد هستند و رسماً اجازه سفر به اسرائیل را دارند و بنا به دلایل خویشاوندی و یا جهت درمان و همچنین انجام مراسم شرعی خود به اورشلیم سفر می کنند. یهودیان ایران برای انجام تمامی مراسم و آداب دینی خود آزادی کامل دارند و حتی مدارس ویژه خود را نیز دارا هستند.

52 :: توسط هانی در 2007-03-19 01:50

با سلام...امروز فیلم ۳۰۰ رو دیدم....می خوام چیزی بگم...لطفا نخندید.... به نظر من این فیلم ..ابهت و جلال ارتش ایران رو نشون میده....خدایی ... این فیلم داره از ما دفاع می کنه............با اون ارتش عظیم... با دستهای باز شده خشایار شا شاه.............. باید فیلم رو ببینین...............

51 :: توسط SHIVA در 2007-03-19 01:05

مورد بعدی اینکه من 18 ساله ماهی پرورش میدم و تا حالا 38 گونه مختلف از ماهی ها رو پرورش دادم و تا این لحظه یکبار هم نشده به این بیماریهایی که نوشتن دچار بشم . نه تنها ماهی پرورش دادم که لاکپشت لاک نرم و لاک پشت گوش قرمز و ماهی های دو زیست و حتا نرم تن هم پرورش دادم که از نظر سطح آلودگی و بیماری 40 برابر از ماهی آلوده تر هستن چون از گوشت و جگر و لارو حشرات تغذیه مستقیم میکنن و در ضمن غذا رو هم بطور کامل هضم نمیکن !! اولین کسی تو ایران هم هستم که ماهی قرمز رو به روش ماهی های خاویاری تکثیر کردم و هر چی اطلاعات بخواهین در مورد ماهی های قرمز یا Golden Fish دارم .
مواردی که در مورد علایم سل این ماهی منتشر شده شباهت زیادی با ماهی های بیماری داره که خریداری میشه ولی حقیقت اینه که این ماهی های بدبخت بخاطر شرایط بد نگهداری توسط فروشندگان و انتقال غیر علمی و اشتباه اونها بدنشون دارای زخم میشه و شبیه علائمی مثل سل ماهی !!
درسته سالیانه چند میلیون ماهی فرمز تلف میشن ولی بجای اینکه بخواهین جلوی فرهنگی رو که سالهاست جا افتاده \" درست یا غلط \" و محاله از ذهن ایرانی ها بیرون بره در بیارین , بیایین فرهنگ سازی کنین و سطح آموزش نگهداری این ماهی ها رو بالا ببرین تا تلفاتشون کم بشه ! در واقع مشکل اصلی اینه که خریدارها نمیدونن چطور باید از این ماهی ها نگهداری کنن . فروشنده که جای خود . من 2 سال در مورد این ماهی کانال های فروش این ماهی و پرورش دهندگانشون تحقیق کردم . بقالی که میره مولوی و سطلی 1000 تومن ماهی قرمز میخره و اون سطل رو 10 هزار تومن و حتا بیشتر میفروشه , براش مهم نیست که 20 - 30 تا ماهی هم این وسط بمیرن . 4 تا هم بفروشه سود کرده . ولی مهم خریداره . خریدارها اکثرشون فرق ماهی سالم و مریض رو نمیدونن . وقتی خریدار هر ماهی ای رو میخره , فروشنده هم زحمت نمیده به خودش ماهی خوب بیاره .
من میدونم شماها از روی دلسوزی و برای حمایت از این ماهی ها این چرت و پرتها رو شایع میکنن ولی بجای این دروغها بیایین فرهنگ نگهداری رو شایع کنین . شرط میبندم یکنفر هم از این آدم های به اصطلاح محیط زیست دوست سر در نمیاره این ماهی چه نیازهایی داره و چه قابلیت هایی داره و چطور باید ازش نگهداری بشه !!!!
130 گونه ماهی در جهان هست که میتونه جایگزین ماهی قرمز بشه . هم مقاوم ترن هم سخت جون تر و هم زیبا تر . 4 گونه معروف و بسیار زیبای اونها هم در آکواریوم نگهداری میشن که معروفترینشون ماهی فایتر و ماهی گورامی هستن . این دو ماهی رو حتا میشه در سرکه و آب لیمو هم نگهداری کرد و نسبت به حالت اسیدی و پی اچ آب هیچ آسیبی نمیبینن و شدیدن مقاوم هستن . اینطوری میتونین ماهی قرمز رو با ماهی های دیگه جایگزین کنین که نه مرگ و میر داشته باشن نه چیز دیگه و در کنارش از زیبایی اونها لذت ببرین !!!! ماهی قرمز یک ماهی سردآبی هست که مناسب نگهداری در اتاق نیست و از طرفی ماهی پر خوریه و در کنارش اسکیژن زیادی نیاز داره و اصلن مناسب نگهداری در تنگ نیست ! ولی ماهی هایی مثل فایتر نیاز اکسیژن بسیار پایینی دارن و حتا در آب کم اکسیژن هم خیلی طبیعی زندگی میکنن و از طرفی ماهی هایی هستن که نیاز به آب گرم دارن .
تقریبن 90% از مردم این ماهی ها رو در آشپزخونه نگهداری میکنن که بدترین جا برای نگهداری از ماهی قرمز هست . آب کلر دار تهران بعدترین آسیب رو به ابشش های ماهی وارد میکنه . ندونستن نیاز غذایی و دادن گرسنگی طولانی و یا دادن قطعات نان به ماهی باعث مرگش میشه . در صورتیکه وقتی شرایط خوب باشه این ماهی ها رو میشه تا 10 سال زنده و سرحال نگهداشت ولی مساله مهم اینه که خریدارها نه اطلاعی دارن و نه اینکه تمایل دارن به نگهداری از این ماهی ها . این ماهی ها بیشتر از اونکه مورد ظلم فروشنده ها قرار بگیرن مورد قهر خریدارهای بی اطلاع قرار میگیرن ...

