98 :: توسط ۸ مارچ راهپیمایی به سمت سفارت ایران در لاهه در 2007-03-11 16:26

http://www.youtube.com/watch?v=12LZLhuWU3A

97 :: توسط بهروز در 2007-03-11 02:51

جناب لقمان , مقصود سرکار در کامنت 96 همان عبدالناصری است که اصطلاح خلیج ع... را در دهان عربها گذاشت؟. خیلی ممنون قریان از راهنماییهای شما!!

96 :: توسط لقمان در 2007-03-09 17:18

زیتون حتما جزو بازندگان بعد از پیروزیست اما شاید شایان و دیگران از بدنه اصلی بازندگان حکومت سابق
باشند که هستند از طرز نوشتارشان پیداست بخصوص که همه امیدشان بامریکا/ انگلیس است نه مردم ایران که
انها را سه طلاقه کرده اند ....اینکه دنبال جریان سیل اند و بنده این الم شنگه ها را نهری در کویر لوت میدانم
همه بر میگردد بان راس هرم که خواست مردم ایران بود استقلال استقلال استقلال ایران نه هیچ چیز دیگر
خیلی از کشورهای کوچک بهای سنگینی دادند برای این مهم غنا و قوام نکرومه ٬ کنگو و لومومبا وکوبای فیدل
واندونزی سوکارنو ومصر ناصری و سمبل همه مصدق بزرگ در ایران عزیز......انقلاب ۵۷ دنیای مظلوم را بیدار
کرده و امریکا با یارانش یکدم در خواباندن ان ارام ندارند....معلمان ما و زنان ما اگر حرکتشان مستقل باشد
مورد توجه بی بی سی و سی ان ان هر گز قرار نمیگیرد

95 :: توسط لقمان در 2007-03-09 17:06

اما در این مرحله از تاریخ ایران مسایل پیچیده شده ٬ وارثان انقلاب ۵۷ که بسیار هم شکوهمند و مردمی بود
و هنوز هم فیلمایش بهتر از گویش های مزورانه !!است حی و حاظر ...بغیر از معدود سلطنتیان الفراری
شده همه پای ان امضا گذاشتند این شهادت تاریخ است ٬ اما در فردای اغازین بدست گرفتن پستها و غنایم
پیروزها شروع بجدال کردند و حتما پیروز ان بیشترین طرفدار را داشت وگرنه پیروز نمیشدند ٬اما باختگان
هم بیکار ننشستند هنوز هم می مبارزند اینکه ان اصلی ترین بازنده از اولش هم مورد حمایت امریکا/ انگلیس
بوده حالا که دیگران هم اضافه شدند دم در اورده !!!که هچ ادعا هم دارد که بر میگردد !؟

94 :: توسط لقمان در 2007-03-09 16:57

زیتون خانم شما و همه خانم ها حق دارید تا حقوق غصب شده اتان را از ما مردهای نامرد ! ( این نامرد برخلاف
تصور جاهلان زن نیست بلکه مرد بی وجدان و زن ازار و غیر انسانست که از زنان توقع برده داری دارد
نه شریک خانه و خانواده ) بستانید نه در ایران بلکه در جای جای دنیا ... هنوز در خود امریکا مبارزه بر قراره
اگر نصف جماعت دنیا زنها هستند در اداره کشورها هیچ سهمی ندارند اگر در سوید و دانمارک و هلند هم سهمی
دارند هنوز کافی نیست .. اقا نصف به نصف چرا در مجلس انگلستان سی نفر زن مقابل چهار صد مرد !؟ کجایش
انصافه !؟ زنان تا ان مرحله نرسند باید که ارام ننشینند تمام

93 :: توسط azar در 2007-03-09 04:05

نازنين . خيلی بايد خسته باشی .
اين اقای درخشان مريض هستند و واقعا نياز به روانکاو دارند . ولی تعجب ميکنم از خانم درخشان ..
ضمنا روز زن بر همه زنان شير دل ايرانی خجسته باد

92 :: توسط زيتون در 2007-03-09 03:58

لقمان جان
کامنت شماره ۲۸
خوب انقلاب شد ديگه:)))
شکر خدا همه چی روبه‌راه شد:)
بريم بخوابيم!

91 :: توسط احمد.ف در 2007-03-09 02:47

خانم فرح پهلوی کامنت ۷۱

خانم فرح پهلوی معلمان در ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰دوران حکومت محمد رضا پهلوی همسر شما چرا سرکوب شدند؟ مگر چه می خواستند و چه خلافی انجام داده بودند؟

90 :: توسط زيتون در 2007-03-09 02:36

همون جان
تو هم که داری عين رامين مولائی بدبين می‌شی. چقدر به اسم‌ها حساسیت داری...
بابا نمی‌دونم اين اديتور من چش شده!
دفعه‌ی قبل لينک بلوط به جای خودش يعنی در شماره ۹ بياد خورده بود در پيشانی وبلاگ. فرداش (که می‌شه ديروز ديدم و درستش کردم)
بعد دیشب لينک آذر درخشان و حسين درخشان رو در شماره ۱۸ اضافه کردم. که امشب اومدم می‌بينم يکيشون خورده بالای وبلاگم.
حالا اين‌يکی رو که درست کردم می‌بينم از شماه ۹ تا ۲۱ + سفرنامه‌ی ولگردم پاک شده:(((
چقدر سقت سياهه:(

89 :: توسط همون در 2007-03-09 00:37

زیتون جان، من از کار تو سر در نمی آورم بالای پیشانی وبلاگت یک لینک از هودر می دهی که علیه زنان نوشته شده و شبیه کیهان از آب در آمده بعد پایین ش اخبار زنان را می آوری، دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ در ضمن یکی را جا انداختی ها!

این را می گویم:
http://english.ohmynews.com/articleview/article_view.asp?article_class=&no=349150&rel_no=1

88 :: توسط آزادی در 2007-03-09 00:25

خواهش میکنم جناب مهاجر، انجام وظیفه ای بود برای آگاهی دادن به هم میهنان!


زیتون جان،
این لینکی که تو کامنت 78 دادم خیلی جالبه!!! حتما یه نگاه بکن و اگه ارزششو داشت بذار تو پست اصلی... :D

87 :: توسط آزادی در 2007-03-09 00:20

واسه زنگ تفریح با اندکی شیطنت ژورنالیستی، یه نمونه سانسور علنی و جالب رو در رسانه های خبری کشور بهتون لینک میدم:
در لینک زیر خبرگزاری کار (ایلنا) از بیست دیکتاتور برتر جهان که توسط سازمانی بین المللی انتخاب شدند نام برده و عملکردشون رو تشریح کرده:
http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=396130&code1=6
اگر با دقت گزارش رو بخونید میبینید که در مقاله فقط 19 دیکتاتور تعریف و تشریح شدند و جای یکی از اونها در کمال ناباوری خالیه!! (مثل فیلم هفت دلاور که تو نسخه ایرانیش فقط 6 دلاور داشت!)
حالا کافیه کمی به خودتون زحمت بدید و به اصل مقاله در سایت اون سازمان مراجعه کنید، یعنی لینک زیر:
http://www.parade.com/articles/editions/2007/edition_02-11-2007/Dictators

اونوقت مشاهده میکنید که سومین دیکتاتور برتر جهان رهبر عزیز و رئیس جمهور محترممون هستند که توسط رسانه های سرشار از آزادی بیان ایرانی سانسور شده!

86 :: توسط مهاجر در 2007-03-08 23:59

از دوست عزیز ، آزادی هم تشکر میکنم.

85 :: توسط مهاجر در 2007-03-08 23:53

جناب شایان از اینکه اشتباه مرا تصحیح کردید یک دنیا ممنونم.

من خودم هم تذکر دادم که عده ای در کمین نشسته اند که از کامنتهای این و آن سو استفاده کنند،اما از طرفی ما نمیتوانیم مبارزه خودمان را بر اساس چاپلوسی و تعارفات بیش از اندازه و غیر واقعی بنا کنیم ، من نمیتوانم قبول کنیم که یک نطامی به کسی توهین کند که حداقل در مدت کوتاهی ( 37 روز ) سعیش را انجام داد که وطن را نجات دهد،اما افسوس که دیر شده بود و همین نطامیان ارتش شاهنشاهی ( میهن پرست ) خمینی را به بختیار تر جیح دادند،حتی من شنیدم که روزی در یکی از جلسات دولت در همان 37 روز، بختیار پیشنهاد کرده بود که حالا که مردم پایشانرا توی یک کفش کردند که ما شاه نمیخواهیم ،بهتر است برای نجات وطن ، خودمان یک رژیم جمهوری اعلام کنیم ، که مثل اینکه یکی از تیمساران حاظر در جلسه به روی او اسلحه کشیده بود، یکی از اقدامات دکتر بختیار تظاهرات به طرفداری از قانون اساسی بود که توانسته بود در یک نوبت نزدیک به صد هزار نفر را جمع کند ( در آن موققیت کار خیلی مهمی بود ) ،خلاصه دوست عزیز به قول سعدی :

بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزرگان به زشتی برد.

84 :: توسط آزادی در 2007-03-08 23:52

سرهنگ حمایت عزیز،
من نمیدونم شما به کدوم دسته از سلطنت طلبان متعلق هستید که چنین منطق تندروانه و غیر قابل انعطافی دارید؟! ولی لازمه بدونید با این طرز رفتار فقط آبروی اون 4 تا ارتشبد و سپهبدی که واقعا میهن پرست بودند رو میبرید!! (چه بسا که از عوامل رژیم ج.ا نباشید برای خراب کردن سلطنت طلبان!)
دوست عزیز،
من که نسل بعد از انقلاب هستم، ولی از فیلمها و اسنادی که وجود داره (مخصوصا خاطرات دکتر نوری زاده از اون دوران) این جور استنباط میشه که واقعا شور حسینی چنان ملت رو برداشته بود که بختیار که خوبه، کارتر هم جرات نداشت بلایی به سر خمینی (که حسابی پدرانمون رو خر کرده بود) بیاره! بنابراین بی انصافی است که بخواهیم وقوع انقلاب رو به گردن یک یا چند فرد بندازیم، به نظر من همه مقصر بودند و شاید بهتر باشه بگیم که همه گول خوردند!!! یعنی شرایط طوری بود که هیچکس جرات نمیکرد خلاف جهت انقلاب حرکت کنه و اگه بختیار هم به خمینی احترام صوری نمیذاشت، مطمئنا نمیتونست تا همون حد هم موفق باشه...
شما چون تو ایران نیستی، به نوعی داری تو نوستالژی و خیالات به سر میبری و همه چیزو خیلی آرمانی میبینی، ولی من که تو ایران هستم و هر روز دارم با عده ای از هموطنان دارای تفکرات گوسفندی برخورد میکنم، به راحتی شرایط خیلی از اونهایی که در اون دوران تصمیم گرفتند مثل ارتشبد قره باغی یا شاپور بختیار رو درک میکنم؛ حقیقت اینه که اونها چاره ای جز آنچه که کردند را نداشتند! مثل خیلی ها که امروز دارن با احتیاط مبارزه میکنن و از طرف شما به وطن فروشی متهم میشن... نه عزیز! اینها مجبورن که یکی به میخ بزن و یکی به نعل، چون ملت هنوز ظرفیت پذیرش خیلی از واقعیات رو ندارن! انتظار داری الان یکی مثل گنجی، مثل بهنود، یا شیرین عبادی بیاید علنا آخوند و اسلام و خدا رو نقد یا نفی کنند؟ فکر میکنید واقعا ممکن باشه؟ فکر میکنید چند درصد مردم ازشون پشتیبانی میکنن؟ مگه میشه که ما تو یک شب این همه خرافات که طی سالها به مغز ایرانیان تزریق شده رو از بین ببریم؟!
به جای داد و بیداد، کمی بیاندیشید دوست عزیز.

