سلام و خسته نباشید/ راستش کمتر اجازه می دهم که مطلبی از مطالب شما را نخوانم و هر از گاهی بر خود می دانم که تشکری بابت نوشته هایتان کرده باشم . (مرسی بابت این مطالب خواندنی و خوب) / راستی ایمیلی که در صفحه گذاشته اید فعال و درست است ؟ / من هم یه جورایی به روز شدم / مرسی

134 :: توسط مينا دهدشتي در 2007-03-13 14:15

...............
IP: 75.126.48.148

133 :: توسط مينا دهدشتي(مجهول الهويه) در 2007-03-13 02:20

IP: 75.126.48.148

132 :: توسط مينا دهدشتي(مجهول الهويه) در 2007-03-13 00:34

.......

IP: 75.126.48.148

131 :: توسط lakomeh در 2007-03-12 23:17

زیتون خانم گل ، شما هیچ گناهی ندارید ، که عذر خواهی کنید، وتشکر از توضیحات شما ، بقول گفتنی ،سر دیزی بازه ،حیای گربه کجاست!! ؟
مثل اینکه امروزه روز مد شده ،هر کی هر نوع فعالیت ،از فرهنگی، اجتماعی وسیاسی بکنه ،عد ه ای به طرف میشورند ،تا زمانیکه مردم از خرد وایده جمعی ،که در احزاب مختلف شکل میگیرد محروم هستند ،این مشکل کماکان ادامه داره ،وقتی حزب نداریم هر کسی بهر طریقی فکر میکنه یه راهی انتخاب میکنه با یکسری قواعدی.
شایسته نیست هر کس مثل ما فکر یا فعالیت سیاسی پیشه نکرده را بکوبیم ،واز آن مهمتر در صدد تهمت وافتراء قرار دهیم ،آنهم با ادبیات فحش وکلمات زشت ،البته آدمی مثل یه دیوانه و زنجیری ،که بدونه شرم وحیا و با افتخار ،خود راشکنجه گر وساواکی مینامد ،ودست خودش نیست ، از این چنین موجودی انتظاری نیست ، ولی از کسان دگر ، مدعی فعال اجتماعی و مدافع حقوق زن ، مثل الناز انتظار میرود در نقد کسی، یا موضوعی از ادبیات ؛سرهنگی؛ با پوزش از افسران شریف ، مثل؛ تو خفه شو؛ استفاده نکند.
چهل تا خانم رفتند جلوی دادگاه انقلاب وخیلی آرام خواسته شان را با نوشته ای بالا گرفتند ،انهاییکه این عمل را نمی پسندند ،خوب میرفتند ده ها ، کار دلبخواهشان را انجام میدادند .همراهی وهمدلی اگر نیست حداقل ،ترور شخصیت وتوهین چرا؟

130 :: توسط لقمان در 2007-03-12 09:02

مخالفان فیلم پلید ۳۰۰ بخوانند
الانه ساعت دوازه و ۲۳ بوقت مونترال - نیویو یورک یعنی دیشب یازده و ۲۳ دقیقه
بود وگرنه میرفتم کپه مرگمو بزارم ....سر راه رفتم کافی استار باکس دیدم یک ماشین
تریلی مانند !!تبلیغ این فیلم کذایی را تمام قد دو طرف مشیده بفرانسه نوشته
ریپیر گلوری (انگلیسی اش را نوشتم )یک ۳۰۰ گنده انهم وسطش بعلاوه
روز اکران نه مارچ......وایستادم تا راننده امد پرسیدم مال کدام گورستانی !؟ با
انگشت مووی مدیا دات کام را نشان داد گفتم تا حالا اینجوری تبلیغ ندیده بودم
گفت حالا ببین !؟

129 :: توسط لقمان در 2007-03-12 08:52

زیتونی اگر بسیا و موساد یا ام آی فایو انگلیس وصل نیستی
مطمئن باش بخود خامنه ایی هم بتوپی مامورها کاری بهت ندارند
عین میلیونها مردم غر غرو و بسیار هم فحاش بحکومت در خیابانه
در دوره شاه و ساواک تا بحزب توده اگر هفت پشتت وصل میشد !!رگ و پی ات
را بازجو ساواک در میاورد بقیه زندانی های سیاسی برای معروف شدن میامدند
زندان البته گروه های مسلحانه هم بدجور کتک میخوردند
نه خانوم اگر مستقلی بنویس که خبری نیست

128 :: توسط آزادی در 2007-03-12 03:56

این عکس رو هم ببینید که یه خانومه به مناسبت 8 مارس کشف حجاب کرده!!!
به نظرم زیتون باید این عکسو بذاره صفحه اول وبلاگ:
http://aycu16.webshots.com/image/10855/2004651880108400914_rs.jpg

127 :: توسط آزادی در 2007-03-12 03:51

وااااااااای زیتونی!
نازتو بخورم خام خام که اینقدر خودتو لوس نکنی!! :D

اما از شوخی گذشته، با یه تیکه از حرفهات واقعا کیفور شدم و موافقم شدیدلی!!
واقعا همینطوره که میگی و واقعا خیلی مواقع هست که انتقاد و نظر طرف مقابل رفتار آدمو صیقل میده و باعث میشه که بهتر زندگی کنی!
راستی کامنت 114 منو با شیوا یکی دونسته، دیشب رفتم وبلاگشو دیدم... خیلی جالب بود ولی خوب یه خورده بد دهنی میکنه تو مطالبش که اون هم به خودش مربوطه و برای من قابل درک! راستشو بخوای به نظر من بیشتر دخترا تو جامعه حقیقی خیلی راحت نیستن و عفت خانم دست و بالشونو حسابی بسته، رو همین حساب هم تو جامعه مجازی خودشونو اینجوری خالی میکنن! من که درکشون میکنم و با این قضیه راحت کنار میام، بقیه هم سعی کنن راحت تر به قضیه نگاه کنند تا بددهنی طرف باعث نشه که خوبی هاشو نبینند!!!
موفق باشی تا همیشه....

126 :: توسط زيتون در 2007-03-12 03:20

علی مهتدی عزيز و گرامی
ممنون از همدرديتون.
واقعا نمی‌تونم هر ساعت بيام اينجا کامنت‌ها رو چک کنم. نصف‌شبا هم که ميام يه سری بزنم ديگه وقتی نيست برای بازبينی.
گاهی ميام آپديت کنم و بعضی کامنت‌ها رو که می‌خونم بی‌خيال می‌شم.
برای چند روز کامنت‌‌ها رو روی گزينه‌ی انتشار بعد از بازبينی گذاشتم. اما کامنت‌ها ممکن بود يکی دو روز اون پشت بمونه. گفتم می‌ذارم به عهده‌ی وجدان کامنت‌نويس‌ها.
يکی‌دوبار نظرخواهيمو بالکل برداشتم. اما عين يه ديالوگ يه نفره شده بود.
یعنی چه که من هر چی دلم خواست بگم و حرفی نشنوم؟ ديدم اينجورم نمی‌شه. من خيلی از عقايدم در برخورد با آرای ديگران صيقل پيدا کرده و خيلی اشتباهاتم تصحيح شده. ديدم روا نيست به خاطر چند کامنت ناجور خودمو( و دیگرانو) از چندين کامنت خوب محروم کنم...
تازه اين‌دفعه نسبت به قبل کامنت‌هام خوبه.
من فکر می‌کنم اگر هر نويسنده‌ی کامنت می‌دونست چقدر کامنتش برای صاحب وبلاگ ارزش داره هرگز اين اجازه رو به خودش نمی‌داد رفتاری دون شان انسان انجام بده...
خنده‌دارترین کامنت‌ها٬ کامنت‌هایی هستن که حساب بلاگرهای دیگرو از من می‌خوان...(منظورم به اردشیر نیست که معذرت هم خواسته) کلا می‌گم. از من حساب می‌خوان که چرا به نانا و حسین‌درخشان و شیوا و... لینک دادم! کاری که من هرگز به خودم اجازه ندادم تو نظرخواهی دیگران مطرح کنم.
بعضی‌کامنت‌ها هم که انگار طلب هفت نسلشون رو از من دارن...
وقتی من در داخل ایران با هزار خطر زندگی می‌کنم و مطلبی در انتقاد از حکومت می‌نویسم. طرف که خودش سال‌هاست که خارج کشوره برام خط و نشون می‌کشه که چرا این‌قدر محافظه‌کارانه نوشتی و باید تندتر بنویسی و بزنی و حکومتو بندازی...
یه عده هم که هر مسئله‌ی خصوصی رو بنویسم و یا انتقادی از خودم بکنم این انتقاد رو مثل چماقی بالای سرم می‌گیرن:))
يه عده دوستان (نارفیق) هم نمی‌دونم چی تو مخیله‌شونه که ميان اینجا چادر به کمر می‌بندن و فحشو می‌کشن به جونم!
نمی‌دونم از بيگانه بکشم يا خودی:)))
خيلی مظلوم نمايی کردم ها...
چه کیفی می‌ده آدم گاهی ناز‌کش داشته باشه و خودشو لوس کنه :)

125 :: توسط unknown در 2007-03-12 00:40

بیاین جدا از بحث های همیشگی که حالا حالا واسش وقت داریم،به مساله فیلم 300 بپردازیم و به یه راه حل مشترک براش برسیم.

124 :: توسط MOJY در 2007-03-12 00:37

بیاین جدا از بحث های همیشگی که حالا حالا واسش وقت داریم،به مساله فیلم 300 بپردازیم و به یه راه حل مشترک براش برسیم.

123 :: توسط hamed در 2007-03-11 23:39

روز مبارک دردناکی است.

122 :: توسط علی مهتدی در 2007-03-11 23:32

برای اولین بار نشستم تمام این 121 کامنتی که اینجا هست رو خوندم.
واقعا متاسفم از این مسخره‌بازی که اینجا راه افتاده. خجالت‌آوره. دقیقا به همین دلیل ما ملت ایران هرگز و هرگز و هرگز روی سعادت را نخواهیم دید چون فرهنگ هیچ چیزی را نداریم. از هر موضوع و هر امکانی به بدترین نحو استفاده می‌کنیم و به لجن می‌کشیمش. امکانی توسط صاحب این وبلاگ و خیلی از وبلاگ‌های دیگر فراهم شده تا اینجا به محلی برای نظر دادن و بحث و گفتگوی سازنده و مؤدبانه باشه و اینجوری برخورد می‌شه.
زیتون جان به عقیده‌ات احترام می‌ذارم که به هر کس و ناکسی اجازه می‌دی اینجا رو به این وضعیت تبدیل کنه ولی می‌دونی عزیز ... دموکراسی برای کسی خوبه که بفهمه نه اینکه یک فضای دموکراتیک رو تبدیل به محلی برای خالی کردن عقده‌های خودش بکنه.
قاجار رو بیرون می‌کنیم، پهلوی رو میاریم. بعد نمی‌فهمیم چی می‌خوایم و چی نمی‌خوایم، خمینی می‌یاریم. حالا هم یه چیز دیگه می‌خوایم ولی دوستان باور کنید با این روش‌ها و فحاشی‌ها و عدم درک صحیح از فرهنگ و رفتار انسانی و دموکراتیک (آن هم در فضائی مثل وبلاگ که عموما معروفه طبقه روشنفکر ایران در آن فعالیت می‌کنند) به هیچ‌جا نخواهیم رسید.
حالا چون اینجا پربیننده هست که نباید هر کسی به خودش اجازه دهد هر چیزی خواست بنویسه یا برای وبلاگ‌های آبدوخیاری خودش بیاد تبلیغات بکنه.
متاسفم ... ظاهرا راه خیلی درازی در پیش داریم و من بی‌خود بعضی وقتا امیدوار می‌شم که در حیات خودم شاهد تغییر کشورم باشم!

121 :: توسط لقمان در 2007-03-11 22:01

مر مر خانم ...زحمت میکشید اما کم نتیجه میگیرید ٬ببینید وقتی هالیوود فیلم
بدون دخترم هر گز را داد بیرون البته بسیار مخالف خوانی ها اجبارا بانجا رسید
و گاهی بعضی خشونت ها و تهدیدها موثر بود بحرحال انچه من یافتم هالییود و ان

بخش بسیار لیبرالش که بخش مسلطیست !!؟ فهمید ایرانی ها بعد از یهودی ها
بسیار حساس بتاریخ گذشته اشان هستند و هر مضحکه ایی بان عکس العمل دارد
بدین خاطر دیگه فیلمی ندادند بیرون و این فیلمها علیه تروریست اسلامی اسمی
از ایران نداره ...اما بعد از غنی سازی و زنگ خطر بمب اتمی سریع هالییود دست
بکار شده و از دو طرف میبرد !!هم واشنگتن را راضی میکند هم دخل و خرجش را

120 :: توسط Leili در 2007-03-11 22:00

I am trying to find an english version of I ranian's opinions about "300 ." to ahow tomy friends who are going to see it tomorrow night with me( a group 30). Iam wondering if you know any link?

119 :: توسط آزادی در 2007-03-11 21:59

متن زیر را من ننوشته ام! یکی از برادران فرمانده و بسیجی و طرفدار نظام داخل وبلاگش نوشته:

***************

نمونه هایی از شایسته سالاری احمدی نژادِ 50 ساله

1_ اشعری: مدیر یک دبیرستان، سن: نزدیک 60 سال. برای وزرات آموزش و پرورش از سوی رئیس جمهور به مجلس معرفی شد، اما از آنجا که در پست قبلی اش( یعنی مدیریت یک مدرسه) عملکرد جالب توجهی نداشت، از سوی نمایندگان مجلس رای لازم را کسب ننمود. او امروز از جانب رئیس جمهور رئیس کتابخانه ملی ایران است!

2_ سعید لو: معاونت عمرانی احمدی نژاد در زمان شهرداری تهران. سن 50 سال. او از جانب رئیس جمهور برای وزرات نفت به مجلس معرفی شد، اما از آنجا که هیچ شناختی از صنعت نفت نداشت و تنها یک "بله قربان گو" بود، از سوی نمایندگان مجلس رای لازم را کسب ننمود. رئیس جمهور فقط بخاطر او، شغل جدیدی به نام "معاونت اجرایی ریاست جمهوری" ایجاد و او را در رأس آن گمارد!

3_ رحیم مشائی: رئیس حوزه هنری شهرداری تهران در زمان شهرداری احمدی نژاد. سن نزدیک 50 سال. از آنجایی که "رفیق شفیق محمود موعود" بود، از جانب رئیس جمهور به ریاست سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی منصوب شد.

4_ علی آبادی: سن: 50 سال. از دوستان دوران شهرداری احمدی نژاد. علی آبادی که هیچگونه سابقه ورزشی حتی از نوع فوتبال دستیِ آن هم نداشت بلافاصله پس از رای آوردن احمدی نژاد، از جانب رئیس جمهور به سمت ریاست تربیت بدنی منصوب گشت و حیرت جامعه ورزشی ایران را برانگیخت!

