شاهین نجفی عصیانزده یا مرتد؟
ماجرا اینه که شاهین نجفی اومده یه آهنگی خونده و ظاهرا مشکلات جامعه امروز ایرانیها رو بیان کرده. این ترانه سرو صدایی در اینترنت راه انداخته، طرفداران و دشمنان زیادی برای خودش دست و پا کرده. صفحاتی برای حکم ارتداد و یا حتی کُشتن او در فیسبوک راه افتاده.
حتی سکولارهای اطلاحطلب هم واکنش نشون دادن و بعضیها موافق و بعضیها مخالف پخش این آهنگن.
اول تعصب رو کنار گذاشته متن ترانه جدید شاهین تجفی رو با حوصله بخونیم :
نقی تو رو قسم به شوخ طبعییت
به این بیرون از گودِ تو تبعید
به این آلتِ بزرگ زندگانی
که پشت ما نشسته رو به تهدید
نقی تو رو به طول و عرض تحریم
دلارِ رو به رشد و حس تحقیر
نقی تو رو به امام مقوایی
به طفل علی گوی توی رحم گیر
به درس فقه تو اطاق عمل بینی
به آقا و تسبیح و جا نماز چینی
نقی تو رو به انگشت شیث رضایی
به دینی که اوت شد و فوتبال دینی
آی نقی!
حالا که مهدی خوابه ,ما تو رو صدا میزنیم
آی نقی!
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم
آی نقی!
نقی تو رو قسم به عشق و ویاگرا
تو رو به لنگای هوا شده وچاکرا
تو رو به سنگک و مرغ و گوشت و ماهی
سینی سیلی کنی و بکارت راه راه
نقی تو رو به ممه های گلشیفته
به آبروی نداشته که از ما ریخته
نقی تو رو به نژاد آریایی
به پلاکی که به گردن آویخته
نقی جون من تو رو به شوشول فرنود
سه هزار میلیارد زیر گنبد کبود
خلیج فارس و ارومیه هم قصه بود
راستی اسم رهبر جنبش سبز چی بود؟
آی نقی!
حالا که مهدی خوابه ,ما تو رو صدا میزنیم
آی نقی!
تو ظهور کن که ما آماده تُو کفنیم
آی نقی!
به رحلت جانگوز امام امّت
به سیاسیون فسیلی تُو غربت
به بیوه های با کلاس پلاس دیسکو
به بحثای روشنفکری تُو چت
به غیرت مردای اون کاره
به زنان مدافع حقوق مرد
به انقلاب رنگی از تُو تلویزیون
به سه درصد جمعیت کتاب خون
تو رو به شعارای آبکی و تُو خالی
نقی تو رو به این جماعت حالی به حالی
صبح زنده باد میگن و شب مرده باد
به قهرمانای قصه های خیالی
آی نقی!
حالا که مهدی خوابه ,ما تو رو صدا میزنیم
آی نقی!
تو ظهور کن که ما آماده تُو کفنیم
آی نقــــــــــــی!
وای نقــــــــــــــی!
خوب، میبینیم که شاهین نجفی با گفتن مشکلات جامعهمون از قبیل گرونی و فسیل شدن سیاسیون در غرب و فراموش کردن موسوی کنج عزلت وتحریم، عوض شدن اسم خلیج فارس و خشک شدن دریاچه ارومیه، دزدیده شدن 3000 میلیارد، رشد قیمت دلار و حس تحقیر، تبعید خیل عظیمی از روشنفکران و مردم ایران، فساد در فوتبال، به اینکه بعد از 33 سال هنوز مهر و جانماز از چین وارد میکنیم ، اینکه سینه برهنه گلشیفته کدوم آبروی نداشتهی ما رو تو جهان برده؟ اعتراض خودشو به زبون آورده.
شاهین نجفی در بیان مشکلات از بعضی خط قرمزهای جمهوری اسلامی هم عبور کرده. مثل:
خواب بودن امام زمان، صدا زدن امام نقی که نسبت به بقیه اماما کمتر معروفه و کمتر بهش استناد میشه و حساسیتی که حکومت روی صفحه فیسبوکی که به طنز باز شده و "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" جزء پربازدیدکنندهترین صفحاته، داره.
مسخره کردن امام مقوایی که در مراسم روز 22 بهمن امسال به نمایش دراومد،
انگشت شیث رضایی و مسئله فوتبال دینی، دخترانی که اجبارا درس فقه میخونن ولی همهش به فکر زیبایی و عمل جراحی دماغن!
( سهراب سپهری هم دختر همسایهشو مسخره کرده بود که زیر نارون زیبایی درس فقه میخونه. اما لحن سهراب چون نرمه کسی معترض نشد، فقط یواشکی یه قسمتهاییش حذف شد)
طعنه زدن به امامهایی که عمل جنسی زیادی داشتن .