جناب مهاجر،
اول اینکه اون کتابی که از سیرجانی نام بردید "در آستین مرقع" نام دارد.
بعد هم اصلا درست نیست که به خاطر چند تا افسر خائن و نون به نرخ روز خور مثل عموی جنابعالی، همه ارتش رو زیر سوال ببرید و اینطور جناب سرهنگ (که فکر میکنه این کامنتدونی پادگان ارتشه و باید با داد و بیداد و خشونت ارتشی نظر داد) رو عصبانی کنید. فراموش نکنیم که برای یک ارتشی میهن فقط خاک وطن نیست، بلکه ناموس و جان ساکنان میهن هم به اندازه خاک اون برایش ارزش دارد! بنابراین درست نیست که شما افسران و ارتشتارانی که به خاطر حفظ جون ملت (و نه صرفا خیانت) در زمان انقلاب قبول بی طرفی کردند را مشتی ترسو و خائن بنامید!! فراموش نکن که اون ارتش در زمان خودش و با مهارت خلبانان بی نظیری چون سپهبد جهانبانی و تیمسار مهدیون و .... جزو چند قدرت برتر نظامی جهان بود.

همه دوستان موفق و آگاه باشید.

83 :: توسط shayan در 2007-03-08 23:37

به جناب مهاجر

آستين مرقع اقتباس از غزل معروف حافظ است که مرحوم سعیدی سیرجانی به آن وسیله می‌خواست پیامی آشکار به مردم بدهد. به هر حال کل غزل حافظ این است آنجا که می‌فرمايد:

اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد
به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است

در آستین مرقع پیاله پنهان کن
که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است

به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می
که موسم ورع و روزگار پرهیز است

مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر
که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است

سپهر برشده پرویزنیست خون افشان
که ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

82 :: توسط shayan در 2007-03-08 23:18

به سرهنگ عزيز

نه کتاب تازه دکتر میلانی در باره پادشاه فقید تا آنجا که من می‌دانم يکی دو ماه ديگر به بازار خواهد آمد!

به مهاجر عزيز

دوست عزيز آن کتاب مرحوم سعيدی سيرجانی «در آستين مرقع» است.

شاد باشيد

81 :: توسط shayan در 2007-03-08 23:12

زيتون جان

عرض نکردم احتمالا اين آقای عليرضا عسگری خودش فلنگ را بسته و رفته؟

امروز مقامات امنییتی آمريکائی اعلام کردند که ايشان با ميل شخص شخیص خودشان مشغول همکاری با مقامات اطلاعاتی غرب هستند و هر چه می‌فرمايند دربست در اختيار مقامات امنييتی آمريکا است!

قابل توجه جناب لقمان که با خود بیانديشند که نظامی که معاون وزير دفاعش بعد از عمری ستیز با آمریکا به غرب پناهنده می‌شود چقدر از درون قوی و مستحکم است! آیا این حمله به زنان و معلمان و سرکوب کارگران و غیره از روی اطمینان به خود است یا از سر ترس فروپاشی؟

اينهم برای خود پرسشی‌ است! نه؟

به هر حال اين سيل چه شما ببينيدش و چه انکارش کنيد به راه افتاده!

شاد باشيد

80 :: توسط shayan در 2007-03-08 22:52

به دوست عزيز مهاجر

فرض بفرمائيد حرف شما درست که فرموده بوديد:

« اگر مرحوم دکتر بختیار بجای 37 روز ،یکسال قبل از آن به نخست وزیری منتصب میشد ، شاید من و شما هم اکنون در میهنمان مشغول انجام وظیفه بودیم.»

باز این شد همان حرف بنده! پس شما هم همین را میفرمائید که در نظام پادشاهی سابق با سر کار آمدن یک نخست وزیر خوب (فرض بفرمائید مرحوم بختیار) کارها اصلاح میشد! شاه نمی‌رفت و نظام سقوط نمی‌کرد و پادشاه نمادی بود سمبلیک و بنده و شما هم در ایران می‌ماندیم و خدمت میکردیم! خوب کجای این نظام اصلاح‌پذیر نبود؟ چرا شاه بد و خمینی بدتر است! خمینی آمد و نه تنها اصلاحی در دورانش امکان‌پذیر نبود که حتی بعد از مردنش هم اصلاحی امکان‌پذیر نیست! بنده و شما و میلیونها ایرانی دیگر هم مجبور به جلای وطن شده‌اند!

دوست عزیز همه حرف من هم همین است که نظام پادشاهی ولو به بیراهه هم رود اصلاح‌پذیر تر است از نظامهای جمهوری که به بیراهه می‌روند! شما هم با همین حرفتان همان را می‌فرمائید که من می‌گویم!

شاد باشید

79 :: توسط لقمان در 2007-03-08 22:44

چرا یکهو سر و صداها خوابید !؟ بابا داشتید از سیل بنیان کن مینوشتید !؟؟
نوشتید هشتم مارس را به ۲۲ بهمن تبدیل میکنید !؟؟؟ هوشی برای موشی نوشت
راستی راستی آمریکا داره کار را تمام میکنه ها !؟؟؟؟ سنم به سنبل نوشت چمدانها را
بستی !؟؟؟؟؟ ایکاش کوه موش میزایید ! ایکاش قضیه قطره و دریا بود !! ایکاش
و ایکاش و ایکاش .....بی بی سی یکمادر و هزار پدر خبرنگارش رکس - هاریسون
خانم !!!انجا حی و حاظر بوده اما از قول زهره ...نوشته که توش اگر صد تا خالی بندی
و دروغ هم نوشت پای بی بی سی نره !؟ زهره خانم نمیتونه حدس بزنه تعداد را !!هر که
تو بهارستان راه میرفته را جمع زده بهزار نفر هم نرسیده تازه چند روزه در دنیا
تبلیغ کردند و ..// خمینی با یک دست خط و چند جمله بیسر و ته اسراییل و امریکا
و اسلم در خطر است در کساد ترین روز راه پیماییش در تهران چند صد هزاری
تو میادین میاورد ده نه !؟

78 :: توسط shayan در 2007-03-08 22:25

به احمد آقای ف (کامنت ۶۰)

بله بنده میدانم و از آن جریان خبر دارم. ولی شما که خبر را می‌دهید حداقل درست بدهید.

فرمان شاهانه‌ای برای شلیک به مرحوم خانعلی در کار نبود و آن افسر شهربانی سر خود و آنهم نه به قصد کشتن برای متفرق کردن تظاهرات شلیک کرد و باقی مسائل!

اتفاقا همین مسئله نمونه دیگری است از اصلاح پذیری و مسئولییت پذیری حکومت پادشاه فقید! در همین تظاهرات دو سال پیش (اگر اشتباه نکنم) چند معلم را در هنگام تظاهرات کشتند! (شرمنده اسمشان را الان به خاطر ندارم) آیا اتفاقی افتاد؟!‌ مسئول شلیک توقیف شد؟ دولت خاتمی (تازه دولت اصلاحات هم بود خیر سرش)استعفا داد؟ مجلسین در اعتراض استعفا دادند؟ انتخابات جدید برگزار شد؟ رئیس سندیکای معلمان شد وزیر آموزش و پرورش؟ چه اتفاقی افتاد در این نظام اصلاح‌پذیر جمهوری اسلامی شما که در نظام اصلاح‌ناپذیر پادشاه فقید ما نیافتاد؟

بس کنید آقای احمد آقا! اين روشهای شما به خداوندی خدا کهنه شده! به خدا به خودتان بيشتر ضربه ميزند تا به ما!

به هر حال خود دانيد

شاد باشيد

77 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-08 22:03

زنان اندر ایران چو شیران شوند …
مزدک بامدادان

سرزمین ما براستی سرزمین شگفتی‌های بی‌پایان است. گاه می‌بینی که زنانی پیچیده در روبنده و چادر به خیابان آمده اند تا بگویند: «صیغه شیرین ترین لذتی است که نصیب زن مسلمان می‌شود» و بدیگر روز شیران غُرّانی را می‌بینی که بی هراس از داغ و درفش و بی نگاه به شمار اندکشان، به یاری یارانشان تا در بیدادگاه می‌روند.
...
در همه سالهای زندگیم، هر روز بیشتر از پیش "دلیری" را ستوده‌ام. دلیری نه از آن دست که کسی خود را با چشمان بسته و بی اندیشه در هر خطرگاهی بیفکند، تا دیگران را از دلاوری خود آگاه کند، تا به هم نشانش دهند و ستایشش کنند. آن دلیری که من می‌ستایمش، شیردِلی و سرفرازی مردمانی است که همچون همیشه و همچون همگان روزگار سپری می‌کنند و بر سر بزنگاههای سرنوشت ساز در انجام کاری که آنرا درست می‌دانند، دمی درنگ روا نمی‌دارند. بزنگاههائی که شاید بیش از چند بار در زندگانی هر کسی پای ندهند. "ستایش دلیری" از آنگونه که گفتم در اندیشه من چنان ریشه دوانده است که در برابر دارندگان آن، چه مرا دوست باشند و چه دشمن، کمر به کُرنش خم می‌کنم.
...
دین فروشان شاید هیچگاه تا به این اندازه درمانده و ناتوان نبوده‌اند. اینان را نه سر آن است که گرهی از کار کارگران و کارمندان و آموزگاران و ... بگشایند و دست کم در آستانه نوروز لبخندی بر لبان این بینوایان بنشانند،
...
مانند همیشه ما فرنگ نشینان باید پژواک صدای این بانوان دربند را به گوش جهانیان برسانیم و مگذاریم که سرنوشتشان بدست فراموشی سپره شود. ولی آنچه که یاران آزاده این جنبش را در بیرون و درون دیوارهای زندان دلگرم و امیدوار خواهد کرد، پیوستن به "کمپین یک میلیون امضاء" است. کمپین تنها بدنبال گردآوری یک میلیون نام نیست. تلاشگران این کمپین خانه به خانه و کو به کو می‌روند و زنان را با حقوقشان آشنا می‌کنند و برایشان کارگاههای آموزشی برگزار می‌کنند و با آنان رودررو از ستمی سخن می‌گویند که بسیاری آنرا می‌بینند، ولی از دریافتش ناتوانند. دست کم برای ما فرنگ نشینان مایه شرمساری است که شمارمان سر به میلیونها می‌زند و شمار نامهای آمده در فهرست بسختی از پنجهزار فراتر می‌رود.
...
پس به پاس همه رنجهائی که برای ما کشیده اند و دردهائی که بر جان و روان خود خریده اند،
و به فرخندگی روز جهانی زن؛

دلهاشان را گرم و
گامهاشان را استوار کنیم.


خداوند دروغ، دشمن و خشکسالی را از ایران زمین بدور دارد
اسفند هشتادوپنج
مزدک بامدادان
mazdakbamdadan@arcor.de

76 :: توسط مهاجر در 2007-03-08 21:47

نخیر نداشتند ، سعیدی سیر جانی در کتابی به اسم در آستین مرفق ( امیدوارم که غلط املایی نداشته باشد ) دقیقا از اینها به اسم رستمهای دم حمام نام برده است، در مورد مرحوم بختیار هم میدانید که دفعه اول فرودگاه را بست ،که به دنبال آن بلوا و آشوب تمام ایران را فرا گرفت ،اما چرا شماها افسران میهن پرست کودتا نکردید!!؟؟ چرا دوستانتان در نیروی هوایی هواپیمای حامل خمینی رو سرنگون نکردند !!؟؟ .......میبینید که نشستن پای گود و لنگش کن گفتن خیلی راحت است.

75 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-08 20:54

دوست گرامی ۷۴ مطلع-شما گفتيد افسران ارتش شاهنشاهی رگ و ريشه ايران پرستی نداشتند برايتان يک مثال آوردم.خواستيد بازهم می آوريم.
بعد هم دوست عزيز شايد اگر شاهپور بختيار دوتا خ ا ی ه لای پايش بود و درد ملت و کشور را داشت عوض حضرت آيت الله حضرت آيت الله کردن با لگد جلوی ورود آن هندی را به ايران می گرفت و الان من و شما و شايان مشغول خدمت کردن در ميهن خودمان بوديم.