5_ زریبافان: عضو شورای شهر تهران و از افرادی که شهردار شدن احمدی نژاد را بشدت پیگیری می نمود. سن: نزدیک 50 سال. از آنجا که رئیس جمهور، یکی از اصلی ترین دلایل پیروزی خود در انتخابات را حمایت دوستان خوب شورای شهری، نظیر زریبافان می دانست، او را به سمت دبیر هیأت دولت منصوب نمود و اکنون نیز عضو هیأت رئیسه باشگاه استقلال است!

6_ ثمره هاشمی: سن: 50 سال. معاون سیاسی استانداری آذربایجان غربی، در زمانی که احمدی نژاد فرماندار ماکو بود ( یعنی احمدی نژاد زیر دست او قرار داشت). از آنجا که دِین بزرگی به گردن احمدی نژاد نسبت به ثمره هاشمی بود، او را مستقیما به سمت معاونت سیاسی وزرات کشور منصوب نمود تا انتخابات های بعدی مورد اطمینان تر برگزار شود!

7_ فتاح: رئیس دفتر سردار ذوالقدر، سن: حدود 45 سال. از آنجا که در سالهای آغازین انقلاب او و احمدی نژاد از محافظین و سربازان رده پایین فرماندهان ارشد آذربایجان بودند، دوستی بسیار قدیمی باهم دارند و به سبب همین رفاقت، توسط احمدی نژاد وزیر نیرو شد. فتاح امسال به دلیل اینکه خبر سد سازی های دوران سازندگی را مجددا و با آب و تاب زیاد اعلام می نمود، به عنوان "چهره ماندگار ملی" از سوی طیف احمدی نژادی به صدا و سیما معرفی و انتخاب شد!

8_ مصطفی نجار: رئیس کارخانه آهنگری الحدید که بدلیل ضعف مدیریت از سوی رئیس وقت سازمان صنایع دفاع ، از این سمت نیز اخراج گردید. سن: 50 سال. او زمانی در مدرسه عالی تکنیکوم نفیسی همکلاس زریبافان بود و از این طریق به سمت وزیر دفاع منصوب شد. مصطفی نجار حتی یک ساعت هم در جنگ تحمیلی علیه عراق شرکت نداشته است! او امسال توسط احمدی نژاد بدلیل اعلام خبر ساخت های داخلی (که همگی مربوط به 5 سال گذشته بوده اند) به عنوان "مدیر نمونه ملی" انتخاب گردید!

9_ محصولی: سن: 50 سال. اوایل جنگ، فرمانده سپاه آذربایجان غربی بود که سالها به کار تجارت مشغول بود. در همان سالها، احمدی نژاد سرباز این فرمانده بود و حتی طبق گفته های فرمانده آذربایجان غربی (فرمانده قبل از محصولی) این طیف مخالفت شدیدی با شهید باکری در آن زمان ، در سپاه می نمودند و او را تخریب می کردند. محصولی از جانب رئیس جمهور به سمت وزرات نفت معرفی شد، اما از آنجا که ثروت هنگفت او و گرین کارت آمریکایش موجب حیرت مردم و نمایندگان مجلس گردید، خود از پذیرفتن این سمت کناره گیری کرد. اما علاقه احمدی نژاد به او سبب شد که به عنوان شهردار تهران از سوی این طیف معرفی شود که از شانس بد، طیف احمدی نژادی رای لازم را کسب ننمود!

10_ مهرداد بذرپاش: سن کمتر از 30 سال. رئیس ستاد رایحه خوش خدمت. او تلاش زیادی نمود تا با رانت احمدی نژاد وارد شورای شهر تهران شود و خود را همانند اسامه، فرمانده جوان سپاه پیامبر می دانست! اما از بداقبالی اش رای لازم را کسب نکرد. او برای اینکه از افسردگی درآید جدیدا به سمت مدير عاملی "پارس خودرو" _ يکي از بزرگترين کارخانه‌هاي اتومبيل‌سازي کشور _ منصوب گردیده است! ( این اقدام، حتی صدای جنبش عدالتخواه دانشجویی _ که از حامیان دولت نهم است _ را نیز در آورده است.)

این افراد تنها نمونه هایی از نمود استعداد های درخشان در یک شب و پس از ظهور محمود موعود بود.

**********************

اگر دوست دارید ادامه مطالب درباره "محمود موعود" (خدائیش تیکه باحالی اومده!) و مسعود ده نمکی رو بخونید، میتونید به آدرس وبلاگ مراجعه کنید... بعضی از مطالبش جالبه، گرچه اسلام دست و بالشو بسته!! داخل ایران هم فیلتر نیست.
http://www.mojadele.blogfa.com/

118 :: توسط لقمان در 2007-03-11 21:52

اقا / خانم ...سرهنگ درست نوشته هالیووده و کاریش نمیشه کرد
دیروز ها شوروی و چین و یوگوسلاوی و حالا هم اسلام فانداممتالیست چه
شیعه چه سنی ول کن نیست ٬ یعنی اصل کارش اینه در ضمن هالیوود ان چند
استادیوی درندشت در لس انجلس که نیست هزار کوچه پیچ در پیچ داره که
سیر تا پیاز همه دنیا با تاریخ و حوادث اشان و سیاست و سیاستمدارشون
با فرهنگاشون .....فیلم بن هور و اسپارتاکوس را دیدید !؟ چقدر رم و سزار خون اشام
را خوشگل و خوشمنظر !!نشان میدهد سناتورهای رم را مثل امروز امریکا !!دمکرات
و ازاد اما سزار خدا بود !؟؟نه نماینده خدا خود خدا بود !!و برده ها را زنده
زنده میانداختن داخل قفس شیرها !!!اره فقط هالیووده که فعلا نقش ساحر
زمان را برای ابر قدرت امریکا بازی میکند و خود خدا هم حریفش نمیشود

117 :: توسط آزادی در 2007-03-11 20:24

متن زیر را من ننوشته ام! یکی از برادران فرمانده و بسیجی و طرفدار نظام داخل وبلاگش نوشته:

***************

نمونه هایی از شایسته سالاری احمدی نژادِ 50 ساله

1_ اشعری: مدیر یک دبیرستان، سن: نزدیک 60 سال. برای وزرات آموزش و پرورش از سوی رئیس جمهور به مجلس معرفی شد، اما از آنجا که در پست قبلی اش( یعنی مدیریت یک مدرسه) عملکرد جالب توجهی نداشت، از سوی نمایندگان مجلس رای لازم را کسب ننمود. او امروز از جانب رئیس جمهور رئیس کتابخانه ملی ایران است!

2_ سعید لو: معاونت عمرانی احمدی نژاد در زمان شهرداری تهران. سن 50 سال. او از جانب رئیس جمهور برای وزرات نفت به مجلس معرفی شد، اما از آنجا که هیچ شناختی از صنعت نفت نداشت و تنها یک "بله قربان گو" بود، از سوی نمایندگان مجلس رای لازم را کسب ننمود. رئیس جمهور فقط بخاطر او، شغل جدیدی به نام "معاونت اجرایی ریاست جمهوری" ایجاد و او را در رأس آن گمارد!

3_ رحیم مشائی: رئیس حوزه هنری شهرداری تهران در زمان شهرداری احمدی نژاد. سن نزدیک 50 سال. از آنجایی که "رفیق شفیق محمود موعود" بود، از جانب رئیس جمهور به ریاست سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی منصوب شد.

4_ علی آبادی: سن: 50 سال. از دوستان دوران شهرداری احمدی نژاد. علی آبادی که هیچگونه سابقه ورزشی حتی از نوع فوتبال دستیِ آن هم نداشت بلافاصله پس از رای آوردن احمدی نژاد، از جانب رئیس جمهور به سمت ریاست تربیت بدنی منصوب گشت و حیرت جامعه ورزشی ایران را برانگیخت!

5_ زریبافان: عضو شورای شهر تهران و از افرادی که شهردار شدن احمدی نژاد را بشدت پیگیری می نمود. سن: نزدیک 50 سال. از آنجا که رئیس جمهور، یکی از اصلی ترین دلایل پیروزی خود در انتخابات را حمایت دوستان خوب شورای شهری، نظیر زریبافان می دانست، او را به سمت دبیر هیأت دولت منصوب نمود و اکنون نیز عضو هیأت رئیسه باشگاه استقلال است!

6_ ثمره هاشمی: سن: 50 سال. معاون سیاسی استانداری آذربایجان غربی، در زمانی که احمدی نژاد فرماندار ماکو بود ( یعنی احمدی نژاد زیر دست او قرار داشت). از آنجا که دِین بزرگی به گردن احمدی نژاد نسبت به ثمره هاشمی بود، او را مستقیما به سمت معاونت سیاسی وزرات کشور منصوب نمود تا انتخابات های بعدی مورد اطمینان تر برگزار شود!

7_ فتاح: رئیس دفتر سردار ذوالقدر، سن: حدود 45 سال. از آنجا که در سالهای آغازین انقلاب او و احمدی نژاد از محافظین و سربازان رده پایین فرماندهان ارشد آذربایجان بودند، دوستی بسیار قدیمی باهم دارند و به سبب همین رفاقت، توسط احمدی نژاد وزیر نیرو شد. فتاح امسال به دلیل اینکه خبر سد سازی های دوران سازندگی را مجددا و با آب و تاب زیاد اعلام می نمود، به عنوان "چهره ماندگار ملی" از سوی طیف احمدی نژادی به صدا و سیما معرفی و انتخاب شد!

8_ مصطفی نجار: رئیس کارخانه آهنگری الحدید که بدلیل ضعف مدیریت از سوی رئیس وقت سازمان صنایع دفاع ، از این سمت نیز اخراج گردید. سن: 50 سال. او زمانی در مدرسه عالی تکنیکوم نفیسی همکلاس زریبافان بود و از این طریق به سمت وزیر دفاع منصوب شد. مصطفی نجار حتی یک ساعت هم در جنگ تحمیلی علیه عراق شرکت نداشته است! او امسال توسط احمدی نژاد بدلیل اعلام خبر ساخت های داخلی (که همگی مربوط به 5 سال گذشته بوده اند) به عنوان "مدیر نمونه ملی" انتخاب گردید!

9_ محصولی: سن: 50 سال. اوایل جنگ، فرمانده سپاه آذربایجان غربی بود که سالها به کار تجارت مشغول بود. در همان سالها، احمدی نژاد سرباز این فرمانده بود و حتی طبق گفته های فرمانده آذربایجان غربی (فرمانده قبل از محصولی) این طیف مخالفت شدیدی با شهید باکری در آن زمان ، در سپاه می نمودند و او را تخریب می کردند. محصولی از جانب رئیس جمهور به سمت وزرات نفت معرفی شد، اما از آنجا که ثروت هنگفت او و گرین کارت آمریکایش موجب حیرت مردم و نمایندگان مجلس گردید، خود از پذیرفتن این سمت کناره گیری کرد. اما علاقه احمدی نژاد به او سبب شد که به عنوان شهردار تهران از سوی این طیف معرفی شود که از شانس بد، طیف احمدی نژادی رای لازم را کسب ننمود!

10_ مهرداد بذرپاش: سن کمتر از 30 سال. رئیس ستاد رایحه خوش خدمت. او تلاش زیادی نمود تا با رانت احمدی نژاد وارد شورای شهر تهران شود و خود را همانند اسامه، فرمانده جوان سپاه پیامبر می دانست! اما از بداقبالی اش رای لازم را کسب نکرد. او برای اینکه از افسردگی درآید جدیدا به سمت مدير عاملی "پارس خودرو" _ يکي از بزرگترين کارخانه‌هاي اتومبيل‌سازي کشور _ منصوب گردیده است! ( این اقدام، حتی صدای جنبش عدالتخواه دانشجویی _ که از حامیان دولت نهم است _ را نیز در آورده است.)

این افراد تنها نمونه هایی از نمود استعداد های درخشان در یک شب و پس از ظهور محمود موعود بود.

**********************

اگر دوست دارید ادامه مطالب درباره "محمود موعود" (خدائیش تیکه باحالی اومده!) و مسعود ده نمکی رو بخونید، میتونید به آدرس وبلاگ مراجعه کنید... بعضی از مطالبش جالبه، گرچه اسلام دست و بالشو بسته!! داخل ایران هم فیلتر نیست.
http://www.mojadele.blogfa.com/

116 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-11 20:13

آقا زاده حاج آقا عراقچی از بازاريان فرش
عباس آقا هم فکر کرده وسط ميدان است کارش را انجام داده.
****
دومين بيانيه‌ی جمعی از پيوستگان
به اعتصاب غذای فعالان زن بازداشت‌شده
http://www.iranglobal.dk/

چهارمين روز اعتصاب غذای خود را در شرايطی آغاز کرديم که هنوز از شرايط خانم‌ها شادی صدر و محبوبه عباسقلی‌زاده در زندان اطلاعی چندانی نداريم
ده روزی بيش به نوروز باقی نمانده است. دست ياری به‌هم دهيم تا تمامی زندانيان سياسی لحظه تحويل سال نو را در خانه و کنار عزيزانشان سپری کنند
*******
در همچنان بر يك پاشنه مي‌گردد
*****
Ahmadinejad Wants to Attend U.N. Meeting
By NASSER KARIMI
AP
******

115 :: توسط Mitra در 2007-03-11 20:07

This link is very good http://en.wikipedia.org/wiki/300_(film)

114 :: توسط Medi در 2007-03-11 19:24

In AZADI(Comment 84) hamoon SHIVA KHALIBAND ast

113 :: توسط Mitra در 2007-03-11 18:44

میدونید در حال حاضر بنظرم میاد چیزهای مهمتر از این فیلم وجود داره , البته خوبه که هرکی میتونه بره و نمره بده ولی میدونید این هنرپیشه نقش خشایار شاه یک برزیلیه که با تلاش بسیار این نقش را گرفته و ابدا اطلاعات تاریخی نداره و اگر هم بد گفته آنچه را که بهش تزریق کرده اند تکرار کرده میدونید همین چند وقت پیش بود که هالیوود فیلم توریست را ساخت که بد برزیل را میگه و بقول اون کامنتی که میگه "زمانی نازیها ها بودند بعد روس ها و بعد چینی ها و بعد صربها حالا هم نوبت ما است برای منفی بودن در فیلم ها" راست میگه.
ولی خودمو نیمها خشایارشاه که اصلا شبیه خشایارشاه نیست هیچی این لئونیداس بیچاره هم نه تنها آنچنان بیچاره نیست بلکه با اون مدل ریشش و با اون دماغی که داره بیشتر شبیه خشایارشاه بهرحال اسکندر راهم که ساختن یک مزخرف دیگه بود با اسکندری که نمیتونست تصمیم بگیره که مرده یا اواخواهره یا پرسپولیسی که در بابیلون بود اما در هر حال خوبه که این هالیوودیها بفهمن که مردم خر نیستن.
به امید روزی که در آزادی و با آزادی زندگی کنیم

112 :: توسط کاوه در 2007-03-11 18:40

درود زیتون جان. من یکی از خوانندگان پروپا قرص وبلاگت هستم. امروز در خبرها آمده بود که نماینده ایران یعنی آقای عباس عراقچی با نماینده آمریکا دیدار داشتن. اول من به خودم گفتم که نماینده ایران را یک عراقی فرستاده اند ولی آن "چی" آخر چه معنا میدهد تا اینکه در روزنامه انگیسی نیویورک تایمز دیدم اسم ایشان "Araghchi" و با عرقچی است که احتمالا ایشان بعد از انقلاب شکوه مند اسلامی یک الف ساده به اسمش اضافه نموده و عراقی شده است. گفتم شاید بخواهی در این مورد مطلبی بنویسی.