به یاعلی گفتن خامنهای موقع تولد از رحم مادرش و...
یه عده نکات مثبت ترانه رو گرفتن و یه عده پرچم وااسلاما بلند کردن که شاهین نجفی پاشو از گلیمش درازتر کرده و حتی بعضیا شعر رو به حروفی برگردوندن و گفتن این شعر حرفای نعل به نعل شیطان پرستیه. پس شاهین نجفی خود شیطانه.
یه عده گفتن امامها عین پدر ما میمونن اگه کسی به پدر شما توهین کرد آیا میبخشیدیدش؟
غافل از اینکه اگر یه عده بیان بابای منو اونقدر گنده کنن و به اسم عقاید بابام به همه زور بگن و هر کاری کرد یه آیه از بابام بیارن که چنین و چنان و اینجور لباس نپوش و اینطور نگرد و اینطور بخور اونطور بخواب با فلان پا برو مستراح و ... برای بابای منم از این صفحات درست میشه و ازین شعرا هم میگن. چه اشکال داره اجازه بدیم جوونههای ما حرف دلشونو بزنن؟
من میگم شما هم فکر کن شاهین برادرته! ایا تو میای برادرتو به صرف ابراز عقیده اعدام کنی!
من میگم ما باید هوشیار باشیم، یه عده دارن عین قضیه سوسک مانا نیستانی و عین کاریکاتور نیکاهنگ کوثر از آیتالله مصباح به آتش ماجرا دامن میزنن. نباید بذاریم بین ما دودستگی راه بندازن.
و نباید بذاریم با حکم ارتداد دادن به یکی از برادرامون روح آزاد اندیشی ما کشته بشه.
والله به نفع حکومته عین زمان سلمان رشدی تموم هم و غم نظام و مردم بشه ترور کردن یا نکردن یه نویسنده.
شما ببینید این مسئل به نفع حکومته یا ما؟
سعه صدر داشته باشیم!
راستی اینم آهنگ این ترانه که شاهین نجفی با دهنش نواخته.
1- balatarin
2- لیدا حسینینژاد در رادیو زمانه در مطلب: درباره حکم ارتداد شاهین نجفی-
یادی از نوشته من کرده.
3- مدیار عزیز هم در مطلب: شاهین نجفی؛ افزودن به حاشیه با شعری که شعر نیست
موسیخسیخیها...
1- امروز تو سینما یه پسر مو سیخسیخی جلوم نشسته بود و من تموم مدت فیلمو از بین یک دسته سیخ انبوه که انگار در گلدانی گذاشته باشن میدیدم.
آقا جان وقتی میری سینما سیخاتو بخوابون،
خانم جان تو هم اون گلسر اندازه قابلمهتو بذار برای مهمونیا!
حالا از صدای چیپس و پفک و مغازلات عاشقونه میگذرم...
2- تنها رفته بودم سینما، اینقدر دلم به حال خودم سوخت که چی!! فکر کن یه زوج اینورم نشستن(طبیعتا دختره در کنار من) و همهش حرفای عاشقونه میزدن و یه زوج دیگه اونورم(طبیعتا دختره در کنار من) و عین کفتر بغبغو میکردن. از بخت بدم مو سیخسیخی هم جلوم. گریهم گرفته بود برای حال خودم...
3- اینقدر از فیلم نارنجیپوش بد شنیده بودم که از اول فیلم به خودم گفتم فکر کن اینو مهرجویی نساخته و یه فیلم مثلا مستندگونهست....
اونجوری از فیلم بدم نیومد. کلا وقتی تو از یه فیلم خیلی خوبی بشنوی موقع دیدنش ناخودآگاه دنبال نقطه ضعفاشی و وقتی خیلی بد میشنوی. پیش خودت میگی آیا این فیلم نکته مثبت نداشت.
اگه این فیلم باعث شه که مردم به آلودگی محیط زیست حساس شن خوبه. البته من دیدم کسایی که بعد از فیلم پاکت چیپس و پفک و بطریآبشونو انداختن زیرپا و رفتن....
بازی حامد بهداد( خود مارلون براندو بین) با اینکه اغراق شدهست بد نبود. من دیدم چطور دخترا براش غش و ضعف میکردن... لیلا حاتمی هم مثل همیشه، مثل همیشه بود... آخر فیلم از همه جالبتر بود. همه خانواده سپور شدن حتی مادر نابغه خانواده که در یکی از کشورهای اروپایی ماهی 15 هزار یورو درآمد داره.انگار مغز خر خورده:)
خوب بله... از کارای دیگه مهرجویی ضعیفتر بود...
روابط علی و معلولی اصلا تعطیل بود...