يکی به من بگوید این کتاب عباس میلانی در آمده است یا نه؟

74 :: توسط مهاجر در 2007-03-08 20:36

والله کامنت گذاشتن در این سایت مثل بند بازی شده ،آدم نمیدونه چی بگه تا یک عده ای از نوشتهاش سو استفاده نکنند!!؟؟

جناب سرهنگ من نفهمیدم که چرا مرا به صفت بی شعور مفتخر کرده اید!!؟؟ من حقیقت را گفتم، حالا اگر عده قلیلی افسر میهن دوست و با سواد و درست کار در ارتش بودند،منت نباید سر کسی گذاشت، اینها و ظیفه اشان را انجام میدادند، چنانکه اون معدود افسران و درجه دارانی که در 22 بهمن فقط به خاطر وظیفه شناسی جان باختند هم وظیفه اشان را انجام دادند،و افرادی مانند تیمسار غرباقی و.....را که اعلامیه بی طرفی ارتش را صادر کردند،جزو خاییین میتوان محسوب کرد،حالا اگر شما فکر میکنید که غرباقی هم که افسر تحصیل کرده ای بود ( اینجور که میگویند آدم فاصدی هم نبود )،دنباله همان افسران رضاشاهی هستند که شما نام بردید،این دیگر تقصیر من نیست!!؟؟

در مورد خوانین فارس مثل شهبازی ،حیات داودی ،ضرغامپور و..........من هیچ سمپاتی با این دزدان و راهزنان سر گردنه ندارم،اما شایع هست که همینها را هم ارتش حریفشان نمیشد و با فریب و نیرنگ دستگیر کردند ( گفتند بیایید مذاکره کنیم ،بعد گرفتند اعدامشان کردند).

در جواب آقای شایان هم باید بگویم دقیقا مقایسه رژیم سلطنتی با رژیم ملاها مقایسه بین بد ( شاه ) و خمینی ( بدتر ) است، اگر مرحوم دکتر بختیار بجای 37 روز ،یکسال قبل از آن به نخست وزیری منتصب میشد ، شاید من و شما هم اکنون در میهنمان مشغول انجام وظیفه بودیم.

73 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-08 20:33

کسی می داند کتاب جديد دکتر عباس ميلانی در مورد محمدرضا شاه بيرون آمده است يا نه؟ به من خبر بدهيد.

72 :: توسط آزادی در 2007-03-08 18:57

تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۸۵

«آقای درخشان، روش خود شما چیست؟»
علیرضا مسعودی

این مقاله نوشته‌ای است بر سخنان حسین درخشان در وبلاگ سردبیر خودم، با عنوان از روش خیابانی تا روش پارلمانی، که در سایت هودر به تاریخ ۱۶/۱۲/۸۵ درج شده است.

این روزها نظر من به تغییر سمت سخنان درخشان، با گوشه کنايه‌ی ابراهیم نبوی جلب شد. ابتدا احساس کردم نگاه تازه او، در جهت منصفانه نگریستن و درو شدن از فضای رادیکال اپوزیسیونی است اما هرچه پیشتر رفتم برایم تعجب‌انگیز بود که منطق سخنان ایشان، بیشتر به فضای بدبینی جبهه‌ای نزدیک شده است که کمابیش در ایران طرفدارانش را می‌شناسیم.

این بار درخشان جنبش زنان را یکی پس از دیگری آماج حمله خود قرار داده و همه فعالیت آنان را زیر سؤال برده است. نتوانستم تحمل کنم که عده‌ای در گوشه‌ای با آرمانی مشخص تلاش کنند و ایشان تمامی آن را شسته و رفته و باد هوا بداند.

خالی از لطف نیست اگر نکاتی که برایم جالب بود را، با ایشان و خوانندگان رادیو زمانه در میان بگذارم:

۱. لحن شما به کيهانيان بسیار نزدیک شده است. سناريوی ۱۸ تیر گفتن، همان بوی توهم توطئه کیهان است، اما این بار علیه دستگاه دولتی. شما اگر همه چیز را بر اساس قدرت لایزال سیستم اطلاعاتی ایران بدانید پس روزنامه در آوردن روزنامه‌نگاران، زندان رفتنشان، آزاد شدنشان، از ايران رفتنشان و همه و همه زیر سر اطلاعات است و برنامه‌ریزی شده، حتی شمایی که امروز جرأت می‌کنید به اسراییل سفر کنید، آن هم براساس برنامه‌ریزی است که شما از آن خبر ندارید. با اين تفاسیر فضای ایران چیزی همچون داستان اعتراف نبوی می‌شود. همه سعید امامی هستند و همه خودشانند و هیچ چیز جای خودش نیست و همه چیز آنجایی است که من یا سعید امامی می‌خواهم.

نه نمی‌توان همه چیز را این گونه دید. اگر فضا این گونه هست که شما می‌اندیشید، بهتر است خود را بکشیم تا حداقل جزء عمال حاکمیت محسوب نشويم (اگر چه همین خودکشی نیز می‌تواند برنامه‌ای از ناحیه اطلاعات باشد).

۲. نمی‌دانم چرا انگ زدن از جامعه رخت بر نمی‌بندد؟! مهرانگیز کار عامل دشمنان من و شما در آمریکاست (تو را به خدا منطق همان منطق نیست: دشمنان من و شما!) شیرین عبادی رهبر اپوزیسیون است، یعنی او هم از جایی ارتزاق می شود. این همه تهمت زدن هیچ دردی از این جامعه دوا نمی‌کند. بعض وقتها دلم می‌خواهد صدایی داشتم بلند، بلندتر از همه دنیا و فریاد می‌زدم "بس است! التماس می‌کنم این قدر به همدیگر ناسزا نگویید".

سایت شما را اخیرا که نگاه می‌کردم پر از تهمت و افترا بود. من که حالم به هم خورد. شما یا احساس دارید و از این حرف‌ها ناراحت می‌شوید، پس خود چرا تهمت می‌زنید و یا احساس ندارید و برایتان مهم نیست، که آن وقت امر، امر دیگری است. چه آیینی که شهید شدن را ارج نهد، کشتن را نیز گرامی می‌دارد.

۳. راه حل شما واقعا چیست؟ خوب حرف شما درست. اصلا بیرون نیامدیم، حرف نزدیم، تحصن نکردیم، بالاخره که چه؟ واقعا فکر می‌کنید این راه حل پارلمانی که شما داده اید اصلا قابل تصور هست؟ بماند قابلیت اجرایش. در کشوری که همه راه‌ها بسته است، نهایتا سیاست محور تمام بحث‌ها می‌شود .اصلاح‌طلبان نزدیک به خود حاکمیت هم رانده شدند. آن‌ها در اوج قدرت نیز نتوانستند آن دو لایحه کذایی را به جایی برسانند آنوقت شما تجویز می‌کنید مهرانگیز کار عامل آمريکا! (واقعا شرمنده ام) نماینده مجلس بفرستد یا کسانی را به عنوان مدافع زنان به مجلس بفرستد یا او بنشیند با زنان میانه‌روی جناح راست صحبت کند تا آنانی را که ظلم و بی‌عدالتی مردان برایش نوش و گواراست قانع کنند که تازه شورای نگهبان و رهبری را قانع کنند.

شما به چه فکر می‌کنید؟ واقعا فکر می‌کنم طنز نوشته اید. این سیستم بسته است. تقلاهای بیرون از این مجموعه ارجمند است و پرهزینه و هر کسی را توانایی پرداختن آن نیست، اما چاره چیست؟ واقعا وقتی سنگ خارا بر سر راه آب است باید آب را به توافق کردن با سنگ دعوت کرد؟

درست است این حرکت سیاسی نیست و نباید سیاسی شود، کشیدن این بحث به اطلاعات و ... به بیراهه رفتن است اما می دانم در این مملکت حتی آب خوردن هم می‌تواند سیاسی شود. پس نباید ترسید که هزینه پرداختن آخرین چاره دنیای بسته است.

۴. واقعا اگر فکر می‌کنید می‌توان راه بهتری برگزید، من پیشنهاد می‌کنم نام چند زن را که با طرز تفکر زنان حاضر در این جنبش هم‌رأی هستند اعلام کنید تا واقعا ببینیم آیا اینان نیز از فیلتر شورای نگهبان می‌گذرند؟

۵. خواهش می‌کنم واقعا فکر کنید در کجای جهان ایستاده اید و چه می‌خواهید.

71 :: توسط Iran در 2007-03-08 18:30

پیام شهبانو فرح پهلوی درحمایت از زنان و آموزگاران آزادیخواه میهن و به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن

18 اسفند 1385

زنان ایران، پیشگامان آزادی، که از نخستین روزهای انقلاب اسلامی صدای اعتراض خود را علیه قوانین زن ستیز و قرون وسطائی رژیم حاکم بر ایران طنین انداز کردند، یکبار دیگر با حضور شجاعانه ی خود در روز ۱۳ اسفند آشکار ساختند و نشان دادند که در مبارزه با استبداد و ارتجاع حاکم، در صف اول مبارزه قرار دارند.
همزمان، معلمان آگاه و هوشیار کشور ما که با وجود دشواری ها و فشارهای گسترده رژیم طی ۲۸ سال گذشته کوشیده اند، تا به وظائف مّلی و آموزشی خود عمل کنند در روزهای اخیر با تجمع در برابر مجلس، علیه بی عدالتی ها و تبعیض ها و بی توجهی به خواستهای قانونی شان به پا خاسته اند.
در آستانه ۸ مارس روز جهانی زن، روز همبستگی های بزرگ برای آینده ای درخشان، من، ضمن ستایش از این پیشگامان آزادی و رهایی میهن، حمایت و همبستگی خویش را با مبارزات آزادیخواهانه زنان و معلمان ایران اعلام می دارم و تردیدی ندارم که روز پیروزی های بزرگ نزدیک است.
فرح پهلوی
۱۷ اسفند ۱۳۸۵

70 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-08 17:27

پس از يک ماه:

علیرضا عسگری، ۶۳ساله، معاون علی شمخانی، وزير دفاع دولت محمد خاتمی بود که روز هفتم فوريه، ۱۸بهمن، پس از ورود به هتلی در استانبول، ناپديد شده است. مقامات ايرانی چند روز پيش اعلام کردند که وی توسط ماموران اسرائيلی و يا امريکايی ربوده شده است.
...
معاون سابق وزیر دفاع با غرب همکاری می کند


مقامات آمريکايی می گويند آقای عسگری خواهان همکاری با سرویس های اطلاعاتی غربی است و اطلاعاتی که وی در اختيار در دسترس سازمان های اطلاعاتی می گذارد، در اختيار کامل آمريکا نیز هست.، روزنامه الشرق الاوسط به نقل از منابعی ناشناس مدعی شده که علیرضا عسگری در استانبول به سفارت آمريکا مراجعه کرده و درخواست پناهندگی کرده است.
...
مبارک باشد.
****
رهبران تظاهرات معلمان دستگیر شدند


براساس اخبار منتشر شده، علی اکبر باغانی، دبيرکل کانون صنفی معلمان و محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی اين کانون به همراه عليرضا هاشمی، دبيرکل سازمان معلمان ايران، محمد داوری و علی پورسليمان از اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان در ميان بيش از ۲۰ تن از معلمانی هستند که دستگير و به مکان نامعلومی مننتقل شدند.

وبلاگ پرستو لحظه به لحظه گزارش کزد.

68 :: توسط لقمان در 2007-03-08 17:14

ادوار نیوز !!!خبرهایش مثل رهبران دانشجوییش بی شیله و پیله دروغ را با چاشنی صد توام میکند نه مومنی
نه عطری نه افشاری نه ...یک روده راست نداشته وو ندارند از دانشجوی خط امام تا تحکیم وحدت تا کاخ سفید
رفتنشان همه بنوعی جمع اضدادست ...از این سوراخ خبر دادن بدرد هیچ رسانه معتبر و مستقلی ره پیدا نمیکند
خود گویی و خود خندی
به به چه هنر مندی !؟

67 :: توسط لقمان در 2007-03-08 17:08

حسین درخشان یک آزاده است ٬یک روشنفکر با حس مسئولیت است ٬یک ژورنالیست ناب و نایابست
و یک سر و گردن از همه وابسته و نان خورهای پول و پله بگیر عوامل خارجی بالاترست که از بیپولی

در هلند در خیابان خوابیده و ایران را بالاتر از همه چیز میداند و این ختم کلام برای درخشانترین
روشنفکر حال حاظر ایرانست

66 :: توسط آزادی در 2007-03-08 17:04

و باز هم خشونت، بازهم ضرب وشتم، باز هم اصابت جسم سخت بر پیکرمان......
ولی ما از پا نخواهیم نشت...

مـــــــــا زنده به آنیم که آرام نگیریم،
موجیم که آسودگی ما عدم ماست!