50 :: توسط احمد.ف در 2007-03-19 00:15

آقای رسوا کامنت ۴۷

مالکیت و کنترل یهودی ها بر رسانه ها و صنعت فیلم سازی در هالیود و ساختن افکار عمومی واقعیت است چه شما باور کنید یا نکنید.
با کمال در آینده نزدیک در کامنتدنی زیتون با استفاده از گوگل و مراجعه به سایت ها برایتان تا دلتان بخواهد مطلب نقل خواهم کرد.
فرار ازایران بخاطر یهودی بودنتان را باور نمی کنم به دلیل هزاران یهودی ساکن در ایران فعلی . مهاجرت به اسرائیل را شما فرار از ایران وانمود نکنید اگر غرضی ندارید.
در ایرانِ جمهموری اسلامی یهودیان نماینده در مجلس دارند بسیاری از یهودیان در قدرت و حاکمیت جمهوری اسلامی سهم دارند. . در مورد یهودی های ایرانی هم مطلب کافی هست و با کمال میل در آینده به آن هم خواهم پرداخت.

49 :: توسط سیاهکل در 2007-03-18 23:55

آخیش بالاخره یک آینه خوب از وبلاگت پیدا کردم.

48 :: توسط SHIVA در 2007-03-18 23:38

بر گرفته از سایت شیلات و حقایقی در مورد خزعبلاتی که این روزها در مورد ماهی قرمز گفته میشه و جنبه علمی و واقعی ندارن !!!! تحریف علمی جای خود , مبارزه با فرهنگ عربی جای خود !! میخوایین فرهنگ سازی ایرانی کنین خرافات به خورد مردم ندین لطفن !!

به گفته رییس اداره روابط عمومی دامپزشکی،به شماره 73581 مورخ 8/12/85 ، هر چند تا کنون در کشور ،گزارش مستندی از بروز بیماری های خطرناک منتقل شده از ماهیان زینتی (و ماهی قرمز) منتشر نشده است ولی در هفته های اخیر همچون سال گذشته توسط برخی از گروه های حامی حیوانات به دلايلي از جمله بي غذايي، كمبود اكسيژن و ... در اطلاعیه ها یا مصاحبه هایی ،نگهداری این ماهی را به شهروندان توصیه نمی کنند که این اقدام نگرانی و تشويش اذهان عمومی را به همراه داشته است.
با توجه به این که در هفته های اخیر در مقالات مختلف (که هیچ گونه پایه علمی ندارد)عنوان شده که ماهی قرمز عامل انتقال بیماری های مختلفی همچون سل پوستی، پیسیوریازیس و باکتری سالمونلا است، با آقاي دكتر بابا مخیر استاد گروه بهداشت و بیماری های آبزیان دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، آقاي دكتر واله رئيس كانون زيست محيطي حمايت از حيات وحش استان گيلان و آقاي دكتر غواص كارشناس بازنشته اداره كل دامپزشكي استان گيلان گفتگويي انجام شده و آنها نظرات خود را اينگونه بیان کرده اند:
اگر ماهی قرمز ناقل سل پوستی باشد علایم زیر در آن ظاهر می شود : لاغری ، بی اشتهایی، ریزش فلسها، زخم روی بدن ، پوسیدگی باله ها ، بیرون زدگی چشم ها و بر آمدگی شکم. با و جود این علایم نيز باید بررسی های آزمایشگاهی صورت گیرد تا بروز بیماری سل ثابت شود. پس مي توان عنوان كرد ماهی که این علایم را ندارد ، نمی تواند بيمار و ناقل باشد.
این بیماری حتي در صورت بروز، فقط هنگام تماس ماهی آلوده با پوست زخم شده (دست ) به هنگام جابجایی ماهی، به انسان منتقل می شود. لذا برای پیشگیری در این حالت به راحتي می توان از دستکش استفاده نمود.
همچنین در مورد باکتری سالمونلا باید ذکر کرد این باکتری فقط در آبهای آلوده (مانند فاضلاب) و ضايعات گوشتي وجود دارد و در اين صورت است كه مي تواند باعث بروز بيماري در ماهي شود. بنابراين چگونه ممكن است تنگ هاي ماهي كه همگي از آب سالم قابل شرب پر شده ناقل اين بيماري باشند. همچنين ماهی قرمز به دلیل نوع تغذیه مختص به خود ،از غذاهاي حاوي ضايعات گوشتي استفاده نمی کند، پس نمی تواند حامل باکتری سالمونلا باشد.
در مورد بیماری پیسیوریازیس خاطر نشان می شود که این بیماری به طور كلي ممكن است در همه موجودات زنده وجود داشته و اصلا ارتباطی به ماهی ،از جمله ماهی قرمز ندارد.\"
حال چگونه است زماني كه اكثر دامپزشكان و حتي سازمان دامپزشكي كشور وجود گزارش در مورد اين بيماري را رد مي كنند و مركز بيماري ها نيز تاكنون گزارشي در مورد انتقال اين بيماري از ماهي قرمز به انسان را دريافت نكرده است، باز هم مقالاتي اين چنين چاپ می شود؟!
به همین منظور سازمان دامپزشکی کشور ضمن اعلام اين موضوع كه صدور اطلاعيه در مورد هرگونه بيماري حيوانات از اختيارات اين سازمان مي باشد، با تشکیل کارگروه های تخصصی بهداشت و بیماری های ماهیان زینتی،دستورالعمل جامعی را با هدف ساماندهی انتقال و عرضه ماهی قرمز در سراسر کشور صادر کرده است که بر اساس آن میزان نظارت بهداشتی و نمونه برداری از مراکز تکثیر و نگهداری ماهی قرمز افزایش یافته است، به طوری که صدور مجوز حمل و نقل و عرضه برای متقاضیان ، پس از انجام آزمایشات انگل شناسی ،باکتری شناسی و بعضا ویروس شناسی میسر خواهد بود.
پس در هنگام خرید با کمی دقت در ظاهر ماهی قرمز و اطمینان از سلامت ظاهر آن ،می توانید با خیالی آسوده آنرا خریداری کنیدو به این ترتیب اجازه ندهید قبل از شروع سال جدید ،اشک مهمان چشمان مهربان کودکانتان شود؛بگذارید شادی شان با خرید کیسه سربسته پر از ماهی رنگین یا یک تنگ شیشه ای حاوی ماهی،دو چندان شود

