75 :: توسط Lialitiegal در 2010-01-02 15:11

Jegorzo. http://musonejas.hl

74 :: توسط سیاهکل در 2007-03-18 00:06

زیتون جان حالت چطوره خوبی عزیز پیشا پیش نوروزت مبارک راستی به نظر تو برای معلمان چه باید کرد

73 :: توسط اعتراض به 300 در 2007-03-14 18:23

در این لینک نظرات خود را اضافه کنید
http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/debate/story/2007/03/070312_oh_themovie_300.shtml

72 :: توسط اعتراض به 300 در 2007-03-14 18:23

در این لینک نظرات خود را اضافه کنید
http://www.bbc.co.uk/persian/interactivity/debate/story/2007/03/070312_oh_themovie_300.shtml

71 :: توسط Mahshid در 2007-03-14 09:45

وای وای وای ...
چه سگ بدی :)))

Sit dogy sit
good dog :)))

70 :: توسط لاکومه در 2007-03-14 08:34

قابل توجه کليه مراجعين وکامنت گزاران عزيز وبلاگ خانم زيتون. يک نمونه از کامنت يکی از مشتری اين وبلاگ من که اعتقادی باين دهن دریدگی ندارم که از دهن انسان اینگونه تراوش نمیکند. حتی از یه روانی .بهر جهت من برای خودم از بدهنی این گماشته ذرهای ناراحت نیستم چون ایمان دارم کلمات رکیک بر زمین ریخته وصاحبش آنرا برمیدارد .من برای آن انسان های شریفی ناراحتم .از طرف یه روانی زنجیری اين چنين مورد ظلم قرار ميگرنند گو اینکه همه عزیزان این ملعون رامیشناسند . قضاوت با شما سروران.....

9 Comments Close this window Collapse comments
سرهنگ صادق حمايت said...
آخه مادرجنده لاکومه!! من ريدم به آن سازنده ات!! من کير اسب را مسواک مادر و خواهر و زن و بچه و مادربزرگت می کنم. من شاشيدم توی قبر پدر جاکشت که تو کونی را آفريد.

شما شمالی ها جنده هميشه از کون روسيه خورده ايد. از آن ُکسکش کوچک خان جنگلی گرفته تا آن کونی گل سرخی. شما چون از مادران جنده پديد آمده ايد و مادر بزرگ هايتان را روسهای سفيد و سرخ از کون گاييده اند هميشه سنگ چپ را به سينه زده ايد.
من کيرم به دهان تو. به دهان زن گلسرخی کونی به دهان مادر دانشيان به کون جزنی خواهر کونی.
من ريدم به نهضت چپ.
مرديکه مادر کونی حالا زادگاهت را نوشته ای بندر انزلی؟ آن بندرپهلوی است مردک جاکش!!! ايکاش خدايگان شاهنشاه آريامهر می گذاشت ما نسل شما خائين به وطن را از ريشه درآورده و بسوزانيم. ولی بی شرف من هنوز زنده ام و اصلا خدا من را آفريده است که خاری در چشم امثال شما باشم. تف به صورت بچه هايت!! حالا ديگر تيغ سانسور در وبلاگ های ديگران می کشی. من آن تيغ را توی کون تو و مادرت می کنم . بی پدر با بد کسی در افتاده ای.
حالا به چرخ تا بچرخيم.

Sat Mar 10, 09:43:00 AM
کامنت دومش واقعا از همچنن جانوری دور از انتظار نیست ...
سرهنگ صادق حمايت said...
ٌ ُکس خواهر لاکومه و رفقاش!! خواهر ُکسته ها!!!
می آيم پيدايت می کنم رشتی Oakville بدبخت!!! حالا برو توی دهات قايم شو!! ولی بالاخره پيدات می کنم!! من توی رسه ای از ارتش تعليم يافتم که بمن ياد دادند چطوری خواهر دشمن را بگايی! وای به آن روزی که پيدايت کنم!!! دخترت را جلوی چشمت با کير خفه مي کنم!!!

Tue Mar 13, 12:47:00 PM
در جوابش لازم دیدم بنویسم

lakomeh said...
کثافت اشغال دهن دریده بجای این گه خوریها اگر شهامت داری قرار بزار یه جائی همدیگر و ببینیم .بدبخت تو لیاقت گماشتگی هم نداری چه رسد سرهنگی حالا هر پخی هستی باش راست میگی بی نام نشان چرا دنبالم برگردی قرار بزار جائی همدیگر را ببینیم دیگه زره زیادی نزن

Tue Mar 13, 08:01:00 PM

پوزش از اطاله اوقات شریفتان .وعذر خواهی از زیتون صبور وبردبار

69 :: توسط nana در 2007-03-13 20:46

واه واه واه ....چه بوگند تعفن دهانی
اين جا پر شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا يکی اين پنجره ها را باز کنه که اين دندان طلای متعفن باز مانند قاشقی
گهی خودش را وسط کار ديگران انداخت

خوب مهشيد راستی دهان متعفن ميشه بگی کار زيتون و الناز و گه ناز و شاش ناز ها
به تو مادر ج چه ربطی داره ؟؟؟؟؟؟

وقتی ميگم قاشق گهی هستی نگو چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا جان تو عينهون اين جاکش های پير هستی که فکر ميکنی اين خانم مانما های سازمان زنان جنده های تو هستند که هی بايد بری به دفاعشان

زيتون در اظهار نظرش راجع به هرکس که دلش بخواهد (( آزاد )) است

اين کلمه در پرانتز از قدرت درک مغز تو بيرون است رجاله خانم

تو را من از روز نخستی که شناخته ام به ابعاد اون مخ صفر کيلومترت تا ته مستراح ذهنت پی بردم
واسه همين بستم گذاشتمت کنار
تو يک آلت دست هياهو کن بی سواد بی ريشه خاله شلخته بند انداز هستی که حتی نزديک ترين کسانت هم به تو ميخندند خنده تمسخر

و اما شلخته خانم

فرناز و الناز و گه ناز مه ناز و همه را بذار يه طرف
اين کرمی که تو کون همه شما زنان ان جی اوی دولتی رژيم ايران هست و
راجع به زيتون ميريزيد
دليلش فقط و فقط يک چيز است

او هرگز خود را تمام کمال با تمام وجود وارد روابط گهی شما نکرده است والسلام

زيتون نوای نی خود را مينوازد و ميرود

مانند امثال تو لکاته و دوستانت هرگز
نمی نشيند که يکی از بالا !!!!! برايش
تعيين کند که کی خوب است و کی
بد است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تمام درد شما لکاته های رجاله تفاله متعفن همين است پريود

از طرف من پیامی به فرناز سیفی بده با دهان بو گندویت

به او بگوی نانا گفت تا حال باهات کاری نداشته ام فیلمی مستند از تو در امریکا دیده ام که در آن بسیار گه کاری کرده ای نگذار این فیلم مستند را برای باقی بچه ها به شکل یک سناریوی کاملا نانائی !!!!! نوشته و از تو گه ناز سیفی معروف وبلاگستان یک عدد سوژه برای خنده باقی بچه ها بسازم
میدونی که من بی خودی به کسی التیماتوم نمیدهد.............نانا

68 :: توسط مينا دهدشتي در 2007-03-13 15:40

کاملا حق با مهشید است زیتون. اگر فحش دادن بده پس چرا کامنت های نانا و شیوا رو پاک نمی کنی که چاک دهنشون تا بناگوش بازه؟ می دونی چرا چون جفت اون دوتا هم خودت هستی.
زیتون اگه فحش دادن بده چرا کامنت الناز (البته می دونم خودت اون کامنت رو برای خودت گذاشتی وگرنه الناز که گفته اصلا اینجا رو نمی خونه که بخواد برات کامنت بذازه) رو پاک نکردی؟ ولی کامنت من رو که دست تو رو رو کردم پاک کردی؟ حالا کاش فقط پاکش می کردی. تو بر میداری کامنت ها رو تحریف هم می کنی و از خودت یه چیز دیگه می نویسی به جای متن اصلی کامنت. مثل کاری که با کامنت های خواننده همیشگی کردی. اون که دیگه اصلا بهت فحش نداده بود و فقط عمل زشت تو رو نقد کرده بود.
زیتون دیگه این بازی های تو برای ما قدیمی شده و همه شناختنت.

67 :: توسط Mahshid در 2007-03-13 15:17

زيتون عزيز
چرا با بد دهنی الناز (‌اگر الناز باشد ) مشکل پيدا ميکنی و برجسته میکنی و به همه نشان میدهی که ببینید این چطور حرف میزند ...در حالی که فحشهای خواهر مادر و کمر به پایین بعضی ها نسبت به ديگران را زیر سیبیلی رد میکنی ، تازه طرف را تاييد هم ميکنی و همه جا هم مينويسی که دوستش داری و نبايد فحشهايش موجب شود که آدم حرفهايش را نديده بگيرد (‌ که گاه عقايدش هم بوی گند فحشهايش را ميدهد ) ؟
مسئله ام با آن خانم که الان احتمالا پاشنه ی دهانش را ميکشد و اينجا و در وبلاگش فحش خواهد داد نيست. مسئله ام با خود توست . ببينم تو طرفدار اون جمله ی ارول شدی که همه ی آدمها برابرند ولی بعضی ها برابرترند ؟ هر کی به تو یه خفه شو گفت بيايند و ديگران محکومش کنند ولی کسی که به کسانی که تو زياد باهاشان ميانه ی خوبی نداری ، عقده های جنسی اش را خالی کرد برای تو دوست داشتنی و قابل تعميق ميشود ؟
اصلش را نگاه کنی کامنت الناز کامنتی عصبانی است. عصبانی از اینکه کسی برای باخبر کردن دیگران از اوضاع دوستانمان از امنیت خودش مایه گذاشته اینقدر بی انصافانه حرف میزنی و دائما از اینکه برای نام و معروف شدن و اسم در کردن این کارها را میکند مینویسی . تو بی انصافی.. قبلا هم بودی و الان هم هستی . این کار الناز را عصبانی کرده چون میداند فرناز ممکن است چه هزینه ی سنگینی بپردازد ، و کسانی مثل تو که اصلا هزینه نمیکنید نباید بی انصافانه اینطور ایشان را بکوبید. صحبتهای الناز غلط نیست. لحنش بد است. تو که با لحن بد میانه ی خوبی داشتی وقتی در مورد دیگران اعمال میشد .