پاینده باد ایران.

65 :: توسط ... اینجا لینکِ ایلنا... در 2007-03-08 16:51

بيش از 3 هزار فرهنگي امروز مقابل مجلس هفتم تجمع اعتراض‌‏آميز برگزار كردند.

لینک ایلنا را در بالا کلیک کنید

64 :: توسط ... اینجا لینک ادوار نیوز در 2007-03-08 16:41

پنج‌شنبه، 17 اسفند 1385

تجمع 8 مارس در میدان بهارستان با خشونت پلیس پایان یافت، ضرب وشتم گسترده شرکت کنندگان توسط گارد ضد شورش.

لینک ادوار نیوز در بالا را کلیک کنید

63 :: توسط مرسده در 2007-03-08 16:26

درود به زيتون عزيز!

در آلمان هم فعالیت های گسترده ای در این باب در حال انجامه که بخش بزرگیش به دست گروهک های حامی آزادی زنان ایرانه!

من هم پست جدیدمو در این موضوع نوشتم...خوشحال میشم سری بزنی!

ایرانی باشیم
مرسده گیس گلابتون

62 :: توسط آهنگ در 2007-03-08 14:20

زيتون جان درود......

خوبی خانم خانما؟؟

اين رژيم جنايت الود هرزوز پرونده شو سنگين ترمی کنه ومثل اينکه حسابی زده به سيم آخر!!
خرسندم که دوستان آزادشدند البته ه۸نوزشادی صدر- محبوبه عباسقلی زاده و ژيلا بنی يعقوب گرفتارند.
روزجهانی زن را بخ همه زنان بوژه تهيت ميگيم
با همه توانمان ازجنش های مدنی پشتيبانی کنيم
دوستان وقت داشتيد درنظرخواهي وبلاگ من شرکت کنيد....................
وشته های ولگرد مانند همشه جالب بود................آقاي درخشان کمی ازخواب خرگوشی بيرون بيايد بد ست ها........موفق باشی عزيز دل............ آهنگ

روز معلم، چگونه روز معلم شد.
نوشته :شيرزاد عبداللهي

لینک بالا را کلیک کنید.

60 :: توسط احمد.ف در 2007-03-08 12:16

آقای شایان شاه دوست کامنت ۵۵ ...
میدونی چرا « ۱۲ ارديبهشت »، روز معلم شد؟
..................

روز ۱۲ارديبهشت سال ۱۳۴۰ معلمان شهر تهران براي اعتراض به لايحه حقوقي معلمان، در مقابل مجلس شاه ساخته به نام مجلس شورای ملی در ميدان بهارستان تجمع کردند.
در حالي كه معلمان شعار صنفي مي‌دادند ، ماشين‌هاي آتش‌نشاني براي متفرق كردن جمعيت بر روي معلمان آب ‌پاشيدند، ناگهان سرگرد ناصر شهرستاني رئيس كلانتري ۲ بهارستان که فرمان شاهانه داشت با سلاح كمري ابوالحسن خانعلي كه دبير رسمي آموزش و پرورش و دانشجوي دوره دكتراي رشته معقول و منقول دانشگاه تهران بود، را از ناحيه سر مورد اصابت گلوله قرار داده و
به قتل رساند.
اما اعتصاب معلمان ۱۱روز ادامه يافته و به سقوط كابينه شريف‌امامي، روي كارآمدن علي اميني به عنوان نخست‌وزير و انتخاب محمد درخشش به عنوان وزير فرهنگ و انحلال مجلسين شوراي ملي و سنا انجامید.

اسد بهرنگی نوشته: صمد بهرنگی از آغاز اعتصاب معلمان در تکثیر و پخش اعلامیه ها و در جریان اعتصاب و تجلیل از دکتر خانعلی شرکت فعال داشته است.

59 :: توسط مانی خان در 2007-03-08 11:10

من لازم نیست دنبال چیزی در وب ها بگردم وبلاگ تو بهترین جستجوگر است

برقرار باشی

58 :: توسط شهلا نوری در 2007-03-08 08:23

پنجشنبه ۱۷ اسفند روز اعتراض است!

وعده ما

۸ صبح در مقابل مجلس در کنار معلمان

۴:۳۰ بعد از ظهر در مقابل دانشگاه تهران همراه با دانشجویان و معلمان برای آزادی زن!
اعتراضات معلمان و اعتراضات ۸ مارس به مناسبت روز جهانی زن باید با یکدیگر گره بخورد. روزهای حساس و سرنوشت سازی است. معلمان وعده داده اند که پنجشنبه ۱۷ اسفند ساعت ۸ صبح در مقابل مجلس دست به اعتراض گسترده دیگری خواهند زد. برخی از تشکلات مدافع آزادی و برابری زن اعلام کرده اند که پنجشنبه عصر ساعت ۴:۳۰ در مقابل دانشگاه تهران تجمع خواهند کرد و از آنجا به راهپیمایی به طرف پارک دانشجو خواهند رفت. پنجشنبه روز اعتراض است. صبح در کنار معلمان. عصر در دانشگاه تهران همراه با معلمان و دانشجویان برای آزادی زن. در این تجمعات بطور گسترده شرکت کنید.

57 :: توسط azas در 2007-03-08 06:53

زيتون عزيز ۸ مارچ بر شما مبارک رزمتان استوار عزيز

56 :: توسط shayan در 2007-03-08 04:03

راستی زیتون جان

فکر میکنی خيلي مونده تا کارگران هم به صف زنان و معلمان بپيوندند؟

اميدوارم که هر چه زودتر همه دست به دست هم دهند.

55 :: توسط shayan در 2007-03-08 04:01

زيتون جان:

اینهم یک خبر در باره دستمزد کارگران به نقل از بازتاب:

شورايعالي كار حداقل دستمزد كارگران را براي سال آينده 183 هزار تومان تعيين كرد.

------------

خوب به سلامتی! آن از حقوق معلمان و اینهم از حقوق کارگران!

حداقل حقوق کارگران که وزارت کار در دوران قبل از انقلاب تعیین کرده بود اگر اشتباه نکنم روزی۷۰ تومان بود که میشد در حدود ماهی ۲۴۰ دلار (به دلار ۷ تومان). این حقوق فعلی کارگران به دلاری ۹۲۰ تومان میشود کمی کمتر از ۲۰۰ دلار!

حقوق معلمان هم که ۳۱۰ هزار تومان (البته این متوسطه یعنی کم و بیش نیمی از معلمان از این کمتر می‌گیرند) به دلاری ۹۲۰ تومان ميشود حدود ۳۳۷ دلار! سی سال پيش در دوران پادشاه فقید قبل از انقلاب پائين ترين حقوق در وزارت آموزش و پرورش اگر اشتباه نکنم ۳۵۰۰ تومان بود که به دلار ۷ تومان آنروز ميشد ۵۰۰ دلار!

با توجه به ۲۸ سال تورم دورقمی مداوم و بلاانقطاع و وحشتناک در جمهوری اسلامی این یعنی فاجعه! هم برای معلمان و هم برای کارگران این مملکت! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!

خدا را شکر تفاوت بین بد و بدتر را فهمیدیم!

شاد باشي

54 :: توسط خرس مهربان در 2007-03-08 03:16

سلام زيتون عزيز خوشبختانه همه فعالان جنبش زنان آزاد شدند به جر سه نفر که اميدوارم آنان هم آزاد شوند

53 :: توسط shayan در 2007-03-08 03:00

درود بر مرمر خانم گرامی

52 :: توسط mar mar در 2007-03-08 02:39

سلام خدمت آقای شايان عزيز.
آقای مهاجردرآن فيلم روبنده رگسانا وياعمامه تصويرمنفی ازايران بود و امروز بربريت ووحشی گری تازه ۵۰ سال هم گذشته اين منفی نگری کجاوآن کجا.
آذرخانم عزيز به حسين درخشان اهميت ندهيد .من فکرکنم مخدر استفاده کرده چون چنين اراجيفی حالا
هرچقدر هم کسی مغزش کوچک باشد تا های نباشد ازذهنش قابل تراوش نيست.

51 :: توسط shayan در 2007-03-08 02:28

خانم آذر عزيز

اين موجودات سخت در تلاش‌اند تا به مردم تفهيم کنند که هيچ تلاشی ثمر بخش نيست و تنها راه آن است که ما را قبول کنيد و با قوانين ما وارد بازی شويد. به همين خاطر هم هر حرکتی را که در اين چهارچوب نبينند به وحشت می‌افتند و شروع می‌کنند به ايجاد رعب و وحشت! حال يکی با چماق اينکار را در خيابان با صرب و شتم مادران و خواهران و دختران مردم می‌کند و يکی هم مثل اين درخشان در اينترنت با نوشتن مطالبی که می‌بينيد تا به اين وسيله در دل پدر مادرها و زنان و دختران آزادیخواه ایران رعب و وحشت ايجاد کند! از يکجا آب می‌خورند و ذهنییتشان یکی‌است ولی روش و مامورييتشان متفاوت است!

به هر حال اين تلاشهاشان بی‌فايده خواهد ماند! چرا که اينها از درک ريشه های اين نارضايتی عاجز‌اند و روزی چشم باز خواهند کرد که دیگر دیر شده! خودتان را ناراحت نکنید.

شاد باشيد

50 :: توسط lakomeh در 2007-03-08 02:25

برای همه شما آرزوی موفقیت دارم. در ایران نیستم ولی میتوانم در خبررسانی همکاری کنم.
به امید آینده ای روشن و زیبا برای همه ایرانی ها

49 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-08 02:22

در جواب کامنت ۴۵ فقط اين يکی را بنگر تا باقی اش طلب عموی خائن الکلی ات!!!

تيمسار آريانا مرد خود ساخته ای بود که توانست از افسری به فرماندهی ستاد بزرگ ارتشتاران برسد.او از کم شمار کسانی بود که زينه ارتشی خود را نه در تالار٬ بلکه در ميدان جنگ بدست آورد.

توانايی و دانش ارتشی او به اندازه ای بود که در جنگ روستايی کوهستانی (مانند جنگ شکست خورده ی شوروی در دره پنجشير) نمونه ی آموزشی دانشکده های جنگ جهان گردد.

او در زمينه دانشی تا زينه دانشياری(دکترا) هوده های جهاني(حقوق بين الملل) پيش رفت؛و زينه دانشياری خود را از دانشگاه سوربن فرانسه دريافت کرد.

ارتشبد آريانا در پهنه کاری خود در ارتش همه ی واژه های بيگانه ارتشی را بيرون کشيد و واژگان ناب پارسی را جايگزين آن کرد.که کاربرد گسترده امروزی آنها در سرزمينی که مردمانش باور ژرفی به واژه های بيگانه دارند٬ نشان دهنده ی چيره دستی وی به زبان پارسی و شناخت گسترده ی او از زبانهای باستانی ايرانی است.او کار فرهنگستانی زبان را به گونه ی پر باری پيگيری نمود.

سخنرانی پی ريزی نشده ی وی هنگام جشن بازنشستگی ارتشيش به تنهايی نشان دهنده ی شناخت ژرف و درستش از تاريخ کهن و رشک برانگيز ايران است.

ارتشبد آريانا و زندگی ارتشی:

حسين منوچهری تنکابنی در۲۷ اسفند ۱۲۸۵ خورشيدی زاده شد.در سال ۱۳۰۶ با زينه ی ستوان دويمی از دانشکده افسری دانش آموخته شد. او از شمار افسرانی بود برای گرايش به فرمانفرمايی آريايی آلمان بدست دشمنان به زور آمده ی انگليسی بازداشت شد.در سال۱۳۲۵ به درخواست درونی خويش پاسخ داد و نام خود را به بهرام آريانا دگرگون کرد.

آريانا كه برای پيشنه ارتشی خود و دانش گرانپايه خود و همچنين آشنايی با چند زبان زنده جهان كه گوشه ای از شايستگيش بود٬ فرنشين انجمن وابسته دهنادي(نظامي) ايران در فرانسه شده بود٬در زمان مصدق السلطنه از كار بر كنار گرديد.