47 :: توسط Rosva در 2007-03-18 23:31

احمد عزيز ۳۱
توقع داشتم کمی فراتر از تکرار کور کورانه ی شعارهای هيتلری در باب سلطه يهوديان بر دنيا برويد . اگر ادعا کرديد سينمای هاليوود يهوديان را برتر از ديگر اقوام مينمايد و ديگران را تحقير ميکند دليل و مدرکتان کو؟نمونه هايتان کجاست؟ ْ موضوعی نيست که پوشيده باشد ْ ؟؟ والله در.غ چرا؟ بر من پوشيده است هنوز!
اقا/خانم پارسا:اگر منظورتان از اينکه من اصلاْ ايرانی يا اسرائيلی هستم را فهميده باشم من متولد ايران هستم و بعد از انقلاب به لطف برادران انقلابی اسلامی به اسرائيل فرار کردم!

46 :: توسط dordooneh در 2007-03-18 23:06

زيتون جان من هم پيشاپيش سال نو رو بهت تبريک ميگم و برات بهترين هارو در کنار سی با و پسر کوچولوت آرزو ميکنم...

45 :: توسط آرش در 2007-03-18 22:46

سال نو به زیتون بانوی عزیز ما و همه دوستان اینجا مبارک باد!

چه با وقار
سر به آسمان می سايد
اين فلات پر شکوه!
چه عاشقانه
نفس می کشد
اين سرزمين پاک!
چه شکيبانه
فرو می خورد
بغض های نجيب
رويش ما را
اين مادر عزيز!

بنفشه ها
با آرامش علف ها،
پونه ها
با آهنگ جويباران،
و شقايق ها
با صدای پای دختران کوهسار،
متولد شده اند...

بر هر کوه و دشت
فرش شقايق گسترده ايم!
در هر خانه
بر هر نهال
هزار جوانه رسته است!
در هر کوی
هزار درخت
جامه ی عروسان پوشیده اند!
تن خيس هر ديوار
مجمر عطر ياس هاست!

نگاه کن
ياسمن و نسرين و نسترن،
همه جا
چه سرخوشانه
پای کوبانند!

آی
عروس آزادی
قدم بگذار!
عروس آزادی
قدم بگذار!
عروس آزادی
قدم بگذار! قدم بگذار! قدم بگذار...

44 :: توسط احمد.ف در 2007-03-18 22:45

خانم ميترا کامنتِ ۳۸

در کامنت قبلی ام تصادفی از بهایی ها نام نبردم، حالا تصحیح می کنم. بهار و عید نوروز را به شما و همه بهایی ها ی ایرانی و غیر ایرانی تبریک می گویم.
امیدوارم بخاطر بهایی بودن در ایران هیچ ایرانی مشکلی نداشته باشد.
هیچ دانشجویی بدلیل بهایی بودن از تحصیل در دانشگاه محروم نشود. کنار پیروان ادیان دیگر در ایران، بهایی ها از حقوق کامل مدنی برخوردار گردند.

43 :: توسط sabok vazn در 2007-03-18 21:35

چه گلهای خوشگلی.....اون رز ها شاهکاره....

42 :: توسط azad در 2007-03-18 21:24

زيتون عزيز عيد بر شما و خانواده محترم مبارک

41 :: توسط azad در 2007-03-18 21:23

زيتون عزيز عيد بر شما و خانواده محترم مبارک

40 :: توسط azar در 2007-03-18 21:14

رسوای نازنين .. ميدانم در طول تاريخ صدمات زيادی ديده ايد . به بردباری و تلاش شما معتقدم . سالها پيش که برای چکاپ رفته بو.دم بيمارستان هادسا . ديدم زن ميانسالی با پاهايی که سخت دچار واريس بود و مسول نظافت ان طبقه بيمارستان . هی تمام راهرو را تی ميکشد و دوباره برميگشت و تکرار ميکرد . پرسيدم چرا اينهمه تميز ميکنی ؟ فکر واريس پايت را بکن . گفت :
پدرم را در کوره های ادم سوزی کشتند . مادرم با هزار مکافات مرا که دو ساله بودم برداشت و فرار کرد و امد اينجا . من تمام تاريخ در به دری يهوديان را خوانده ام . برايم مهم نيست که حتی پاهايم را ازدست بدهم چون بهای کمی است در مقابل داشتن کشوری که قتل عام مان نکنند .
کارتن خواب عزيز . شما ايميل ادرس نداريد ؟
ای ... ازادی .. چه نام زيبايی داری ...