111 :: توسط سیروس در 2007-03-11 16:55

یعنی چی؟ مگه دست خودته که سهام عدالت بخوای یا نخوای. نفت فروختیم که عدالت تقسیم کنیم. آزادی هم البته داریم رو دو تا پیشخون اونورتر. تازه اوردیم. تا به زور بهت نچپوندیم برو خودت یکی ور دار.

110 :: توسط احمد.ف در 2007-03-11 15:22

دمکراسی یِ آقای جنتی دبیر شورای نگهبان
...........................................................

ازمیان سخنان جنتی در نماز جمعه تهران ...

۴ تا اوباش و لا ابالی می گویند در ايران حقوق بشر نقض مي‌‏شود و دموكراسي وجود ندارد

چرا با مجرمان اين قدر سست برخورد مي‌‏كنيم كه همه حس كنند، نبايد از زندان ترسيد؟ زندان بايد بازدارندگي داشته باشد، اينگونه زنداني كردن كه بازدارندگي ندارد، بايد همان كاري را كرد كه برادرمان در سيستان و بلوچستان انجام دادند، تروريستي را گرفتند، چهار تا سوال از وي كردند، جرمش هم مشهود بود و در همانجا كه اقدام تروريستي انجام داده بود وي را اعدام كردند.


109 :: توسط ...لینکِ بی بی سی در 2007-03-11 13:26

تظاهرات برزیلی ها علیه جورج بوش

حضور جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در برزیل تظاهرات گسترده و خشونت آمیز مخالفان سیاست های آمریکا را در پی داشت.

جورج بوش سامبا می رقصد.

108 :: توسط pasargadae در 2007-03-11 13:05

رژیمی که خود را ام القرای (حتمن یعنی سرکرده, رییس, ...) دنیای اسلام می داند, با تمامی ساز و برگ و امکانات و ... از اجتماع حداکثر چند صد به اصطلاح خودشان ضعیفه چه وحشتی کرده است!!
من به وجود چنین زنانی آگاه, حق طلب و شجاع, افتخار می کنم.
روز زن مبارک باد

107 :: توسط Aries Pisces در 2007-03-11 12:17

من مطمئنم یه روزی ما زنها این مملکت رو متحول خواهیم کرد.

106 :: توسط Aries Pisces در 2007-03-11 12:15

من مطمئنم یه روزی ما زنها این مملکت رو متحول خواهیم کرد.

105 :: توسط mar mar در 2007-03-11 07:16

در آدرس زير هم می توانيد به فيلم درجه داده و کامنت بنويسيد:
http://www.ropeofsilicon.com/review.php?id=1410
آقای سرهنگ صادق گرامی باشما موافق نيستم.می توان به صورت بسيار متمدنانه بدون راه انداختن سروصدا اطراف فيلم که باعث جلب توجه مردم شود باگذاشتن درجهFبرای فيلم ونوشتن کامنتهايی که نشان دهندکارگردان چنان که بایدو شايد مطالعه تاریحی نکرده ونژادپرستانه برخوردکرده به طورصحيح واصولی مخالفت کنيم. اين سايتها ودرجه گذاریهانه تنهاتوسط کمپانی ومنتقدين سينمايی نويس بررسی می شوند بلکه خيلی ازمردم هم قبل از رفتن به سينما آن هارانگاه می کنند. درهرصورت کمترین اثر آن این است که اعلام نمی شود فیلم ازجانب بیننده ها درجهAگرفته.

104 :: توسط nana hater!! در 2007-03-11 06:13

تروخدا زيتون، اين نانا آدمه ترو خدا؟ تو چطور آدم حسابش ميکنی من موندم واقعا!!
اينو اخيرا تو فحش خونه اش نوشته:
من نميگذارم !!!!


تو ...شادي صدر بهتر است با دقت به سخنان من
گوش دهي

محال ممکن است بگذارم شما ملغمه شکل گرفته
تحت لواي اسلام و کمونيزم
به عنوان سمبل زنان مبارز ايران پرزنته شويد پريود

شمايان را به اين دليل نميگذارم که نميخواهم زالوان
شکل گرفته گرد هم آمده در اين رژيم جنايتکار فاسد
ارزش هاي دروغين خود را با خود به ايران آزاد فرداي
ما بياورند
رک و صريح و بي پرده

شمايان معرف بخش کمتر هيولاي اين رژيم هستيد
بر کسي ديگر پوشيده نيست
باشيد ...مرغ خود را بخوريد ولي آن را به سس گه ديگر
زنان ايران فرو نکنيد ...خر فهم شد ؟؟؟؟؟؟؟

شمايان معرف سي ميليون زن ايراني نيستيد ابدا و
اصلا و شما گه ميخوري که براي آينده اين زنان مشغول
نوشتن منشور !!!!!! هستي

ديگر از تو ميخ طويله پاي خروس که بر مبناي نوشته
ابراهيم نبوي در باره ات !!!!! فعاليت کون دادن خود را
با کار در روزنامه فائزه معروفه رفسنجاني ........شروع
کرده اي .....در ايران زني نيست که منشور بنويسد و
يا رهبر شود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نميگذارم پريود .........................................نانا

103 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-11 05:01

انتقاد (حتی فحش) به شخصيت های سياسی تاريخی اجتماعی هيچ ايرادی ندارد و اساس آزادی بيان است. توهين به يک شخصيت معمولی مثلا فضولباشی در اين کامنتدانی می تواند سئوال برانگيز و انتقاد برانگيز می باشد. اين از اين.
حسين درخشان چون وبلاگش را سيم خاردار کشيده است اينجا فحش می خورد و همه ما می دانيم اين شخصيت نفرت انگيز به اينجا سر می زند.
درمورد فيلم ۳۰۰ می خواهيد چه کار کنيم؟ خودمان را جر هم بدهيم هاليوود است و چشم و گوش غربی ها. زمانی نازیها ها بودند بعد روس ها و بعد چینی ها و بعد صربها حالا هم نوبت ما است برای منفی بودن در فیلم ها.
البته جای خوشبختی است که ۸۰٪ غربی ها پشيزی هم برای تاريخ ارزشی قايل نيستند و برای سرگرمی فيلم می بينند.گورپدرشان سگ ....
با بی اعتنايی به فيلم برخورد کنيد.هرکس هم اشاره ای بهش کرد يک چندين فحش خواهر و مادر حواله يونان و هردوت بکنيد.
باشد تا نوبت ما هم برسد.

102 :: توسط در 2007-03-11 04:04

برای دیدن قسمتهای از این فیلم میتوانید به یو توب بروید و اگر هم خواستید میتوانید کامنت بگذارید ،البته برای کامنت گذاشتن باید ثبت نام کنید، واقعا این فیلم تاریخ مارا هم به مسخره گرفته..................

101 :: توسط niki در 2007-03-11 04:01

امیدوارم که این زجرها فایده هم داشته باشه

100 :: توسط آزادی در 2007-03-11 03:42

ممنون مرمر جان از اطلاع رسانی!
اگر جای دیگه هم از این نظرسنجی ها بود دوستان لینک بدن تا به خدمتشون برسیم.

99 :: توسط mar mar در 2007-03-11 03:33

پايين ترينgradeای که درهرقسمت به فيلم می توانیدبدهيدFهست.
(پيوست به کامنتهای زير)

98 :: توسط کارتن خواب در 2007-03-11 03:24

از اجتماع کوچک زنها وحشت دارند ولی ميخواهند در طرح امنيت منطقه شريک باشند اما از کشوربيگانه
دريوزگی ضمانت امنيتی می کنند

97 :: توسط mar mar در 2007-03-11 03:18

شب قبل ازشروع نمايش فيلم در آمريکا مصاحبه ای با دست اندرکاران فيلم مثل کارگردان و بازيگران اصلی فيلم پخش شد.درفيلم با زشت ترين وتحقيرآميزترين آرايش و گريم ايرانيان را به صورت وحشی ترين و بی فرهنگ ترين و بی اخلاقترين صورت ممکن به تصوير کشيده شده اند.ضمن مصاحبه کارگردان وبازيگرنقش حشايارشاه با توهين بسيار و بسياربدوزشت راجع به آن مقطع تاريخ و شخصيتهای تاريخی پارس صحبت کردند و درطول مصاحبه چندين باربرروی واقعی بودن و اصالت تاريخی فيلم وحوادث آن تکيه شد.
لطفا باصرف چنددقيقه وقت به آدرسی که در کامنت زيرداده ام برويد و باوارد کردن نظر منفی خود به عملی ترين وجه ممکن که نه تنها تبليغی برای فيلم وسرو صدايی برای آن نمی شود بلکه با دادن درجه پايين آن را به يک فيلم نامحبوب تبديل می کند نارضايتی خودرانشان بدهيد.

96 :: توسط mar mar در 2007-03-11 03:05

الان میانگین درجه يا همان gradeفيلم توسط بيننده هاA- است اگرهمه برويم وgradeپايين بگذاريم برروی فروش وfeed backفيلم اثرمنفی می توانيم بگذاريم.

95 :: توسط mar mar در 2007-03-11 03:00

لطفا به آدرس زيربرويد
http://movies.yahoo.com/movie/1809262865/user

وبرروی لينکwrite your own review
کليک کنيد وبا آی دی یاهوی خودتان نظرخودراواردکنيد.لطفا فحش و حرف زشت ننويسيد وبر چيز هايی مثل وقت تلف کردن ودروغ والکی ونژاد پرستانه بودن فیلم تکیه کنید.ضمنا بادادن درجه وrateپايين به فيلم سعی کنیدrate آن را هرچه ممکن است پايين بياوريد.

94 :: توسط ardeshir در 2007-03-11 02:40

دوباره ببخشيد

93 :: توسط ardeshir در 2007-03-11 02:33

زيتون جا ن ببخشيد
اما من فقط يک اعلام خطر برای دوستان کردم با اسم واقعی خودم .
من فقط خواننده ای مطالب هستم وخيلی کم می نويسم. اما مدتی شيوا خيلی دورغ مي نويسه مثل يک تله عمل ميکنه من در اينجا امنيت دارم اما دوستان در ايران که در تله می افتن چی بازهم ببخشيد من فقط خواننده باقی ميمانم و ديگر شما عزيت نمکنم .غلط کردم ببخشيد

92 :: توسط آزادی در 2007-03-11 02:27

زیتون جان،
من پستت رو الان دیدم....
تقریبا تمام گفته های شما با نظر من یکسانه، فقط من در گفته هام جایی عنوان نکردم که شما طرفداری از درخشان میکنید.
متاسفانه یکی از دلایلی که باعث میشه درخشان حتی از من هم فحش بشنوه اینه که خودش تو وبلاگش رعایت ادب رو نمیکنه و با ادبیاتی نامانوس مخالفانش رو تحقیر میکنه! به همین دلیل هم هست که عده زیادی جرات میکنند که اونو به باد تمسخر یا فحاشی بگیرند. بد نیست پست زیر رو یه نگاهی بندازی که تحلیل جالبی ارائه کرده:
http://jomhour.ir/2007/03/02/post_201/
راستشو بخوای من هم احساس میکنم درخشان یه جورایی دچار کمبود شده و باید بیشتر بهش توجه بشه... ولی لازمه اون اینه که حداقل خودش هم بخواد و اینجور دوستان و اطرافیانشو نرنجونه!
البته من نمیگم حسین مامور اطلاعاته، ولی با توجه به شناسایی شدنش بعید نمیدونم رژیم جنایتکار که میکونوس یکی از هنرهاش بوده، درخشان رو به خاطر حفظ جونش مجبور نکرده باشه که اینطور پرت و پلا بگه!
شاید برات جالب باشه، ولی یکی از دلایلی که من و شما دوست داریم ناشناس بمونیم همینه که نمیخواهیم فردا مجبور باشیم تحت فشار وزارت اطلاعات، خوانندگان مطالبمون رو برنجونیم! البته این یه ضرر بزرگ هم برای ما داره و اون هم اینه که اگه یه روزی گیر بیوفتیم، همچین بی سر و صدا خفمون میکنن که ممکنه حتی خانوادمون هم خبردار نشن، چه برسه به اینکه برامون کمپین و پتیشن تشکیل بدن و عفو بین الملل دنبال آزادیمون رو بگیره!!! بنابراین من هم از الناز و فرناز میخوام که کمی منطقی به قضیه نگاه کنند و درک کنند که ما ممکنه از چند جبهه بهمون اجحاف بشه و کسی هم خبر دار نشه!! پس من هم ازشون خواهش میکنم که حداقل به خاطر حفظ اتحاد جنبش زنان با ما مهربون تر باشند.

91 :: توسط زيتون در 2007-03-11 02:16

اردشیر جان
بارها نوشتم که این کمال بی‌انصافیه که نظرخواهی منو تبدیل کنید به سنگری برای جنگ با یک بلاگر دیگه.
اگر کامنتت برای نویسنده مورد نظرت جالب باشه می‌ذاره باشه و یا اگه دلش بخواد پاکش کنه من نمی‌تونم کاری بکنم.

آزادی جان
می‌بینی تروخدا..
برای حسین درخشان هم همینطوره.
میان فحش می‌نویسن. اگر انتقاد کنم به فحش ، بهم تهمت می‌زنن باهاش هم‌عقیده‌م.
الان هم ممکنه اردشیر بگه لابد با شیوا هم‌عقیده یا هم‌دستی. در صورتیکه من اصلا نمی‌دونم اردشیر راجع به چی حرف می‌زنه و هنوز وقت نکردم برم وبلاگای دیگه رو بخونم...
می‌بینی امشب تا حالا که ساعت دو و ربع صبحه. درست یک ساعته پای کامپیوترم و تموم نیروم رفت سر همین چند کامنت و برای دفاع از خودم:)))
برای همین اغلب جواب نمی‌دم دیگه...
خوشحالم هم‌درد پیدا کردم:)

90 :: توسط ardeshir در 2007-03-11 02:06

من را بياد داري .از برايتون
تو خيلي دورغ مي نوسي مثلا راجب برف در برايتون يا قيمت اجناس و ادرسهاي اشتباهي و همين مطلب راجب بناهنده ها اگر تو باسبورت امريکا را داري ديگه رامتين مشکلي براي ماندن ندارد. بناهنده ها اجازه اي کار ندارند و خانه هم به انها نمي دهند مگر بعد از قبول شدن از هوم افيس و يک افسر هوم افيس هيچ وقت اين طوري برخورد نمي کند. در ضمن کيس بناهندگي يک صفحه نيست بلکه يک برونده ميباشد با حدعقل ۳۰يا ۴۰ ورق در ضمن به بناهندهاي جديد حقوق نمي دهند .تو خودت اگر در برايتون هستي تا حالا من چند بار گفتم بيغام گذاشتم بس چرا با من تماس نمي گيري
بخشيد اين مطلب براي شيوا است . اين را اينجا گذاشتم با عرض شرمندگي چون فهميده ام شيوا مانند يك تله عمل مي كند .دوستان مواظب باشند

89 :: توسط آزادی در 2007-03-11 02:02

سلام زیتون جان،
تنها نیستی و من هم هستم.... (شکلک نیش باز تا بناگوش)
در مورد فحاشی ها به نظر من بهترین راه سکوته! چون هرچقدر بیشتر حساسیت نشون بدیم، دوستان ظاهرا عصبی بیشتر فحاشی میکنند!