هنگامی که شورشيان نابکار کوهمره سرخی با برانگخته شدن از بيگانگان و بدخواهان ايران دست به کشتار گسترده در نيمروز ايران زدند و نيروهای بومی تاب هماوردی با آنان را نيافتند.شاهنشاه آريا مهر ! سپهبد بهرام آريانا را به فرماندهی آنجا گماشت.و آريانا آنچنان دشمنان ايران را نااميد کرد که آنها چاره را در شوم نيرنگی دگر يافتند. دلاوری و پيروزی آريانا او را ارتشبدی نمود که بر سر زبانهای همه ی ارتشيان و مردم درون مزر و همه ی رسانه های برون مرزی انداخت.

سالها ی پسين تر هنگامی که روزنامه اسلامی به رخداد شورش نيمروز نگاه «جهادي» انداخت٬ ارتشبد آريانا از برون مرز اينگونه پاسخ داد:

«از ارتشبد دکتر بهرام آريانا

۲ خرداد۱۳۵۸

به روزنامه اطلاعات

پاسخ به برخی ياوه سراييها

دزد سرگردنه که تا ديروز راهزنی و آدم کشی می کرد مرا دژخيم می خواند و او و مانند او ابزارهای بی ارزش دست های ناپاک پشت پرده هستند. همان هايی که نمی توانند فرزندان پاک و شايسته و ميهن پرست اين سرزمين را با پيشينه ی بس درخشانش ببينند.مردک مينويسد که من عشاير پارس را بمباران کردم...در پايان زمستان ۱۳۴۲ خورشيدی آشوب بزرگی در يک بخش گسترده ای در جنوب ايران که استانهای اسپهان٬پارس٬خوزستان را در بر می گرفت؛برپاساخت.شورشيان ٬ ژاندارمها را كشتند و پاسگاه ها را خلع سلاح كرده٬جاده ها را بستند و روستا ها را يغما كرده بودند و يگان های ارتش هم در برابر شورشيان نتوانسته بودند كاری از پيش ببرند٬تا اينكه من به فرماندهی نيروهای جنوب برگزيده شدم و فرمان يافتم شورشيان را خلع سلاح و آرامش را به آن استانها بازگردانم.شورشيان كه شمار تيرندازان آنها پيرامون ۱۰ هزار نفر بود در كوهستان های سخت و سر به آسمان كشيده جايگزين شده و هر بار پس از تاخت به راه ها...و دستبرد به يگان های ارتش به آشيانهای سرسخت و دست نيافتنی خود پناه می بردند.

من بزرگترين خدمت را در اين نبردها به ايران زمين كردم...من درجه ارتشبدی را در سالن نگرفتم.من در پايان عمليات٬۱۰۵۰۰ قبضه اسلحه ضمن زدو خورد از اشرار گرفتم و پس از پايان نبرد ها اين شمارش به ۲۷۰۰۰قبضه رسيد.اينها داستان سرايی نيست.همه مدارك در نيروی زمينی ارتش وجود دارد...من با هماوردان خود با مردانگی رفتار كردم و جز ۶ تن از آنها كه انگيزه اين كشت و كشتارها بودند٬به همه ...بخشش همگانی دادم و به آن ۶ تن هم هيچ گونه زينهار ندادم و گفتم كه اين دادگاه ارتش است كه بايد سرنوشت شما را روشن كند...»

شوربختانه دشمنان كه از توان والای وی آگاه بودند ٬پيرامونش دست به دروغ پراكنی گسترده ای زدند.به گونه ای كه تيمسار بر آن شد كه كناره گيری نمايد.

پس از بهمن ۵۷ ٬ گروهی از شاه دوستان به پيشنهاد بختياری و شروين باوند ٬پيرامون ارتشبد آريانا گرد آمدند؛و وی به ياری ديگر ارتشيان ايرانی برون مرز٬ ارتش رهايی بخش ايران(آرا) را بنيان نهاد.اين ارتشيان بدون جنگ افزار كامياب شدند كه ناو تبرزين را به چنگ آورند و برای جنگ راهی ايران شدند.برنامه های برخی ابرنيرو ها برای نرسيدن خوراك و جنگ افزار بايسته٬پيامد شكست اين نبرد بود.

نگاهی به برخی سخنان آريانا كه نشان دهنده ی خوی وی می باشد:

گزارش ساواك از مهمانی بهرام آريانا و همسرش آريانوش:

«...پس از اجرای رقص٬وی از درويش اميرحياتی خواستند تا آهنگی كه خرها به حج می روند و روی سنگ حجرالاسود را می بوسند٬بخواند...خواستند تا آهنگ علی جويم را بخواند٬(آريانا) سخت مخالفت كردند...و گفتند اسم عرب در خانه من برده نشود.زشير شتر خوردن و سوسمار٬عرب را بدانجا رسانيد كار٬كه تاج كيان را كندآرزو٬ تفو بر تو ای چرخ گردون تفو»

گزارش ۲۲/۲/۴۹ ساواك از مهمانی ديگر:

«...تيمسار (آريانا) اظهار داشت اين كتاب(شاهنامه) آسمانی ميباشد....چون من به زبان پارسی خيلی علاقمند می باشم...من در زمان تصدی خودم در ارتش در مورد زبان دگرگونی به وجود آوردم و بيشتر واژه های عربی را بيرون كشيدم...طبقه آخوندهميشه برای اينكه دكانش تخته نشوداز افكار پوسيده حمايت می كند...»

هنگامی كه ارتشبد آريانا بازنشسته شدند.جشن بدرودگان با شكوهی برای وی برگزار شد.در جشن پيام خرسندی شاه به وی به همراه سه پيشكش ديگر داده شد:

۱-شمشير ساسانی

۲-كتاره هخامنشی

۳-نيزه پارسی از سوی ستاد بزرگ ارتشتاران.

در اين آيين بدرودگان٬پس از سخنان تيمسار ارتشبد فريدون جم٬ جانشين آريانا ٬ تيمسار آريانا سخنانی فرمودند كه روزنامه مهر ايران اينگونه گزارش ميدهد:

«تيمسار سپهبد فريدون جم٬تيمساران٬بانوان٬آقايان:

نخست از تيمسار سپهبد جم بسيار سپاسگزارم كه چنين انجمن دوستانه را فراهم آورده اند و آنگاه فرمان خدايگان شاهنشاه آريامهر را كه درباره خرسندی از يك سرباز ميهن شرف صدور يافته است می بوسم و بر ديده می نهم و اين بهترين پاسخ به برخی از راديو های بيگانه است كه می گفتندآريانا را سر به نيست كرده اند.آريانا نه تنها سربه نيست نشد بلكه با اين فرمان خود و خاندانش برای هميشه سرافراز گشته اند.آشكار است كه دشمن ايران دشمن آريانا است٬زيرا آريانا و ايران آنگونه با هم آميختگی دارند كه بنا به گفته معروف وحدت وجودپيدا كرده اند.در هر ذره از وجود من نام ايران نقش بسته است و روشن است كه دشمنان ايران آرزوی مرگ آريانا را دارند. من از مرگ ترس ندارم و بزرگترين آرزوی آريانا اين است كه خونش در راه ايران ريخته شود.در راه ايران.در راه اين سرزمين آشويی٬ برای ايران ٬بزرگ ميهنی كه به آن مهر می ورزد ودر راه بزرگترين عشق باشكوهش سرافرازی دارد كه يك روز در هر سنی كه باشد مانند يك سرباز تفنگ در دست گرفته وآن روزی كه شاهنشاه فرمان دهد و ميهن بخواهد خون خود را نثار كند و جه بهتر كه در آن سوی مرز ايران باشد.آن خون ها نقش زيبايی به وجود خواهند آورد.آن قطرات خون يك جا جمع شده و نقشه ايران را تشكيل خواهند داد.در هر چكه از آن خون نام ايران نوشته شده است. اما پس از سرفرازی به فرمان خدايگان شاهنشاه آريامهر بزرگ ارتشتاران يكی از برازنده ترين ارمغان هايی كه ارتش شاهنشاهی به من داده است٬شمشير ساسانی است.....من اميدوارم كه اين شمشير را آلوده نكنم مگر با خون دشمنان ايران. تيمسار سپهبد جم! از دومين ارمغان شما(كتاره هخامنشي) نيز بسيار سپاسگزارم.با اين ارمغان مرا به دوهزار و پانسد سال پيش برديد٬به ايران باستان!كه من آنرا از دل و جان می پرستم . سومين ارمغان(نيزه مرد پارسي) اين اشاره است به سنگ نبشته داريوش است كه می فرمايد:اگر بخواهی بدانی كه چه كشورهايی بود كه داريوش شاه داشت٬آنان را بنگر كه تخت را می برند تا بدانی كه نيزه مرد پارسی دور فرا رفت و دور از زادوبوم با هماورد جنگيده است.

آری نيزه مرد پارسی دور فرا رفته است تا مردم جهان را از ستم ستمگران آزاد كند - نيزه مرد پارسی دردست ارتش آزادی بخش ايران بود.آنگونه كه در كارنامه ها نوشته اند.پس از گشوده شدن بابل٬كوروش بزرگ هفتاد هزار يهودی را آزادی بخشيد....

نيزه مرد پارسی دور فرارفت و كوروش بزرگ در دوهزار و پانصد سال پيش از منشور آزادی ملل فرمان آزادی همه مردم جهان را صادر كردكه هرگونه میخواهند با آزادی زندگی كنند وبا هر دين و آيينی كه دارند بسر برند.نيزه مرد پارسی دور فرا رفت تا همه جا فروغ دانش٬بينش٬تمدن و دادگستری را با خود ببرد.....

نيزه مرد پارسی به گواهی سنگ نبشته موجود در ۲۵ سده پيش از فردينان دولسپس فرانسوی كه كانال سوئز را بوجود آورد با كندن كانالی دريای مديترانه به خليج پارس پيوست تا ناوگان شاهنشاهی برتری خود را در درياهای شناخته شده آن روز داشته باشد.....نيزه مرد پارسی با خود سازندگی٬راستی پاكی انديشه نيك-گفتار نيك-كردار نيك و پرستش خدای يگانه را به دورترين گوشه های جهان برد.آنجا كه به موجب همان سنگ نبشته كه ميگويد:خدای بزرگ است اهورا مزدا كه اين بوم داد كه آن آسمان داد كه مردم داد كه شادی داد مردم را٬آری شادی كه بزرگترين نشانه يك ملت زنده است....نيزه مرد پارسی دور فرا رفت و در اين شاهنشاهی پهناور از سازمانهای اداری و ساتراپی ها را بوجود آورد و تقسيمات كشوری يادگار آن دوره است.پول سكه زد-چاپار و پست بوجود آورد.سيستم مخابرات را برای نخستين بار ابتكار كرد.

اما در اين سرزمين اشويی نيزه بيگانگان نيز آمد...تازيان آمدندكتابخانه ها را سوزاندند وسالها گلخن گرمابه ها را از كتاب های ما گرم كردند و چه ستم های ننگ آوری بنی اميه و بنی عباس كه در اين سرزمين نكردند؛از خون ايرانی مسلمان شده آسياب را گرداندند واز گندمی كه اين گون آرد شده بود نان پخته و با كمال لذت آن را خوردند. زبان آنرا می بريدند كه پارسی بگويد اما ژنی نژاد ايرانی كه تاكنون زير بار هيچ بيگانه نرفته است٬مردانی چون يعقوب ليث چون بابك خرم دين مانند اسپهندان مازندران و ديگران را به وجود آورد.نژاد ايرانی فردوسی بزرگ را در آن دوره های تاريك به وجود آورد كه زبان پارسی و تاريخ اين كشور را زنده كند.....در اين سرزمين نيزه مغول آمد ولی جز كشتن و سوختن و ويرانی چه كرد؟

بنابراين نيزه مرد پارسی اين ارمغان گرانمايه ارتش شاهنشاهی برای من بسی سرافرازی بخش است.