برايم واقعا سوال شده ... با اينکه مدتهاست اصلا کامنت های ديگران را نميخوانم ، اما خواهم آمد و نگاهی به کامنت ها خواهم کرد اگر دوست داشتی جواب بده و خواهم خواند.
ممنون

66 :: توسط Mahshid در 2007-03-13 15:17

زيتون عزيز
چرا با بد دهنی الناز (‌اگر الناز باشد ) مشکل پيدا ميکنی و برجسته میکنی و به همه نشان میدهی که ببینید این چطور حرف میزند ...در حالی که فحشهای خواهر مادر و کمر به پایین بعضی ها نسبت به ديگران را زیر سیبیلی رد میکنی ، تازه طرف را تاييد هم ميکنی و همه جا هم مينويسی که دوستش داری و نبايد فحشهايش موجب شود که آدم حرفهايش را نديده بگيرد (‌ که گاه عقايدش هم بوی گند فحشهايش را ميدهد ) ؟
مسئله ام با آن خانم که الان احتمالا پاشنه ی دهانش را ميکشد و اينجا و در وبلاگش فحش خواهد داد نيست. مسئله ام با خود توست . ببينم تو طرفدار اون جمله ی ارول شدی که همه ی آدمها برابرند ولی بعضی ها برابرترند ؟ هر کی به تو یه خفه شو گفت بيايند و ديگران محکومش کنند ولی کسی که به کسانی که تو زياد باهاشان ميانه ی خوبی نداری ، عقده های جنسی اش را خالی کرد برای تو دوست داشتنی و قابل تعميق ميشود ؟
اصلش را نگاه کنی کامنت الناز کامنتی عصبانی است. عصبانی از اینکه کسی برای باخبر کردن دیگران از اوضاع دوستانمان از امنیت خودش مایه گذاشته اینقدر بی انصافانه حرف میزنی و دائما از اینکه برای نام و معروف شدن و اسم در کردن این کارها را میکند مینویسی . تو بی انصافی.. قبلا هم بودی و الان هم هستی . این کار الناز را عصبانی کرده چون میداند فرناز ممکن است چه هزینه ی سنگینی بپردازد ، و کسانی مثل تو که اصلا هزینه نمیکنید نباید بی انصافانه اینطور ایشان را بکوبید. صحبتهای الناز غلط نیست. لحنش بد است. تو که با لحن بد میانه ی خوبی داشتی وقتی در مورد دیگران اعمال میشد .

برايم واقعا سوال شده ... با اينکه مدتهاست اصلا کامنت های ديگران را نميخوانم ، اما خواهم آمد و نگاهی به کامنت ها خواهم کرد اگر دوست داشتی جواب بده و خواهم خواند.
ممنون

65 :: توسط مينا دهدشتي در 2007-03-13 14:23

متن کامنت های تحریف شده و سانسور شده توسط زیتون را دوباره کپی می کنم:
زيتون خيلي رذالت مي خواد كه آدم به نام يكي ديگه براي خودش كامنت بذاره و بعد مظلوم نمايي كنه. اون دختره كه نوشته اصلا وبلاگ تو رو نمي خونه كه بخواد برات كامنت بذاره. چرا جوابش رو منتشر نمي كني؟ به نظر من با اين كارات همون چهارتا و نصفي خوانندهت رو هم مي پروني. هر كي اين بچه ها رو از نزديك بشناسه مي دونه اهلل اين كارها نيستند. بيخود تلاش نكن.
اگر من جاي اون دختره بودم همين قدر هم براي جواب دادن به تو وقت نميذاشتم اما چون بزرگي كرده و تو از حقارتت جوابشو منتشر نكردي من اين كار رو مي كنم:
توضیحی در مورد بیماری مزمن وبلاگستان
دوستی ایمیل زده و پرسیده که آیا من در دفاع از فرناز برای زیتون کامنتی با بد و بیراه نوشته‌ام؟

فکر می‌کنم لازم است، برای روشن شدن این بازی‌های کهنه و خنده‌دار وبلاگستان که اتفاقن بار اول هم نیست، پایم به آن‌ها باز شده، به اجبار آدم‌های بیمار و قابل ترحم که یا از طرف من برای دیگران کامنت گذاشته‌اند و یا از طرف دیگر وبلاگ‌نویسان برای من توضیحی را که برای دوستم نوشته‌ام، این‌جا بیاورم. هر چند خیلی سخت است برایم پرداختن به این موضوعات سخیف.

... عزیز
من مدت‌ زیادی‌ست که وبلاگ زیتون را نخوانده‌ام. قصد خواندن آن‌را هم ندارم. بنابراین نه می‌توانستم کامنتی برای آن وبلاگ بگذارم که در دفاع از فرناز باشد یا کس دیگری. و نه علاقه‌ای دارم بدانم که چه چیزی از قول من در آن‌جا نوشته شده.
جدای همه‌ی این‌ها ارزش فرناز با تمام اختلاف نظرهایی که با او داشته‌ام و دارم، فراتر از آن است که بخواهم در دفاع از او فحاشی کنم. حتمی اگر روز روزگاری فرناز احتیاج به دفاع داشته باشد (فکر نمی‌کنم داشته باشد، چون هم خودش زبان دارد و هم قلم توانایی که محتاج وکیل و وصی نباشد) به رسم خواهری کنارش خواهم ایستاد و نه به فحاشی که به پیمان زنانه‌گی.
به هر حال تو بهتر از من باید این بیماری مزمن وبلاگستان را بشناسی. آدم‌های بی‌کار و بیمار را. شکایتی ندارم. وبلاگستان است دیگر...
با دوستی
الناز

64 :: توسط nazanin kazemi در 2007-03-13 10:48

خواستم بعد از سالها چیزی بنويسم درمورد جنبش زنان و نظری که داده بودی اما کاملآ با خوندن چند تا از اين کامنتها شوکه شدم! چند مدت پيش مطلبی در وبلاگم نوشتم دربارهء اينکه جنبش زنان به اين دليل به موفقيت و جايگاه مناسبی دست پيدا نميکنه چون هيچ وقت با هم متحد نيستند و هيچ وقت هيچ کدام از اين گروهها تحمل انتقاد رو ندارند...نمونهء عينی اش در کامنتهای اين بالاست...عجيبه برام با زير سوال بردن شخصيت همديگه به کجا می خوايم برسيم؟؟تو فرناز شادی مريم و همهء زنان و دخترانی که اثری هرچقدر کوچيک در اين جنبش دارند نبايد با دامن زدن به اين بحثها تمامی حرکتهای خوب رو زير سوال ببرند. ساقی که از زندان اومد تو يه جلسهء کوچيک سر اين موضوع که يک سری از بچه ها از جلوی دادسرا بلند شدند صحبت کرد...خيلی منطقی گفت ما که داعيهء آزادی انديشه داريم بايد بپذيريم که هزينه های جنبش زنان بالاست و هر کسی با توجه به هدفش و با توجه به جايگاهش هزينه ميده...لزومآ با زندانی شدن نميشه يک نفر يک مبارز يا يک فعال حقوق زن به شمار بياد...حالا دارم ميبينم در اکثر جاها بحث بر سر چيزای پيش پا افتاده ايه که واقعآ جای تاسفه...فکر ميکنم دوستان جای نوچه جمع کردن سعی کنن به راهی که جنبش زنان پيش رو داره فکر کنن و همت کنن که زودتر به نتيجه برسيم...

63 :: توسط Mahi Siahe در 2007-03-13 05:42

Salam Z8tun Khanoom and Zeitun-readers

I wonder if you have watched a wonderful historical documentary about ancient Iran in youtube

I gathered the links of its different episodes in my blog: http://mahisiahe.blogspot.com/
You can also find them in youtupe by searching for “Persians” or “engineering an empire”

Shad Bashi

62 :: توسط azar در 2007-03-13 03:21

وحشتناک است ناتوانی در شنيدن .دردناکست عقيده خود را برتزين شمردن . ويرانگر است ديکتاتور بودن .
ايا اگر چنين باشيم ميتوانم ازادی را حتی صد سال ديگر بدست بياوريم ؟

61 :: توسط negin در 2007-03-13 03:04

چه خبر خوبی خيلی خوشحال شدم از رهايی كمالفر

خبر خوش!

زهرا کمال فر و دو فرزندش به زودی از ماه ها آوارگی در فرودگاه مسکو نجات می یابند.

بر اساس اخباری که به دست ما رسیده است این سه نفر روز چهارشنبه به سمت کانادا پروزا خواهند کرد.

تقاضای پناهندگی این سه نفر که از ماه ها پیش در این فرودگاه آواره بوده اند سرانجام توسط دولت کانادا پذیرفته شده و با پذیرش آنان، چهارشنبه این هفته به سمت کانادا پرواز خواهند کرد.

ما تلاش های بسیاری در جهت تماس با این خانواده و نیز ترغیب روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان روس برای سر زدن به آنها به خرج دادیم و نیز تلاش کردیم تا کمک هایی را نیز برای آنها سازمان دهیم اما خوشحالیم که اکنون با این خبر خوش، همه چیز به پایان رسید.

در این جا از فرصت استفاده می کنیم و از همه دوستانی که با پیغام های همدردی خود و یا اعلام آمادگی به عنوان حامی گامی در جهت یاری رسانی به این خانواده برداشتند، تشکر کنیم.

به این ترتیب فعالیت این وبلاگ با پایانی خوش به پایان می رسد و بسیار خوشحالیم که همچنان در پیام اولیه خود آرزو کرده بودیم، زهرا، آنا و داوود نوروز را دربا سرپناهی امن و با آرامش خاطر خواهند گذراند.

به امید روزهای بهتر

حامیان زهرا کمال فر و فرزندانش

59 :: توسط Mitra در 2007-03-13 02:36

خانم مينا دهدشتي شما هم مثل اینکه یک سیمهایت قاطی شده , خانم جان پونصد دفعه همین کامنت را تکرار میکنی تازه میگی زیتون تحریف یا حذف میکنه !!!
آخه اگر میکنه پس اینهمه کامنتهای تو ایجا چه میکنند ?
خانم جان ترا بخدا برو یک کاری بکن که فایده ای داشته باشه , تا کی ما ایرانیها میخواهیم تو سر خودمون بزنیم ?
خانم جان از قدیم گفتند یه سوزن بخودت بزن یه جوالدوز به دیگری حالا تو هم سوزن را و هم جوالدوز را میخوای به دیگری بزنی!!!
بابا دستت درد نکنه

58 :: توسط مارمالاد در 2007-03-13 02:21

نمیدونم چرا هر کی از یه جایی عقده داره(حالا از هرجا!) میاد تو کامنتدونی تو عقده هاشو خالی میکنه.
یعنی هنوز کسی نفهمیده وبلاگ هر کس محدوده ی شخصی اون شخصه ،محدوده ای که تا حد مشخصی باید در باره ی آن نظر داد و قضاوت کرد.
و این که نوشتن با اسم مستعار به خدا قسم نشان از ترسویی نیست.ما حق انتخاب داریم!نداریم؟

57 :: توسط مينا دهدشتي(مجهول الهويه) در 2007-03-13 01:59

...................................

IP: 75.126.48.148
IP: 63.247.71.18
IP: 82.208.10.16
IP: 84.47.210.7

12/10/2005 در نظرخواهي زيتون
نويسنده: امشاسپندان چهارشنبه 16 آذر1384 ساعت: 0:43
سرکار خانم! محض اطلاعتون بد نیست بدونید بنده حوصله خالی بند خونی ندارم و مدت ها است اینجا نمیام. یک تک پا تشریف بیارید کامنت من را ببینید می بینید که این جناب با همین اسم برای محض اطلاع کامنت شما را هم برای من کپی کرده و گذاشته است. من که اسم و رسمم مشخص هست و مثل شما نیازی به موش و گربه بازی ندارم. بمیرم هم که شما اصلا از رنگ سوتین و قرص ضد بارداری و هیکل مامانتون نمی نویسید! زیاده عرضی نیست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
نويسنده: امشاسپندان چهارشنبه 16 آذر1384 ساعت: 0:44
راستی! شما هم ماشالله خانم بزرگی هستید. خالی بندی و انگ بستن و توهم ذهنی را حقیقت دونستن و حسادت های کودکانه زیاد تو شان آدم بزرگ ها نیست. شاید مشاوره با یک متخصص برایتون بد نباشد.