اون حدیث امام زیتون هم خیلی جالب بود و کلی خندیدم!
پاینده باشی دوست خوبم.

88 :: توسط زيتون در 2007-03-11 01:59

آزادي جان
مسئله‌ي كامنت الناز(نمي‌گم خود الناز. مي‌گم كامنتش... چون فرناز سيفي هم چند بار اومد نظرخواهيمو پر از فحش كرد و رفت.. اتفاقا من به الناز چند بار لينك دادم و هيچ دشمني باهاش ندارم.) تازگي نداره.
از طرف دوستان خود اين خانم‌ها بهم خبر رسيده كه يكي از وظايف اينا سم‌پاشي عليه منه! من علتش رو اصلا نمي‌فهمم( حتي فرناز در مصاحبه با اسد حسابي به ما مستعار نويس‌ها پريد و اومديم مثلا با اي‌ميل مشكلمون رو حل كنيم اما او با بي‌ادبي و پرخاش بحث رو نيمه كاره ول كرد.)
من نمي‌دونم كه اگر ما با دادار دودور الكي خودمونو معروف كنيم جز اينكه تو هچل بيفتيم چه نفعي به حال ما و جامعه داره.
البته من خيلي متاسف هستم از دستگيري‌ها. يه روزم ممكنه خودم همين بلا سرم بياد. دير و زود داره كه سوخت و سوز نداره.
اما من ترجيح دادم اگر فعاليتي دارم تو زندگي واقعيم باشه و از وبلاگم استفاده نكنم براي شناسوندن خودم.
من خطر بزرگ شدن بادكنكي رو مي‌دونم و نمي‌خوام اين بلا سرم بياد...
در مورد حسين‌درخشان- ‌آزادي عزيز- من كي باهاش موافق بودم؟!
من منم و حسین‌درخشان حسین‌درخشانه.
اتفاقا من همیشه حرف خودمو راجع بهش زدم. ولی هرگز نه بهش فحش دادم و نه مسخره‌ش کردم.
با بیشتر عقایدش مخالفم.
وقتی راجع به مجتبی سمیعی‌نژاد نوشت که پسرخاله‌تونه من یکی از معدود کسایی بودم که جواب دادم.
گفتم جواب و نگفتم فحش!
من چه کنم که اینا دوست دارن به همه‌ی مخالفینشون فحش بدن و اگه کسی بهشون احسنت گفت باهاش خوب باشن و اگه کسی بهشون لینک نداد یعنی اخه!
اولا همیشه تاریخ ثابت خواهد کرد که حق با کیه و اگر یکی عقیده‌ی غلطی( غلط به زعم کی؟) داره ما حق ندارم بهش توهین کنیم!
یا حسین درخشان عقیده‌ی خودشو می‌گه( چه غلط چه درست) و چه مثلا جاسوس رژیمه که من با این‌یکی اصلا موافق نیستم!
از خیلی از تئوری‌های جدیدش تعجب می‌‌کنم و حتی گاهی شوکه می‌شم. اما منتظرم ببینم چرا این‌طوری شده!
باز هم تکرار می‌کنم که من با درخشان اصلا هم‌عقیده نیستم. تا اینجایی که دیدم در هیچ مسئله‌ای...
نمی‌گم همه‌ی حرفاش غلطه.
چون این غلط بودنو من تعیین نمی‌کنم.
فقط می‌گم هم‌عقیده نیستم باهاش.

بعدش هم چه الناز خوشش بیاد و چه خوشش نیاد من خودمو جزء جنیش زنان به حساب می‌آرم.( حالا لابد میاد می‌گه من نبودم!)
اصلا فعال جنبش زنان با دادار دودور در یک وبلاگ و اینکه وای... خونه‌ی فلانی رفتم و بهم گفت به به چه دختر گلی! شناخته نمی‌شه.
این رو هم تاریخ ثابت می‌کنه.
من به تمام فعالین واقعی و یدون چشمداشت به شهرت و مقام و پول احترام می ذارم و دوستشون دارم.
ممکنه الناز و فزناز و تمام نازناز‌های دیگر فعال واقعی بشن بعدا یا حتی الان هم باشن و به بدی کامنت‌هاشون نباشن. من که حرفی ندارم:) حالا چرا به خودشون شک کردن خدا می‌دونه!

87 :: توسط بهروز در 2007-03-11 01:55

پاک نکردن فحش نامه ها ضرری هم نداره. نویسندگان آنها میبینند که تحمل دموکراتی بیشتره و بقیه مثل آدم حرفشان را میزنند و به آنها کاری ندارند

86 :: توسط زيتون در 2007-03-11 01:22

لاكومه عزيز
من واقعا از شما معذرت مي‌خوام كه بر نظرخواهيم مديريت ندارم و نمي‌تونم همه‌ي كامنت‌هاي حاوي فحش و توهين رو پاك كنم.
مثلا الان كه زودتر از هميشه آنلاين شدم ساعت يك و ربع صبحه. ديروز از سه تا شش صبح آنلاين بودم و امروز همه‌ش حالم بد بود. الان هم فكر نكنم بتونم يكي دوساعت بيشتر دووم بيارم. با اين همه حجم اي‌ميل و سايت‌هايي كه دوست دارم بخونم و توقعاتي كه دوستان مرتب ازم دارن.. و كارهاي ديگه‌اي كه با كامپيوتر دارم.
اگه بخوام دونه به دونه‌ي كامنت‌ها رو بازبيني كنم و فحشا رو پاك كنم با اين سرعت كم اينترنت ساعت‌ها طول مي‌كشه.
مجبورم چشمم رو ببندم بر توهين‌ها.
مي‌بيني؟ يكي توهين مي‌كنه به اونايي كه هم‌عقيده‌ي خودش نيستن.
اون‌يكي مثل دوست مثلا مبارزش مياد براي صدمين بار (او و دوستاش با اسماي مختلف)فحش مي‌ده كه چرا من با نام مستعار مي‌نويسم. نمي‌دونم چه ضرري به اين خانم‌ها و آقايون مي‌رسه...
يكي كه سال ها ادعاي دوستي كرده به جرم اينكه از نوشته ي فلان نويسنده خوشم مياد هر چي از دهنش درمياد بهم مي گه و....
خلاصه كه بعد از تجربه‌ي ۵ سال وبلاگ نويسي مجبورم چشمم رو ببندم بر اين توهين‌ها.
من بارها تذكر دادم به سرهنگ صادق و بقيه كه تروخدا فحش نديد. نه به من و نه به ديگران. اما گوش نمي‌دن.
من از طرف فحش‌دهندگان معذرت مي‌خوام.
چون در واقع اين وظيفه‌ي منه كه نظارت كنم بر نظرخواهي و واقعا وقتشو ندارم.

85 :: توسط Rahgozare Zeituny در 2007-03-11 01:12

Salam Zeitun jan

Please look at this patriotic movement [ http://legofish.com/persiblog/004571.html]. I read the web log’s rational in terms of making a Google bomb for the movie (300) instead of expressing our disapproval by sending email to Warner Company and so on. Even if many of us could not see the movie to make our independent judgment, helping the patriotic reaction in making a web page for Iranian paintings as a Google Bomb will not violate our sense of intellectual independence. We should not lose the time. I believe we should relay on our friend and hometown observation and help this active cultural movement .


Shad bashi

84 :: توسط آزادی در 2007-03-10 23:18

کامنت 71 ، الناز عزیز:
نمیدونم کدوم حرکت یا گفته زیتون باعث شده که شما تا این حد عصبانی باشید؟! ولی مطمئنم هرچه بوده مربوط به گذشته بوده و چیزی که ما امروز از زیتون میبینیم حمایت همه جانبه از جنبش زنان و دختران دربندشده است!
گرچه شک دارم که شما صاحب واقعی وبلاگ "عروسک کوکی" باشید، ولی لازم میدونم که نکاتی رو به عرضتون برسونم:
اینکه زیتون یا من با نام مستعار مطلب مینویسیم دلیلی بر ترس یا نداشتن شجاعت و یا احساس بی مسئولیتی نسبت به جنبش زنان نیست... بلکه صرفا راهیست برای اینکه به راحتی گلویمان را با سرب داغ پر نکنند و فریادمان همیشه بلند باشد. در فضای پلیسی امروز اگر دستگیر شویم، خیلی راحت تر میتونیم بیرون بیاییم اگر ندونند که مثلا من نوعی در زیتون هم مطلب میگذارم!!
اگر دقت کنی میبینی که فرناز هم بعد از دستگیری خیلی محتاط تر عمل میکنه و به قول فیلم مارمولک اسلام و وزارت اطلاعاتش دست و بالشو بستند!! پس فکر میکنم بهتر باشه ما "زیتون" و "آزادی" باقی بمونیم تا اینکه دست و بال و دهنمون بسته بشه و یا مثل حسین درخششمداری مجبور به یاوه گویی بشویم؟!
در مورد درخشان و ارتباطش با زیتون نمیتونم نظر خاصی بدهم ولی در مورد خودم اگر کامنتهای قبلی منو بخونی متوجه میشی که به شخصه شدیدا نقدش کردم. شاید شما فکر کنی که سکوت زیتون در مقابل درخشان به معنی تائید یا قبول اون بوده باشه، ولی من با این نظر مخالفم چون اگر در گذشته زیتون درخشان رو تائید کرده، نمیتونه دلیلی باشه که الان هم با سکوتش اینکار رو انجام داده! شاید هم به نظر زیتون جفنگیات درخشان اصلا ارزش جوابگویی نداشته باشن؟! بهتر نیست زود قضاوت نکنیم؟ بالاخره هر انسان یا حزب یا تفکری در گذر زمان دچار تغییر میشه و چه بسا که زیتون هم بنا به مقتضیات زمان و نحوه حرکت جنبش، طرز فکرش نسبت به مبارزات زنان تغییر کرده؟! یا اینکه طبق گفته خودش نخواسته با توجه به اعتقادش به آزادی مذهب برای زنان مذهبی جنبش ایجاد دردسر کنه؟!

دوست خوبم الناز،
اگر ناراحتی شما از اینه که زیتون لینک دید انتقادی درخشان رو در وبلاگش گذاشته، باید دقت کنید که زیتون در رد یا قبول اون چیزی نگفته و صرفا گفته که به نظرش جالبه! میدونستی گاهی اوقات یه نقد احمقانه (مثل نقد درخششمداری) میتونه خیلی مفید تر از یه همدلی عاقلانه باشه؟ اگه دقت کنی شاید به این نتیجه برسی که اون انتقاد بیشتر به نفع بچه های جنبش بوده و پارادایم درخشان بیشتر از اونکه به جنبش ضربه بزنه باعث اتحاد جنبش و در نتیجه انزوای جناب درخششمدار شده!!
به نظر من در شرایطی که جنبش زنان بیش از هرچیزی به اتحاد و همدلی نیاز داره، گذاشتن چنین کامنتی از طرف شما اصلا صورت خوشی نداره و بیشتر از هرکسی دشمنان آزادی و دموکراسی در ایران رو خوشحال میکنه! صد البته امیدوارم که این کامنت از طرف شما نبوده باشه و یکی از ماموران ج.ا برای ایجاد اختلاف و تفرقه در دنیای زنان اونو گذاشته باشه!
پاینده باد جنبش آزادیخواهی زنان.

83 :: توسط شاگرد ِ وُ لتِر در 2007-03-10 23:14

ای بابا
يک جبهه هم که توی کامنت دونی زيتون به پا کردن بچه ها !!!
عجب گرفتاری شدی زيتون خانم با اين همه منتقد (البته خودی ها بيشترند)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
موفق باشی بانو
راستی روزت هم مبارک (با ۲ روز ديرکرد)

82 :: توسط شان - پن در 2007-03-10 22:30

هالیوود یک فیلم داده بیرون بنام ۳۰۰ درست نمیدانم لشگر ۳۳ است یا چی چی !؟ اما با
اینکه چند بارکی تو این چانال و ان چانال تبلیغات جنجال بر انگیز برای فروش
بیشتر فیلم در اکرانش را دیدم اما حالیم نشد مربوط بایرانه !؟ اخه طرف منفی را
یک سیاه پوست نشان میدادند !!! اما تازهامروز فهمیدم این فیلم راجع بجنگ یونان
و ایرانه انطرف لئونیداس یونانی که جامعه متمدن غربست و طرف دیگر خشایار شاه
ایرانی همان زگزر سیس !! معروف که نمونه شرارت بی تمدنی و وحشی انهم با لشگری
بتعداد ۱۲۰هزار نفر و لئونیداس بیچاره با ۳۰۰ نفر باید از قلعه تمدن دفاع کند
البته در قلعه را یک گوژ پشت بد ترکیبی باز کرده ( نمیدانم ان خمینی است یا
بن لادن )و البته این هالیوود با چه استادی کارش را میکند که خدا هم از تعقل
و مهارت انها در شگفت است وای ببنده خدا هایش ....حالا ترک - آذری های ایراندوست
و ضد ایرانی لا اقل امروز یک نقطه مشترک داریم یونان بر علیه شرقی که
هم وحشی هم .....عجب روزگاریست

دستِ دوستی مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق با صدام حسین جانی دیکتاتور اعدام شده عراق.