39 :: توسط احمد.ف در 2007-03-18 20:58

خانم میترا کامنت ۳۸ چرا متاسف هستید، شما که یادآوری کردید.
عید نوروز به همه ملیت ها از ایرانی گرفته تا مردم سایر ملل تبریک می گویم.
رسیدن بهار نوروز را به مسلمان ها، مسیحی ها، کلیمی ها، زردشتی ها، و پیروان سایر ادیان و بی دین ها، تبریک می گویم.

38 :: توسط میترا در 2007-03-18 20:25

متاسفم, ایکاش کسی یادی هم از هموطنان بهایی و بقیه اقلیتها که عید را در زندان و بدور خانواده میگذرانند میکرد.
نوروز به همه مبارک , با آرزوی سالی که به آزادی بیانجامد

37 :: توسط لقمان در 2007-03-18 20:20

انگاری دیروز بود بزیتون تبریک سال قبلی را گفتم ٬ مثل برق گذشت البته
وقتی که سن رسید به پنجاه !؟
باد میزنه ٬ بچند جاه
اول ....بالای پنجاه که رسیدید انوقت هفته یکساعت و ماه یک روز سال هم انگاری
یکروزه ٬عزیزان چندنفر از همراهانتان با شما دیگر نیستند !؟ یعنی عزراییل
باهاشون ملاقات داشته !؟ میشه درس عبرت بگیرید !؟ و براه انسان شدن گام بردارید
از دروغ و تزویر دوری کنید از انسانهایی که طالب صلح و دوستی هستند پشتیبانی
کنید هرچند وجود شر و اشرار هم لازمست !!!هم مبارزه با انها واجب
سعی کنید جزو اولی ها نباشید
عید بر شما مبارکباد

36 :: توسط حمید پوریان در 2007-03-18 19:22

کوروش گلنام
تحلیل گر مسایل سیاسی
بهار آزادی هم در راه است.
http://www.iranglobal.dk

در کنار وضعیت هر روز دشوارتر رژیم، مردم و مخالفان ولی هر روز بیشتر از روز پیش در اندیشه راه های نزدیکی به یکدیگر برای به وجود آوردن یک آلترناتیو منسجم، با برنامه و کارساز وآینده نگر هستند تا بتواند در زمان نیاز به میدان آید. بحث های روشنگری و بر خورد اندیشه و دیدگاه، همچنان هر روز پی گرفته شده و بیشتر می شود.
....
بهار و نوروز دیگری از راه رسید و ما ایرانیان همچنان در آرزو ی بهار آزادی برای میهن و مردم خود هستیم.
...
بنابر این نگارنده نه تنها به آینده نا امید نیست که باور دارد اگر آتش افروزان و رانده شدگان چه از سوی مردم ایران و جه از سوی جامعه جهانی، با ارزیابی های نادرست و برای رهایی خود با این حساب که اگر جنگی در گیر شود به سود آنهاست و آنها توانایی منطقه ای ویا جهانی کردن جنگ را دارند(خواب های کودکانه) وبه دین ترتیب خود آنها از زیر ضرب خارج خواهند شد، ایران را به ویرانی و نابودی جنگی خانمانسوز نکشند، جوانان فرهیخته ایرانی با درس آموزی از تجربه ها و اشتباه های ما نسل گذشته و نسل های پیشین، توان و زمینه سازندگی ایران و بر پایی دموکراسی، دادگری و قانونمندی در ایران را دارند. من به بهار ایران باور دارم.


35 :: توسط حمید در 2007-03-18 19:21

آمده نوروز در ایران زمین ..... خاک ما شد رشک فردوس برین .
عید همه مبارک.

34 :: توسط خواننده زيتون در 2007-03-18 19:09

نیت احمدی نژاد برای سالی که ميايد
این است که برای همیشه برگردد به جنگل های افريقا کنار خانواده اش با یک میمون قشنگ ازدواج کند و از شر تحقير ادمها خلاص شود .
زيتون جان تو هم نيت ها رو برای سال جديد بگو عيدت مبارک

33 :: توسط مهسا ( همیشه بهار ) در 2007-03-18 17:51

زیتون جان با يه سبد پر از همين گلهای رنگارنگ سال نو رو پيشاپيش بهت تبريک ميگم .

32 :: توسط احمد.ف در 2007-03-18 17:50

تصحیح نام، کامنت ۳۱ را من نوشتم.

31 :: توسط اینجا لینکِ britishmuseum در 2007-03-18 17:39

آقای رسوا کامنتِ ۲۷

مالکیت و کنترل یهودیان بر رسانه ها و شبکه ها خبری جهانی و سینما برای ساختن افکار عمومی موضوعی نیست که پوشیده مانده باشد.

شما شاید انکار کنید،اما برتری طلبی قوم یهود و نژاد پرستی یهودیان آشکار تر از انکار شماست.

اما خوشتختانه بسیارند یهودیان شریفی که با نژاد پرستی یهودیان مخالفند.