ـــــــــــــــــــــــــــ
نويسنده: امشاسپندان چهارشنبه 16 آذر1384 ساعت: 4:18
خوب شکر خدا هرکی هم نمی دونست فهمید چه خانم(!) باوقار و متشخصی(!) هستی شما. مهشید خوب جوابت را داده. همون شما را بست هست خانم کوچک و شارلاتان. می گویم خیلی جالبه که وقت کانکنت شدن ندارید- آخه اداره دو ان جی او که موسسش شما بودی واقعا وقت گیره(!) و همه جا هم اولین نفر هستید و همه مطالب را هم خوانده اید؟ نه؟! راستی! ان جی او زدن اینهمه اسان شده است وما خبر نداریم؟ البته یادم هست برای متصلان به هزار فامیل از اول اسان بود. اره خوب! بحث با حسودان و مبارزان کلم پیچی و شلغمی تمام!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كامنت يكي از طرفداران فرناز سيفي در همان روز

شارلاتان
عظیم الکپل
عجوزه
ابلیس
خالی بند
ترشیده
خود خواه
دروغگو
مزدور
حقوق بگیر(پشتوانه مالی بزرگت را لو می دی)
گنده دماغ
دیکتاتور
خود بزرگ بین
ساواکی زاده
وابسته به رژیم
...............و هزار نکبت دیگه
تو فاضلاب تهران را درسته می خوری که به"امشاسپندان" "فرناز" توهین می کنی
کاش روزی چهره زشت و کثیفتو نشون بدی
گم شو مزدور.زود مثل بوقلمون باد کردی عجوزه...برو بمیر
نوشته ات چیزی جز گنده گ-و-ز-ی چیزی نیست
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كامنت يكي از خوانندگان بي‌طرف وبلاگ زيتون در همان روز

ما مردم ایران ملت اعجوبه ای هستیم .طلایه داران انقلابمان روشنفکران و تحصیل کردگان و حقوق بگیران سیستم شاه و بنیاد پهلوی بودند که مملکت در حال پیشرفت را دودستی تقدیم شارلاتان ترین و بیسوادترین قشر مملکت کردند وسیستم استبدادی دینی را حاکم بر کشور- کمونیستهایمان همه تحصیل کردگان و ساکنان کشورهای سرمایه داری و پادشاهی دنیا بوده و هستند که در قرن 21 هنوز هم بعداز فروپاشی بلوک شرق و تجربه ناموفق آن کشورها خواب پرچم قرمز را می بینندو جالب اینجاست که همه از مزایای کشورهای سرمایه داری استفاده می کنند وحاضرند برای این که مبادا سلطنت حتی از نوع پارلمانی آن برگردد مملکت همچنان دراشغال حکومت دینی کنونی باقی بماند اگر چه به آن حمله نظامی یا تجزیه شود-مذهبیهایمان از عربهای اسلامی اسلامیترند و اسلام هم اسلام خودشان هست شیعه دوازده امامی که البته از همه کاملتر ند و لی نمی گویند چرا هشت کشور اسلامیمان که تنها نماد و سمبل حکومت خدا و نایبش بر مردم هست این چنین گرو نهمان هست -رفرمیستها یمان کاری به اصل ولایت فقیه و دخالت دین 1400ساله در سیاست ندارند رفرم را هم نه در آزادی زندانیان سیاسی و آزادی مطبوعات و جدایی دین از سیاست که در گفتگوی تمدنها و لبخندهای جذاب این وآن جستجو می کنند و دست آخرفیمنیستهایمان هم سیاسی نیستند و اصلا کاری به کار حکومت دینی که پایه گذار و مجری قوانین ضد زن دینی هست ندارند یعنی با قوانین اسلامی که معلول حکومت دینی - اسلامی است مخالفند ولی با حکومت کاری ندارند . چقدر برای من تعچب آور بود وقتی کامنت اول آن خانم فیمنیست را خواندم که برای تحقیر از اعضا بدن زنانه و لباسهای زنانه و سایزو... و این که تو در مورد آن هامی نویسی صحبت و استفاده ابزاری کرده بود . دقیقا مصداق خشونت کلامی جنسی علیه زنان بود همان خشونت کلامی که بارها و بارها خودشان در مورد آن صحبت کرده و محکوم کرده بودند. کسی می گفت دردرون همه ما ایرانیها دیکتاتورهای کوچکی و جود دارد و من از دیروز دائم فکر می کنم در درون همه ما شخصیت مردسالار و زن ستیزی وجوددارد که هرگز از بین نمی رود حتی اگر فیمنیست دو آتشه ای باشیم که با نام واقعی خودمان شعار می دهیم و مطلب می نویسیم .

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
يادش به خير روزي كه فرناز سيفي در نظرخواهيت بست نشسته بود و با ؛دو نقطه دي:ِِِييي؛ براي وبلاگش مشتري جمع ميكرد. وقتي كمي دورو برش شلوغ شد شروع كرد به دشمني و سمپاشي عليه تو.

حق با سيروسه.فرناز خیلی بیتربیت و خودبزرگ بینه.

55 :: توسط nana در 2007-03-13 01:16

شما خانمهای!!!! سازمان زنان دست از سر زيتون برداری بريد گم شويد

شما مشتی خانم مانوم اسلامی هستيد که فکر کرده ايد!!!! میشود باز هم در مسجد ایران گوزید

بسی خيال باطل ابلهان
شادی صدر و ابله بدر و الاغ فدر
هيچ پخی در دنيای زنان واقعی ايران نيستند
اگر دست از سر زيتون بر نداريد از بالا تا پائينتان را يکی يکی شکافته و در برابر چشم همه ميگيرم

ما وبلاگ نويسان الاغ نيستيم الاغ شماهائيد که با تمام تريبون ها و وسائلی که داريد
تازه اين گه ها هستيد
يعنی اين همه براتون تبليغ ميشه
آخرش ميشه نتيجه گرفت که يه مشت زن آلت دست همين رژيم هستيد و بس
بنابراين خفه برای ما از فعاليت های !!!! ارواح مشگ عمه تان برای
زنان گه مفت نخوريد

با زيتون روبرو شويد سرو کارتان با نانا است فکر نکنم به صرفتون باشه
ميگید نه
بسم الله .............................نانا

54 :: توسط مينا دهدشتي در 2007-03-13 01:12

آخ اخ دلم كباب شد زيتون جان كه منو تحمل مي كني كه حتي جرئت ندارم خودمو معرفي كنم و خودم رو پشت اسم مينا دهدشتي مخفي كردم:( من خيلي بدبختم كه پول اينترنت ميدم كه ديگرانو خراب كنم اما خودم خراب ميشم:(

53 :: توسط مينا دهدشتي در 2007-03-13 01:11

زيتون جان من خيلي رذلم كه به نام يكي ديگه براي خودم كامنت ميذارم.و بعد مظلوم نمايي مي كنم. اون دختره خيلي بدبخته كه اصلا وبلاگ تو رو نمي خونه كه...

IP: 75.126.48.148

52 :: توسط مينا دهدشتي در 2007-03-13 00:42

...............

IP: 75.126.48.148

رذل اونه كه جرات نداره خانم(!) مثلا مينا دهدشتي
آي پي اون شخص:
IP: 84.47.210.7
اونم يكيه مثل تو:)

51 :: توسط لاکومه در 2007-03-12 23:44

زیتون خانم گل ، شما هیچ گناهی ندارید ، که عذر خواهی کنید، وتشکر از توضیحات شما ، بقول گفتنی ،سر دیزی بازه ،حیای گربه کجاست!! ؟
مثل اینکه امروزه روز مد شده ،هر کی هر نوع فعالیت ،از فرهنگی، اجتماعی وسیاسی بکنه ،عد ه ای به طرف میشورند ،تا زمانیکه مردم از خرد وایده جمعی ،که در احزاب مختلف شکل میگیرد محروم هستند ،این مشکل کماکان ادامه داره ،وقتی حزب نداریم هر کسی بهر طریقی فکر میکنه یه راهی انتخاب میکنه با یکسری قواعدی.
شایسته نیست هر کس مثل ما فکر یا فعالیت سیاسی پیشه نکرده را بکوبیم ،واز آن مهمتر در صدد تهمت وافتراء قرار دهیم ،آنهم با ادبیات فحش وکلمات زشت ،البته آدمی مثل یه دیوانه و زنجیری ،که بدونه شرم وحیا و با افتخار ،خود راشکنجه گر وساواکی مینامد ،ودست خودش نیست ، از این چنین موجودی انتظاری نیست ، ولی از کسان دگر ، مدعی فعال اجتماعی و مدافع حقوق زن ، مثل الناز انتظار میرود در نقد کسی، یا موضوعی از ادبیات ؛سرهنگی؛ با پوزش از افسران شریف ، مثل؛ تو خفه شو؛ استفاده نکند.
چهل تا خانم رفتند جلوی دادگاه انقلاب وخیلی آرام خواسته شان را با نوشته ای بالا گرفتند ،انهاییکه این عمل را نمی پسندند ،خوب میرفتند ده ها ، کار دلبخواهشان را انجام میدادند .همراهی وهمدلی اگر نیست حداقل ،ترور شخصیت وتوهین چرا؟
ضمنا با نظرشیوا در مورد آن الدنگ موافقم .وقت خوش

50 :: توسط نیما در 2007-03-12 23:05

زيتون جان! من و تو بيشتر از آنکه اختلاف نظر داشته باشيم اتفاق نظر داريم. ضمن اينکه فضای محدود وبلاگ و کامنت دونی خيلی جای مناسبی برای ديالوگهای منظم تر نيست و گرنه می تونستیم بیشتر در مورد این مساله صحبت کنیم. از پاسخت ممنونم.

49 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-12 22:59

ميتوانيم بدنبال ردپای زن ستيزی پيش رويمان باشيم.
ميتوانيم ريشه يابی کنيم.
ميتوانيم
همه‌جانبه نگاه کنیم.
****
امید معماریان
روزنامه نگار و تحلیل گر مسایل سیاسی
http://www.iranglobal.dk
پرونده جديدي براي فعالان زن گشوده مي شود؟


شادی صدر درحالی دستگیرمی شود که خود وکالت حقوقی محبوبه عباسقلی زاده را به عهده دارد و بدين ترتيب، وکیل وموکل هر دو بازداشت و زندانی شده اند. شادی صدر در جریان دستگیری محبوبه عباسقلی زاده درآبان ماه سال 1384، با دفاع ازموکل خود چندین بار توسط دادستانی تهران مورد تهدید قرار گرفت؛ با این وجود دادستانی تهران از اینکه اقدام به بازداشت او کند، خودداری کرد.
******
البته راحتر است
سینه زدن، قمه زدن، هورا کشیدن،
با مشت توی دهن چند تا زن زد، زندانشان کرد...
زیر پرچم اسلام سینه زد، قمه کشی کرد...
شهرام جزائری شد...
علی دائی شد گرین کارت امریکا را در جیب داشت و...
نور چشمی عراقچی بود، سقیر در کانادا، ترکیه، معاون وزیر خارجه...
هر روز به رنگی و اسمی در آمد
...

48 :: توسط shayan در 2007-03-12 22:32

زيتون جان

اين قضيه آقای عسگری و ناپديد شدنش خيلی داره جالب ميشه!
از قرار به گفته خانم ایشان جناب معاون سابق وزارت دفاع جمهوری اسلامی به تجارت زيتون و روغن زيتون به سوريه مشغول بوده‌اند!