80 :: توسط همون نگران در 2007-03-10 19:11

زيتون جان، همه نگران بازداشت شده های زن در روز هشت مارس بودند که ظاهرا همه آزاد شدن، ولی هیچ کس از بازداشت شده های هفت مارس خبر نداره، اونها هم همون سلول کناری اونها بودن که ظاهرا به دعوت نیروهای چپ برای از سر برداشتن حجاب و اعتراض علیه حجاب اجباری در میدان ولی عصر تظاهرات کرده بودند، این خبر را ببین و بپرس کی از اونا خبر داره:

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/03/070309_oh_women_activists_demo.shtml

79 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-10 18:57

از آنجائی که اين حکم؟!
در قران هم موجود نيست
چرا در مورد اجرای آن پافشاری ميشود؟
...
****
سنگسار در ايران: از صدور حكم تا اجراى آن!
http://www.iranglobal.dk
ميترا شجاعى
عليرغم دستور هاشمى شاهرودى رئيس قوه قضائيه جمهورى اسلامى ايران در ديماه ۱۳۸۱ مبنى بر توقف اجراى حكم سنگسار، هنوز هم شاهد صدور اين حكم از سوى قضات هستيم. در حال حاضر ۱۳ زن در ايران منتظر اجراى حكم سنگسارشان هستند. يكى از اين زنان ۱۰ سال است كه در زندان قزوين منتظر سنگبارانش نشسته است.
....
اين گفته‌ها را شنيديد؟ اينها مردم عادى بودند. مردم عادى كوچه و بازار كه اتفاقن همه‌ آنها هم در ايران زندگى مى‌كنند و دست بر قضا هيچ كدامشان هم نويسنده و شاعر و روزنامه‌نگار نيستند. اهل براندازى هم نيستند نه از نوع نرم آن و نه از هيچ نوع ديگرى!


اين بخشى از صداى واقعى جامعه ماست، پس قوانين ما از كجا آمده‌اند؟

اما اين حكم يك حكم عادى نيست. حكمى است براى خصوصى‌ترين و شخصى‌ترين رابطه انسانى. يكى از همين شهروندان عادى در مورد سنگسار چنين مى‌گويد: «حكم سنگسار يعنى دخالت تام و كمال مسايل دينى در مسايل خصوصى و در اتاق خواب ديگران. من بطور كامل به اين قضيه مخالفم و اصلا حضور دين را تا اين حد در اتاق خصوصى خودم قبول ندارم و صددرصد رد مى‌كنم آن را».
...
وقتى در ارديبهشت ۸۵ خبر رسيد كه يك زن و يك مرد در مشهد سنگسار شده‌اند و در مرداد ماه همان سال، به اشرف کلهرى، محکوم به سنگسار در زندان اوين ابلاغ شد که حکم سنگسار او تا ۱۵ روز ديگر به اجرا در مىآيد،
...
فريده غيرت به نظر فقها در مورد سنگسار اشاره مى‌كند: «تحقيقات ما خيلى دامنه‌ى گسترده‌اى داشته، تحقيقات زيادى انجام داده‌ايم. آيت‌اله منتظرى هم جزو مخالفين هستند. آيت‌اله صانعى هم جزو مخالفين هستند. و خيلى از افراد ديگر از علما هستند كه نظر دارند اين ريشه در اسلام و قرآن ندارد».
******

78 :: توسط Mitra در 2007-03-10 16:45

آخه ترا بخدا این انصافه ?
اینهمه زندانی شدن.
اون یکیها که همینجوری مفت مفت در ملاءعام کتک خوردن.
تازه هنوز ژورنالیستها, دانشجوها , اقلیتهای اتنیکی, بهاییها و یک لیست دراز و بلند از تمام اکثریتی که مورد ظلم و ستم یک مشت عرب هستند که اسم ایرانی هم روی خودشون دارن , یک مشت حماسی و حزب اللهی که تمام ثروت مملکت را دارن میبرن و ایران را تبدیل به یک کارخانه عظیم انرژی هسته ای کرده اند که از هر طرف خطری بیاد این مردم هستند که تلف میشن .
آخه ترا بخدا این انصافه ?
تمام شد, اعتراض معلمین رفت بغل دست اعتراض چندی پیش دانشجوها که اونهم رفت پیش اعتراض آذربایجانیها , اونها هم سرنوشتی مشابه داشتند. میبینید ابجوریه مردم مفت مفت ازبین میرن, کشته میشن فرار میکن , "مجبور به سکوت میشوند", در زندان مریض و ناقص میشوند مفت مفت , بیخودی چون ما ایرانیها جز هارت و هورت , جز سروصدا کاری نمیکنیم ,یک پخمون میکنند هفتا سوراخ قایم میشیم و بهمدیگه فحش میدیم . آخه اینم شد کار ? آخه این انصافه ?
کو حرکت !!!

77 :: توسط در 2007-03-10 15:20

آش خور بد بخت ،خران دو عالم،خرس مهربان،گوز نمیدونم چی چی ............آخه این چه جور نام گذاریه !!؟؟ اگر منظورتون استعارست ،نمیتونید کمی با سلیقه تر باشید!!؟؟ شاید هم اینها ادبیات جدید در حکومت اسلامیه که ما ازش خبر نداریم !!؟؟

بخونیدش طنز خوبی داره.

از میان وبلاگ ها...
وبلاگِ خاطرات یک آش خور بد بخت

سرباز بد بخت ترین موجود روی زمین

سلام خوبید همه دیگه واقعا وقت ندارم که خاطراتی بنویسم و نه واقعا خاطراتی وجود داره که بنویسم
همش دارم پست می دم و ۱۲ ساعت در روز سر چهار راه ها هستم مردم رو جریمه می کنم و فحش می خورم همه تقاضای بخشش دارند اما چی کار کنم اگه جریمه نکنم توبیخ می شم من همشون رو دوست دارم اما خودم رو بیشتر از اون ها دوست دارم اگه می خواید خاطرات من رو بدونید این جوریه که هر روز ساعت ۶ صبح بیدار می شم می رم سر چهار راه هشت و نیم می رم صبحانه ۹ برمی گردم و تا ساعت ۱:۴۵ دقیقه سر چهار راه هستم بعد هم بد از ظهر از ساعت ۴ تا ساعت ۹:۴۰ سر چهار راه هستم این زندگی جهنمی رو ضربدر ۵۷۸ روز بکنیدتا خاطرات تمام مدت سربازی من رو به دست بیاورید

ولی در عوض بعضی جمله ها هست که من در سر پست می نویسم که اینجا می نویسم پنجشنبه ها روز بیکاری منه که منتو این روز میام کافی نت آخه یک جور هایی بعد از یک هفته به یک کمی تفریح احتیاج دارم یک ساعتی رو تو کافی نت هستم

جمله هایی رو که در سر پست به ذهنم می آد رو براتون می نویسم

من عوض شدم دیگه آرش ۲ ماه قبل نیستم چه کسی فکر می کرد که خواب کالایی که هیچ بهایی برای آن نمی پردازی به کالایی گرانبها تبدیل شود و چه کسی فکر می کرد که غذای یک آدم ۸۵ کیلویی بشه اندازه یک بچه ۵ ساله و حتی کمتر که ظرف ۲ ماه ۱۰ کیلو لاغر کنی

و ساعت های متوالی عمر خود را به دادن پست های دیوانه کننده بگذرانی و هیچ کس در اجتماع آدم حسابت نکند و تو می خواهی بگویی که من همانی هستم که شاید چند ماه پیش مهندس بودم ریش نداشتم موهایم هم بلند بود مگر نه اینکه تن آدمی شریف است به جان آدمیت ولی جامعه امروز ما این طور است آیا از سربازی زنده بیرون خواهم رفت

امروز نگهبانم نگهبان کجا؟ دست شویی که خراب است

الان ساعت ۱۲:۱۲ دقیقه نیمه شب است و من نگهبان دست شویی هستم این زمان زمانی است که چت بازان چت می کنند اما من که کامپیوتری ندارم پس ناچار با خودم چت می کنم ... ادامه

لینک بالا را کلیک کنید

75 :: توسط مهاجر در 2007-03-10 13:56

کامنت 53 حق داری،اینقدر ما در باره اتم و تحریم و حمله آمریکا و ..............مینویسیم و نظرهای آنچنانی میدیم که مشکلاتی رو که با یک مقدار پشت کار میتوان براحتی حل کرد را از یاد میبریم .............مشکل خانم کمالفر بسیار درد آوره ،البته اول از همه باید به زنهای ما ایراد گرفت که بجای این همه سر و صداهای فصلی ( به احتمال زیا د رفت تا سال آینده هول و هش 8 مارس )،چرا جمع نمیشند تا یک فکری برای هم جنسهای خودشون مثل خانم کمالفر در خارج از کشور که خیلی راحتر از داخل کشوره انجام دهند..............گاهی فکر میکنم که اینها در دل میگویند ،چشمش کور چر ابلند شد رفت مسکو !!؟؟ این حماعت از یاد میبرند که اولا روسیه یک کشور اروپایی محسوب میشود و در ثانی بیش از 50 سال پرچم دفاع از مستضعفین و محرمین را بدوش میکشیده ،پس به عقیده من مسیولیت مردم و احزاب و دولت روسیه بنا به سابقه باید از بقیه کشورها در دفاع از پناهندگان بیشتر باشد!!؟؟ مگر اینکه کسانی ( از جمله حکومت اسلامی ایران ) نمیخواهند که اسم روسیه به عنوان کشوری مساله دار مطرح شود ،چرا که ممکن است روی جریان ضد آمریکایی اثر بگذارد !!؟؟ بهر صورت باید به وسیله نامه و فاکس و ایمیل اعتراض خودمون رو نسبت به رفتار دولت روسیه با هموطنمون نشون بدیم ،و باید مستقیما اینها را به سفارتخانه و وزارت امور خارجه روسیه ارسال کرد و نه دولت کانادا و یا آمریکا و فرانسه و غیره ،چرا که اینها نمیتوانند در امور داخلی کشورهای دیگه ،اونهم کشوری مثل روسیه که به حرف هیچ کس گوش نمیده دخالت کنند.

74 :: توسط سودابه رادفرد در 2007-03-10 12:51

سلام
من قطعنامه روز ۸ مارس را در وبلاگم(ایران آزاد) گذاشته ام .ميتوانيد بخوانيد .

73 :: توسط سودابه رادفرد در 2007-03-10 12:49

سلام
من قطعنامه روز ۸ مارس را در وبلاگم(ایران آزاد) گذاشته ام .ميتوانيد بخوانيد .

72 :: توسط سودابه رادفرد در 2007-03-10 12:49

سلام
من قطعنامه روز ۸ مارس را در وبلاگم(ایران آزاد) گذاشته ام .ميتونيد بخوانيد .

71 :: توسط الناز در 2007-03-10 11:49

خفه شو! هروقت اندازه فرناز سیفی کار کردی و زحمتی کشیدی این همه طلبکار باش وقتی حتا جرات نداری با اسم خودت حرفی بزنی . تمام این روزها فرناز بود که یک ریز پیگیر وضعیت تمام بچه ها بود. یک ریز با همه خانواده ها در تماس بود و خبر می نوشت و سعی می کرد بچه ها زود بیرون بیاند. به خودت یک زحمتی بده یک ایمیل بههمان شوهران بچه ها بزن تا بفهمی چطور یک نفس فرناز زحمت کشید ان وقت تو و امثال تو که فقط تا خرخره حسودید و بددهن و عوضی این مزخرفات را بلغور می کنید. چندش آوری ...تو و اون مردک درخششمداری و امثال شما.

------
زیتون:
برای من مهم نیست نویسنده‌ی این کامنت چه کسیه.
مهم عقیده و طرز نوشتنشه.
چون بهم گفتن آدرس وبلاگشو اشتباهی نوشته (از بس شجاعه و یا اینکه کمبود شخصیت داره که به جای یکی دیگه کامنت می نویسه)
ناچارا آی‌پی‌شو اینجا می‌نویسم:
IP: 84.47.210.7

70 :: توسط satgin در 2007-03-10 11:14

efshagari dar morede hosein derakhshan . zeitoon in matlabo to web shima didam bia bebin bekhand

satgin

69 :: توسط لاکومه در 2007-03-10 09:42

ازدیو و دُد ملولم و انسانم آرزوست
از اينکه آخر عاقبت بدون نشانی هستی ومفقود الاثر .
۱-مگه مخ داری که هنگ بشه؟
۲-روزگار را باش ُيه بی مخ روانی به حسين درخشان هم ميتازونه .اين جاست که شاعر ميگه . ببين .........عز ا چه عزا يه .که مرده شور هم گريه ميکنه.
سرهنگ!!!! میدانم مشکل روانی داری. از خدایت بخواه شفات بکنه !!.البته از نوع خوبش
ضمنن سعی کن قرص ها تو .مرتب سر وقت بخوری وگرنه وقتی بیماریت عود کرد. مجبور میشی بخودت گیر بدی واین مرحله حاد روانی است

68 :: توسط . در 2007-03-10 07:11

.

67 :: توسط ولگرد در 2007-03-10 07:11

عزيز:
ايميل ات رسيد مرسی که دعوت قهوه را پذيرفتی ..

66 :: توسط خواننده وبلاگ ها. در 2007-03-10 06:44

اقای رامين مولايی
کامنت ۴۴
من تعجب ميکنم
که با اینکه ازروی وبلاگتان هويت تان معلوم است چرا چنین کامنت احمقانه ای بنام وبلاگ شما در اینجا گذاشته شده
اگر خودتان نوشتید و مشکلی بازيتون داريد چرا مطرح نمي کنيد
بحای بکار بردن منطق از کلمات ادم های بيسواد
مثل شاگرد قهوه چی ها يا شاگرد شوفر ها و يا حمالان جوان جلو بازار و چه وچه وچه استفاده کردید ...
اخر عزيز فکر نکردید
با /مش رجت / گفتن به خوانندها االقا میکنی
که از کدام ردیف اجتماع میایی
من که فکر کرد کس دیگر ادرس شما را در زیر ان کامنت گذاشته اگر خودتان نوشته باشید برایتان متاسفم
و از خانم زیتون تعجب میکنم که جواب کامنت شما را داده اند !!
شاید هم
امده اید در وبلاگ پر خواننده زیتون
برای وبلاگ مهجورتان خواننده جمع کنید..
باز هم امیداوارم نویسنده واقعی ان کامنت خودتان نباشید ..
خواننده وبلاگ ها.

..

65 :: توسط سرهنگ در 2007-03-10 06:42

من مخم بدجوری هنگ کرده !!!

ياد مشقاسم و تمام ايرانی ها که از غياث آباد بزرگشان ايران دورافتاده اند!!!

64 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-10 06:38

برو بابا لاکومه جمعش کن!!! من فحش می دهم !!!‌من فحاشم!!! من به تمام خائن ها و بی وطن های چپی فحش مادر می دهم!!!

63 :: توسط لاکومه در 2007-03-10 06:05

با پوزش... در کامنت ۵۴ بنده ،انتها ی جمله کلمه ؛مبارک باد ؛ قید نشده باین ترتیب اصلاح میشود.
خانم زیتون عزیز کامنت ۳۱مربوط به پست قبلی شما مورخه شانزده اسفند ،توحه کنید ،آیا اینگونه اهانت وتوهین ، آنهم بدون دلیل، به اشخاصی که مورد احترام بسیاری از هموطنان ما هستند از نظر شما عزیز بلامانع وقابل انعکاس میباشد؟ البته ،بنده از وبلاگ شما برای دادن پاسخ به کامنت گذار استفاده نمیکنم،بنا براین در وبلاگ خودم پاسخ نا مربوط گفته اش را خواهم داد...اجبارا متن نوشته سخیفش را با اجازه سرکار با شرمندگی ذیلا منعکس میکنم .موفق باشید.
31 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 1385-12-16 17:34
زنده باد پرويز ثابتی!!! افتخار بر ساواک شاهنشاهی و همقطاران من!!! مرگ بر جناح خائن کثافت چپ!! توی قبر جزنی و دانشيان سگ يک کاری بکنه!!!
خاک بر سر کچل گل سرخی آنارشيست نکبتی بی سواد خائن کوردل تف بر صورت نحس اکبر گنجی و مسعود بهنود!!!