اصلا چرا خانم معلمه آخرش حامد رو تور نزد؟
اجاره نشینها، مهمان مامان، قابل مقایسه با نارنجی پوش نیستن. نارنجیپوش رو میشه با فیلمای در حد و اندازه خودش بدون در نظر گرفتن کارگردانش مقایسه کرد..
4- آیا حالا که دیگه نیکلای سارکوزی رئیسجمهور نیست، کارلا برونی ازش طلاق میگیره یه نه:)
آره خواهر، ما به همه جنبههای سیاست نگاه میکنیم.
5- بعد از اینکه قیمت شیر و ماست یهو چهل درصد گرون شد، دولت اعلام کرد از سهشنبه 19 قیمتا دوباره برمیگرده به قبل از عید، مای ساده هم که شیرو ماستمون تموم شده بود منتظر موندیم تا... امروز که سهشنبه باشه، مغازهداره بعد از شنیدن حرفم فقط قاهقاه خندید!
6- علی دايي گفت «خدا به من عزت داد تا بالاتر از پرسپوليس قرار بگيرم.» ذهن شنونده ناخواسته دچار اين پرسش ميشود كه مگر چهاردهم شدن در ميان 18تيم هم به كمك خداوند و كلمات قلمبهاي مثل عزت نياز دارد؟ مثلا اگر خدا به آقاي گل جهان عزت نداده بود او الان كجاي جدول ميايستاد؟ اگر بالاتر از پرسپوليس بودن نشانه عزت و اقتدار است كه الان 14تيم يعني تقريبا 78 درصد تيمهاي ليگ برتر صاحب اين عزت و افتخار هستند. پس ديگر چه نيازي است به خوشحالي كردن و سر به آسمان ساييدن؟!
والله این علی دایی یه پا رضازادهست برای خودش...
اونو ابوافضل کمک میکرد اینو خود خدا، بیواسطه!
چگونه در انجمن شعر، شعر بخوانیم!
طرز خواندن شعر در جلسات شعرخوانی:
شما مثلا میخواهید شعر "صدا کی میدهد تار شکسته" را جلوی جمع بخوانید.
قبلش با التماس از مجری میخواهید شما را حتما صدا بزند و اگر نزد صدبار با کاغذی که دست به دست به او میرسانید خواهشتان را تکرار میکنید.
وقتی مجری صدایتان زد اول اینور آنورتان را نگاه کنید و بگویید وای... چرا همهش من؟
سپس با تأنی و ناز فراوان پشت تریبون رفته، آنجا مقادیری گردنتان را کج کرده، چشمانتان لوچ کرده و برای اینکه ببینید مدل مو و آرایشتان روی دیگران چقدر تأثیر گذاشته به جمعیت خیره شوید و چند مژه بزنید(استفاده از مژه مصنوعی اثر این حرکت را چند برابر میکند).
بعد صدایتان را قدری مغموم و قدری مظلوم نموده، و با ادای هر حرف مقدار زیادی هوا از درون ریههایتان به بیرون بفرستید. یعنی انگار دارید به صورت پلکانی آه میکشید.
اینطوری:
صِح داح کِحِی میحی دَح هَد تاحارِح شِح کح ستِح!
...
تبریک میگم. شما توانستید!
شما یک شاعر بالقوه هستید، فقط میماند شعر گفتن که آنهم میشود در اینترنت هفت هشت شعر گرفت و آنها را در هم ادغام کرد و یک شعر نو ساخت...
تخممرغ حراجی
دیروزش سیبا یه شونه تخممرغ خریده بود هفت هزار تومن... فکر کردم چشمام اشتباه میبینه روی مغازههه نوشته بود تخممرغ شونهای سه هزار و پونصد تومن. رفتم تو، دیدم چندین ردیف از زمین تا سقف همینطور شونههای تخممرغه که چیدن و قیمتش هم همون بود. گفتم آقا نکنه اینا ازون تخممرغ چینیهاست؟ گفت نه خانم، سادهای! ایرانیین به جان شما. فوری یه شونه خریدم بردم خونه. سیبا که فکر کنم طبق معمول حسودش شده بود چرا من همه چیو میتونم نصف قیمتی که اون میخره بخرم، به جای تشکر با سرزنش گفت: آخه ما 60 تا تخممرغ برای چیمونه؟
برای اینکه ثابت کنم تخم مرغ خیلی بهدرد میخوره برای صبحانه تخممرغ آبپز، برای ناهار الویه، و برای شام کوکو پختم.
نشون به اون نشون، تموم بدنم شروع کرده به خارش و سوزش، و بعضی جاها کهیر زده و جرات هم ندارم بهش بگم. از بس خاروندم جای شیار ناخونام روی پوستم جاده و کوچه درست کرده...