ميگم ببين زيتون چقدر خاصييت و طرفدار داره که امرای ارتش جمهوری اسلامی هم کار و کاسبي و پست و مقامشون را ول می‌کنند و تقاضای بازنشستگی رودرس میکنند تا بتوانند به تجارت زیتون و روغن زیتون بپردازند! چون بنا به گفته خانم محترمشان خانم زیبا احمدی ايشان فقط ۴۶ سال دارند نه ۶۴ سال!

امان از دست اين زيتون که آدم را به چه دردسرهائی می‌انداره!:)))))

اينهم لينک خبر:
http://www.radiofarda.com/Article/2007/03/12/f5_deputy_defence_minister_iran_turkey.html

47 :: توسط احمد.ف در 2007-03-12 22:14

آقای حميدِ پوریان...
دلت خنک شد؟ زنانِ ایران در تظاهراتِ زنان و اعتراض معلمان همه برضدِ خاندانِ علی و آلِ او بودند؟
مامورانی که زنان را زدند،خاندان علی بودند؟تو بهتر از زنانِ ایران میدونی؟

اظهار نظر توسط: « حميد پوريان درکامنتِ 40 همه‌جانبه نگاه کنیم، در پيش روی واقعيتهای زمينی خاندان علی و آل او با مشت ولقط، باتون، زندان، بند ۲۰۹، بر سر چند زن...»

این هم نظر زیتون که در ایران زندگی میکنه و خودش از فعالین زنان است.
51 :: توسط زیتون در 1385-12-15
04:21
« فعالين زنان کاری به کار دين ندارن بيشترشون هم مسلمون نماز‌خونن.»

46 :: توسط حسین درخشان تقلبي در 2007-03-12 21:54

......................

IP: 82.208.10.16

45 :: توسط حلبیsetareh در 2007-03-12 21:52

.......................
IP: 207.96.129.146

44 :: توسط shayan در 2007-03-12 21:51

راستی زيتون جان

حتما شنيده‌ای که جناب رئيس جمهور محبوب القلوب جمهوری اسلامی قصد سفر و دفاع از حق ايران در دهان شير (شورای امنييت) کرده!

من جای شماها که تو ايران هستيد بودم تا قيمتها گران‌تر نشده يه مقدار لوازم اوليه می‌خريدم می‌گذاشتم کنار! با رفتن طرف به شورای امنييت و پرت و پلا گوئی های او اعمال تحريمهای بیشتر و شدیدتر برو برگرد نداره! یعنی اونهائی هم که مایل بودند با تحریمها مخالفت کنند دیگه خجالت خواهند کشد و رای خواهند داد!

به هر حال! ببينيم چه خواهد شد!! به این میگن تراژیک کامدی!

شاد باشي

43 :: توسط shayan در 2007-03-12 21:21

زيتون جان

مشکل بزرگ ما ايرانيان خصلت مريد و مرادی است. به همين خاطر هم انتقاد ناپذيريم نه در باره خود و نه در باره کسانی که آنها را مراد خود می‌پنداريم!

هيچکدام از ما هم از اين قضيه مصون نيستيم از من مزدور کم عقل :)) بگير تا ديگران.

تو عزيز به راه خودت ادامه بده و هر چه به نظرت مياد برای بهتر شدن و پيشرفت جنبش و برطرف شدن کمبودها بيان کن. لزومی ندارد همه حرفها و انتقاداتت صد در صد درست باشد و يا همه با آنها موافق! مهم اين است که راه حل نهائی و درست از لابلای اين انتقادها پیدا خواهد شد و اکثرییت بدون اينکه کسی دستوری داده باشه و یا حتی متوجه بشه راه را پيدا خواهد کرد و مشکلات و کمبودها را برطرف.

سيل که براه ميافته از لابلای کوه ها و دره ها راه خودش را پيدا ميکنه! وقتی به مانعی برخورد ميکنه موقتا مياسته و به محض اينکه آب به اندازه کافی پشت آن مانع جمع شد يا مانع را از سر راه بر ميداره و يا راه جديدی پيدا ميکنه و به راه خودش ادامه ميده.

به هر حال اينرا هرگز از ياد نبريد که رژيم بايد رسوا و از هر طريق و از هر جهت به چالش کشيده بشه و نيروهاش تضعيف بشه. امروز توسط زنان و فردا معلمان و پس فردا کارگران و ...............و به زودی زود توسط همه گروه ها با هم و همزمان.

اين تنها راه رهائی از اين برزخ بلاتکلیفی مبارزه و جهنم جمهوری اسلامی است.

شاد باشي

42 :: توسط پولاد همایونی در 2007-03-12 21:17

زيتون عزيز. اميدوارم که نخواهی حسین درخشان را در ردیف منقدین قرار دهی. این آدم به زنان و زندانیان هشدار می دهد که اگر بجنبیدرژیم سرکوب می کند و حق دارد. ایشان تازه متوجه شده که امام خمینی قهرمان خلق های جهان است. زیتون عزیز برای پیش بردن دادگری و آزادی نمی شود تنها نظاره گر بود، روش های آقای الپر و امثالهم تنها به طولانی تر کردن عمر رژیم می خورد . اینها تنهانیروهای خودی را می شناسند. همانها که سالهای دهه شصت توی خیابانها بر روی مردم ششلول و قمه می کشیدند. همان ها که زندانیان را در اوین شکنجه و اعدام می کردند. حال از قدرت به بیرون پرتاب شده اند و دم از اصلاحات می زنند. بگذار بزنند. کسی با آنها کاری ندارد. اما چرا خاک در چشم مردم می پاشند. چرا دروغ می گویند. کدام یک از این ها آمد و به رژیم برای اعدام آن همه شکوفه های بر خاک افتاده انتقاد کرد. زیتون جان من با شما موافقم. بی مدرک و سند نباید به کسی انگ زد. اما وقتی آقای درخشان خودشان می گویند که هرکی با این رژیم در افتد با من طرف است، باید نام انتقاد بر آن نهاد؟ زیتون جان اگر این آدم ها که جلو می روند نبودند ما در غار ها زندگی می کردیم. پیشرفت و تکامل محصول فکر و حرکت آدم هایی است که جهان را به چالش فراخوانده اند. فکر نکن نشسته ام دارم از بالای گود نگاه می کنم و این حرفها را می زنم. من نخستین چماق را در اولین تظاهرات مترقیانه زنان در سال اول انقلاب خوردم. متاسفانه آن روز جنبش چپ بهای زیادی به آن حرکت نداد و اصلاح طلبان امروزی آن جنبش را وحشیانه سرکوب کردند. اما مگر کسی خاطره آن جنبش را فراموش کرده است؟ باور کن هیچ جنبشی بدون پیشگام نمی تواند کاری از پیش ببرد. صد البته به موقع باید عقب نشست و به موقع هم سینه را جلو داد. هنر مبارزه هم شناخت همین ظرافت ها و امکانات است. اما این ها ربطی به آدم هایی که کنار گود می نشینند و به حکومت خط ربط می دهند ندارند. امیدوارم که توانسته باشم خودم را بیان کرده باشم.
یارباقی. دیدار باقی

-----------------
پولاد همايوني عزيزم
مقاله ي حسين درخشان در مورد شادي صدر رو من انتقادي مي دونم. چند نفر از اطرافيان من درست همين عقيده رو راجع به شادي صدر دارن. مي گن شادي بيرون زندان خيلي بيشتر به دردمون مي خوره( من مي دونم دوستش دارن كه اين حرفو مي زنن) مي گن نمي خواهيم مثل ناصر زرافشان و باطبي اون تو بمونه.
اينجا اصلا عقيده ي خودمو نگفتم! چيزي كه مسلمه خود من هم نسبت به اين جنبش احساس دارم و خودمو از مردم و زنان مملكتم جدا نمي دونم. به اين مراسم رفتم. هميشه رفتم و بازم مي رم. تو پارك لاله و دانشجو كتك هم خوردم.. جلوي اوين دستمو پيچوندن و نزديك بود ببرنم كه يه عده نجانم دادن .
با تئوري درخشان در مورد خميني اصلا موافق نيستم.
و خيلي ديگر از صحبت هاش..
اما چرا ما از حرف هاي ديگران فقط بدي هاشو ببينيم. مغز حرف هاي درخشان رو خيلي هاي ديگه هم مي گن.
الپر هم اصلاح طلبه. همينطور كه خيلي از دستگيرشده هاي روز زن ممكنه اصلاح طلب باشن. ممكنه مذهبي و نماز خون هم باشن.
همه شون بارها گفتن با مذهب و سياست كاري ندارن... ممكنه اگه شما چند ماه پيش با بعضي از اون ها حرف مي زدي اونا رو در سپاه درخشان و الپر مي ديدي(من به الپر احترام مي گذارم با وجودي كه با بعضي عقايدش مخالفم)او بين هم عقيده هاي خودش جزء آدم هاي صادق به حساب مياد)..
همه مي دونن كه اصلاح طلب هاي الان سركوبگران دوران انقلاب فرهنگي بودن... اما وقتي خودشون جزء مخالفين شدن بايد بخشيدشون..
اما خود جنبش خواه ناخواه رفته به سمت سياسي كاري...
.. حتي گاهي مقابل مذهب هم قرار مي گيره... وقتي مي گن اين قوانين ضد زن تو اسلام و قرآن هست اونايي كه خيلي مذهبي بودن از اون حالت دراومدن....
جنبش داره صيقل پيدا مي كنه و مخالفين هيچ كاريش نمي تونن بكنن . هر جنبشي راه خودشو پيدا مي كنه... بايد با هم متحد شد..
من مي گم از حرف هاي حتي مخالفين بياييم چراغي براي راه خودمون درست كنيم. چراغ هر چه پرنورتر، راه معلوم تر!

پولاد جان
منو بگو كه هميشه چماق خوردم. چه از جمهوري اسلامي، و چه از دوستان...
چماق دوست دردش بدتره:)

41 :: توسط sara در 2007-03-12 21:04

من اگر برخيزم تو اگر برخيزي همه بر مي خيزند من اگر بنشينم تو اگر بنشيني چه كسي برخيزد ؟ چه كسي با دشمن بستيزد ؟ چه كسي پنجه در پنجه هر دشمن دون آويزد ؟

40 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-12 20:38

همه‌جانبه نگاه کنیم:

در پيش روی واقعيتهای زمينی
خاندان علی و آل او با مشت ولقط، باتون، زندان، بند ۲۰۹، بر سر چند زن
شايد هم اشتباهی معلح و کارگر، دانشجو را هم زدنند...

نور چشمی حاج آقا عراقچي
آقا زاده او همين عباس آقاش عربده...

همه‌جانبه تر نگاه کنیم:

شهرام جزایری در فرانکفورت
شهرام جزایری هفته گذشته در هتل شرایتون فرانکفورت اقامت داشته است.