62 :: توسط سرهنگ در 2007-03-10 06:01

با اين‌همه غم

در خانهء دل

اندکی شادی بايد

که گاه ، گاهِ نوروز است

61 :: توسط Iranian در 2007-03-10 05:53

‌‌‌Brave Iranian Women Fight for Right, Bz> Dorna Kouyehgar

60 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-10 05:38

اسماعيل خويی و انقلاب

« ما عشق مان، همانا

میرابِ کینه بود

ما کینه کاشتیم

و، تا کِشت مان ببار نشیند

از خون خویش و مردم

رودی کردیم

ما، خام سوختگان

ز آن آتش نهفته که در سینه داشتیم

در چشم خویش و دشمن

دودی کردیم

ما، آرمان هامان را

معنای واقعیت پنداشتیم

ما «بوده» را «نبوده» گرفتیم

و از «نبوده»

- البته تنها در قلمروِ پندار خویش -

«بود» ی کردیم

ما کینه کاشتیم

و خرمن خرمن

مرگ برداشتیم ...

نفرین به ما!

ما، مرگ را سرودی کردیم ...»


59 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-10 05:36

به راستی چه می شود کرد برای زهرا کمال فر؟ برای تک ايرانی ها؟
من داغ ميهن و ايرانی دارم و بالاخره دق می کنم!!!
در اين سفر اخير به ايران بلازده سرچهارراه دوتا خواهر روستايی را ديدم که مشغول فروش آت و آشغال به ماشين ها بودند. خيلی جوان و چقدر زيبا بودند ولی در اعماق چشمانشان هيچی نمی ديدی پنداری که روحشان را از بدنشان بيرون آورده بودند فکر کردم اگر اين دوتا دختر در غرب بزرگ می شدند چه سرنوشت متفاوتی داشتند. می خنديدند شاد بودند.....
ننگ و نفرين به باعث و بانی بدبختی اين ملت!!! چه کار بايد کرد؟ بايد چه کرد؟
من می گويم اين ملت آزاد و سربلند و خوشبخت بشود بعد همه بيايند سر قبر محمدرضا شاه بشود توالت عمومی خوب است؟ اين از من سلطنت طلب!!! من دردم فقط ايران و ايرانی است!!!


58 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-10 05:27

يادمان باشد کثافت بودن و ناانسان بودن روسها را!!! اين مملکت کثافت که ۲۰۰ سال است جز بدبختی و نکبت برای ايران و ايرانی نياورده است را بايد بهش ريد!!!! تف به شرافت نداشته روسها بيايد که چنين با زهرا کمال فر و کودکانشان می کنند!!! مرگ بر روسيه!!! اين از آن حمايتشان از حکومت نجاست اسلامی و اين از اين جنايت ضدبشريشان برعليه يک خانواده ايرانی!!! بعدش که من و امثال من از امريکا و امريکايی دفاع می کنيم می خواهند سرمان روی سينه امان بگذارند.

57 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-10 05:15

بابا جمعش کنيد صحبت راجع به اين زن فلان مادر سگ حسين درخشان را!!! ترا به خدا اين بی شرف را اينقدر گنده نکنيد اصلا ُگهی نيست!!!‌مورچه چيه که کله پاچه اش چيه!! آدرس اين را در کانادا بدهيد تا من خودم به شخصه يک حالی بهش بدهم!!! جمعش کنيد.

56 :: توسط آزادی در 2007-03-10 04:59

بد نیست آقای درخشان که از بازجوییهای انسانی اطلاعات از فرنازسیفی حرف میزنه، به خودش زحمت بده و یه نگاهی هم به وبلاگ محبوبه حسین زاده بندازه و حقایقی رو بخونه که اینگونه آغاز شده:

**روزهای تهدید، تهدید و تهدید....

پیش نوشت: می پرسه وقتی آزاد بشی در مورد زندان چی می نویسی؟ میگم: از تهدید، بازجویی، شکنجه روانی، تحقیر و برخورهای بد شما و وضعیت بد زندان .... و مرد میگه حتما می نویسی که مسائلی رو از زندگی ات مطرح کردیم که با شنیدنش، تا مدتی نمی تونستی حرف بزنی.... و من میگم کار مهمی نیست شنود تلفن دیگران ....و مرد میگه باید خدا رو شکر کنم که گیر نهادهای امنیتی موازی نیفتادم....و باز صدای جیغ و گریه یک زن در اتاق بازجویی....و بوی بد پرونده سازی....

************
این هم آدرس وبلاگش:
http://kharzar.blogfa.com/

یادمون باشه که الان ساده ترین و در عین حال کثیفترین روش اطلاعات ج.ا اینه که ارتباطات خارج از چهارچوب خانواده زنان رو آشکار کنه و با اینکار ازشون حق السکوت بگیره!!!! اگر خاطرتون باشه تو مقاله ای که روز بعد از دستگیری نوشتم این نکته رو گوشزد کردم.... میبینیم که چندان هم گزاف نبوده!
بنگرید نهایت پستی حامیان آقای درخشان را!!

55 :: توسط آزادی در 2007-03-10 04:51

زیتون نظرات رو تائیدی کردی؟
اینجوری کامنتدونی سر و سامون میگیره، ولی اگه مرتب برای تائید اونها سر نزنی اونوقت همه میمونن پشت در بسته؟!

54 :: توسط lakomeh در 2007-03-10 02:44

با درود... روز زن برهمه زنان، چه در زندان کوچک اوین ؛ها؛ وچه در زندان بزرگ ؛ایران؛ با مهر لاکومه

دوستان و حامیان گرامی، مدتی از تاسیس این وبلاگ گذشت، امید ما این بود که بتوانیم با اطلاع رسانی و یاری رسانی کمکی به این خانواده بکنیم، متاسفانه در عمل هیچ کس برای کارهای عملی داوطلب نشد، در نتیجه چاره ای نداریم جز آنکه این وبلاگ را تعطیل کنیم، امیدوارم که این خانواده در روزهای سال نوی 1386 روزهایی بهتر و خوش تر از ماههای گذشته داشته باشند، شاد و سرافراز و خرم باشید. امید

52 :: توسط همون در 2007-03-10 01:46

والا لینکشو من فرستادم برای مسنجرم، این رفیقمون هم می زاره توی وبلاگش حالا به اون لینک می دی؟
بعدش به لینکی که برات گذاشتم نمی خوای لینک بدی؟

دیگه نمیام خونه تون ها!

51 :: توسط mar mar در 2007-03-10 01:44

آقا يا خانم آزادی حالا که جواب اين درخشان را داديد کاش به مجلس ششم وآنچه که برسر فاطمه حقيقت جو آمد هم اشاره می کرديد.گيرم که مثلا معجزه شدو شادی صدر به مجلس رفت خوب که چه ؟چه کارمی تواند بکند؟فاطمه حقيقت جو که تازه از شادی صدرهزاردرجه خودی تر بود و کاملا مشارکتی وقتی نماينده مجلس ششم که اکثريت آن را اصلاح طلبان داشتند بود(درزمان رياست چمهوری خاتمی وبه اصطلاح دولت اصلاحات )برايش پرونده سازی کردند (به خاطر تلاشهايش)و درنهايت مجبور به استعفا وخروج از ايران شد و الان هم که درآمريکا هست هنوز پرونده اش در ايران باز هست .حالا اين درخشان معتقد هست که بايد نماينده به مجلس فرستاد وبافرستادن نماينده به مجلس مثلا شادی صدر مطالبات زنان را پيگيری کرد.

50 :: توسط احمد.ف در 2007-03-10 00:48

از میان کامنت ها...

توسط آزادی کامنتِ ۴۹ ...
.... به نظر من بحث منطقی با آدم بی منطقی مثل تو که ی رو از واو تشخیص نمیده اشتباه محض و آب در هاون کوبیدنه!! چرا که تو عین یه آخوند حرف میزنی و یه تحصیلکرده مثل من و وبلاگنویسهای های دیگه نمیتونند با تو که مغز خر خوردی و شعور آخوندی کسب کردی بحث کنه!

ادامه فحش در کامنت ۴۹

49 :: توسط آزادی در 2007-03-10 00:18

باز هم حسین درخشان افاضاتی در مورد شادی صدر و جنبش زنان گفته که من مجبور شدم جوابشو بدم،
حسین (شریعتمداری دوم؟!) گفته که:


و یه سری افاضات دیگه که تو وبلاگش میتونید بخونید! ولی چون مسبوق به سابقه هست که نظرات رو یکی در میون تایید میکنه و احتمال داره که نظر منو تائید نکنه (چنانکه تا حالا تائیدش نکرده) مجبورم که اینجا هم کپی کنم تا بقیه هم استفاده کنند:

توضیحاتت رو خوندم.... به نظر من بحث منطقی با آدم بی منطقی مثل تو که ی رو از واو تشخیص نمیده اشتباه محض و آب در هاون کوبیدنه!! چرا که تو عین یه آخوند حرف میزنی و یه تحصیلکرده مثل من و وبلاگنویسهای های دیگه نمیتونند با تو که مغز خر خوردی و شعور آخوندی کسب کردی بحث کنه!
پسر خوب... تو داری اصول اولیه سیاست و مبارزه رو که الان یه سیگارفروش چهارراه هم تو ایران میدونه زیر سوال میبری، بعد میخوای ملت بشینن باهات بحث کنن؟ ..نه عمو! ملت ترجیح میدن بیشتر بهت برینن تا باهات بحث کنن... رو همین حساب هم میشی کیسه فحش ملت و انصافا هم حق دارن هرچی بهت بگن.
البته حدس من اینه که تو بیشتر به خاطر اینکه هیت سایتت بره بالا و بازدیدکننده جذب کنی و از اون طریق بتونی شکم گرسنه ات رو سیر کنی این جفنگیات رو ردیف میکنی تا ملت بیان ببینن هودر چه زر جدیدی زده و... در اینصورت به معنای واقعی کلمه رذل هستی که به خاطر شکمت داری اینجور دوستان مبارزت رو میفروشی!!! گرفتی چی میگم آدم فروش؟؟
حالا میخوام یه خورده مهربون بهت بگم که عزیز من، اگر تحت فشار وزارت اطلاعات هستی، اگه شکمت گرسنه است، اگر مجبور شدی که برای حفظ نظام بکوشی و .... سعی کن چیزی ننویسی! اگه در وبلاگت رو ببندی خیلی بهتر از اینه که به یه چهره منفور تبدیل بشی! به همون خدایی که اعتقاد داری قسم که داری چرند میگی! از رو حماقت هم این چرندیات رو تو وبلاگت نمینویسی و قطعا پشتش هدفی داری... ولی نکن اینکار رو!
اگه من ناشناس رو قبول نداری حداقل به حرف 4تا بزرگتر مثل داور نبوی فکر کن... برو چندبار دیگه نوشته اش رو بخون، اون عینک دودی رو هم از چشمت در بیار و روشنتر فکر کن. فکر کن به اینکه آدمی مثل گنجی یا حجاریان کم پیش میاد که حرف مفت بزنن، پس حتما مثل من و خیلی های دیگه به این نتیجه رسیدن که اصلاحات دیگه جواب نمیده! اصلاح واسه خونه ای خوبه که فونداسیونش درست باشه اگه نه که باید از اول ساخته بشه... سعی کن بفهمی!!
سعی کن بفهمی که شادی صدر با وجود شورای نگهبان، عمری پاش به نمایندگی شورای شهر نمیرسه چه برسه نمایندگی مجلس! سعی کن بفهمی که فرناز که تو اطلاعات پرونده مفتوحه داره نمیتونه تو وبلاگش چیزی جز اونچه که اونها میخوان رو بنویسه!! فرناز مثل کیانوش سنجری کله اش بوی قورمه سبزی نمیده که آخرش هم اونجوری وبلاگ نویسی رو تموم کنه!! سعی کن بفهمی که مهرانگیز و شیرین رو اگه تو قدرت سیاسی راهشون میدادن خیلی بهتر از اون خاتمی بی خایه عمل میکردن... به جای اینکه از رو حسادت به اونها گیر بدی، سعی کن یاد بگیری که وقتی تو قدرت سهمی ندارن، نمیتونن کاری قانونی در زمینه احقاق حقوق زنان انجام بدهند!!
هر وقت اینهارو فهمیدی اونوقت حق داری بیای اینجا و از خودت دکترین بدی بیرون!!
زت زیاد.

48 :: توسط shayan در 2007-03-09 23:30

زيتون جان

اينهم يک گزارش از وضع کارگران به نقل از رادیو فردا:

لینک گزارش:
http://www.radiofarda.com/Article/2007/03/09/f1_worker_protest.html

نمی دانم سایت رادیو فردا برای ایران فیلتر است یا نه؟ اگر هست و خواستی لطف کن بگو کل آنرا در کامنت‌دانی کپی کنم.

شاد باشی


47 :: توسط امیر در 2007-03-09 23:23

میدونم که این مربوط به پست قبلی هست. اما «نوره» همون «واجبی» یا «داروی نظافت» هست. این لغت در بخش های مرکزی ایران استفاده میشود. البته بین نسل جدید چندان مصطلح نیست!

46 :: توسط لقمان در 2007-03-09 22:25

دخترک چک اسمش بی بی !؟ است در آنوس فیلم بی آی بی آی نوشته شده
خلاصه این بدبخت چاره نداشت فیلم را ادامه میده اما با حال بهم زنی تمام !؟ خوب
چیکار میتونست بکنه !؟ هی عق میزد !!البته این سیفردی جاکش استاد فیلمهای
بسیار ازار دهنده است و لذت را در گریه و زاری انهم بصورت طبیعی .....انجمنی در تورنتو
هست که مدافع حقوق زنهای تن فروش چه خیابانی یا پورنوگرافی است و بدقت فیلمها
را بررسی میکند تا تلفن زدم خانم مسئول گفت این سیفردی جاکش !!را بزندان
خواهد کشید و .......رگ رگ است این اب شیرین اب شور

45 :: توسط لقمان در 2007-03-09 22:17

حقوق زنان !؟؟؟سری به والنتاین ویدیو دات کام بزنید و از کارگردان فیلم پورنو
سازش روبرت- سیفردی ( ایتالیایی ال اصل !!) بپرسید اخه جاکش بیرحم مازوخیست
در پراگ تازه ازاد شده از جهنم کمونیست ( این جمله شیوا را در اول فیلمش
در پراگ و بوداپست دایم تکرار میکند !) این مهوشان زیبا و بکر و کم سن و سال
برای چهد هزار دلاری بزیر شکنجه جسمی سه یا چهار مرد ..کلفت اکثرا سیاهپوست
میکشد و ....چه جفایی در حق اینها که نمیکند ...یک دختر چک که وسط فیلم اعتراضش
بهوا میرود تهدید میشود پولی در کار نیست !؟ دخترک میگه نصف فیلم گرفته شده
و باید نصف پولم داده شود ٬ اما سیفردی جاکش میگه از پول خبری نیست مگر اینکه
فیلم تمام شود !!؟

44 :: توسط و ... چه و چه و چه در 2007-03-09 22:11

چه جوری
سیاسی ترین شعر
شاملو
را ملاخورکنیم !

http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=20678


فلانی ( مثلا ابراهیم نبوی) پسر‌خاله‌ی دوست بسیارعزیزمه.... طنزهاشم دوست دارم.
- دخترخاله‌شم خون پسرخاله‌ش تو رگ‌هاشه.
- عجب!
- جانِ مش رجب!