30 :: توسط parsa در 2007-03-18 17:26

be rosva kamente 29: ma hame iraniha hame 2 meilati hatim vali asasan irani hastim shoma hanooz javabe sole man ra nadid aya irani hastid aslan ya esraiili,?????????????khahesh mikonam ghadri manteghi fekr konid va javab bedid man ham mesle hame iranha ye asil mokhalef hookoomate eslami va har hookoomate mazhabi az har mazhabi hastam va aslan asle mazaheb hame yeki hastand.va khahesh miknam harghez dar pasokh be solha alaki vojoodiat keshvare esraill va babdbakhtiatan ra ba silatate ma iranian ghati nakonid va inghadr khodetan ra badbakhto va bochare neshoon nadiid ke khoda shoma ra bishtar az khodetn mishnasad manzoor khodaye yahood

بوی خوش گلها رو حس کردم.مرسی

28 :: توسط آيدا در 2007-03-18 16:36

سلام به زیتون عزیز! بهار خیلی نزدیکه و حال و هوای وبلاگ تو هم بهاری شده...
بهارت مبارک و شاد باشی

حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن

27 :: توسط Rosva در 2007-03-18 15:51

اقای احمد ف. ۲۳:
اگر شما فيلمی در سينمای هاليوودی سراغ داريد که يهوديان را ْ برتر ْ يا ْ بهتر ْ از بقيه ملل جهان نشان داده باشد و يا به تحقير و توهين نسبت به ساير اقوام پرداخته باشد لطفاْ خبر بدهيد که من هم خبردار شوم.کاملاْ برعکس.ان کسی که در طول تاريخ همواره تحقير و تعقيب شده و مورد ازار و قتل عام قرار گرفته قوم يهود بوده است.ان که از ايران عزيز خودمان تا المان هيتلری با ْ وصله ی زرد ْ و قوانين ديگر (مثال بياورم؟؟) تحقير شده ما بوده ايم نه ديگران.صحبت از حقارت نکنيد چون به شما هيچکس لقب ْ نجس ْ نداده و از دست دادن به شما امتناع نکرده تا بفهميد حقارت يعنی چه.بقول دوستان:
Come on!Gimme a break
در جواب سوال ديگری که کسی از ايرانی بودن يا اسرائيلی بودن من پرسيده: من هم ايرانی هستم و هم اسرائيلی .این سوالی است که جواب ندارد - مثل این که از بچه ها میپرسند : ْ باباتو بیشتر دوست داری یا مامانتو؟ ْ

26 :: توسط آخرین ترانه ی باران در 2007-03-18 15:48

زيتون جان بادرودی گرم

نورزوپی خجسته وبهاران دلکش وسال نو برشما تهنيت باد

برای تو وهمه دوستان تلاشگرسال خوبی راآرزو می کنم

تندرست و موفق وشادکام باشی...

درضمن درخبرهاوضدو نقيض گويی های رژيم آمده که شهرام جزايری دستگير شده ونشده هنوز!! وداره ميشه و غيرو
اگرشهرام جزايری نابغه که باکمک آقا ها و آقا زاده ها توانست درمدت پنج شش سال سوپرملياردر شود
وبعد چون جايی سرکيسه راکمترشل کرد و دستگير شد و ده ها نفرراخريد وبالاخره فرارکرد.......
اگرباهمه اين زرنگی هايش دستگير شده باشد بايد بهش گفت:: خاااااااااااااااااااااااااااااک برسرت
بی عرضه...... اگرچه فکرنمی کنم اينقدردست وپا چلفته باشه!!
بدرود.......... با بوسه های گرم ديد وبازديد سال نو....... (البته با حفظ همه ارزشها.........ماچ ماچ ماچ)

25 :: توسط parsa در 2007-03-18 14:41

be kamente 24:ba sepas aghaye mohtaram mitavanid shoma be man beghid bishtar khodetan ra irani midanid ya esraili a ???????????????,
aval shoma javabe sol ra bedid bad sole dighaii daram?

من یک شورشی اسرائیلی هستم و احتیاجی هم ندارم که کسی موجودیت دولت مرا برسمیت بشمارد. تنها برای من کافی است که کسی آماده باشد با من در بستر شرایطی که متحدا تعیین می کنیم و مرزهایمان را مشخص می نمائیم پیمان صلح ببندد. من آماده ام تاریخ و ایدئولوژی و تئولوگی این موضوع را بعهده تئولوگ ها و ایدئولوگ ها و تاریخ شناسان بسپارم.
شاید بعد از ۶۰ سال از تاسیس دولتمان و بعد از اینکه قدرتی در منطقه شده ایم اینقدر به خودمان نامطمئنیم که انتظار داریم دائما ازهمه طرف موجودیتمان را تائید کنند. آنهم دقیقا از سوی ملتی که بیش از ۴۰ سال است تحت فشارشان قرار داده ایم. شاید هم همواره هنوز این " فرهنگ گتوئی" است که ما را این چنین تعقیب می کند... ادامه
لیک بالا را کلیک کنید

23 :: توسط احمد.ف در 2007-03-18 14:17

آقای رسوا کامنتِ ۱۹
در اینکه مانند همه اقوام دیگر انسانی، یهودیان افراد خوب زحمتکش و بزرگواری هستند جای تردید نیست، اما سینمای هالیودی به دلایل سیاسی یهودیان را بر تر از سایر اقوام دیگر نشان میدهد. و قتی یهودیان تافته جدا بافته از سایر اقوام انسانی معرفی شوند، برتری نژاد یهود و تحقیر سایر ملل را شما به بعنوان یک یهودی اسرائیلی ایرانی می پذیری؟

22 :: توسط parsa در 2007-03-18 13:48

shomare 19 aziz ( rosva): elate inke shoma be ghole khodet yahoodiha movafagh hastid ine ke tamame eghtesade jame ra kharab mikonid be nafe khodetanva bazare baghie ra kharab mikonid chon man azashoon tajrobe badi dashteam albate yahoodihaye khoob ham hastand vali aksaran faghat be fekre jibe khoodeshoon ghoome azize!!!yahood hastand be fekre baghie nistand hata komak be fagiraye be ghire tahoodi ham nemikonand.haliiwood ham ke takliefesh maloome hamashoon azaoon yahoodihaye tonroo hastand.hata in film ra ke sakhtan yek lahze be in fekr nakardan ke aghe ma iraniha naboodim ta hala voojood nadashtan .shomaha inghadri ke khodetoon ra esraiili midanid irani nemidanid .khodetoon ra alaki dar saitaye irani vared nakonid aval kalametan ra dorost konid va amaletan bad biaiid too jame ma iranihaye ke kheili tolerant hastim ba hameye adyan va adab.