بیشتر همه‌جانبه تر نگاه کنیم:

انتقاد زیباکلام از بدعت احمدی‌نژاد

آقای احمدی‌نژاد نه وزیر خارجه‌اش را قبول دارد، نه نماینده ایران در سازمان ملل را

باز هم،
بیشتر همه‌جانبه تر نگاه کنیم:

گزارش دريافتی از سلطه سپاه بر زمين و آسمان ايران


زمين و آسمان ايران را دراختيار سپاه گذاشته اند. منطقه نطنز برای کليه پرواز داخلی و خارجی منطقه پرواز ممنوع اعلام شد و خطر شليک موشکی به شرکت های هواپيمائی گوشزد شده است. اطراف ابوموسی به دپوی حيرت آور تسليحات چینی و روسی تبديل شده که سپاه از این دو کشور خریده است.
اين نکته را قطعا منتشر کنيد که غروری کاذب به پاسدارها تزريق شده، چنان که آنها باورشان شده بزودی امريکا را در خليج فارس غرق خواهند کرد. بدليل همين تبليغات سنگين در درون واحدهای سپاه، برخی فرماندهان سپاه بيش از امريکائی ها طالب روياروئی هستند و دلشان به سلاح هائی که درايران توليد شده و یا از روسیه و چین خریده شده خوش است
*****
آقای نگهدار هم قرار بود بر اساس یاداشتهای چند سال پیش مانیفست
وحدت بنویسد

آقای فتاپور هم قعطنامه برای جنبش ضد جنگ به گنگره تصویب میکند.
*****
حرفی برای گفتن:
http://www.iranglobal.dk/
اقدام انسانی مشترک
درآستانه نوروز1386 کمپین یاری رسانی
مالی به کارگران ایران


ما جمعی از انجمن های فرهنگی و اجتماعی و رادیوهای شهر گوتنبرگ ، طی اقدامی مشترک و انسانی ازروز سه شنبه 15 اسفند 85(6 مارس 2007) تا 29 اسفند یعنی به فاصله 15 روزدرسطح شهرگوتنبرگ وحومه دست به جمع آوری کمک های مالی زده و دراینراه دست های پُرمهریکایک شماهارا بگرمی میفشاریم

39 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-12 20:22

شيوا بابا ترا به خدا تو ديگر حرف نزن. يک وبلاگ نويس دوزاری با داستان های شخصی صد من يک غازش که ناشی از عقده ها و کمبودهای شخصی است و مرده های هفت هزار ساله را به پوزخند می اندازد حالا ديگر از من ايراد می گيرد.
برو همان چک ولفرت را در لندن نقد کن!

38 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-12 20:16

برای بحث و گفتگو به سايت

gozarehforum.com


بیایید.


37 :: توسط Mitra در 2007-03-12 19:38

جالبتر از همه اینه که بنظر میاد همتون همون نظر را دارید یا بعبارتی از دست این آخوندها بستوه آمده اید ولی بهم میپرید و ایرادهای بیخود میگیرید اونایی هم که میخوان همدردی کنند ولی با ناسزا گفتن و کوچک کردن بابا . دوتا حرف درست تو همه این کامنتها بود یکی مال شیوا و اون یکی هم آزادی
باید سعی کرد کار درست و ارگانیزه انجام بشه ولی آزادی جون نوشتی که "باباجون چیکار داریم کی مذهبیه، کی سکولاره؟ به این فکر کنیم اونها هم مثل ما انسان و ایرانی هستن! به این فکر کنیم که ما باید به عنوان روشنفکر ملت رو بیدار کنیم که تو گه غوطه نخورن! با هرکسی به زبون خودش صحبت کنیم... به اون زبونی که طرف میفهمه، نه اون زبونی که یارو رم کنه!!"
میدونی زمان انقلاب آخوندها هم همین اتفاق افتاد اینقدر همه از شاه بستوه آمده بودند که فکر کردن حالا همه دست بدست میدیم , کمونیستها و مذهبی ها همه ایرانی هستیم ,همه یکصدا شدن منجمله خانمهای شیک و پیک و فیگور کاریزماتیک هم شد خمینی حتا عشق به این فیگور آنقدر همه را کور کرده بود یا نه کر کرده بود که هیچکی ندای بی احساسی ایشان را از بازگشت به مملکت ندید و نه شنید و بعد هم دیدید که چی شد, از چاله درآمده در چاه افتادیم.
خدا حفظتون کنه

36 :: توسط Iran در 2007-03-12 19:24

زيتون گرامی بادرودبرشما.

نخست به سهم خودم ازاهتمام شما به ايجاد اين فضا ي مجازی جهت تبادل افکارمتفاوت سپاسگزارم.

سپس برهمه ما است که از ايجادآشوب وبلوا در اينجا بپرهيزيم.
آنگونه که نه شما ونه وبلاگنويسان ديگردراينجاموردتوهين قرارگيريد ونه خوانندگان شما توسط وبلاگ نويسان ديگردراينجابه مزدوری متهم شوند.

درپايان توجه شمارابه اين نکته جلب مي کنم که فعاليتهاي فرهنگي درهربعدووسعتي در همه جاي دنيا ازجمله امور توانفرساست که معمولا ديربه بارمينشيند وبه حوصله زيادی محتاج است.

دست در دست هم دهيم به مهر...وبلاگ زيتون راکنيم آباد.

35 :: توسط خران دو عالم در 2007-03-12 18:17

زيتون بدجوری باهات موافقيم...

34 :: توسط sirous در 2007-03-12 17:04

من که اکثر اين ادمها رو يا نميشناسم يا با همين امکانات موجود وبلاگ و روزنامه و ... ميشناسم. اما با وجود اينکه ميدونم رو اين اسما چقدر حساسيت وجود داره٬ شخصا از سرکار خانم سيفی فقط يه ادم بی تربيت و خود بزرگبين ميشناسم.
بقيه شون هم که ايشالا حسابشون با اقا امام زمان...

33 :: توسط پیمان در 2007-03-12 15:38

خانوم زیتون شما کارت درسته و متاسفانه حسودان چشم دیدن کامنتهای پر شمارت را ندارند
شجاعت شما را ندارند دمکراسی و تولرنس شما را ندارند غبطه میخورند که وبلاگشان چهار تا
خواننده ندارد باور کن ته دلشان بشما کینه دارند ...زیتون خانم بهمین طریق ادامه بده و حرفهای
انها را بدور بیانداز شایان و حتی سرهنگ و دیگران دوستان شما و دوستدار شما هستند انها که
از شما ایراد میگیرند معنی دمکراسی را نمیدانند و کامنت دانی انها از ده فیلتر عقیدتی - سیاسی
باید رد شود کجای ان دمکراسی و ازادیست !؟؟ در ورای چند کامنت لمپنی که همین حسودان !!با اسمی
دیگر میگزارند اکثرا قابل تامل است کسی باید بشما نصیحت کند که از شما مشهورتر و پر خواننده تر
باشد وبلاگش نه این نخودی های الکی خوش و پر ادعا

32 :: توسط مولائی در 2007-03-12 14:45

http://www.cyrusnews.com/news/fa/

31 :: توسط مولائی در 2007-03-12 14:42

http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=6&ni=20730

30 :: توسط آزادی در 2007-03-12 14:33

زیتونی،
چه با هم کامنت گذاشتیم؟ً!! (شکلک لاو و تفاهم)

فقط یه نکته تو کامنتت هست که من باهاش مخالفم، اونم اینه که حسین درخشان با تحلیلهای احمقانه ای (واقعا لغت بهتری پیدا نکردم!) که کرده، اصلا تو وبلاگستان طرفدار نداره که اونا بخوان تو طرفداری ازش راسخ بشن! ولی با اینکه سعی کنیم بهش توهین نکنیم موافقم! (خداییش سخته آدم بتونه در مقابل حرفهای بی سر و ته اش خودشو کنترل کنه!!)
شاد باشی عزیزم.

29 :: توسط آزادی در 2007-03-12 14:19

سلام زیتون جان،
الان که گفته های شیوا رو خوندم احساس میکنم که درست میگه! حیفه که ما وقت و انرژیمونو صرف این بحثهای بیهوده کنیم! راستشو بخوای الان احساس میکنم که اشتباه از من بود که جواب برای اون کامنت گزار با لینک "عروسک کوکی" گذاشتم و از این بابت وجدان درد گرفتم! پیش خودم میگم اگه من اونجوری ننوشته بودم شاید زیتون بی خیال از کنارش میگذشت!؟! در هر صورت شرمنده! راستشو بخوای فکر نمیکردم ممکنه این وسط 4 نفر سوء استفاده کنند!!!
الان هم به نظر من بهتره که بی خیال از کنار موضوع رد بشی... اصلا چه ربطی به کسی داره که تو حرفهات تناقض داشته باشی؟ به ما چه که یه عده فضول بی مصرف از رو بیکاری میخوان خودشونو زرنگ نشون بدن و اینجوری خودشونو خالی کنن؟ اصلا گیریم که تناقض هم باشه، مگه قراره همه چیزو راست بگیم که فردا خفتمونو بگیرن؟ من اگه جای تو باشم میگم به پر فلانم و راحت و خونسرد از کنارشون رد میشم! :D
واقعا حیفه بخوای وقتت و انرژیتو صرف پاک کردن پست یه آدم احمق بکنی! نهایتا مثل فضولباشی دمشو میذاره رو کولش و گورشو گم میکنه یا اینکه مجبور میشه زجه بزنه که چرا به من محل نمیذارید!

یه خواهش از دوستمون نانا دارم و اونم اینه که بیاییم توهین کردن به همدیگه رو فراموش کنیم... اصلا درست نیست که بخوایم به شادی که در هرصورت یه زندانی سیاسی به حساب میاد توهین کنیم. باز هم داد میزنم که الان تو این اوضاع ما به اتحاد نیاز داریم، نه کینه توزی!!

من پیشنهادم به زیتون اینه این پست رو نادیده بگیره و خیلی سریع با یه پست جدید یه بحث جدید رو مطرح کنه! این همه مسئله مهم و جالب وجود داره که میشه روش بحث کرد! بیاییم ما که تو ایران هستیم و بهتر از خارجنشینان رفتار ملت تو دستمونه بهشون کمک کنیم واسه دادن 4 تا دکترین به درد بخور!!
الان گنجی اومده بحث نافرمانی مدنی رو مطرح کرده.... بهتر نیست بیاییم رو اون بحث کنیم؟ بیاییم ببینیم کی نظریات قابل اجرا (نه رویایی) میده و بیاییم اونو تجزیه تحلیل کنیم! ما الان مشکل بزرگمون تو مبارزه اینه که یه رهبر کاریزما مثل ساکاشویلی گرجستان تو اپوزیسیونمون نداریم! بیاییم به جای درگیری های پراکنده، مطالعه کنیم ببینیم افکارمونو به کی میتونیم نزدیکتر کنیم؟ بیاییم یه خورده از مواضع خودمون پایین بیاییم و تغییر عقیده در خودمون رو نشونه ضعف ندونیم، بلکه بذاریم به حساب اینکه انعطاف پذیریم و همیشه افکار جدید و قشنگ رو بدون کنکاش بیجا میپذیریم!!
اینهایی که گفتم به فعالین کمپین هم مربوط میشه! باباجون چیکار داریم کی مذهبیه، کی سکولاره؟ به این فکر کنیم اونها هم مثل ما انسان و ایرانی هستن! به این فکر کنیم که ما باید به عنوان روشنفکر ملت رو بیدار کنیم که تو گه غوطه نخورن! با هرکسی به زبون خودش صحبت کنیم... به اون زبونی که طرف میفهمه، نه اون زبونی که یارو رم کنه!!
زیتون میدونه، من خیلی جاها پیش اومده نشستم با بچه حزبل هایی که ازشون نفرت داشتم یه بحث تمیز راه انداختم و اگر هم آخرش کار به فحاشی از طرف اونها رسید، حداقل به خودم بالیدم که من توانایی دارم که باهاشون بحث منطقی کنم!