43 :: توسط آرش در 2007-03-09 21:43

نبرد با تاريکی

بگذار از نور بنويسم:
بگذار از رقص مشعل های فروزان،
از خراميدن شمع های لرزان بنويسم!

دست های گرمتان نور می زايند
و قلب های عاشقتان قله های آتشفشانند.
فرشتگان از ستاره ای به ستاره ای می آويزند
تا به تماشايتان بنشينند،
ای ستارگان کهکشان روئيده در بستر زمين!

بگذار از نور بنويسم:
بگذار از رقص دست های گرمتان
از طپش قلب های عاشقتان بنويسم!
بگذار از نور بنويسم:
بگذار از مرگ تاريکی بنويسم!

42 :: توسط علی مهتدی در 2007-03-09 21:43

متاسفم ... و بی نهايت خشمگين ... فقط آرزو ميکنم تغيير و عدالت را در زمان حيات خود شاهد باشم. نميدونم چطور ميشه اينهمه بی عدالتی و نفهمی را تحمل کرد.

41 :: توسط asefnia در 2007-03-09 21:13

بيچاره حسين درخشان به چه روزی افتاده بخاطر آنکه ديگه کسی محلش نمی ذاره!!!
http://balatarin.com/permlink/2007/3/9/1028605

40 :: توسط آرش در 2007-03-09 19:45

اين بابا كارش شده توهين به تمامي كساني كه براي آزادي و كرامت انسان آرام و قرار ندارند، از دانشجويان تا زنان و ديگران... براي خود شيريني و خودنمايي و عقده اردنگي خوردن هايش.... آزادي را براي الواطي و هرزه گي مي خواهد كه در خارج بهش رسيده... آن وقت آقاي الپر براي توجيه وادادگي بسياري از همفكرانش منتظر است به اين امامزاده آقاي فلاحيان متوسل بشود... واقعا جاي تاسف است... و شرم....

39 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-09 19:28

سعی کنيد اسم اين مامورهای گردن کلفت!!! که دست بزن برای زن ها دارند را به ياد داشته باشيد. در فردای ايران آزاد اينها بايد جواب پس بدهند.
اسم اين زنيکه ج ن ده که عکسش همه جا است و دارد می زند چی می باشد؟

38 :: توسط مهمان در 2007-03-09 18:43

زيتون عزيز لطفا در امضاء پتيشن عليه فيلم ۳۰۰ به ما ملحق شويد و در ساخت بمب گوگلی عليه اين فيلم با ما همياری کنيد : پتيشن: http://www.petitiononline.com/wpci96c/petition.html

طی ۴۸ ساعت گذشته نزديک به ۹۰۰۰ نفر آنرا امضاء کرده اند.

37 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-09 18:39

دغدغه های حکومت ج.ا:

Joint Syrian-Iranian Car Plant Opens
AP
DAMASCUS, Syria (AP) - President Bashar Assad on Thursday inaugurated the first stage of a joint Syrian-Iranian auto factory, test-driving one of the new cars and declaring that the project will boost cooperation between the allies.

36 :: توسط ايران در 2007-03-09 18:02

زيتون گرامي.

آفرين به پايداری شماايراندختان که چونان مادرمان ايران سرافرازانه پلشتيها راتاب می آوريد.

شادوپيروزباشيد.

35 :: توسط ايران در 2007-03-09 17:54

پاسخ به کامنت:27

دوست گرامی برای دريافت پاسخ می توانيدبه وب سايت شهبانو تشريف برده وايميل بزنيد. آدرس وب سايت ايشان پيشترتوسط جناب شايان درپسنهای مربوط به هم وطنان آواره مان درمسکواعلام شده.

درضمن کامنت گذاری که بانام ايران نظرمی دهدبنده هستم نه علياحضرت.
البته ازشبه ای که در ذهنتان رخداده بسيارمفتخرم.

34 :: توسط The11ave در 2007-03-09 17:18

انگار کرک و پر همه ريخته کسی نمی خواد به اين فيلم جديد ۳۰۰ که ايرانی ها را موجوداتی ديو صورت و سيرت نشان می دهد اعتراض کند.

بابا تو را به خدا دست به کار شويد.

33 :: توسط شرتو در 2007-03-09 16:23

اوووووووه! خیلی وقت بود از دست فیلترینگ نیومده بودم اینجا! بسی خوشحال شدم این ادرس رو کشفیدم.
راستش بهتره اول به جای اعتصاب و اعتراض و جنگیدن در راستای بدست آوردن حقوق زنان، خود اون ها رو با حقوق شون اشنا کرد. اونوقت دیگه با زندانی کردن چند نفر کسی نمی تونه نصف جمعیت رو خفه کنه!

32 :: توسط Alireza در 2007-03-09 16:19

Z8un aziz,
او جایزه‌ی زن بودن و معلم بودنش رو یک‌جا گرفته بود... enro neveshti!
What I wish to say, many women sound like there is no discrimination for men! man are living in Golo bolbol and Young guys are enjoying freedom of expression and only women have been under discrimination!
I think many feminist talk like that!
I think after many years women have also taken their part in fighting for human right!
previously it was men. they were beaten, tortured and etc. now all are under circumstances.
shad bashi va salamat!

31 :: توسط vida-m در 2007-03-09 15:22

پاسخی بر کامنت خانم یا آقای نقطه نقطه نقطه که میگوید:
* به مردان اجازه مي دهند بدون هيچ تعهد قانوني از آن ها بهره ببرند .
* با « نه » گفتن به حجاب موانع موجود بر سر راه مردان را در تمتع از زنان بر مي دارند .

آن تعهد قانونی که شما به آن افتخار میکنی بیانگر دید کوته بینانه ایست که زن را در حد یک روسپی خصوصی با یک قرارداد رسمی در جیب میداند. آیا زن یک کالای جنسی است که فقط از آن میتوان بهره برد؟ شما هیچ وقت به ذهنتان خطور نکرده که زن نیز یک انسان است و قابلیت آن را دارد که از مرد خود نیز "بهره " و "تمتع" گیرد. ناگفته نماند که از نظر من موضوع روابط زن و مرد فراتر از مسائل جنسی و تملکی است ولی از آنجا که شما لغات "بهره " و "تمتع" را استفاده کردید خواستم که با زبان خودتان پاسخ گویم.

30 :: توسط Mitra در 2007-03-09 15:16

این آهنگ گیسو شاکری خیلی قشنگه برای کسی که میخواد با موسیقی ایرانی حال کنه خیلی بزمیه و بدرد دعوت کردن برای قیام و رزم نمیخوره, خیلی شل شلیه, من همون کارزارش را باز به این ترجیح میدهم , بیشتری رزمی است.

29 :: توسط گوزی در باد در 2007-03-09 14:44

زیتون عزیز را قربان گردم!آخرین کامنت من همچون گوزی در باد بر باد رفت.
کار درستی کردی و لاجرم گله ای نیست.ملک خودت هست و سلاح ملک خویش زیتونان دانند.به هر حال دوستت دارم و من وشما جسارت نباشد یک قرابتی هم داریم.

28 :: توسط azar در 2007-03-09 14:41

نازنين ... خوشحالم که به خانه رسيدی . و بغض گلويم را گرفته از ضربه های اين وحشيان نا انسان بر تن زنانی که مايه افتخارند . ان مجلسيان نا وکيل و بی خاصيت نماينده ملتند يا حکومت ؟ این نادانان و گربه صفتان کتک زن و نماينده مردم نميدانند حقوق ماهيانه شان را همين ملت ميدهند ؟
درود بر شما . منهم امروز اعلاميه را بردم پخش کردم . همدردی کردند با زنان ايرانی و گفتند ما هم ۸ مارچ را گرامی ميداريم بدليل انکه در اولين تظاهرات جمعی زنان کشورمان ( امریکا )انها هم همينطور مورد توهين قرار گرفتند و ارزو کردند ۸ مارچ اينده در ايران در کمال ازادی و بدون هيچ توهينی برگزار شود

27 :: توسط احمد.ف در 2007-03-09 12:39

کامنتِ۱۱...آقای شایان
برای شما ست که خانم فرح پهلوی علیاحضرت شهبانو ست، اما از نظر من او یک نفر ایرانی ست که زن شاه سابق بوده است . اگر کسی برایش یا او خودش به نام ایران کامنت می نویسد و اسمش را بیانیه می گذارد، من حق خود می دانم که از او بعنوان زن سایق شاه سئوال کنم.

درضمن آقای شایان...
درکامنتِ شماره ۸ شما را که مخاطب قرار نداده بودم.

26 :: توسط خران دو عالم در 2007-03-09 12:35

واقعا اين جوری برخورد می کنند؟
چه قدر چندش آور...

25 :: توسط نرجس در 2007-03-09 11:20

................................

.IP: 87.247.162.2

به وبلاگت سر زدم چيزي نفهميدم:)
دروغ چرا؟ يه چيزايي فهميدم. اين كه منتظر آقاي عابديني هستي و همه ش مشغول چتي و ....
خلاصه كه كلي محظوظ شدم !

24 :: توسط DARIUSHAGHA در 2007-03-09 11:17

آزادی جان ..بگو کدام ویدو از یور تی یوب میخوای.. برات دنلود و ایمیل کنم.

23 :: توسط rasha در 2007-03-09 11:15

zeitoon...please help and support the google bomb!

22 :: توسط rasha در 2007-03-09 11:13

300 the movie

21 :: توسط .... در 2007-03-09 06:30

اين روز فرصت مناسبي را براي برخي از زنان فراهم نموده است تا بتوانند در عصر جديد با شيوه اي مدرن و با حمايت سازمان ملل به مردان خدمت کنند . اين زنان آناني هستند که :
* انسان بودن زن را در ميزان شباهت او به مرد تعريف مي کنند .
* ارزش هاي زنانه را ناديده گرفته و ارزش هاي مردانه را تکريم مي کنند .
* پذيرفته اند از مسئوليتهاي مرد نسبت به خانواده تا آنجا که ممکن است بکاهند تا مردان به زحمت نيفتند .
* به مردان اجازه مي دهند بدون هيچ تعهد قانوني از آن ها بهره ببرند .
* از ناديده گرفته شدن در تصميمات سازمان ملل و شوراي امنيت ناراضي نيستند و به مشاغل خرد اکتفا مي کنند .
* تجارت زنان در سطح دنيا را موضوعي بي اهميت قلمداد مي کنند .
* از نقش طبيعي و فطري مادري مي گذرند و خود را از لذت همنشيني با فرزند محروم ساخته اند .
* با « نه » گفتن به حجاب موانع موجود بر سر راه مردان را در تمتع از زنان بر مي دارند .
* و ... بالاخره همه اين کارها را به نام احقاق حقوق زن انجام دادند تا منتي بر سر مردان نباشد
هشتم مارس را به فاتحان خاموش اين ميدان – مردان – تبريک مي گويم .
http://goldokhtar.parsiblog.com/

20 :: توسط آزادی در 2007-03-09 05:39


تعظيم يهوديان جهان به كورش كبير

"رادیو ملی" اسراییل اعلام کرد: یهودیان دیروز به نشانه احترام به کورش کبیر در ایران که مانع از نسل کشی آنها شد، به سوی ایران سر تعظیم فرود آوردند و به روح او درود فرستادند.

این رادیو افزود: پناه دادن به یهودیان توسط کوروش کبیر در زمان هخامنشیان، هنوز به یاد پیروان این دین الهی مانده و با وجود گذشت هزاران سال از آن موقع، یهودیان در سراسر دنیا به خاطر میهمان نوازی آن پادشاه ایرانی، به سوی این کشور تعظیم می کنند.

رادیو ملی اسراییل تاکید کرد: طی مراسم ویژه در "میا شاریم" اسراییل که با حضور صدها هزار اسراییلی برگزار شد، یهودیان بر کوروش کبیر، دانیال نبی، استر و مردخای درود فرستادند.

در این مراسم که هر سال یک بار برگزار می شود، دختران و پسران جوان یهودی با پوشیدن بهترین لباس های خود، برای پیروی از ایده فکری کوروش کبیر اعلام آمادگی می کنند و او را سمبل آزادیخواهی در عهد باستان می دانند که در عصر معاصر نیز ایده هایش نقش کاربردی بازی می کند.

در این مراسم، یهودیان مستقر در اسراییل با فرستادن درود بر کوروش کبیر مدفون در پاسارگاد، دانیال نبی مدفون در شوش دانیال و استر و مردخای مدفون در همدان از آنان به عنوان سمبل های آزادی یاد کردند.

در حاشیه این مراسم، یهودیان حاضر در مراسم برگزار شده در اسراییل، آدولف هیتلر و محمود احمدی نژاد را به عنوان بانیان اصلی ایده نابودی یهودیت نفرین کردند.

لازم به ذکر است که یهودیان سراسر دنیا در این مراسم رو به ایران کرده و به نشانه احترام به کوروش پادشاه هخامنشی، سر تعظیم فرود آوردند.

19 :: توسط آزادی در 2007-03-09 05:22

کسی میدونه چطوری میشه از یوتیوب ویدئو رو دانلود و سیو کرد؟
یا اینکه قابل سیو نیست و فقط باید آنلاین دید؟!

18 :: توسط مخمل بانو در 2007-03-09 05:00

ديشب اومدم ای زنان ايران رو تقديمت کنم و روز زن تبريک بگم کامنت دونيت کار نميکرد...

ميدونی زيتونی امروز بيشتر پر درد شدم ...تو دانشگاه که راه ميرفتم همه روز زن رو به من تبريک ميگفتن و ميگفتن تو ايرانم اينو جشن ميگيريد؟!؟!؟و من بايد ميگفتم آره کادوش هم باتوم و انفرادی و هزار زهر مار ديگه است ...داستان رو واسه اونا که جنبه داشتن و ميفهميدن و شايد انتقال مثبت ميدادن تعريف کردم ولی خيلی وقتها فقط سرخ شدم ...آخ که دلم خونه زيتونی...چی بگم.....