21 :: توسط خران دو عالم در 2007-03-18 13:43

سال نو بر زيتون عزيز هم مبارک صد البته پيشاپيش!

20 :: توسط negin در 2007-03-18 13:32

دوستان عزیز سال نو مبارك

ماهی قرمز نخرید
سه دلیل مهم برای اینکه دیگر ماهی قرمز نخریم

بخاطر سلامتی خودتان و خردسالان

ماهى قرمز به دلیل نوع نگهدارى و شرایط ویژه توزیع و خرید و فروش منبعى براى انتقال ویروس سالمونلا و بیماری پوستی خطرناک پیستوریازیس می‌باشد.
ویروس سالمونلا با ۲۵ هزار زیرگونه از طریق کوچکترین خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهى آلوده به این ویروس، قابل انتقال است.عفونت هاى حاد دستگاه گوارش با علایم اسهال خونى، استفراغ، تب شدید، درد بدن، اختلال دستگاه تنفسى و تضعیف سیستم دفاعى بدن از عوارض این ویروس است.
پیستوریازیس بیمارى پوستى خطرناکى است که از دیرباز به وفور در ایران دیده شده و به طور جدى در حال افزایش است. این بیمارى در گذشته به مرض پولک ماهى معروف بوده که پس از گسترش بیمارى و نمایش علائم هم به سختى تشخیص داده مى شده است.در موارد گسترش متوسط و پیشرفته که زخم هاى پوستى به صورت پولک ماهى با خونریزى هاى عفونى، سراسر بدن بیمار را فرا مى‌گیرد، دیگر راهى براى درمان نیست و به مرگ بیمار منجر مى‌شود. این ویروس از طریق کوچکترین خراش بر انگشتان و تماس با آب تنگ ماهى آلوده به این ویروس، قابل انتقال است.


بخاطر نجات جان میلیون‌ها ماهی

سالانه بین ۳ تا ۵ میلیون قطعه ماهى قرمز بین ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین کشته مى‌شوند. ماهى‌هایى که خانواده‌ها براى ایام عید خریدارى کرده و به منازل خود مى‌برند ماهى‌هاى سکته کرده و بیمار هستند. این ماهی‌ها در حین انتقال به دلیل تکان هاى شدید سکته کرده و درصد قابل توجهى از آنها مى میرند. بقیه آنها نیز در خانه خریداران بدلیل بیماری و یا آب کلردار از بین می‌روند.

بخاطر حفظ فرهنگ باستانی‌مان

ماهی قرمز هیچ جایی در فرهنگ ایرانی و باستانی ما ندارد، این ماهی که یکی از نمادهای فرهنگ چین می‌باشد که کمتر از 70 سال پیش بخاطر اسم عربی آن (سمک) بعنوان یک سین وارد سفره ما ایرانیها شد؛ این ماهی در فرهنگ چین نمادی از مرگ است که چینی‌ها با آزاد ساختن آن در رودخانه‌ها حیات را به خانه خود بازمی‌گردانند.
در تابلوی نقاشی « هفت سین » اثر حسین احیاء در کاخ گلستان نیز اثری از ماهی قرمز مشاهد نمی‌شود.

حاشیه
خانم دكتر مهرناز عطرى مديرگروه زيست محيطى مهر ايران كه بعد از سه سال تلاش توانست با جلب نظر سازمان حفاظت محیط زیست و تصویب جریمه‌های سنگین از فروش مارهاى آبى و لاك‌پشت‌ها جلوگیرى نماید، هم‌اکنون نیز در حال تلاش برای جلوگیری از فروش ماهی‌های قرمز هستند، با نخریدن ماهی قرمز به ایشان کمک کنیم.

19 :: توسط Rosva در 2007-03-18 13:17

شماره ۱۳ عزيز:
دليل اين که در فيلمهای هاليوودی ههيشه ما يهوديان را بصورت افراد خوب زحمتکش و بزرگوار نشان ميدهند اينست که ما حقيقتاْ افراد خوب زحمتکش و بزرگواری هستيم!
ميگيد نه از زيتون بپرسيد.:)

18 :: توسط پژمان مقصودی در 2007-03-18 13:16

نوروز شما هم پيروز باشه زيتون جان

17 :: توسط سودابه رادفرد در 2007-03-18 12:24

سلام
پيشاپيش سال نو مبارك.
به من هم سربزن.تبريك عيدم هم سياسي شده!

16 :: توسط در 2007-03-18 12:17

زیتون جان سلام از خوانندگان قدیمی شما هستم یه سوالی داشتم چندروز پیش تو آرشیوم یه خبر از ایسنا(اردیبهشت85) دیدم در مورد فیلترینگ و دیتا بیس ملی و..... که گفته بود ipهمه کاربرها و سایتهایی که دیدن ثبت میشه و قابل ردیابی هست شما از این موضوع خبر داری و اصلا تا چه حد امکانپذیر هست؟

15 :: توسط اینجا لینکِ britishmuseum در 2007-03-18 12:00

امپراتوری فراموش شده جهان ایران باستان...