بیایید کمی سفیدتر به زندگی نگاه کنیم و از این لذت ببریم که با هم متحد هستیم! ما هممون هدفمون یکیه، ولی مشکل اینجاست که اکثر اوقات راه رو گم میکنیم!

پاینده و متحد باشید.

28 :: توسط زيتون در 2007-03-12 14:18

نیمای عزیز، ممنون از کامنتی که برایم گذاشتی. منظورم از "انتقاد به جنبش زنان" همه ی جوانبشه. چه روش،چه نوع دفاع ازشون، و چیزهای دیگر.
دلم نمی خواد کسی دچار سوءتفاهم بشه من اصلا از جانب خودم حرف نمی‌زنم. بارها گفتم که ايران به احتمال زیاد به کمک زنان تغيير حکومت می‌ده. اين آتشان زير خاکستر وقتی شعله‌ور بشن هيچی جلودارشون نيست( بهتره بگم جلودارمون نيست. من خودمو جزء اين جنبش می‌دونم)
منظورم اين بود که به ديگران فرصت اظهار نظر بديم. من کاری ندارم الپر منظورش اينه که الان موضوع انرژی هسته‌ای مهم‌تره. يا حسين‌درخشان چی می‌گه. .
حقيقت اينه که من با خيلی‌ها صحبت کردم که مثلا مثل حسين درخشان فکر می‌کنن يا مثل الپر. خوبَ موقع جواب دادن منطقی به حسين يا الپر خواننده‌هايی که باهاشون هم‌عقيده‌ن متوجه موضوعی که مورد نظر ماست می‌شن. اما اين که بياييم بگيم حسين مزدوره و بهش فحش بديم جز اينکه کسی که باهاش هم‌عقيده‌ست بيشتر در اعتقادش راسخ می‌شه کار ديگه‌ای نکرديم.
شادي٬ محبوبه٬ ژيلا٬ پروين٬ محبوبه٬ رضوان٬ ناهید٬ پرستو٬ مریم٬ آسیه٬ سارا٬ زارا٬ نسرین و تقریبا همه‌ی بچه‌ها برای من خيلی عزيزن! از فعاليت‌هاشون خبر دارم و می‌دونم دائم در حال پيشرفت و پيشروی هستن... حقيقتا کارهاشونو ستايش می‌کنم.
من حرفمو درست نمی‌تونم بگم. هر چی می‌گم ديگران دچار سوءتفاهم می‌شن. می‌گم اجازه بديم ديگران نقدمون کنن. کارامونو٬ روشمونو٬.. برای پيشرفت بهتر. نه برای زير سوال بردن اساس فعاليت.

27 :: توسط رامین مولائی در 2007-03-12 14:15

سلام
به زیتون خانومی گل
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=6&ni=20730

26 :: توسط SHIVA در 2007-03-12 13:23

میبینی ؟ 3 دقیقه نشد نوشتم و دوباره شروع شد . حالا امتحان کن ! اهمیت نده و حذفش کن. متن مودبانه این کامنت گذار میشه فحش و توهین به اجدادت ! بازم توجه نکن . ایندفعه اسامی مختلف میشه و بازم فحش . بیشتر اهمیت ندی یهو طرف میشه فضول میرزا و مثلن افشاگری میکنه :) ولی یکی نیست به اینا بگه که اینجا مگه ارث پدرته که میخوای سر از راست و دروغ دیگران در بیاری ؟ یا انتظار داری حقایق نوشته بشه و فردا هم بری هتل اوین اتاق 209 ؟ این بدبختها اگه راست میگن و دم از آزادی و حقیقت گویی میزنن چرا خودشون وبلاگ نمیزنن ؟ اگه طرفدار دموکراسی و ازادی قلم هستن ، پس اصلن به اینا چه ربطی داره کی چی مینویسه ؟ و اگه خوششون نمیاد اصلن چرا میخونن ؟ اینجا میتونی بفهمی که طرف نه تنها غرض داره که مرض هم داره که میاد اینجا و هم میخونه و هم انگولک میکنه .

حالا میبینی ؟ خیلی ساده میشه محکومشون کرد و تف سربالای خودشونو با یه تف درشت تر و غلیظ تر انداخت رو سر خودشون :) . هر پاسخی بازم جوابی در پی داره .. اینو یادت نره ولی جواب ابلهان فقط خاموشیست و بس .. حیف که برات مهم نیست و تکرار میکنی دوباره و به اینا بال و پر میدی . چه میدونم تو هم یه جور ... :))

25 :: توسط خواننده همیشگی در 2007-03-12 12:37

راستي زيتون كامنتدوني تو خيلي شبيه ستون خوانندگان كيهانه.
همه ميان ميگن واي كيهان چه روزنامه خوبيه. چقدر منطقي حرف ميزنه. دستش درد نكنه همه رو افشا ميكنه و اين شرايط سخت رو تحمل ميكنه. ايول كيهان كه دست اصلاح طلبا و شبكه هاي فساد رو برملا مي كنه. اره جوني اينجا خيلي شبيه اونجاست چون تو كيهانم همه چي رو تحريف مي كنن.
شنيدي مي گن ستون با خوانندگان كيهان رو خود شريعتمداري مي نويسه؟
:))

24 :: توسط خواننده همیشگی در 2007-03-12 12:28

براي زيتون خيلي متاسفم كه اينطوري متن كامنت ها را تحيف مي كه. متن كامنت شماره ي 9 كه من نوشتمش و زيتون انرا تغيير داده اينه. قضاوت هم در مورد شخصيت زيتون با خودتون البته اگه هنوز براتون روشن نشده!!!
متن اصلي كامنت 9:
زیتون خانوم اونی که حب بغض داره شمایی. من توهین نکردم و تهمت نزدم. برداشت خودمو از نوشته هات گفتم. اون که دروغ پردازی می کنه تو هستی زیتون. من نگفتم اون عکس تو هستی با دقت بیشتر بخونی می فهمی حب و بغضی ندارم. می فهمی منظورم چی بود از اون پست. خودت بهتر از هر کی می دونی اتفاقا وجدان رو شما باید داشته باشی و خودتم می دونی چرا دارم اینو می گم. بقیه لازم نیست مطلع بشن همین خودت بدونی یا فکر کنی بهش کافیه
براي پي بردن به اصل ماجرا اول كامنت شماره 7 را ابتدا بخونيد:
چقدر جالبه زیتون. مدتیه که نوشته هات رو دنبال می کنم. هر باز به یه بهانه ای به فعالین زن می پری. خودت رو فعال می دونی اما نیستی و این کمبود رو داری. به نظرم چون مستعار نویسی و نمی تونی با اسم واقعی خودی نشون بدی هر بار به یکی از این بچه ها گیر میدی. هر بار برای یکی از این بچه ها پروژه اجرا می کنی. به اسم اونا برای خودت کامنت میذاری و این درست نقشه ای که برای پست بعدت داری. یعنی استفاده از اون کامنت جعلی برای مظلوم نمایی خودت و احتمالا مطرح کردن خودت و جذب بازدید بیشتر. این چندمین باریه که این کار رو کردی؟ خودت حسابشو داری؟ من که می‌ تونم برات بشمارم.
راستش حرفهات هم مثل حسین درخشان دوزار نمیارزه. اسمش رو گذاشتی نقد. هه!!! چه نقدی خانوم جان؟ این چیزهایی که بهاسم نقد می نویسی سر و ته نداره. از تجمع زنان مثلا انتقاد می کنی. پس اگر مخالفی خوت اونجا چیکار می کردی؟ تازه اگه راست گفته باشی و واقعا اونجا بوده باشی. که به نظر من کاملا دروغ اومد.
من فمنیست نیستم اما عاقلم. می دونی چرا به این صراحت می گم؟ چون ناراحتی های روحی تو و تناقض گویی های تو رو در پس نوشته هات کشف می کنم.
یکی از تناقض گویی هات الان یادم اومد. فکر کنم 8 مارس یا 22 خرداد سال پیش بود نوشته بودی که برای دست گرمی برای شرکت تو تجمع 8 مارس یک مسیری رو بی حجاب رفتی با سیبا که اگه وجود خارجی داشته باشه. نوشته بودی که روسریت از سرت میافتاد و اعتنایی نمی کردی. چند ماه بعد توی یک پست نوشتی که سیبا اگه تو رو تو بالکن و دم در بی حجاب ببینه شاکی میشه. نوشته بودی کناردریا با اینکه کسی نبوده روسریت رو برداشتی و اون باهات قهر کرد. بالاخره ما دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو زیتون خانوم؟
بهامید روزی که حالت بهتر بشه عزیزم

23 :: توسط آزادی در 2007-03-12 12:09

یه خبر بد براتون دارم بچه ها!!!!!
متاسفانه یه خودروی سمند خونسرد از روی پای محبوبه حسین زاده رد شده و الان پایش تو گچه!!
امیدوارم این فقط یه حادثه بوده باشه و هزینه او برای افشاگریهایش درباره وضع بد زندان نبوده باشه!!