17 :: توسط mar mar در 2007-03-09 04:48

آقای شايان عزيز باسلام ودرود .
بعدازانقلاب ۱۲ ارديبهشت راروز معلم اعلام کردند چون سالروز شهادت مرتضی مطهری است وبه خاطر وی اين روز -روز معلم شد.اين رژيم خودش ازروز اول آن قدر در سرکوب وخفقان سرآمد بوده که ديگر کسی به ۴۵ سال پيش يادش نيست.هر تجمع و هر روز ملت ايران دهها باربدتراز۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۰ بوده.

16 :: توسط dariushagha در 2007-03-09 04:42

اسلام زن را نصف مرد میدانه...اوصلا فقط به قسمت پایین کار دارند.

15 :: توسط shayan در 2007-03-09 04:36

زيتون جان

ممنون که ياد ما کردی:)) ای کاش اونجا بودم و می‌خريدم. ولی خوب از طرفی هم خوب شد که نبودم. آن عکسها پشت ويترين بماند و مردم نگاه کنند و به ياد آنچه از دست داده‌اند بيافتند و کمی به آنچه می توانند دو باره بدست آرند فکر کنند اثرش بيشتر است:))

به امید روزی که مردم خودشان را از نزدیک در خیابانها ببینند!:)))

شاد باشی

14 :: توسط زیتون در 2007-03-09 04:28

شیدا جان
چند تا ایمیل برای خودم درست کردم. یکیش اینه )البته بدون فاصله:
zeitoon @ gmail . com


شایان جان
دیروز تو گوهردشت یه منظره‌ی جالب دیدم. یاد تو افتادم. حیف که دوربینم همراهم نبود. حالا بعدا برات می‌گیرم.
تو یه ویترین بزرگی تو پیاده رو که اشیا عتیقه توش بود. بشقاب بزرگی با عکس زیبایی از فرح دیبا توجه همه رو جلب کرده بود و مردم دورش جمع شده بودن. عکس شاه و رضاشاه هم توی نعلبکی عتیقه بود...

---
امروز با وجود اون همه مأمور جرأت نکردم نه دوربین دربیارم(چون مطمئنا ازم می‌گرفتن) و نه موبایلمو اصلا استفاده کردم...
هر چی گشتم تو سایت‌ها هم عکسی از امروز ندیدم...

13 :: توسط jay در 2007-03-09 04:26

زیتون عزیز
متاسفم برای اینهمه خشونت و زور ! ولی راستش مگه از اسلام و حکومت اسلامی توقع دیگه ای هم میشه داشت ؟ حقوق زن ها در دولت ملا ها معنا نداره 
سرکوب شدگان امروز
فاتحان فردایند !

12 :: توسط شیدا محمدی در 2007-03-09 04:14

زیتون عزیز روز زن را به تو نازنین تبریک می گویم .اما قبول کن این تبریک با بغض است بعد از خواندن گزارشت.
ایمیل هایم بر گشت می خورد .لطبا آدرسی از خودت اینجا بگذار .
به امبد آزادی و برابری.

11 :: توسط shayan در 2007-03-09 04:10

احمد آقای ف

شما لازم نیست از علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی که بیش از هر شخصییت دیگری در ایران برای احقاق حقوق زنان فعالییت و تلاش کرده‌اند چیزی بپرسید! جواب شما را در پست قبلی دادم که وقایع آن سال با اتفاقات جاری چه تفاوتهائی داشت.

شما اگر راست می‌گوئید فعلا همین امسال و سال ۱۳۸۵ را بچسبید و از مسئولین رژیم مورد علاقه‌تان علت سرکوب را جویا شوید وقایع ۴۵ سال پیش و سال ۱۳۴۰ پیش‌کش!

البته اشکالی ندارد تا دلتان می‌خواهد از این کامنتها بگذارید و از این سوالها بکنید! اثری ندارد! فقط همانطور که عرض کردم دست خودتان را بیشتر رو می‌کنید! حال خود دانید!

شاد باشید:))

10 :: توسط mar mar در 2007-03-09 04:01

زيتون جان سلام .خوشحالم که سالمی.
روززن برتمام زنان دربند شده مبارک باد.به اميدپاره شدن تمامی زنجيرهاو رسيدن به رهايی .

9 :: توسط آزادی در 2007-03-09 03:25

گزارش الناز از تجمع رو برای اطلاع دوستان کپی میکنم اینجا:


ايستگاه ملت مسدود است

از اولين ساعات صبح خيابان‌هاي منتهي به مجلس تحت شديدترين تدابير امنيتي قرار دارد. ايستگاه‌هاي مترو بهارستان و ملت بسته شده و شب گذشته تعدادي از معلمان را دستگير كرده‌اند.

ساعت 1:30

مي‌رسم جلوي مجلس، ميان حلقه‌ي معلمان باقي مانده از تجمع 2 هزار نفري صبح. مي‌گويند ماموران نيروي انتظامي پاي يكي از معلمان زن را شكسته‌اند و هنوز آن‌ها حاضر نيستند، محوطه‌ي جلوي درب شمالي مجلس را ترك كنند.

رفتار پليس با معلمان كه 90 درصدشان زن هستند، بسيار زشت و توهين‌آميز است. فرمانده‌شان با لحن بسيار زننده‌اي به معلمان گوش‌زد مي‌كند: "تا ساعت 2 عده‌اي فيمينيست (منظورش همان فمنيست است) كه اعتقاد دارند، حتا حقوق معلمان را هم ندهيد و تمام حقوق را فقط بايد به زنان بدهيد، مي‌خواهند اين‌جا تجمع كنند. برويد زودتر كه قاطي آن‌‌ها دستگير نشويد."

از طرف ديگر هم به من و چند نفر ديگر از بچه‌ها اخطار مي‌دهد، چون معلم نيستيم آن‌جا ترك كنيم. هنوز تعدادمان زياد نشده و مي‌گوييم براي براي گرفتن وقت از نماينده‌ها آمده‌ايم. مي‌گويد وقت را جلوي درب شرقي مي‌دهند و اضافه مي‌كند من كه مي‌دانم براي چي آمده‌ايد اين‌جا! ناچار به سمت شرق حركت مي كنيم در حالي‌كه بر ماموران انتظامي جلوي درب شمالي اضافه مي شود. يك عده‌ي زيادي از ماموران را هم مي‌فرستند داخل مجلس كه نمي‌فهميم چرا.

ساعت 2

رفته رفته جمعيت زياد و بالاتر از ايستگاه مترو بهارستان تجمعي ايجاد مي‌شود. چون مسيرهاي منتهي به درب شمالي مجلس كاملن مسدود است. تعدادي از معلمان زن هم به ما پيوسته‌اند. آماده‌ي بيرون آوردن پلاكاردها مي‌شويم كه نيروي انتظامي به جمعيت يورش مي‌آورد.

كم نيستيم. 500 تا 700 نفر كه با توجه به سركوب‌ها و بازداشت‌هاي اخير خيلي خوب است. اما مسئله اين‌جاست كه تعداد نيروهاي امنيتي، اطلاعاتي و انتظامي خيلي بيشتر است.

نيروهاي لباس شخصي همه جا هستند. يا عكس مي‌گيرند يا با بيسيم مشخصات مي‌دهند. نيروي انتظامي هم مثل هميشه وحشيانه مردم را مي‌زند. چند نفر را توي جوي آب هل مي‌دهند. چند نفر را بازداشت و دوربين عكاسان را ضبط مي‌كنند.

به مردمي كه از ايستگاه مترو بيرون آمده‌اند، اجازه ورود به خيابان نمي‌دهند و دوباره جمعيت را به به داخل ايستگاه هل مي‌دهند. بي‌نصيب نمي‌مانم. هلم مي‌دهند داخل ايستگاه كه گورت را از اين‌جا گم كن. اعتراض مي‌كنم كه همين حالا از مترو بيرون آمده‌ام و دارم راه خودم را مي‌روم. مي‌گويد: "تا كيفت را ازت نگرفتم و نزدم توي گوشت برو!"

بين جمعيت شهلا انتصاري را مي‌بينم. روي سكويي ايستاده خسته و شكسته. پوستش تيره‌تر شده و با صداي گرفته‌اش به ماموران نيروي انتظامي التماس مي‌كند كه درگيري پيش نياورند و كسي را نزنند. انگار ياسين بخواني زير گوش خر. لگدها و باتوم‌هاي‌شان را محكم‌تر فرود مي‌آورند.

به طرف شهلا مي‌دوم و اسمش را فرياد مي‌زنم. كسي با لگد مي‌كوبد به كمرم و فحش مي‌دهد. براي رسيدن به شهلا حاضرم كتك بخورم و به راهم خلاف حركت جمعيت ادامه مي‌دهم. پيش از اين‌كه برسم يك مامور لباس شخصي مي‌بردش و گمش مي‌كنم.

ساعت 2:45

ماموران نيروي انتظامي جمعيت را كه حالا به بيشتر از 1000 نفر رسيده تا ميدان بهارستان دنبال مي‌كنند با باتوم و همراهي مي‌كنند با لگد و فحش. عده‌اي براي در امان ماندن از خشونت پليس به پاساژي پناه مي‌برند. پاساژ راه در رو ندارد. با خشونت و پس از درگيري دستگيرشان مي‌كنند. وان‌هاي سفيد كنار خيابان منتظرند. پر مي‌شوند و مي‌روند. به كجا معلوم نيست.

جمعيت پراكنده شده. عده‌اي بالاي ميدان، عده‌اي زير مجسمه و عده‌اي پايين ميدان. خبر مي‌رسد عده‌اي هم جلوي مجلس ايستاده‌اند.

خشايار ديهيمي، بابك احمدي، عبدالله مومني، فيروزه مهاجر، مينو مرتاضي لنگرودي و فاطمه گوارايي را مي‌بينم. مينو و فاطمه را كه ديشب آزاد شده‌اند بغل مي‌كنم و مي‌بوسم. پليس حسابي آن‌ها را زده. مينو مرتاضي نمي‌تواند درست راه برود و مرتب اسمم را صدا مي‌كند: "بچه‌ها را ببر. پسرهايم را ببر. دخترهايم را ببر."

با فيروزه راه مي‌افتيم ببينيم چند نفر بازداشت شده‌اند و چه كساني‌ هستند. به بهانه‌ي خريدن بليط اتوبوس كنار يكي از وان‌ها كه چند نفر توي‌شان هستند، مي‌رويم. گردن مي‌كشم داخل وان. نمي‌شناسم هيچ‌كدام را. زنان پليس را دوباره آورده‌اند و نيروهاي تازه‌ي زره‌پوش.

قصد ايجاد رعب و وحشت دارند. درگيري‌هاي پراكنده هم‌چنان ادامه دارد. مي‌زنند و بازداشت مي‌كنند. وان‌ها پر ‌مي‌شوند و مي‌روند.

پليس به عابران كنجكاو مي‌گويد: " اين كثافت‌ها (اشاره به زنان) مي‌خوان حجابشون رو برداند. همه‌شون فاحشه‌ان. هيچ‌كدوم شوهر ندارند. مي‌خوان فساد رو رواج بدن." و اين‌طوري كتك خوردن زن ميانسالي را توجيه مي‌كند.

ساعت 3:30

موتور سوارهاي مشكوك، آدم‌هاي مشكوك. اين‌قدر ميدان را دور زده‌ايم كه كاملن تابلو شده‌ايم. مي‌خواهم برگردم ايستگاه مترو بهارستان. فيروزه نمي‌گذارد. مي‌گويم باور كن مي‌روم خانه. نمي‌گذارد. دربست مي‌گيرد و به زور سوار ماشينم مي‌كند.

جمعيت پراكنده شده. اما هنوز فضا ملتهب است و ناآرام. مردم در جوش و خروشند. چيزي در هوا موج مي‌زند از جنس يك اتفاق.

8 :: توسط احمد.ف در 2007-03-09 03:06

کامنتِ ۷۱ پستِ قبلی زیتون، خانم فرح پهلوی...
در ۱۲ اردیبهشتِ سالِ ۱۳۴۰دورانِ حکومتِ همسرِ شما محمد رضا پهلوی شاه سابق چرا معلمان ایران سرکوب شدند؟ مگر چه می خواستند و چه خلافی انجام داده بودند؟

7 :: توسط آزادی در 2007-03-09 03:06

سلام زیتون،
خوشحالم که سلامت هستی و ممنون از گزارش قشنگت....
نمیدونم خبر داری یا نه؟! دیروز صبح (یعنی همون پنج شنبه) هم ایستگاه بهارستان و پیچ شمرون رو بسته بودن، و هم موبایلها و تلفنهای کارتی تو محدوده بهارستان قطع شده بود که اطلاع رسانی انجام نشه!!
میدونم که میدونی، ولی باز هم بد نیست بگم که از موبایل اصلا برای اطلاع رسانی یا مخابره خبر استفاده نکن، چون موبایلها رو تو ناحیه ای که شلوغ هست شدیدا کنترل میکنن! حواست باشه...

یه لینک جالب هم تو کامنت 87 پست قبلی گذاشتم که حتما ببین و استفاده کن... خیلی مملکتمون باحاله!!!

6 :: توسط . در 2007-03-09 03:01

بيخود منتظر نشده بودم..... عالی

5 :: توسط shayan در 2007-03-09 02:44

زيتون جان

ممنون از گزارش! خوشحالم که سالم هستی.

دير نخواهد بود که همان معلمين یه کم مذهبي که هيچ تمام مذهبی هم دوش بدوش ديگران بر عليه اين نظام سراپا دروغ و نيرنگ و ريا در کنار کارگران و بیکاران و بازنشستگان و دانش‌اموزان و دانشجویان قيام کنند.

خسته نباشيد و روز شير زنان بر همه شما عزیزان مبارک باد

شاد باشی و برقرار

4 :: توسط زيتون در 2007-03-09 02:40

بيتا جان
می‌گفتی زنان در کشور ما خيلی اهميت دارن.
وقتی مادر می‌شن بهشت زير پاشونه. وقتی شوهر می‌کنن مردا از زير دامنشون به معراج می‌رسن..
ملکه‌ی آشپزخونه‌ی خونه‌ی خودشونن! ملکه‌ی جارو کشی ظرفشويی و مربا و رب گوجه و ترشی ليته‌ن!
اما واقعا اينه که زن‌ها( و خیلی از مردها) به ارزش وجودی خودشون پی بردن.
اما زمان لازمه تا تو گوش حکومت هم بره... فعلا خودشو زده به کر گوشی!

3 :: توسط sabok vazn در 2007-03-09 02:36

از چی می ترسند مامورين؟؟؟؟ما که به قول خودشون يک مشت زن بيشتر نيستيم؟؟؟؟؟

2 :: توسط bita در 2007-03-09 02:33

zeiton jon cheghadr dardnake vaghean adam delesh misoze inja [canada] cheghadr marasem gozashtan...emroz moaleme man sare kelas miporsid ..bita aya keshvare too ham mese inja zana ahamiyat daran? monde bodam chi begam...

1 :: توسط bita در 2007-03-09 02:29

اه
۱