تيمسار سپهبد جم دوست بزرگوار من...نخستين سپارس من اين است كه در ارتش ايدئولوژی را كه برمبنای فلسفه شاهنشاهی است و هم اكنون نيز در دانشكده ها و دانشگاه های ارتش آموخته می شود٬پشتيبانی فرماييد.از سه سال گذشته چنين فلسفه نه تنها به وجود آمده-زيرا در خون نژاد ايرانی بطور طبيعی وجود دارد-بلكه تنظيم و نوشته شده و هم اكنون نيز بطور ديالكتيك تدريس می شود.امروزه هيچ ارتشی بدون داشتن ايدئولوژی نمی جنگد....ارتش بدون ايدئولوژی نمی داند كه برای چه می جنگد.تنها ميهن پرستی كافی نيست....ايران كشور خداست.ايران فروغ يزدانی است.ايران نور است واين نور هيچگاه خاموش نخواهد شد.در پايان برای بدرود از دوستان ارجمند دعای داريوش بزرگ را تكرار می كنم:خدا اين كشور را از دروغ٬خشكسالی و دشمن به پايد.زنده باد خدايگان شاهنشاه آريامهربزرگ ارتشتاران.جاويدان٬عشق بزرگ من ايران.نيرومند٬ارتش شاهنشاهی ايران.


48 :: توسط shayan در 2007-03-08 02:16

به مهاجر عزيز

شما هر جور دلتان می‌خواهد می‌توانید تشریح کنید!‌ من می‌گویم انتخاب بین خوب و بد! بد و بدتری که شما می‌فرمائید کمان نمی‌کنم اینقدر با هم تفاوت و فاصله داشته باشند که اوضاع فعلی با زمان قبل دارد!


به داريوش آقای عزيز

اختیار دارید! من و گیر دادن به ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران!؟ سنبل جمهورییت نظام مقدس اسلامی ؟!! استغفرالله! استغفرالله!:))

شاد باشید

47 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-08 02:10

مهاجر کامنت ۴۵ خيلی بی شعوری هستی و بی شعوريتی را با اين کامنت ها نشان می دهی!!! تا حالا اسم ارتشبد آريانا به گوشت خورده است؟؟؟

46 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-08 02:08

حسين درخشان را بايد در کثافت و مدفوع دفن کرد!!! بايد در ميدان شهر بستش و مردم ازش به جای توالت عمومی استفاده کنند!!! بی شرف با آن چاک دندانهايش که جای فلاس نخ دندان حتما از طناب کوه نوردی استفاده کرده است!!!!
هرکی آدرس اين بزغاله را درکانادا بلد است به من ايميل کند تا من يک حال قرون وسطايی بهش بدهم!!!!!

45 :: توسط مهاجر در 2007-03-08 01:56

اول عرض کنم که منظور رخسانه یا همان رکسان ،دختر داریوش سوم است که در کامنت قبلی اشتیاه تایپی شده بود و نوشته بودم دختر اسکندر.

دوم جناب شایان، عموی بنده از افسران دوران شاه بود،جناب سرهنگ وقتی مست میکرد بدون ملاحظه اون چیزی رو که فهمیده بود بیان میکرد ،او میگفت تمام اون ارتش و اون جلال و جبروتی رو که شاه درست کرده ،تماما نمایشی و به یک نسیم بنده، و بعدا دیدیم که همینطور هم بود !!؟؟ واقعیت این بود که صاحب منصبان ارتش و مقامات بلند پایه مملکتی از افراد فاصدی تشکیل شده بودند که هیچ رابطه ای با کوروش و داریوش و انوشیروان نداشتند که هیچ از برقراری جلال و جبروت ایران باستان نیز وحشت داشتند ، چرا که باعث دردسر بود و سور و صادشان را بهم میریخت ،گذشت آن زمانی که میگفتند شاه خوب بود و اطراقیانش بد یودند و یا خمینی خوب یود و دور وریاش فاسد بودند،اگر شاه خوب بود ما شاهد روکار آمدن خمینی نبودیم ،حالا اگر منظورتان انتخاب بین بد و بدتر است ،با شما موافقم.

44 :: توسط dariushagha در 2007-03-08 01:51

شایان جان دیگه به پریزنت ایران گیر نده بابا... لطفکی خوله.... :-)

43 :: توسط dariushagha در 2007-03-08 01:41

دیدی فرمانده نیرو زمینی هم جاسوس اسراییل در آمد؟؟؟؟ فضولباشی... باز هم برو بمالشون..... خیر سرت انگلیسی که بلدی بخوان.

http://news.yahoo.com/s/nm/20070307/wl_nm/iran_missing_hezbollah_dc_1

42 :: توسط azar در 2007-03-08 01:13

تا حالا خيال ميکردم فقط رييس جمهور ايران دهن بند لازم دارد .. متاسفانه ميبينم اقای درخشان هم هر چه زودتر بايد از هان بند استفاده کند ...
بابا .. اقای درخشان .. برو مطالعات ات را کامل کن بعد دهانت را باز کن .. ا اگر هم احساس خفگی ميکنی اگر سکوت کنی ؟ لطفا مقدار زيادی قرص خواب بخور تا اينهمه افاضات نکنی . انهم در اين شرابط دشواری که زنان دارند .

41 :: توسط shayan در 2007-03-08 00:58

آقای مهاجر عزيز

اگر چهل سال پیش ايرانيان ۲۵۰۰ سال پيش را به خاطر رقابتهای مسلکی کريه و وحشی و فلان و بهمان نشان می‌دادند خود ایرانیان آن دوران را انسانهائی شریف و متمدن و ثروتمند و صلحدوست می‌‌شناختند. پاسپورتشان در تمام سفارتخانه ها اعتبار داشت و بیشتر کشورها بدون دردسر برایشان ویزا صادر می‌کردند و وقتی پادشاهشان به سفر می‌رفت از فرودگاه تا محل اقامتش خیابانها را می‌بستند و برایش هلهله و شادی (ولو به دروغ و برای چاپلوسی) می‌کردند و ضیافتهای شامی بود که برایش می‌دادند و بزرگان و سرمایه‌داران آن کشورها برای رفتن به آن میهمانی‌ها سر و دست می‌شکستند! شما ناراحت آن دوران نباش. اگر گذشته ما را به دورغ کریه جلوه می‌دادند پادشاهی بود که از حالمان دفاع کند و حداقل مایه شرمندگی ما ملت نباشد!

شما فکر امروز باش که چهار میلیون ایرانی آواره‌اند و در فقیر‌ترین و دور افتاده ترین کشوره ها هم آواره دارند و سران مملکت را کسانی تشکیل می‌دهند که همه دنیا با کراهت به آنها نگاه می‌کنند! نه کسی را درایم که از گذشته‌مان دفاع کند و نه از زمان حالمان! رهبرانمان از ولی فقیه بگیر تا رئیس جمهورمان را هم که دیگر چه عرض کنم!

شاد باشي

40 :: توسط حمید پوریان در 2007-03-08 00:32

دانا شهسواري
http://www.iranglobal.dk

سرانجام، اعلام اعتصاب معلمان
تجمع کنندگان: شرايط مذ اکره را ما تعيين مي کنيم

"چه كسي مي تواند اين تجمع چندين هزار نفري معلمان در مقابل مجلس شوراي اسلامي را به نام آشوب طلب و معلم نما و هرچيز ديگري كه شايسته ي خودشان است انكاركند؟"
*****
پنجمين روز
تجمع فرهنگيان در مقابل مجلس


تجمع اعتراض آميز گروهی از معلمان ايرانی در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی ايران با گذشت چهار روز همچنان ادامه دارد و همزمان، تجمع مشابهی نيز در مقابل سازمان آموزش و پرورش شهر کرمانشاه برگزار شده است.
معلمان تجمع کننده پلاکاردهایی در دست دارند که روی آنها نوشته شده: "دولت، مجلس، نگهبان - غافل ز فرهنگيان‌‏"، "هماهنگی حقوقی، خواسته مشروع
********
دو طرح‌ در کنگره آمريكا برای تشدید تحریم ایران
گروهی از قانونگذاران آمريكا در مجلس نمایندگان آمریکا با ارائه‌ی لایحه‌ای خواستار افزایش فشارهای اقتصادی بر ایران به علت خودداری از تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای شدند.
******
Militant Group's Commander Captured in Women's Clothing
By RAHIM FAIEZ
AP


39 :: توسط مهاجر در 2007-03-07 23:36

چند روز پیش ویدویی دیدم به اسم اسکندر کبیر، اشتباه نشه، این فیلم حدود چهل سال پیش ، شاید هم بیشتر ساخته شده ، با شرکت ریچارد برتون معروف در نقش اسکندر،در این فیلم لشکر کشی اسکندر به ایران را به نمایش میگذارند، تصویری که از ایرانیها در این فیلم نمایش داده میشه کاملا منفیست، در صحنه ای که مثلا در تخت جمشید و در دربار داریوش سوم برداشته شده ( دکور ) سر یکی از مجسمها عمامه گذاشته بودند،تصویری که از داریوش و سردارانش نشان داده شد ،خیلی شبیه آخوندها و پاسداران بود،با همون ریشهای بلند و مشکی ،فقط فرقشون اینبود که گشواره به گوش داشتند، و قتی هم که اسکندر به حرم سرای داریوش سوم میره ،رخسانه دختر اسکندر درست مثل زنهای عرب ، روبنده داشت !!؟؟ خلاصه اینها رو نوشتم که بگم این فیلم هنگامی ساخته شده که رژیم ایران پادشاهی بود،و میبینیم که چهل یا پنچاه سال پیش هم همین تیلیغات ضد ایرانی بر قرار یوده و چیز جدیدی نیست.

38 :: توسط shayan در 2007-03-07 23:04

به مهسا خانم

فکر نمی‌کنم مراجع تقليد اون برو بيای سابق را داشته باشند. امروز روز کسی براشون تره هم خرد نمی‌کنه! نمونه اش فتوای حرمت کشیدن سيگار حضرت آيت العظمی مکارم شيرازی لعنت الله عليه و علی اولاده میباشد!

این کارها (تظاهرات و اعتراضات آرام ولی پیگیر و مستمر) ثمر بخش خواهد بود باور کنید.

هر چه مردم بیشتر تظاهرات آرام براه بیاندازند حتی اگر صرفا برای خواستهای صنفی باسد بیشتر متوجه می‌شوند که تنها نیستند! هرچه بیشتر بفهمند تنها نیستند ترسشان کمتر و جسارتشان بیشتر می‌شود. میدانم خواهید گفت همه می‌دانند که همه مخالفند! ولی چیزی را دانستن کجا و با چشم دیدن کجا؟!

هر چه بیشتر تظاهرات آرام از اصناف و طبقات مختلف برگزار شود طرفداران رژیم که از بام تا شام در سپاه و نیروهای انتطامی و وزارت اطلاعات و بسیج به آنها تلقین میشود که مخالفان عده قلیلی هستند و همه مردم پشت نظام ایستاده اند و غیره پی می‌برند که نه اونطورها هم نیست! همین هم اراده آنها را در مقابله سست‌تر می‌کند.

اینگونه اعمال جنگ روانی است که به یک طرف (مردم) یقین و شهامت و به طرف دیگر (طرفداران نظام) تردید و ترس می هد.

و خلاطه هزار خاصییت دیگر که فعلا بماند.

شاد باشید

37 :: توسط مهسا در 2007-03-07 22:13

خیلی از شنیدن این خبرها ناراحتم اما متاسفانه فکر میکنم با این اعتراضها چیزی درست نمیشه . اما کافیه که یک مرجع تقلید یک فتوا بده دیگه همه چیز از این رو به اون رو میشه . همینه دیگه . واقعا متاسفم

36 :: توسط hamed در 2007-03-07 21:41

با وجود این رشد آگاهی چرا هنوز تعداد شماها برای گرفتن حق تان این قدر کم است؟ترس؟وظیفه؟
آن روز می آید ولی...

35 :: توسط آرمين گيله​مرد در 2007-03-07 20:46

سلام
به اميد آزادی همه
تا ازادی همه
بايد سيم ترمزش بريد

از ميان وبلاگ ها...
وبلاگ آیلا

آینده سازان؟؟؟؟؟؟؟؟
جونم واستون بگه دیروز یه جایی مهمون بودیم که در جمع ما یه نوزاد هفت ماهه خوشگل و تپل مامانی بود صحبت ازهر دری بمیان آمداز انرژی هسته ای گرفته تا قیمت سیب زمینی.
بالاخره صحبت از بچه شد که درپیشانی بچه چی نوشته؟ ودرآینده بچه چه کاره میشه؟ مامانش اصرار میکرد که حتما آهنگساز یا نوازنده چیره دستی میشه!چون گوشهای قوی داره ماشالله.
پدرش هم اصرارداشت که نه خیر حتما ورزشکار میشه چون دستاش قویه....وخلاصه هرکس یه نظری داد و اما نوبت به پدر بزرگش رسید پدر بزرگش گفت :نوه من حتما سیاستمدار میشه مطمین هستم! همه پرسیدن آقا جون چرا؟ سیاستمدار گفت: نیگاه کنین نوه من داره می خنده...اما از پایین خودشو خراب کرده ( روم به دیوار ) از پایین ریده به خودش و ازبالا داره لبخند به ما تحویل میده..!!!!!