لینک بالا را کلیک کنید

شکوه ايران باستان در يک نمايشگاه بزرگ

دوری از تعصب و کين توزی

منابع تاريخی، که عمدتا توسط دشمنانان ايرانيان نگارش يافته، آنان را قومی بيرحم و ستيزه جو توصيف کرده اند. ايرانيان مردمی آشتی جو و صلح دوست بوده اند. آنها به ويژه در برخورد با عقايد و مذاهب بيگانه مدارای فراوانی از خود نشان می دادند...

لینکِ بالا را کلیک کنید

- سال ها فیلم های بسیاری را ازهالیوود دیده ایم – که برخی ازآن ها هم ازنظرتکنیک وهم ازنظرمحتوا بسیاربهترازاین فیلم آبکی سیصد بوده اند – که درآن ها آلمانی ها، ژاپنی ها، سرخپوستان آمریکا، روس ها، چینی ها وبسیاری دیگرازاهالی کشورهایی که سیاست مداران آمریکا دل خوشی ازآن ها نداشتند به عنوان آدم هایی هیولا، بی عقل واحمق، خشن وبی وجدان معرفی شده اند. چند نفرازما یا ازبینندگان دردیگرکشورهای دنیا، بعد ازدیدن این فیلم ها، نگاه خودرا به آلمانی ها وژاپنی ها و...عوض کرده وپیام فیلم را باورکرده اند؟
- برعکس، درهیچکدام ازفیلم های هالیوود نقش منفی وخشن وبدی ازیهودی ها (به طورخاص اسرائیل) نمایش داده نمی شود وهمیشه آنان را افرادی مظلوم، جفا کش، خوش نیت وبزرگوار وانمود میکنند..
لینکِ بالا را کلیک کنید

12 :: توسط سيروس در 2007-03-18 11:36

سال نو مبارک

11 :: توسط niki در 2007-03-18 10:21

سلام سال نوی تو هم مبارک
يک چيزی راجع به پست قلبليتون بگم
راستش حرف اين جور ادما را باور نکن مثلا چند سال پيش من جايی کار می کردم که خدمتگزارمون يکپسری بود همسن خودمون اما جو گرفته بودش هرجا می رفت خودش رو ليسانس جا ميزد مثلا رفته بود خونه همکارم رو برای شب عيد تميز کنه بش گفته بود پيش ماها نگه که رفته اونجا(همکارم هم چه نگفت) اما عوضش يک قپی هايی راجع به پول و ثروتشون می گفت که آدم شاخ در می اورد بدبختی اينحا بود بچه شمال بود تو يک اتاق کوچيک زندگی ميکرد زن ليسانس می خواست و هر جا هم مر يفت خواستگاری خودش رو ليسانس معرفی می کرد خلاصه که به نظرم خيلی دشات بدبخت می شد چون فراموش کرده بود کی هست حالا پستت رو خوندم ياد همون آقا افتادم ازش خبری ديگه ندارم اما دلم برای تموم کسانی که واقعيت زندگيشون چيز ديگه هست و خودشون را طور ديگه نشون می دند خيلی می سوزه

10 :: توسط احمد.ف در 2007-03-18 10:00

از ميان کامنت های پست قبلی زیتون...

66 :: توسط آزادی در 1385-12-27 06:20
خیلی عتیقه ای آقای احمد به راستی فضله!
منو باش که جنابعالی رو آدم حساب کردم و جوابتو دادم، اصلا حواسم نبود شعور و درکت نمیرسه که اگه تشکر نمیکنی، اگه حرفهام برات سنگین بوده و از درک مغز کوچیکت خارج هست و ..... حداقل مثل آدم بحث کنی و نظر خودتو به اضافه علت مخالفتت با گفته من یا خانم بقراط رو بگی.... نه اینکه یک مشت جفنگ تحویل بدی!!
نمیدونم به کدوم دار و دسته یا حزب تعلق داری، (احتمالا مجاهدین، نه؟!) ولی بیچاره اون گروه یا حزبی که آدم نفهم و بی منطقی مثل تو ازش طرفداری میکنه!!!!
عزت زیاد.

9 :: توسط آزادی در 2007-03-18 09:06

عیدت پیشاپیش مبارک باشه زیتون جان،
امیدوارم امسال روغن بیشتری از شیره وجودت تولید بشه و با توجه به تحریم ها به کمبود روغن زیتون بر نخوریم!!! :دی

8 :: توسط mehraban در 2007-03-18 08:46

سلام و صد سلام خيلی وقته وبلاگت رو ميخونم اما معمولا نظر نمی دادم امروز يهو گفتم يه سلامی عرض کنم و عيدت رو تبريک بگم راستی تو همشهری من هستی؟

7 :: توسط azar در 2007-03-18 08:10

زيتون عزيزم مرسی از تصوير زيبای گلها .. پيشنهاد ولگر د نازنين محشر بود . ولی متاسفانه چون من همه چيز را بخاطر ميسپرم پس ارزوهايی ميکنم که بتوانم به ان عمل کنم .
- بمحض رهايی ايران به انجا بيايم . هر روز چندين کيسه زباله در کيفم بگذارم و اشغالها را جمع کنم .
-هرگز اسرارم را به ولگرد نگويم .
- وبلاگنويسانی را که دوستشان دارم ببينم .
- از گلدان ياس ایرانی ام چند شاخه بخوابانم در خاک برای زياد شدن وبخشيدن به دوستانم .
-هر هفته يک بار غذای ايرانی بپزم برای کامران .
- ده پوند وزنم را کم کنم .
- وقتی پسرم غر ميزند گوشهايم را بگيرم که نشنوم

6 :: توسط ولگرد در 2007-03-18 07:01

عزیز جان
باور کن اين کامنت اول را زیتون بجای ولگرد اینجا گذاشته!!