http://kharzar.blogfa.com/

22 :: توسط SHIVA در 2007-03-12 12:03

زیتونی ! تو هم عقلت پریده ؟ چرا جواب این حروم زاده ها رو میدی ؟ خودت دقت کن کسی که اینقدر علاف و بیکاره که میشینه کل آرشیوت رو در میاره و بعد سر یه مساله بیخودی بهت بند میکنه , حسابش جداست و بدون یا مزدوره یا روانیه که البته هر دوی اینهاست :) برو بشین به کارت بچسب و کم با این خل و دیوونه ها دهن به دهن بذار . یه چیزی هم بهت بگم ! تو داری زیادی ادای دموکراسی رو در میاری و شورشو در آوردی اگه دموکراسی معنیش یعنی اینه که هر ننه قمر و الدنگی بیاد و هر چی دلش میخواد تو فضای شخصی تو بنویسه و اینجا رو بکنه خبرگزاری اراجیف خودش , که همون بهتر که هر روز سر یه مساله بیخود و پوچی بهت بپرن و تو هم هی بالا پایین بشی !!! قبلن هم بهت گفتم برای تو انگار شنیدن حرف مردم \" چه اونایی که درست مینویسن و چه اونایی که خزعبل میبافن \" خیلی جالبه . ولی جالبتر از اون اینه که تو به همشون و مخصوصن اون چرت و پرتهاش عکس العمل نشون میدی و اصلن توجه نمیکنی که همه اینها فقط یک تعداد خاصی هستن که دائم توی وبلاگها مثل سگ پرسه میزنن و مثلن دارن جنگ زرگری راه میندازن . اگه واقعن دوست داری به اختلافات دامن بزنی ، که همین راهو ادامه بده ... بهتره مرور کلی داشته باشی به معنی آزادی بیان و قلم !!!!!! به هر حال صاحب اینجا تویی ولی اگه برات خوشایند نیست ، پس غرغر نکن دیگه :) هر کی خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه ! دمورکاسی از نظر تو فکر کنم معنیش میشه هرج و مرج و بی قانونی . دنیایی که تو طرفدارشی یعنی هر کسی خر خودش رو باید برونه وق انونی نداشته باشه چون از نظر تو همه ازادن هر کاری میخوان بکنن . من فکر میکنم تو با این روشت بیشتر به اختلافات داری دامن میزنی . همه کامنت های تو شده محفل جنگ بین 4 تا خل و دیوونه که دارن کفن آدمهای 30 - 40 سال مرده رو هی میشورن و بحث های پوچ سیاسی دموده شده رو پیش میکشن . اینقدر اینا احمقن که نمیدونن نه مصدقی دیگه هست نه حزب توده و نه ساواک و نه شاه ! تو هم داری بهشون کمک میکنی . زبون خوش نمیفهمن خیلی راحت اخراجشون کن ! چرا باعث میشی نیروی فکری رو خواننده هات صرف خوندن این اراجیف کنن در صورتیکه ما در زمان حال زندگی میکنیم و خیلی بخث های مهم تری داریم تا بحث مصدق و شاه و عره اوره و شمسی کوره ! در واقع داری با این کار سرپوش میذاری روی حقایق امروز !!! نکن این کارها رو ! حیا کن ! شرم کن . عقلتو نده دست اینها و به حرف یه مشت ابله که دموکراسی رو با هرج و مرج اشتباه گرفتن گوش نده ! جالبه که اگه 20 نفر بهت بگن تو چرا ما رو فیلتر کردی \" که عین این 20 نفر همون هایی هستن که تو فیلترشون کردی \" تو فوری ترتیب اثر میدی ولی باقی رو کاری بهشون نداری و نظرشون برات مهم نیست ؟ خیلی به نظرم بهتره که آدم بجای 130 تا کامنتی که ربطی هم به موضوع نوشته آدم نداره , 4 تا کامنت داشته باشه که اقلن مربوط به موضوع باشه . در غیر اینصورت خوبه یه سایت عمومی راه بندازی تا مردم بیان اونجا برای خودشون انقلاب کنن و هی تو سر و کله هم بزنن .
دلیل اینکه ما ایرانی ها هیچ وقت نتونستی متحد باشیم و بین احزابمون همیشه اختلاف بوده این بوده که همه احزاب همیشه میخوان ثابت کنن حق با اونهاست و هی بت ها سمبل های پوسیدشون رو علم میکنن ! مصدق آخه چه خری بود ؟ شاه که مرد ! ساواک که منحل شد ! یه کم فکر چیز بدی نیست !!! به اختلافات عقیدتی دامن نزن ! بذار موضوعی میخواد طرح بشه موضوع حال باشه . این عده دارن فکر ما رو مشغول گذشته میکنن که از حال غافل باشیم . میفهمی ؟ شایان و ... از نظر من همشون مزدورن ! اگه همین شایان عقل داشت دهن به دهن سرهنگ و مشنگ و الدنگ نمیذاشت ! 2 دفعه جواب نده ببینیم بازم این اراذل پیداشون میشه ؟ سوال اساسی اینه که چرا محیط کامنت دونی تو شده محفل این آدم ها و وبلاگ های دیگه توشون از این خبرها نیست ؟ فکر نمیکنی بهتر باشه از این تریبون پر بیننده ت برای رشد و شکوفایی افکار نوین و سازنده استفاده کنی تا مصدق پروری ؟؟؟؟

برای من مهم نیست که فحش میدن یا هر چی . من راهم مشخصه و عقب نمیرم . اهمیتی هم نمیدم چون اعتماد به نفس دارم که کارم درسته . ولی تو چی ؟ چرا باید حرف اقلیت روت تاثیر بذاره و نتونی تشخیص بدی کی دوسته کی مزدور ؟ حالا هم رگبار فحش سر من خالی میشه ولی ببین آیا برای من مهمه ؟ :) تنهایی خودمو به داشتن شهری از دوستان ناباب ترجیح نمیدم !!!!

21 :: توسط امير حسين در 2007-03-12 10:08

براي پنجمين بار در كنار هم گرد مي‌آييم و دست در دست هم به ياري كودكان بي سرپست مي شتابيم.
آري يك بار ديگر بنا به سنت وبلاگستان فارسي ما وبلاگنويسان قصد داريم در كنارهم جمع شويم و به سنت حسنه احسان و نيكوكاري رنگ بويي نو ببخشيم.
مي خواهيم به دنيا نشان دهيم وسعت قلب ما فراتر از چند كلمه‌ي محبوس در پشت شيشه ‌هاي مانيتورهايمان است. مي‌خواهيم به دنيا نشان دهيم كه رنگ مهرمان رنگارنگتر از دنياي هزار رنگ سايبر است.
مي خوايهم پلي زنيم به ميان دنياي مجازي و دنياي پيرامون.
مي‌خواهيم بگويم كه وسعت قلبمان به اندازه ستاره هاي شبتاب آسمان است.
اما امسال با همان شعار هميشگي قرار هاي وبلاگي باز هم به دور يكديگر جمع خواهيم شد.
پس فراموش نكنيد ساعت 16.30 روز پنجشنبه 24 اسفند ماه 1385 در باشگاه وبلاگنويسان تهراني واقع در خيابان جلال آل احمد، مقابل بازار قزل قلعه، پارك گل‌ها، منتظر شما هستيم.

20 :: توسط nana در 2007-03-12 10:05

بسيار خوب اين آقای نيما مرا هم وارد
بحث کرد

خدمتت عرض کنم که بنده انتقاداتی دارم که مينويسم

اين سازمان زنان که سازمانی است که هيچيک نميدانم چند زن عضو دارد گه ميخورد که نام خود را چنبش زنان ايران ميگذارد

زنان ايران اين سالها از هر رابطه ای با اين رژيم بر کنار بوده اند
ولی اين ان جی اوی دولتی که با بودجه و کنترل ملا به وجود آمده با اين رژيم رابطه تنگاتنگ داشته است

ميخواهم بدانم خانم شادی صدر چگونه به خود جرات ميدهد که مرا زنی از (( جنبش )) زنان ايران که منظور ايشان و همپالکی هايشان خودشان هستند بشمارد ؟؟؟؟؟

خوب من يک زن ايرانی علاقمند به ايران ابدا علاقه ای به ديدن ريخت اين زنان و تبليغاتشان و سخنان بی سوادانه ابلهانه ملغمه سکينه دائی قزی و فمينيزمشان ندارم

و از طرف ميليونها زن مانند خودم که اين بيست و هفت سال گذشته به قول خانم گوگوش
مال داده
جان داده
پسر داده
تو سری خورده
روسری با توسری پوشيده
بايد به اين جنبش !!!!!! زنان بگويم که از طرف خود منشور بنويسيد و اسم خود را هم همان سازمان زنان اصلاح طلب با چاشنی توده ای ها بگذاريد
کاری با زنان ديگر نباشدتان
که سايه هاتان را با تير ميزنند ........نانا

19 :: توسط nana در 2007-03-12 10:03

بسيار خوب اين آقای نيما مرا هم وارد
بحث کرد

خدمتت عرض کنم که بنده انتقاداتی دارم که مينويسم

اين سازمان زنان که سازمانی است که هيچيک نميدانم چند زن عضو دارد گه ميخورد که نام خود را چنبش زنان ايران ميگذارد

زنان ايران اين سالها از هر رابطه ای با اين رژيم بر کنار بوده اند
ولی اين ان جی اوی دولتی که با بودجه و کنترل ملا به وجود آمده با اين رژيم رابطه تنگاتنگ داشته است

ميخواهم بدانم خانم شادی صدر چگونه به خود جرات ميدهد که مرا زنی از (( جنبش )) زنان ايران که منظور ايشان و همپالکی هايشان خودشان هستند بشمارد ؟؟؟؟؟

خوب من يک زن ايرانی علاقمند به ايران ابدا علاقه ای به ديدن ريخت اين زنان و تبليغاتشان و سخنان بی سوادانه ابلهانه ملغمه سکينه دائی قزی و فمينيزمشان ندارم

و از طرف ميليونها زن مانند خودم که اين بيست و هفت سال گذشته به قول خانم گوگوش
مال داده
جان داده
پسر داده
تو سری خورده
روسری با توسری پوشيده
بايد به اين جنبش !!!!!! زنان بگويم که از طرف خود منشور بنويسيد و اسم خود را هم همان سازمان زنان اصلاح طلب با چاشنی توده ای ها بگذاريد
کاری با زنان ديگر نباشدتان
که سايه هاتان را با تير ميزنند ........نانا

18 :: توسط نیما در 2007-03-12 09:47

زيتون عزيز يک خورده تند رفتی. اينکه کسی برای تو کامنت بذار و حرفهای نامربوط بزنه اسمش سرکوب منتقدين جنبش زنان نيست. در مورد نقدهای اون دوستانی هم که اسم بردی آقای سيدآإادی اصلا جنبش زنان رو نقد نکردند بلکه نوع دفاع از جنبش زنان به لحاظ روش شناسی نقد کردند که اتفاقا حرفشون درست بود. الژر هم که خودش گفته به نظرش مساله اصلی الان ايران زنان نيستند و انرژی هسته ای است و انتقادش اينه که چرا جنبش زنان با ايشون و بزرگانشون در جبهه اصلاحات هماهنگ نمی ککند به توضیحات الژر در جواب کامنت ژریسا در این لینک توجه کن http://alpr.30morgh.org/archives/005482.php#076590 بحث من اينه که افرادی که تا حالا توی اين چند روزه نقد کردند حقيقتا نقدهايشون از سر سيری بوده و اغلب نکاتشون حرفهای دقيقی نيست. ضمن اينکه من توضيح نسبتا مفصلی هم روی وبلاگم نوشتم که بخون شايد کمی جواب باشه.

17 :: توسط باران در 2007-03-12 09:40

زيتون عزيز
واقعا متاسفم نمي دونم چرا بعضي ها به خودشون اجازه مي دند كه اينچنين در مورد افراد قضاوت كنند
من متاسفانه هيچ وقت كامنت دوني تو نمي خونم ترجيح مي دم مطالبت رو با قلم زيبات بخونم ( متاسفانه برخي ها به دعواهاي عقيدتي مي پردازند ) من به همه كساني كه حتي فقط اراده كردند 8 مارس رو برند و نتونستند ( به هر دليلي ) احترام مي ذارم. حداقل اگه منتقدين تو نگاهي به نوشته هات بندازند بعد انتقاد كنند فكر كنم بد نباشه
هميشه شاد باشي

16 :: توسط dariushagha در 2007-03-12 09:03

سلام دوستان و دشمنان ایران... باید به جمهوری اشغلامی گفت.. تو غلط میکنی . تو غلط میکنی.. مردم را بیخود بی جهت دستگیر میکنی.. اصلا این جمهوری اسهالی سگی کی هست؟؟ انگلیس؟؟ آهای اسلامی بد صفت از آخرت بترس.. تو هم میخواهی در
چراغ برقهای خیابان پهلوی بدار آویخته بشی؟؟