33 :: توسط حميد پوريان در 2007-03-07 19:38

علارغم تمام توصيه ها؟!
زنان يا مردان برای گرفتن حقوق خود
مبارزه کرده اند.
هر چند مليجکان در اينجا، هرجائی
از قيافه زنان، يا معلمان خوشش نيايد.
******
١٢هزار كارگر در آستانه بيكاری

كارخانه كشت و صنعت كارون با بيش از ٤٠٠ ميليارد تومان بدهی در حال ورشكستگی است.
*******
قربانی فروش مخفيانه سلاح

«ايوان سافرونوف» در حال كار بر روی گزارشی بود كه حكايت می‌‏كند روسيه در نظر دارد موشك‌‏های پيچيده به كشوهای سوريه و ايران بفروشد.
********
روسیه: بوشهر را تکمیل نمی‌کنیم

تا زمانی‌که ایران بدهی‌هایش به این شرکت را نپردازد نیروگاه بوشهر تكميل نخواهد شد.
********
دو زمين‌لرزه در دورود

دو زلزله با بزرگي ‌٧/٢ و ‌٨/٤ در مقياس امواج دروني عصر سه شنبه و بامداد چهارشنبه مركز شهر دورود را لرزاند.
*******
کار هر روزه طايفه محمد و آل او کشتار
علی و آل او
نمونه ۹۰ نفر امروز در بغداد.
******
ملاقات پادشاه؟! عربستان
يادخليفه بخير
با
رئيس جمهور؟!
ياد ولي فقيه بخير
******

32 :: توسط ايران در 2007-03-07 17:37

دوستان گرامی بادرود

متن زيبائی ازوبلاگ سوشيانت راباکسب اجاره ازسوشيانت وزيتون گرامی درخصوص جايگاه کهن زنان ديارمان:

http://soushiant2.persianblog.com/1384_4_soushiant2_archive.html#3786833

زن هخامنشی در تمام امور، همچون مردان کار و فعالیت می کرده است و حقوقی همانند مردان و برابر با مردان دریافت می کرده است. او حتی در هنگام زایمان و پس از آن از مرخصی با حقوق و نیز هدایایی که بعضا" از اجناس مختلف تشکیل می شد، بهره می برد. زن ایرانی حتی در کارهای تخصصی و هنری همچون تراشیدن و پرداخت سنگ نگاره ها توانایی خود را نشان می داده است. آنان می توانستند در هنگام کار در تخت جمشید، کودکان خود را به مهد کودک بسپارند.

لوحه های گلی به ما نشان می دهد که در بعضی مواقع مردان در خدمت زنان انجام وظیفه می کرده اند و ریاست کارها با زنان بوده است. لوح ها همچنین زنانی را معرفی می کند که املاک وسیع و کارگاه های بزرگی داشته اند که تعداد بسیاری کارگر و کارمندهای ساده و متخصص برای آنان کار می کرده اند. این زنان شخصا"به همه کارها نظارت و رسیدگی می کردند و ایناد و حساب ها را مورد کنترل قرار می دادند. مهر آنان به دفعات و به تعداد زیاد بر پای لوح های گلی به چشم می خورد. زنان عصر هخامنشی می توانستند بدون دخالت شوهران خود در املاک و دارایی خود هر گونه تصرفی که مایل بودند، بنمایند.

بررسی لوح ها نشان می دهد که خانواده هخامنشی را تنها یک مرد و یک زن تشکیل می دادند و نمونه ای از چند همسری دیده نشده است.

31 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-07 17:34

زنده باد پرويز ثابتی!!! افتخار بر ساواک شاهنشاهی و همقطاران من!!! مرگ بر جناح خائن کثافت چپ!! توی قبر جزنی و دانشيان سگ يک کاری بکنه!!!
خاک بر سر کچل گل سرخی آنارشيست نکبتی بی سواد خائن کوردل تف بر صورت نحس اکبر گنجی و مسعود بهنود!!!

30 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-03-07 17:29

اين غربيها اينقدر از ک و ن اين يونانی های ک و نی بخورند تا خفه شوند!!! مرده شور هرچه يونانی است ببرند!!! خاک بر سر اين اسلام که اين چنين مارا حقير و بدبخت کرد!!! من ری دم توی هاليوود و فرهنگ و غرب و هرچه يونانی است مخصوصا ننه هردوت!!!

29 :: توسط لقمان در 2007-03-07 17:26

ضمنا سارا خانم مرحوم ان شعر در اوج رژیم پهلوی سروده بود
که درست روز بعد اعدام ان هفده نفر در تپه های اوین توسط پرویز ثابتی
ملعون که امروز در امریکا داره شعار گردهمایی سر میده

اشتباه نشه جای ان شعر باید سروده دیگری خواند که بعد از هشت مارچ بعرضتان میرسانم

28 :: توسط لقمان در 2007-03-07 17:20

زیتونی گاهی ولتر میشه ( دوره پیغمبر دخترکان تازه متولد را زنده بگور میکردند تا اینکه نصف حقوق
مردها را بهشان دادند !) یعنی قلب حقیقت را بیان میکنه گاهی زیرک میشه !!( اینکه هر گروه و دسته ایی برای
خودش جمع میشه خطرش کمتره !!اما اگر یکجا جمع میشدند !!) که همه با هم خمینی را تداعی میکنه ... اما گاهی
هم میافته بجاده اغراق و درشت نمایی بیحد ( که سیل انقلاب را داره میبینه و عنقریب که رژیم قبل از اقدام
نظامی عمو سام ( البته که خواب و خیالی بیش نیست ) توسط خانم ها و معلمان با یک گردهمایی دود شد و رفت
اینجاست که تلنگر بنده ریش سفید باید زده بشه خانم خوابی یا بیدار !؟ مطمئنی مخدرات مصرف نکردی
انقلاب مخملی در کار نیست که هچ خواب و خوراک امریکا و اروپا از رویش قارچگونه فاندامنتالیست ها بهم
خورده مگه افغانستان عهد هجری امروز با سربازان ناتو سی سال پیش در دوره داوود و تره کی هزاران دختر
و زن حزبی پرچمی و خلقی در خیابانها رژه نمیرفتند پس کجا رفتند !؟ این همه بورکاس بسر و حجاب دار
تازه با بودن این همه سرباز اروپایی ؟؟؟؟

27 :: توسط SOGOL در 2007-03-07 17:04

BE 15 : BASHAR JAN MOHEM

NIST KE GOZASHTE CHI BOODE

DAR OON DORAN HAMOON BOODE ROOMIHA YA GREECE HAM TARASHIDE VA KHARASHIDE

NABOODAND MAGAR USA AZ

MARDOM DAROON TARIKHE

KOOTAH KHODESH CHI MIGE

HAME MOTEMADEN BOODAND

DAR MOVIE DIDI YEK MOSHT

BOOGANDOOYE VAHSHI KE

DAMADAM ADAM MIKOSHTAND

VALI RAG HICH AMERICANI

BAD NAKARD MOHEM HALAST

KE HAMANA MARDOMANE

NAKHARASHIDE VA NATARASHIDE

HASTIM .

26 :: توسط هلندی سرگردان در 2007-03-07 16:51

گاهی احساس استیصال می کنم وقتی هیچ کاری نمی توونم به جز حرص خوردن!!انجام بدم!
حتی نمی توونم زن تحصیلکرده ی همسایه پایینی مونو که شوهرش احازه!نمی ده از خوونه خارج شه رو قانع کنم که به جامعه ی زنا داره ظلم میشه!!!!
آه.....

25 :: توسط شاگرد ِ وُ لتِر در 2007-03-07 16:04

زيتون جان از خر شدن و خر کردن گفتی !!
مقوله ی به جايی بود .
من نخستين مباحث ديني ام بر سر همين ((سوره نسا)) با برادران دینی آغازید !
یا باید اسیر دگماتیسم شد و احکام لایتغیر الهی را قبول کرد یا باید آنها را رد کرد !
رد آنها اثبات عدالت خداست
و قبول آنها اثبات بی عدالتی خدا !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالا بگذریم از آن که قرآن را هم پیامبر اسلام ننوشت و ۲۰ سال پس از محمد به دست کاتبینی که از نواحی مختلف به دستور عثمان(رفیق شفیق شیعیان) جمع آوری و نوشته شد !!!
----------------------------
با این وجود باز هم می گویند قوانین لایتغیر است !
عجب وقاحتی (!)

24 :: توسط sara در 2007-03-07 15:05

من اگر برخيزم تو اگر برخيزي همه بر مي خيزند من اگر بنشينم تو اگر بنشيني چه كسي برخيزد ؟ چه كسي با دشمن بستيزد ؟ چه كسي پنجه در پنجه هر دشمن دون آويزد ؟( زنده ياد "حميد مصدق")

23 :: توسط Zamin در 2007-03-07 14:35

فراخوان تجمع روز جهانی زنان.
همون ساعت که اول نوشتی درسته!
8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس

به شايعات لغو شدن اهميت ندين

22 :: توسط negin در 2007-03-07 14:32

یك گزارش به زبان المانی از دستگیری مدافعان حقوق زنان در روزنامه taz المان نوشته بهمن نيرومند

www.taz.de/pt/2007/03/06/a0119.1/text

21 :: توسط nazanin mehra در 2007-03-07 12:35

zeitun!
you are greattttttttttttttttttttttttttttt

20 :: توسط bahar در 2007-03-07 11:59

از وبلاگ قشنگتون مچكرم. ولي شما فكر نمي كنيد بهتره كمي هم به اعتقادات ديگران احترام بگذاريد. من يه ايرانيم و به ايراني بودنم افتخار مي كنم و قبول دارم كه خيلي از قانونهايي كه به اسم اسلام وجود داره خرافاته اما هر كسي براي خودش يكسري نظراتي داره كه حداقل براي خودش ارزش داره .

19 :: توسط علي در 2007-03-07 08:21

درجايي خوندم بزرگي ميگه به گمانم ابو علي سينا افتخارم اينكه ايراني آفريده شدم نه غير ايراني آزاد نه برده مرد نه زن ومن از مرد بودن خود شرم دارم در پيشگاه اين شير زنان

18 :: توسط shayan در 2007-03-07 08:07

در ضمن زيتون جان

دروغ چرا تا قبر آآآآ

ما که از آن ماده بهداشتی استفاده نکرده ايم. ولی اگر اشتباه نکنم از آهک و زرنيخ درست ميشود. حالا به چه میزان از هر کدام؟ الله اعلم!

شعری بود عوامانه که من در مدرسه از بچه ها ياد گرفته بودم. یعنی یک روز یکی از بچه ها آمد و بدون مقدمه از من پرسید هیچ می‌دانی:

آهک و زرنيخ چه‌ها می‌کند!؟

من که هاج و واج مانده بودم راجع به چی داره حرف می‌زنه؟ گفتم نه! بلافاصله بیت دومش را خوند و گفت (البته با عرض معذرت از همه):

مو را زخا...ه‌ات جدا می کند!

گفتم چه ربطی داره؟ توضیح داد که خره! آهک و زرنیخ همان واجبی معروف دیگه!