5 :: توسط خرامان در 2007-03-18 06:06

سلام
خوندن وبلاگت يکي از کارهايي بود که در طول امسال به ليست وبگرديهام اضافه شد و خوشبختانه از اون وبلاگهاييه که واقعاً حرفي واسه گفتن داره.
به هر تقدير، اميدوارم سال آينده به از پارسال باشه

4 :: توسط noaroos در 2007-03-18 04:52

سلام زيتون!!
به به چه عکسای قشنگی!‌ياد گل فروشی های ايران بخير!!!
سال نو بر تو و سيبا و ني نی (ها؟؟) تون مبارک!!! شاد باشی!!!

3 :: توسط کارتن خواب در 2007-03-18 04:45

هرچند دو سه روزی تا سال نو مانده جا دارد که تبريکهای صميمانه خودم را به خودت و خانواده محترم تقديم کنم و سالی سرشار از سلامتی و شادی برايتان آرزو کنم

2 :: توسط armin در 2007-03-18 04:28

saale khobi daashte baashi.
yek dooste kheyli ghadimi

1 :: توسط ولگرد در 2007-03-18 04:12


New Year's Resolutions يا نيت هايی برای سال جديد
...........
می بخشيد اگر عنوان اين نوشته به فارسی نيست . چون در سال های اخير اين يک سنت غربی شده که ادم با سال جديد برای خودشان هدف هايی انتخاب ميک به هم ديگر ميگويند . که ان را /رزولوشن سال نو/ ميگويند.
انها تصميم ميگيرند چون سال نو شده با تغير در روش زندگی شان در سال نو از خودشان ادمی نو بسازند.. !!
مثل ادمی ميماند که دوتا صورت دارد يکی به عقب نگاه ميکند و سال کهنه را می بيند اشتباهات و غفلت های خود را در سال کهنه بررسی می کند .. و يک صورتش به طرف جلو است اروز ها و خواسته هاايش را از خودش برای سال جديد تصوير ميکند...
مثلا ميگويد نيت يا/ رزولوشن / من برای سال جديد اين است :
ـ در سال جديد سيگار کشيدن را ترک ميکنم
ــ بيشتربا خانواده ام وفت صرف ميکنم .
ــ همه قرض هايم را ميدهم .
ــ روزی نيم ساعت ورزش ميکنم.
ــ از وزنم ۱۰ کيلو کم ميکنم .
ــ حداقل ماهی يک کتاب ميخوانم .
ــکمتردراينترنت وفت هدر ميدهم .
ــ ازدواج ميکنم. بچه دار ميشوم .
و ووووووو
...................
.......
خلاصه هر کسی ممکن است هدف هايی برای سال جديد خود بسازد .
ممکن است بعضی هم واقعا به برای رسيدن به اهداف شان تلاش کنند وبرسند
اما اکثريت هر جند هدف های برای خودشان ساخته اند .. هنوز جند روز از سال جند نگذشته همه انها فراموش ميکند و همان ادمی ميشود که سال کهنه بوده اند ..
...................
اينها هم Resolutions های ولگرد برای سال جديد است :
* شب ها کمتر ميخوابم تا بيشتر توی اينترنت ولگردی کنم .
* ده تا دوازده تا ايميل باز ميکنم...
*کتابی که دوسال پيش شروع کردم امسال تمامش ميکنم.
*به هماطافی هميشه دروغ نميگم هر وفت لازم شد ميگم.
* هر گز از توالت او استفاده نميکنم جون مثل برق ميفهمد
* هروقت ماشين ام را توی يک پارکنينگ بزرگ پارک کردم بايد ياداشت کنم که يادم نره و دوساعت دنبال ان نگردم.
* اگر تو ی اتوبان ديدم پليس دنبالم چراغ ميزنه می ايد نبايد به ايستم.
* راهنمای دست اتومبيلم را نميزنم وبعد به دست به پيچم.
*کليدم را همرا ه بطری شير توی يخچال نميذارم تا روز بعد دنبالش بگردم .
* نامه هايم را بدون تمبر پست نمی کنم که بعد از چند روز به خودم بر گردند
*هر وفت کسی خواست به من "رازی" بگويد اول بهش ميگم لطفا به من نگو چون به همه ميگم
* هر وفت از توالت بيرون امدم زيپ شلوارم را چک ميکنم.
*به هر کس ايميل کردم مواظبت ميکنم که به شخص ديگری انرا نفرستم بعد دوبامبی بزنم تو سرم
* برای پست زيتون کامنت نمی تويسم.. و برم توی وبلا گ شخص ديگه انرا پست کنم .
* هر وفت اشتباه کردم اصلا نبايد خجالت بکشم چون نبايد يادم بره که خواهرم هميشه ميگفت :
" آبرو سياره"
* هر وفت با هماطافی با سلفن خرف زدم حتما انرا خاموش تا تمام مدت به مکالماتم با فروشنده مغازه گوش نکند ..
* سيگار کشيدن را ترک ميکنم بجايس تمباکو ميجوم تا ريه هام اسيب نبينند .
.................
همه اين نيت های که که برای سال نو دارم ياداشت ميکنم
ولی نميدانم ان ان ياداشت را کچا بگذارم که فراموش نکنم .....