15 :: توسط Armin در 2007-03-12 07:48

به نظرم درست يا غلط خانمها - يا فمنيست ها يا فعالان حقوق زن يا...- بعد از وقايع اخير مسئوليت بسيار سنگينی پيدا کرده اند. واقعيت اينه که ما در شروع هر کار با انرژی وارد صحنه ميشيم متحد هستيم و يکصدا اما وقتی هياهوها ميخوابه وقتی چشم انداز زيبا و قشنگ جای خودش رو به مشکلات ميده وقتی اختلاف نظرها پيش مياد وقتی بين دو راهی ها گير ميکنيم زمين ميخوريم مثل بچه ها قهر ميکنيم، بلوغ فکری از خودمون نشون نميديم. نمونه هاش در همين چند سال اخير واضحه. توی ۳۰ سال اخير هم واضحه توی تاريخ ايران هم واضحه. ما و بسياری از ما قابليت جمع آوری تناقضها و رسيدن به برآيندی از تناقضها و اختلاف نظرها نداريم. به نظرم وظيفه جنبش زنان بسيار سنگين شده اگر از پس اين آزمايش سربلند بيرون بياد اگر اختلاف نظرها رو به اتحاد راهها تبديل کنه اگر کمپين روی هوا نمونه اگر فشار از بيرون جنبش زنان رو تکه پاره نکنه خانمها و فعاليتشون ميتونه الگويی برای همه باشه. هشت مارچ گذشت و به نظر من درست يا غلط جنبش زنان از محفل دو سه نفره بيرون اومد و پای به صحنه مليونی گذاشت. اين خوب است يا بد، آينده مشخص خواهد کرد اما نگاه ميليونی نگاهی است که نميتوان ناديده ش گرفت. کاش همه ی خانمهای فعال و غيرفعال متوجه مسئوليت جديد و شرايط جديد بشند. موفق باشيد و پيروز

14 :: توسط رضا در 2007-03-12 07:47

ببخشید انگار جای پرتقال و پرتقال فروش عوض شده انگار تقصیر ملت دستگیر شدن نه اونهایی که دستگیر کردن. حالا اگه زیتون خانم جلوتر نرفته که دستگیر بشه دفعه بعد این کلک هم نمی گیره چون مامورها حتماٌ میان جلوتر پس بهتره اصلاٌ زیتون خانم نره. به هر حال یه عده رفتن جلو یه عده هم نرفتن دعوا نداره هنوز این مبارزه قراره ادامه داشته باشه. سر جلو عقبش دعوا نکنیم اصل ماجرا رو بچسپیم

13 :: توسط فرزانه در 2007-03-12 07:21

زيتون جون.
مطمئن باش اگه خدای ناکرده دستگير هم می شدی، اين جماعت باز هم يه حرفی در می آوردن که بزنن. سعی کن انرژی خودت رو صرف مسائل مهمتر کنی. حداقل ماهایی که از قدیم الایام با تو و نوشته هات همراه بودیم می دونیم که تو هرگز، هرگز خودتو کنار نکشيدی و در هر مراسم و مناسبتی برای کسانی که به هر دلیل حضور نداشتند، مثل چشم و گوش بودی.
يه جايی از نوشته های قبليت (که الان نيست، فکر کنم يه مقدار از نوشته های پست های قبليت پريده) در مورد دستگیری خودت نوشته بودی که بلاخره يه روزی نوبت تو می شه، دير و زود داره ولی سوخت و سوز نداره. راستش دلم خيلی گرفت. هرجا که باشی برات دعا می کنم که هرگز اين اتفاق برات نيفته، اينو بدون لزوم وجود زيتونی که پشت اين نوشته ها فعال و پرکاره، برای همه ما بيشتر از زيتون پشت ميله هاست :(
مواظب خودت باش. لطفا.

12 :: توسط rez در 2007-03-12 06:53

من خوش حال شدم که شما دستگير نشديد.حقيقتن صدای منطقيد

11 :: توسط خواننده همیشگی در 2007-03-12 06:14

:)

10 :: توسط ازاد در 2007-03-12 06:02

زيتون عزيز مشکل اساسی اينه همه ميخوان يک تنه اين ديو هزار سر و سرتابه پا مکر و نيرنگ رو شکست بدن اين کار غير ممکنه روزی شايد بتونيم اميدی داشته باشيم که معلمها هوا دانشجو ها را داشته باشند دانشجو ها هوا کارگراا رو زنها هوا مردها رو مردها هوای همه رو
اينجوری واقعا دردی درمان نميشه
مشکل اينه که همه در خيال فکر ميکنيم اينها به فوتی بندند خوب هم اره هم نه ولی اره چون واقعا اگر در تهران دو ميليون مرد زن کارگر دانشجو کارگر و همه و همه تظاهرات ارامی هم بکنند يک شبه ابهت اينها فرو ميريزه ولو فردا حکومت هم بکنند دیگه نمیتونن با خیمه شب بازی بگن اره تظاهرات ۲۲ بهمنو ببنید اینو ببنید اونو ببنید مشت زدیم فلان کردیم ولی نه از اين جهت که ۲۸ ساله داريم ميگيم فردا ميرن پس فردا ميرن از اين حرفا نرفتن که نرفتن چون همو دوست نداريم چون هرکی خودش ميخواد ريس جمهور يا شاه اينده باشه خلاصه کم کم نماينده مجلس رو شاخش باشه نميشه اينطوری نازنين اخه؟
به هر حال وبلاگ درپيتی ما رو هم فيلتر کردن اينا از اگاهی ميترسند از همدلی ميترسند از اينکه يهودی مسلمونو دوست داشته باشه مسيحی هر دو رو ميترسن
دوست دارند ترک ها از فارسها متنفر باشند فارسها عليه اين و اون حرف بزنند بلوچ ها عليه همه کرده اونور ماجرا
کاش ميشد همو دوست داشت کاش ميشد واژه انسان رو دوباره معنی کرد کاش ايران ياری داشت

9 :: توسط خواننده همیشگی در 2007-03-12 05:51

من غلط کردم. من اجیر شده بودم.
ببخشید:(

من از انتقاد به اربابم میترسم.
او مرا کوک کرده بود.
قربانت
علی کوکی
alirad@yahoo.com
آی پی مو هم عوض می‌کنم.
IP: 75.126.48.148

8 :: توسط زیتون در 2007-03-12 05:35

خواننده هميشگی عزيز
لطفا بدون حب و بغض انتقادتو بنويس تا جواب بدم.
توهين و تهمت و دروغ خودت رو بيشتر از من ناراحت می‌کنه دوست عزيز.
من فراموش می‌کنم. اما خودت بعدا با وجدان خودت چه می‌کنی؟
من کی گفتم روز ۸ مارس بی‌حجاب با سی‌با رفتم مراسم؟؟؟
اقلا برو تو آرشيوم بگرد عزيز جان..
من که خودم می‌دونم چی نوشتم!ب
بهت ندید می‌گم:
يه روز جمعه تو خيابون ولی‌عصر خلوت بود... از ميدون ولی عصر تا چهار راه طالقانی... تاریخش هم اصلا یادم نیست. باید تو آرشیو بگردی... تازه معمولا اتفاقی که میفته٬ می‌ذارم یه‌کم ازش بگذره بعد تعریف می‌کنم.
بعدش گفتم سی‌با اگه با(( تاپ)) و ((شلوارک)) برم تو بالکن ناراحت می‌شه( که البته دیگه نمی‌شه. دلیلشو بعدا فهمیدم. ) و تقریبا هر روزی که سی‌با زود بیاد عصر اگه هوا خوب باشه می‌ریم دوتایی چایی قهوه‌ای شیرکاکائوی داغی چیزی می‌خوریم. گاهی هم با اجازه‌ت بوسه‌ای رد و بدل می‌کنیم:)
در ضمن
این عکس زن پایینی هم من نیستم:)
بعدش عزيزم جات خالی من با سی‌با تو ساحل خليج فارس با مايو(هر دو مايو تنمون بود) شنا کرديم...
البته قسمت جنوبی خليج فارس:)))
دیگه چی می‌خوای بدونی از زندگی خصوصیمون؟:)
تو می‌خوای از توی نوشته‌هام مثلا سوتی دربياری؟ خيلی بيکاری!

----
من برام مهم نیست اونی که با اسم الناز اینجا کامنت گذاشته کیه. همون‌طور که اصلا برام مهم نیست تو کی هستی! شخصیتت از کامنتات معلومه. حالا طبق ای‌میلی که دادی علی دال هستی یا علی قاف یا علی گاف یا ف س یا ح میم یا الف نون مهم نیست...
من کامنت اونو نقد کردم(اونی که نوشته‌تش) با اسمی که خودش گذاشته!
برات آی‌پی‌شم گذاشتم که اگه خیلی فضولی...ببخشید... کنجکاوی... بری در بیاری. اما از من می‌شنوی نرو.
دیگه بیشتر از این وقت خوابمو به خاطر جواب به تو نمی‌گیرم. با اجازه:)

7 :: توسط خواننده همیشگی در 2007-03-12 05:34

چقدر جالبه زیتون. مدتیه که نوشته هات رو دنبال می کنم. هر باز به یه بهانه ای به فعالین زن می پری. خودت رو فعال می دونی اما نیستی و این کمبود رو داری. به نظرم چون مستعار نویسی و نمی تونی با اسم واقعی خودی نشون بدی هر بار به یکی از این بچه ها گیر میدی. هر بار برای یکی از این بچه ها پروژه اجرا می کنی. به اسم اونا برای خودت کامنت میذاری و این درست نقشه ای که برای پست بعدت داری. یعنی استفاده از اون کامنت جعلی برای مظلوم نمایی خودت و احتمالا مطرح کردن خودت و جذب بازدید بیشتر. این چندمین باریه که این کار رو کردی؟ خودت حسابشو داری؟ من که می‌ تونم برات بشمارم.
راستش حرفهات هم مثل حسین درخشان دوزار نمیارزه. اسمش رو گذاشتی نقد. هه!!! چه نقدی خانوم جان؟ این چیزهایی که بهاسم نقد می نویسی سر و ته نداره. از تجمع زنان مثلا انتقاد می کنی. پس اگر مخالفی خوت اونجا چیکار می کردی؟ تازه اگه راست گفته باشی و واقعا اونجا بوده باشی. که به نظر من کاملا دروغ اومد.
من فمنیست نیستم اما عاقلم. می دونی چرا به این صراحت می گم؟ چون ناراحتی های روحی تو و تناقض گویی های تو رو در پس نوشته هات کشف می کنم.
یکی از تناقض گویی هات الان یادم اومد. فکر کنم 8 مارس یا 22 خرداد سال پیش بود نوشته بودی که برای دست گرمی برای شرکت تو تجمع 8 مارس یک مسیری رو بی حجاب رفتی با سیبا که اگه وجود خارجی داشته باشه. نوشته بودی که روسریت از سرت میافتاد و اعتنایی نمی کردی. چند ماه بعد توی یک پست نوشتی که سیبا اگه تو رو تو بالکن و دم در بی حجاب ببینه شاکی میشه. نوشته بودی کناردریا با اینکه کسی نبوده روسریت رو برداشتی و اون باهات قهر کرد. بالاخره ما دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو زیتون خانوم؟
بهامید روزی که حالت بهتر بشه عزیزم

6 :: توسط خواننده همیشگی در 2007-03-12 05:31

:)

5 :: توسط آزادی در 2007-03-12 05:08

دوباره سلام زیتونی! :D

میخوام یه تیکه جک باحال برات بیام که دم صبحی با یه خنده کشدار اهل خونه رو بیدار کنی:

*********************

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟

پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه.

***************

شاد باشی، تا همیشه

4 :: توسط خواننده همیشگی در 2007-03-12 05:03

.....................

IP: 63.247.71.18

3 :: توسط خواننده همیشگی الناز در 2007-03-12 05:02

.................

IP: 63.247.71.18

2 :: توسط خواننده همیشگی در 2007-03-12 05:00

..............

IP: 63.247.71.18

1 :: توسط آزادی در 2007-03-12 04:38

مثل همیشه قشنگ و متین نوشتی!
ممنونم.