به هر حال راست و دروغش به گردن طرف!:))

شاد باشی

17 :: توسط shayan در 2007-03-07 07:54

زيتون جان

لينک آن مصاحبه در دويچه وله اين است

http://www2.dw-world.de/persian/interviews/1.216112.1.
html

هر کاری کردم درست نشد!:(( میبخشید:))

البته نمی دانم چرا آخرش اينظوری مياد. شماره آخر لينک اين است ۱.۲۱۶۱۱۲.۱ بعدش هم نقطه و
html

16 :: توسط اينجا کليک کنيد در 2007-03-07 07:11

http://www.petitiononline.com/wpci96c/petition.html

15 :: توسط با اجازهء زيتون در 2007-03-07 07:10

300

کمپانی برادران وارنر (Warner Bros) در حال اکران فیلمی است که شرحی اغراق آمیز از داستان حمله سپاه هخامنشی به فرماندهی خشایارشاه به سرزمین های یونان است. در این فیلم ایرانی ها انسان های وحشی و نخراشید و هیولا صفت با شکل و شمایلی منکر نشان داده شده اند که دشمن آزادی و دموکراسی هستند و آمده اند تا یونان – یگانه امید کره زمین برای دموکراسی و آزادی – را لگدمال کنند و اینکه چگونه 300 جنگجوی جان بر کف اسپارتی در تنگه ترماپولی راه را براین لشگر یک میلیون نفری بسته اند و چطور مردانه تا آخرین نفس جنگیده اند تا ایرانیان را به زانو درآورند.

کاری نداریم که در واقعیت تاریخی این گروه مدافع که بیش از 1000 نفر بودند توانستند با بهره گیری از موقعیت سوق الجیشی تنگه ترماپولی حدود سه روز مانع از پیشروی لشگر ایران بشوند و در نهایت همگی به هلاکت رسیدند و بعد از سقوط تنگه، آتن پایتخت یونان به تسخیر ایرانیان درآمد. شرح کامل این ماجرا را می توانید اینجا بخوانید.

صرفنظر از اینکه این فیلم را بر مبنای کتابی مصور به همین نام ساخته اند (اثر داستان نویس و تصویر پرداز آمریکایی فرانک میلر) و ترکیب تصویربرداری و گرافیک آن مشابه فیلم Sin City است (داستان مصور دیگری از همین شخص)، و بیشتر به افسانه های تخیلی می ماند تا واقعیت ، از آنجا در داستان از اسامی واقعی استفاده شده است و نام مکان ها نیز واقعی است، می توان نتیجه گرفت ساخت این فیلم اقدامی است در جهت تخریب وجهه و چهره ایرانیان در سراسر دنیا و دادن پیش فرضی نادرست از آنچه پارسی ها از دیرباز بوده اند و اکنون نیز هستند.

متوجه شدم که یک عریضه اعتراض آمیز اینترنتی از جانب دوستان راه اندازی شده و از ایرانیان سراسر دنیا دعوت شده تا در امضاء آن شرکت کنند. در این عریضه ضمن اعتراض به تحریف تاریخ و حمله به فرهنگ و شخصیت ایرانی ها، از کمپانی وارنر خواسته شده تا توضیحنامه و پوزش خودش را نیز اعلام کند.

برای دیدن عریضه و امضاء آن اینجا کلیک کنید

اگر تمایل دارید پیش پرده این فیلم را ببینید اینجا کلیک کنید.

لطفا لینک عریضه را برای دوستان و آشنایان خود نیز بفرستید و اگر وبلاگ دارید در وبلاگ خود معرفی کنید.

روز خوش

14 :: توسط noaroos در 2007-03-07 06:20

اين رو يه دوستی برام فرستاده بود:

روز پنجم اسپندارمد عيد زن يا مزدگيران

در ايران باستان زنان به عنوان يكي از متمدن ترين اقوام جهان داراي جايگاه بسيار بلند و مقامي بس ارجمند بوده اند. ايرانيان همچون اعراب زمان جاهليت زن را ننگ نمی دانستند بلكه او را موجودي مقدس و پاك كه لازمه حيات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.
مردم ایران روز پنجم اسپندارمد "اسفند " را جشن مي گرفتند و به آن عيد زن يا مزدگيران مي گفتند. از ابوريحان بيروني نقل است كه روز اسفندگان در ايران باستان روز زن بوده و در زمانهاي گذشته در اين روز زنان كار خانه را تعطيل مي‌كردند واداره امور منزل برعهده مردان بود. به همين جهت اين روز را «جشن مزدگيران » مي گفتند. در اين روز مرسوم بود كه مردان بايد براي زنانشان و پدران براي دختران هديه هايي ارزنده تهيه کرده به آنان تقديم کنند كه اين مراسم در ايران باستان "زن"، "مزدگيران" نام داشت و تقدير و تشكري از زحمات زن محسوب می شد. علاوه بر آن دوشيزگان در اين روز حق انتخاب همسر داشتند و مي توانستند به خواست خود مردي را انتخاب كنند كه بدان جهت به اين روز ، جشن " مردگيران" نيز اطلاق مي شده است. زنان در ايران باستان داراي آنچنان ارزش و شخصيتي بودند كه حتي در ميان اديان جايي باز كرده بودند و بزرگ و ستودني قلمداد مي شدند و شايد يكي از دلائل استقبال ايرانيان از شريعت پيامبر اكرم (ص) ماُنوس بودن آنان با دين مبين اسلام بوده است.

چی بوديم ..چی شديم!!‌

13 :: توسط azar در 2007-03-07 06:17

بزای ۸ مارچ تعداد هر چه بيشتر باشد خطر دستگيری کمتر است . مورد توجه همسران و پدران و پسران و برادران ... دست همراهی تان را چشم در راهيم .. شانه به شانه مان اگر باشيد زندگی زيباتر خواهد شد .

12 :: توسط زيتون در 2007-03-07 04:57

مخمل‌بانو جان
می‌بينی در واقع با اين حرف های بهشت زير پای مادران است و مرد از دامن زن به معراج می‌رسد و ... می‌خوان فقط خرمون کنن و حقمونو بخورن:)
البته با اون حرفهايی که پيغمبر در اون زمون گفته من کاری ندارم.
وقتی زنان در عربستان زنده‌به‌گور می‌شدن همون نصفه حساب کردن زن کار بزرگی بوده اون موقع... اما الان در قرن ۲۱ اين حرفا ديگه تنها بوی خر کردن می‌ده و بس!

11 :: توسط زيتون در 2007-03-07 04:52

ولگرد جان
ببين سر صبحی داری اذيتم می‌کنی ها:))
پس بايد چکارش می‌کردم؟:)
طرفدارای سفرنامه‌ی ولگرد پدرمو درآورده بودن بس که سراغتو می‌گرفتن.
خودمم در يه خماری بخصوصی مونده بودم که قابل بيان نيست:)
يهو با ديدن کامنت دچار نشئگی شدم که باز اينم قابل بيان نيست!
---
راستی من نوره کشيدن رو فکر کردم يه نوع شيون زدن و جيغ کشيدن زنانه‌ست!(روم سياه)

10 :: توسط مخمل بانو در 2007-03-07 04:49

رسول خدا ....
دود از سرم بلند ميشه ...بلند ميشه ...
اينا رو با دود دور و برم تصور کن...واقعا اگه اين اسلام اينقدر به ما حترام نذاشته بود ما کجا بوديم ...بهشت زير پا و هزار زر اندود ديگه ....

9 :: توسط ولگرد در 2007-03-07 04:15

عزیز
تو کامنت ولگرد راپست کردی
باز سرخ اش کردی
وای بحالت دفعه ديگه ايميل اش ميکنم تاهيچ کس تنواند انرا بخواند...

8 :: توسط زیتون در 2007-03-07 04:15

آذر جان.
آهان... پس این رسول خدا بالاخره تیغ کشیدن دوست داشت یا واجبی؟:)
اون موقع تیغ ژیلت هم بوده؟

راستی یه سوال. یعنی چند سوال!
کی از فرمول واجبی خبر داره؟ ماده‌ی شیمیاییه یا گیاهی؟(شایدم هسته‌ایه)
و اگه کسی بلده طرز استفاده‌شو بهم بگه. من شنیدم آقایون استفاده می‌کنن. خانوم‌ها هم می‌تونن؟ برای همه‌ی بدنه؟
این ورزشکارای پرمو که موقع مسابقه بدنشون بی‌مو می‌شه واجبی می‌زنن ؟ بدنشون نمی‌سوزه و قرمز نمی‌شه؟ با تیغ که نمی‌شه. سیخ سیخ از تو پوست می‌زنه بیرون.
خلاصه اینا سوالایی بود که چند ساله تو ذهنمه و به صورت عقده در اومده بود. و یک‌باره سرریز کرد و بیرون ریخت:)
آخیش...

می‌دونم مرمر جون.
چون لینک نوشته رو نداشتم به کامنت تو رجوع دادم.

7 :: توسط azar در 2007-03-07 03:55

ای که من عاشق اين طنز گونه نوشتن ولگردم ... عزيزم نوره همان است که در زندان اوين بخورد سعيد امامی دادند ..

6 :: توسط mar mar در 2007-03-07 03:37

زيتون جان همانطور که درکامنت شماره ۸۰ نوشته بودم آن متن توسط دوستان ديگری تهيه شده که در بسياری از سايتها ووبلاگها گذاشته شده (به منظوراطلاع رسانی) ومن آن رابرای راحتی وتسريع کار درکامنت دونی تو کپی کردم.

5 :: توسط زیتون در 2007-03-07 03:09

سلام به هم‌اسم عزیزم زیتون و مرمر خوبم و شاگرد ولتر که زحمت کشیده بیانیه‌ی پن‌لاگ رو در رابطه با روز جهانی زن و دستگیری‌های اختر اینجا گذاشته.

4 :: توسط شاگرد ِ وُ لتِر در 2007-03-07 03:07

درود زيتون عزيز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بیانیه ی کانون وبلاگ نویسان ایران (پنلاگ) به مناسبت ۸ مارس - روز جهانی زن

۸ مارس روز جهانی جنبش زنان است؛ جنبشی که در راه آزادی بیان و برقراری حقوق انسانی زنان مبارزه کرد، قربانی داد و توانست نام خود را در تاریخ جهان ثبت کند!

کانون وبلاگ نویسان ایران- پن‌لاگ این روزرا گرامی می‌دارد و از جنبش‌ آزادی‌خواه و برابری طلب ‌زنان جهان و به ویژه زنان ایران پشتیبانی می‌کند.

كانون وبلاگ نویسان ایران درآستانه‌ی این روز بزرگ توجه انجمن‌ها و نهادهای جهانی مدافع حقوق بشر را به پایمال شدن مداوم و برنامه‌ریزی شده‌ی حقوق زنان در ایران جلب می کند و خواستار نابودی هرگونه خشونت دولتی و غیردولتی علیه زنان در قوانین زن ستیز در ایران است.


دستگیری ده‌ها تن از کوشندگان جنبش زنان و از جمله وبلاگ نویسانی چون پرستو دوکوهکی و آسیه امینی در تجمعی مسالمت‌آمیز اعتراضی در برابر دادگاه انقلاب، نمونه‌ی آشکار ستیز با برابری حقوق زنان و مردان و وجود اراده‌ی سرکوب فعالیت و مبارزه برای رفع قوانین تبعیض‌آمیز زنان در ایران است. این گردهمایی که همزمان با دادگاه گروهی ازکوشندگان حقوق زنان و در واکنش به شدت‌گیری فشارهای امنیتی و احضارهای متعدد زنان برپا شده بود، مورد حمله‌ی نیروهای سرکوب‌گر حکومتی قرار گرفت و بازداشت نزدیک به سی و سه تن از زنان را درپی داشت.

درعرصه‌ی جهانی نیزکشته شدن يكی از وزرای زن استان پنجاب پاكستان به دليل نداشتن پوشش اسلامي که توسط افراد مسلح صورت گرفت و تجاوز به زنان زندانی بخصوص در زندان‌های عراق توسط نیروهای دولتی نمونه‌‌های دیگری از عدم آزادی زنان در بخش‌های گسترده ای از جهان متمدن امروز است.

کانون وبلاگ نویسان ایران – پن‌لاگ ۸ مارس روز جهانی زن را به همه زنان و کوشندگان این جنبش شادباش می گوید و با محکوم کردن هرگونه تبعیض جنسی و نابرابری حقوق زنان با مردان خواهان آزادی بی‌درنگ زنانی است که تنها گناه‌شان مبارزه درراه حقوق زنان است.


كانون وبلاگ نویسان ایران – پن‌لاگ

www.Penlog.Blogspot.com

3 :: توسط mar mar در 2007-03-07 02:50

سلام زيتون عزيز خوبی؟

2 :: توسط zeyton در 2007-03-07 02:44

man ke az in akhbare jadide iran narahat shodam. omidvaram baghie ham be zoodi azad beshand

1 :: توسط zeyton در 2007-03-07 02:43

.